پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۱۸۰۹) برای نماز و روزه‌ای که ترک کرده‌ام چکار باید بکنم؟

(۱۸۰۹) سوال: من جوانی ۳۲ ساله هستم که تارک نماز و روزه بوده‌ام و حج را بجا آورده‌ام و بعد از یک سال برای یکی از نزدیکانم حج را بجا آوردم و همچنان در حال ترک نماز و روزه بودم و بعد از آن توبه کردم و از ترک واجبات و انجام محارم، پشیمان هستم. و برای نماز و روزه‌ای که ترک کرده‌ام چکار باید بکنم؟ و آیا حجی که برای خود و آن خویشاوندم انجام داده‌ام صحیح است یا باید اعاده کنم؟

جواب:

از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهم کسی که اسم خودش یا لقبش را مشتاق بهشت می‌نامد واقعا مطابق کسی که این لقب را گذاشته است باشد و حریص بر اعمالی که او را به بهشت می‌رساند قرار دهد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قولش ذکر می‌کند: {وَسَارِعُوۤا۟ إِلَىٰ مَغۡفِرَةࣲ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا ٱلسَّمَـٰوَ ا⁠تُ وَٱلۡأَرۡضُ أُعِدَّتۡ لِلۡمُتَّقِینَ* ٱلَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی ٱلسَّرَّاۤءِ وَٱلضَّرَّاۤءِ وَٱلۡكَـٰظِمِینَ ٱلۡغَیۡظَ وَٱلۡعَافِینَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ یُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِینَ* وَٱلَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوۤا۟ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ فَٱسۡتَغۡفَرُوا۟ لِذُنُوبِهِمۡ وَمَن یَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمۡ یُصِرُّوا۟ عَلَىٰ مَا فَعَلُوا۟ وَهُمۡ یَعۡلَمُونَ* أُو۟لَـٰۤىِٕكَ جَزَاۤؤُهُم مَّغۡفِرَةࣱ مِّن رَّبِّهِمۡ وَجَنَّـٰتࣱ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَاۚ وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَـٰمِلِینَ} [سوره آل عمران: ۱۳۳-۱۳۶] (و به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن (به قدر) آسمان‌ها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده‌است، بشتابید* آن کسانی‌که در توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند، و از مردم در می‌گذرند، و الله نیکوکاران را دوست می‌دارد* و کسانی‌که چون مرتکب کار زشتی شوند یا بر خود ستم کنند، الله را به یاد می‌آورند، پس برای گناهان‌شان آمرزش می‌خواهند، و چه کسی جز الله گناهان را می‌آمرزد؟ و به آنچه کرده‌اند، در حالی‌که می‌دانند (که گناه است) پا فشاری و اصرار نمی‌کنند* آن‌ها پاداش‌شان آمرزشی از (جانب) پروردگارشان و باغ‌هایی است که از زیر (درختان) آن جوی‌ها جاری است، جاودانه در آن می‌مانند، و پاداش (نیکو کاران و) اهل عمل چه خوب است) امیدواریم که اینگونه محقق شود زمانی که الله او را از کفر و گمراهی به ایمان هدایت کرد.
و آنچه ذکر شد از این که او ابتدا تارک نماز و روزه بوده و در همین حال برای خود و یکی از نزدیکانش حج بجا آورده است و سوال می‌کند که جایگاه این دو حج چگونه است و چه چیزی در مقابل ترک کردن این فرض‌ها بر او واجب گشته است؟ می‌گوییم: اما حال او که تارک نماز بوده است کافری از کافران که از دین اسلام خارج بوده است برای این که ترک کردن نماز کفر است و موجب همیشه ماندن در جهنم می‌شود همانطور که قرآن و سنت و قول سلف بر آن دلالت دارد برای همین برای کسی که نماز نمی‌خواند حلال نیست که با زنی مسلمان ازدواج کند و اگر با زنی مسلمان زندگی می‌کند نکاح او فسخ می‌شود و ماندن با او برایش حلال نیست و اگر برایش نکاح صورت گرفت و او در همین حال بود و سپس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر او منت نهاد و توبه کرد بر او واجب است که دوباره عقد نکاح کند زیرا که نکاح اولی با نماز نخواندن او باطل می‌گردد زیرا که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَا تَنكِحُوا۟ ٱلۡمُشۡرِكَـٰتِ حَتَّىٰ یُؤۡمِنَّۚ وَلَأَمَةࣱ مُّؤۡمِنَةٌ خَیۡرࣱ مِّن مُّشۡرِكَةࣲ وَلَوۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡۗ وَلَا تُنكِحُوا۟ ٱلۡمُشۡرِكِینَ حَتَّىٰ یُؤۡمِنُوا۟ۚ وَلَعَبۡدࣱ مُّؤۡمِنٌ خَیۡرࣱ مِّن مُّشۡرِكࣲ وَلَوۡ أَعۡجَبَكُمۡۗ} [سوره البقرة: ۲۲۱] (و با زنان مشرک تا ایمان نیاورده‌اند؛ ازدواج نکنید، و بی‌گمان کنیز با ایمان از زن (آزاد) مشرک بهتر است، اگر چه (زیبایی یا دارایی او) شما را به شگفت آورد. و (زنان با ایمان را) به ازدواج مردان مشرک در نیاورید؛ تا ایمان بیاورند. و قطعاً بردۀ با ایمان از مرد (آزاد) مشرک؛ بهتر است، اگر چه (زیبائی یا دارایی و موقعیت او) شما را به شگفت آورد) و {فَإِنۡ عَلِمۡتُمُوهُنَّ مُؤۡمِنَـٰتࣲ فَلَا تَرۡجِعُوهُنَّ إِلَى ٱلۡكُفَّارِۖ لَا هُنَّ حِلࣱّ لَّهُمۡ وَلَا هُمۡ یَحِلُّونَ لَهُنَّ} [سوره الممتحنة: ۱۰] (پس اگر آن‌ها را (زنانی) مؤمن یافتید، آن‌ها را به سوی کفار باز نگردانید، نه آن‌ها برای آنان (کافران) حلالند و نه آن‌ها (کافران) برای این‌ها حلالند) و این مسئله بسیار خطرناکی است که در جامعه‌ی ما کسانی یافت می‌شوند که نماز نمی‌خوانند و سپس با زنانی مومن و نماز خوان ازدواج می‌کنند.
می‌گویم و تکرار می‌کنم: کسب که عقد کند و درحالت ترک نماز باشد سپس الله بر او منت هدایت نهد باید بار دیگر عقد نکاح کند تا عقدش صحیح گردد و مردی که نماز نمی‌خواند برایش حلال نیست که وارد مکه شود زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِكُونَ نَجَسࣱ فَلَا یَقۡرَبُوا۟ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ بَعۡدَ عَامِهِمۡ هَـٰذَاۚ} [سوره التوبة: ۲۸] (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! بی‌گمان مشرکان پلیدند، پس نباید بعد از اِمسال، به مسجد الحرام نزدیک شوند) و اما این حجی که برای خود و یکی از نزدیکانش بجا آورده است در حالی که نماز نمی‌خوانده است، حج او مقبول و صحیح نیست و فرض او ادا نشده است و بر او واجب است آن را بجا آورد و هیچ فایده‌ای به آن خویشاوندش نرسانده است برای این که او کافر بوده است و عبادت‌های کافر صحیح نیست زیرا که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَـٰتُهُمۡ إِلَّاۤ أَنَّهُمۡ كَفَرُوا۟ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ وَلَا یَأۡتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمۡ كُسَالَىٰ وَلَا یُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَـٰرِهُونَ} [سوره التوبة: ۵۴] (و هیچ چیز مانع قبول انفاق‌های آن‌ها نشد، مگر آنکه به الله و پیامبرش کافر شدند، و جز با کسالت (و بی میلی) برای نماز حاضر نمی‌شوند، و جز با کراهت انفاق نمی‌کنند) و لازم است که حج دیگر بجا آورد و اگر در این حالت عقد کرده‌ بودی پس باید عقد نکاح جدید بکنی.
و اما به نسبت اعمالی که در گذشته انجام ندادی واجب نیست قضای آن را بجا آوری زیرا صحیح در نظر ما ایت است که هر عبادتی وقت محدودی دارد و بدون عذر شرعی از وقتش خارج شود قضای آن نقعی ندارد زیرا که عبادتی که محدود به وقتی است معنایش این است که باید آن را در وقتی تعیین شده بجا آوری و اگر بدون عذر شرعی قبل و یا بعد از آن انجام دادی صحیح نمی‌باشد و اگر انجام داد پس بر وجهی که الله و رسول امر نکرده است انجام داده است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «من عمل عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد» (هر عملی که امر ما بر آن نیست مردود است) و اگر گفتیم که در این صورت قضا دارد همه درباره‌ی به تأخیر انداختن نماز از وقتش سهل انگاری می‌کنند و یا هر عبادتی که به وقتی محدود شده است مادامی که خواندن آن بعد از وقتش به آن‌ها نفع می‌رساند.
و برای این برادر سوال کننده لازم است که به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌ی نصوح کند و بر طاعات مداومت کند و خود را با انجام صالح زیاد و استغفار و توبه فراوان به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزدیک کند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {قُلۡ یَـٰعِبَادِیَ ٱلَّذِینَ أَسۡرَفُوا۟ عَلَىٰۤ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُوا۟ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ یَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ} [سوره الزمر: ۵۳] ((ای پیامبر، از جانب من) بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف (و ستم) کرده‌اید! از رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نا امید نشوید، همانا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه گناهان را می‌بخشد، یقیناً او بسیار آمرزندۀ مهربان است) و این آیه در مورد دو توبه کننده نازل شده است و بنده از هر گناهی که توبه کند اگر چه شرک باشد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را می‌پذیرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل راغب الجنة أنا شاب في الثانية والثلاثين من عمري، وقد كنت تاركًا للصلاة والصيام، وأديت الحج عن نفسي وأنا كذلك، وبعد مضي سنة حججت مرة أخرى عن أحد أقاربي وأنا أيضًا على تلك الحال تارك للصلاة والصيام، وبعد ذلك تُبْتُ إلى الله وندمت على ما حصل مني من ارتكاب لمحارم الله وترك للواجبات، فماذا عليّ بالنسبة للصلاة والصيام فيما مضى؟ وهل حجي عن نفسي وعن قريبي صحيح أم يلزم إعادته؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أسأل الله تعالى لمن سمى نفسه أو لقبها براغب الجنة أن يكون هذا اللقب مطابقًا لمن لقب به، فيكون حريصًا على الأعمال التي تُوَصِّلُهُ إلى هذه الجنة، والتي ذكرها الله تعالى في قوله: ﴿ وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُ والذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ (٣٥) أَوَلَتَبِكَ جَزَاؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّتُ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَمِلِينَ ﴾ [آل عمران: ١٣٣-١٣٦]، ونرجو أن يكون ذلك متحققا حيث هداه الله -سبحانه وتعالى- إلى الإيمان بعد الضلال والكفر.

وما ذكره من أنه كان في أول أمره تاركًا للصلاة والصيام، وأنه حج مرة لنفسه وهو على هذه الحال، ومرة لأحد أقاربه وهو على هذه الحال أيضًا، ثم يسأل: ما شأن هاتين الحجتين وماذا يجب عليه إزاء ما ترك من الفرائض؟ فنقول: أما حاله وهو تارك للصلاة فإنه كافر من جملة الكافرين الخارجين عن الإسلام، لأن ترك الصلاة كفر مخرج عن الملة موجب للخلود في النار، كما دل على ذلك الكتاب والسُّنَّة وقول السلف – رحمهم الله-، وعلى هذا: فإن من لا يصلي لا يحل أن يتزوج امرأة من المسلمين، وإذا كان عنده امرأة فإن نكاحه منها ينفسخ، ولا يحل الاستمرار عليه، وإذا كان قد عقد له النكاح وهو على هذه الحال ثم من الله عليه بالتوبة فإنه يجب أن يجدد عقد النكاح له، لأن عقد النكاح الأول الذي عقد له وهو لا يصلي عقد باطل، لقوله تعالى: ﴿ وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَتِ حَتَّى يُؤْمِنَ وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنُ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِك وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ ﴾ [البقرة: ٢٢١]، ولقوله تعالى: ﴿فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَتِ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلَّ لَمْ وَلَاهُمْ يَحِلُّونَ هُن ﴾ [الممتحنة: ۱۰]، وهذه مسألة خطيرة جدا، حيث إنه يوجد في مجتمعنا من لا يصلي، ثم يعقد له النكاح على امرأة مؤمنة تؤمن بالله وتصلي.

أقولها وأكرر: إن من عقد له النكاح وهو على هذه الحال -أي: لا يصلي – ثم من الله عليه بالهداية فإنه يجب أن يعاد عقد النكاح مرة أخرى حتى يكون عقدًا صحيحًا، وهذا الرجل الذي لا يصلي لا يحل له أن يدخل مكة لقوله تعالى: ﴿ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هذا ﴾ [التوبة: ۲۸]، وأما حجه عن نفسه وهو لا يصلي فإنه غير مجزئ ولا مقبول ولا صحيح، فهو لم يؤد الفريضة الآن، فعليه أن يؤدي الفرض، وكذلك حجه عن قريبه لا ينتفع به قريبه ولا يؤدي عنه إن كان حجا عن فريضة، وذلك لأنه وقع من كافر، والكافر لا تصح منه العبادات، لقوله تعالى: ﴿ وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ، وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَوَة إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَرِهُونَ ﴾ [التوبة: ٥٤].

وعلى هذا فنقول لهذا السائل أما بالنسبة لحجك عن نفسك وعن قريبك فإنه لاغ ولا يصح، ويجب عليك أن تعيد حج الفريضة مرة أخرى، وإذا كان قد عقد لك النكاح وأنت على هذه الحال فإنه يجب عليك إعادة عقد النكاح من جديد.

وأما بالنسبة لما تركت من الأعمال السابقة فإنه لا يجب عليك قضاؤها، لأن الصحيح عندنا أن كل عبادة مؤقتة بوقت فإنه إذا أخرت عن وقتها عمدا بدون عذر شرعي فإنه لا ينفع قضاؤها، لأن العبادة المحددة بوقت معناها أنه يجب أن تكون في هذا الوقت المحدد، فلو فعلت قبله لن تصح، ولو فعلت بعده بدون عذر شرعي يبيح التأخير لن تصح أيضًا، وذلك لأنها لو أخرت عن وقتها بدون عذر شرعي ثم فعلها الإنسان بعده فإنه يكون قد فعلها على وجه لم يأمر الله بها ، ورسوله، وقد قال النبي صلى الله عليه وسلم: «من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد»، ولأننا لو قلنا بقضائها في مثل هذه الحال لكان كل إنسان يهون عليه أن يؤخر الصلاة عن وقتها أو العبادة المؤقتة عن وقتها، ما دام ينفعه إذا أتى بها بعد الوقت. فعلى هذا الأخ السائل أن يتوب إلى الله توبة نصوحًا، وأن يستمر في فعل الطاعات، والتقرب إلى الله عز وجل – بكثرة الأعمال الصالحة، ويكثر من الاستغفار والتوبة. وقد قال الله تعالى: ﴿ قُلْ يَعِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ [الزمر:53]، وهذه الآية نزلت في التائبين، فكل ذنب يتوب العبد منه – ولو كان شركا بالله – عز وجل- فإن الله يتوب عليه.

مطالب مرتبط:

(۱۷۶۴) حکم جواب دادن سلام تارک نماز

بله برای مسلمان اگر یکی از اهل کتاب یا غیر اهل کتاب بر او سلام کرد جایز است که جوابش را بدهد چون که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آن امر کرده است...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۸) حکم دعا برای تارک نماز

برای این سوال کننده جایز نیست که برای پدرش که با تارک نماز بودن از دنیا رفته است دعا کند چون که تارک نماز کافر است و طبق قول راجح از ملت