جمعه 29 ربیع‌الاول 1448
۲۰ شهریور ۱۴۰۵
11 سپتامبر 2026

(۱۸۷۱) حکم تاخیر در گفتن اذان

(۱۸۷۱) سوال: آیا جایز است بعد از ۱۰ دقیقه از گذشت وقت اذان (سوال کننده به عربی به جای الأذان می‌گوید اذان) داد؟

جواب:

برای سؤال کننده اولیٰ است از تعبیر شرعی استفاده کند زیرا که برای مردم واضح‌تر است.

و اما جواب سوالش: اگر انسان در داخل شهر می‌باشد شایسته نیست که اذان را از اول وقت به تأخیر بیاندازد زیرا که هرج و مرج پیش می‌آید و بین مؤذنین اختلاف به وجود می‌آید و برای مردم شبهه پیش می‌آید که کدام اذان بهتر است این که متقدم است یا متأخر؟ اما اگر در غیر شهر مثلا به صورت جماعتی در سفر هستند به خودشان بستگی دارد ولی افضل این است که در اول وقت اذان دهند زیرا که تقدیم نماز در اول وقت افضل می‌باشد مگر که شرع آن را به تأخیر بیاندازد و برای همین در صحیح بخاری و صحیح مسلم ثبت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در سفر بود مؤذن بلند شد که اذان بگوید، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: به تأخیر بیانداز را خنک‌تر شود سپس اراده کرد که اذان بگوید، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: به تأخیر بیانداز تا خنک‌تر شود سپس اراده کرد که اذان بگوید, رسول فرمود: به تأخیر بیانداز تا خنک‌تر شود تا این که سایه‌ی تپه اندازه‌ی خودش شد سپس اذان گفت.

و این دلیل بر آن است که مشروع بودن اذان به مشروعیت نماز است و هنگامی که شایسته است نماز تقدیم شود پس اذان هم اول وقت داده شود و اگر تأخیر نماز شایسته است مانند نماز ظهر در شدت گرمی و نماز عشا اگر مشقت نشود پس اذان نیز همان موقع داده شود و این در غیر از شهر و روستاها است که در آن مؤذنین وجود دارند پس شایسته نیست که از وقتی که مردم در آن اذان می‌گویند تخلف شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز رفع أذان الصلاة بعد توقيتها بعشر دقائق؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: إذا كان السائل يريد الأذان فالأولى أن يعبر عنه بالأذان، لأنه التعبير الشرعي عنه، ولأنه أوضح للناس.

وأما الجواب على سؤاله: فإنه إذا كان الإنسان في بلد فلا ينبغي أن يتأخر عن أول الوقت، لأن ذلك يؤدي إلى الفوضى واختلاف المؤذنين، والاشتباه على الناس أيهما أصوب، هذا المتقدم أو المتأخر؟ أما إذا كان في غير بلد، وكانوا جماعة في سفر مثلا، فالأمر إليهم، لكن الأفضل أن يؤذنوا في أول الوقت، لأن تقديم الصلاة في أول وقتها أفضل إلا ما شرع تأخيره، فما شرع تأخيره فإنه يؤخر فيه الأذان.

ولهذا ثبت في صحيحي البخاري ومسلم أن الرسول صلى الله عليه وسلم كان في سفر، فقام المؤذن يؤذن، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «أبرد» ثم أراد أن يقوم فقال: «أبرد». ثم أراد أن يقوم فقال: «أبرد». حتى ساوى التل ظله، ثم أذن.وهذا يدل على أن الأذان مشروع حيث تشرع الصلاة، فإذا كانت الصلاة مما ينبغي تقديمه قدم الأذان في أول الوقت، وإن كانت الصلاة مما ينبغي تأخيره – كصلاة الظهر في شدة الحر، وصلاة العشاء – فإنه يُؤَخَرُ إذا لم يَشُقَّ، هذا في غير المدن والقرى التي فيها مؤذنون، فلا ينبغي للإنسان أن يتخلف عن الوقت الذي يؤذن فيه الناس.

مطالب مرتبط:

(۱۸۶۱) آیا گرفتن حقوق برای اذان و اقامه جایز است؟

چیزی که الان از بیت المال برای امامان و مؤذنین گرفته می‌شود حقوق نیست ولی رزقی از بیت المال، برای کسی که نفعی به عموم مردم می‌رساند تخصیص داده شده است پس حرجی در گرفتن حقوق برای امام و مؤذن نیست...

ادامه مطلب …

(۱۸۵۴) حکم گفتن اقامه در نماز زنان

این مسئله بین علما اختلاف است که آیا اقامه برای جماعت زنان مشروع است یا خیر؟ و نزدیکتر آن است که مشروع است...

ادامه مطلب …

(۱۸۵۱) آیا برای مؤذن جایز است که قبل از وضو گرفتن اذان دهد؟

بله برای مؤذن جایز است قبل از این وضو بگیرد اذان بگوید زیرا طهارت از شروط اذان نمی‌باشد...

ادامه مطلب …

(۱۸۶۶) حکم پخش اذان از طریق صوت ضبط شده

جایز نیست زیرا که اذان عبادت است و واجب است که انسان با عبادت را بجا آورد بر حسب آنچیزی که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد شده است و با خود انسان بجا می‌آید و ضبط نمی‌شود...

ادامه مطلب …

(۱۸۴۶) مؤذنی است که اذان شرعی را خوب نمی‌گوید، راهنمایی شما چیست؟

در واقع سوال کننده بیان نکرد که کدام همزه را حذف می‌کند و من نمی‌دانم که همزه‌ی اول (أشهد) منظورش می‌باشد؟

ادامه مطلب …

(۱۸۹۲) حکم صلوات بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بلافاصله بعد از اذان

شکی نیست که بدعت است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه