سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۱۸۱۹) حکم عقد ازدواج در هنگام ترک نماز

(۱۸۱۹) سوال: شیخ بزرگوار من چهار سال قبل ازدواج کرده‌ام و در زمان عقد همسر من نماز نمی‌خوانده است با وجود این که نماز را می‌خوانده و به صورت منظم آن را بجا نمی‌آورده است و الان یک فرزند از آن دارم و ترکش از روی انکار نماز نبوده و از باب کسالت بوده است ولی الان الحمدلله بر نمازش محافظت می‌کند و کسالت نمی‌کند ولی چیزی که مرا مشغول کرده است ترک آن در زمان عقد است. آیا آن باطل است و واجب است که دوباره صورت بپذیرد یا نه؟ و اگر باطل است موقف صحیح در مقابل این فرزند چه می‌باشد؟ لطفا مرا راهنمایی و نصیحت کنید جزاکم الله خیرا.

جواب:

این سوال متضمن مسئله‌ی بسیار عظیمی می‌باشد که از مهم‌ترین مسائل و مشکل‌ترین آن است که ترک کردن نماز است.

و علما در این که تارک نماز کافر مرتد است یا فاسق مسحق قتل و یا مستحق تعزیر است تا نماز بخواند اختلاف کرده‌اند و این مانند دیگر نزاع‌هایی است که باید آن را به کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برگردانیم و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَإِن تَنَـٰزَعۡتُمۡ فِی شَیۡءࣲ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡـَٔاخِرِۚ ذَ ا⁠لِكَ خَیۡرࣱ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِیلًا}[سوره النساء: ۵۹] (و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبر باز گردانید؛ اگر به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام‌تر است) و : {وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِیهِ مِن شَیۡءࣲ فَحُكۡمُهُۥۤ إِلَى ٱللَّهِ} [سوره الشورى: ۱۰] (و در هر چیزی که در آن اختلاف کنید، پس حکم (و داوری) آن با الله است) و زمانی که این را به کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و داناترین مردم به حکم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صحابه هستند برگردانیم برای ما می‌شود که راجح از اقوال اهل علم کافر بودن تارک نماز است و تارک نماز مرتد است که از او طلب توبه می‌شود و اگر توبه نکرد کشته می‌شود و غسل و کفن نمی‌شود و بر آن نماز خوانده نمی‌شود و در قبرستان مسلمانان دفن نمی‌شود بلکه در چاله‌ای حفر شده به دور از آبادی دفن می‌شود زیرا که عاقبت او آتش است والعیاذ بالله.

برای همین هم برای خانواده‌اش جایز نیست که اگر او بر ترک نماز وفات کرده است و توبه نکرده به مسلمین تقدیمش کنند تا بر روی او نماز بخوانند و جایز نیست که همراه مسلمانان دفنش کنند و برایشان جایز نیست که برایش دعای رحمت و مغفرت بکنند و این چیزی است که نصوص کتاب و سنت و اقوال صحابه بر آن دلالت می‌دهند.

اما فرزندی که از این نکاحی که سوال کننده اشاره کرد حاصل شده، فرزندش می‌باشد زیرا که در بالاترین حد دیگر این وطء شبهه است که در وطء شبهه فرزند که پدرش ملحق می‌شود.

و اما توبه‌ی که الان به سوی کرده است پس به خاطر آن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حمد می‌شود و این برای او نعمتی است و نظر من این است که دوباره عقد نکاح را ببندد تا اطمینان یابد و قلبش آرام شود و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در اهلش برکت بیاندازد ولی توجه شود که اگر در زمان عقد نماز را مطلقا ترک نکرده بوده است پس او کافر نیست زیرا که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد کسی که نماز را ترک می‌کند می‌فرماید: «إِنَّ الْعَهْدَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ»[۱] ( عهد بین ما و ایشان نماز است پس کسی آن را ترک کند حقیقتا کافر گشته است) و «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ»[۲] (فاصله‌ی انسان با شرک و کفر ترک نماز است) نگفت: {ترک صلاة} بلکه گفت: {ترک الصلاة} و فرق است بین کسی مردی که از روی کسالت گاهی نماز نمی‌خواند و مردی که از روی کسالت هیچ وقت نماز نمی‌خواند و عزم کرده است که از اصلا نماز نخواند و دومی را ما کافر می‌دانیم اما اولی کافر نیست ولی فاسق است که باید تقوای الله را پیشه کند و آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر مؤمنین فرض گردانیده است را انجام دهد: {إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِینَ كِتَـٰبࣰا مَّوۡقُوتࣰا} [سوره النساء: ۱۰۳] (که همانا نماز (فریضه‌ای است که) در اوقات معینی بر مؤمنان واجب (و نوشته) شده‌است)


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: فضيلة الشيخ تزوجت منذ أربع سنوات، وعند العقد من زوجتي لم أكن أصلي، علما بأن زوجتي كانت تصلي ولكن غير منتظمة في الصلاة، وأنجبت طفلا، علما بأنني لم أكن تاركا للصلاة عن جحود وإنما تكاسلا، وأنا الآن والحمد الله محافظ على صلاتي ولا أتكاسل عنها، ولكن ما يشغلني هو العقد، هل يعتبر باطلا ويجب إعادته أم لا؟ وإذا كان باطلا فما موقف الطفل من ذلك؟ أفيدوني وانصحوني مأجورين.

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا السؤال يتضمن مسألة عظيمة كبيرة، من أهم المسائل وأشكل المشكلات، ألا وهي ترك الصلاة.

وقد اختلف العلماء -رحمهم الله – في تارك الصلاة هل يكون كافرا مرتدا عن الإسلام، أو يكون فاسقا مستحقا للقتل، أو يكون فاسقا لا يستحق القتل ولكنه يستحق التعزير حتى يصلي؟ وهذا النزاع كغيره من النزاعات يجب الرجوع فيه إلى كتاب الله وإلى سنة رسوله صلى الله عليه وسلم، وقد قال الله تعالى: ﴿ فَإن تَتَزَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴾ [النساء: ٥٩] وقال الله تعالى: ﴿ وَمَا أَخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللهِ ﴾ [الشورى: ١٠] وإذا رددنا هذا النزاع إلى كتاب الله، وسنة رسوله ، وأعلم الناس بحكم الله وهم الصحابة تبين لنا أن الراجح من هذه الأقوال كفر تارك الصلاة كفرًا أكبر مخرجًا عن الملة، وأن ترك الصلاة ردة عن الإسلام يُسْتَتَابُ فيه الإنسان فإن تاب وإلا قتل كافرا، لا يُغسل، ولا يُكَفِّن، ولا يُصَلَّى عليه، ولا يُدْفَنُ مع المسلمين، وإنما يحفر له حفرة في أي مكان بعيد عن العمران ويُرْمَسُ ،رمسًا لأن ماله إلى النار والعياذ بالله.

ولهذا لا يجوز لأهله إذا مات على ترك الصلاة ولم يتب أن يقدموه إلى المسلمين ليصلوا عليه ولا يجوز أن يدفنوه مع المسلمين، ولا يجوز لهم أن يَدْعُوا له بالرحمة والمغفرة. هذا هو ما دلت عليه نصوص الكتاب والسنة وأقوال الصحابة.

أما بالنسبة للولد الذي حصل من هذا النكاح الذي أشار إليه السائل: فالولد، ولده لأن وطأه كان على أكبر تقدير وطء شبهة، والولد يلحق أباه بوطء الشبهة.

وأما توبته الآن إلى الله: فهذا شيء يحمد عليه، وهو من نعمة الله عليه، والذي أرى له أن يجدد عقد النكاح حتى تطمئن نفسه وينشرح صدره ويبارك الله له في أهله، ولكني أنبهه على مسألة: إذا كان حين العقد يصلي ويخلي، يعني: لم يترك مطلقا، فإنه ليس بكافر، لأن النبي صلى الله عليه وسلم قال فيمن تركها: «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة، فمن تركها فقد كفر»، وقال: «بين الرجل وبين الشرك والكفر ترك الصلاة» لم يقل: ترك صلاة، بل ترك الصلاة وفرق بين رجل كسول يصلي أحيانًا ويدع أحيانًا، ورجل كسول لا يصلي أبدا وقد عزم على ألا يصلي، فالثاني هو الذي نرى أنه كافر، وأما الأول فليس بكافر، بل هو فاسق وعليه أن يتقي الله -عز وجل-، وأن يقوم بما فرضه الله عليه إن كان من المؤمنين: ﴿إِنَّ الصَّلَوةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَبَا مَّوْقُوتًا[النساء: ١٠٣].

مطالب مرتبط:

(۱۸۳۱) موقف شوهری كه همسرش در امر نماز سهل‌انگاری می‌کند

بر او واجب است که همسرش را به نماز امر کند و او را ادب کند تا این که نماز بخواند و اگر بر ترک نماز اصرار ورزید او کافر است العیاذ بالله و از دین اسلام خارج شده است....

ادامه مطلب …

(۱۷۷۷) حکم هجر كردن اشخاص بی‌نماز

روش اهل سنت و جماعت بر این است که انسان با معصیت از ایمان خارج نمی‌گردد اما اگر در هجر او فائده‌ای باشد که مثلا خجالت بکشد و راه درست برگردد پس هجر او واجب است...

ادامه مطلب …

(۱۸۲۲) حکم زنی که نماز را ترک کرده است

قول راجح از اقوال اهل علم است که تارک نماز کافر است و از دایره‌ی اسلام خارج است بنابراین او بر شما حرام است تا زمانی که به سوی دینش برگردد و نماز بخواند...

ادامه مطلب …

(۱۷۸۴) حکم کمک به شخصی كه نماز و روزه را بجای نمی‌آورد

او حرمتی ندارد و شایسته نیست که چیزی از غذا و نوشیدنی و یا غیره به او کمک شود زیرا او از اسلام مرتد گشته است و حکم او این است که به اسلام دعوت شود...

ادامه مطلب …

(۱۸۱۵) حکم شخصی که فوت کرده و بعضی از نمازهایش را ترک می‌کرده است

بر تو لازم است که برایش طلب بخشش کنی زیرا که این نیکی به آن است و او نیازمند استغفار برایش می‌باشد زیرا که او نماز را ترک کرده است و ترک نماز ابدا جایز نمی‌باشد...

ادامه مطلب …

(۱۸۳۸) حکم کتک زدن فرزندی که نماز نمی‌خواند

فرزندان در سن ده سالگی اگر نماز نخوانند چه دختر و چه پسر زده می‌شوند و وقتی که به بلوغ رسید و نماز نخوانند این شدت می‌یابد و این در هنگام هر نمازی است و برای سرپرست آن از پدر و مادر، پند دادن کافی نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه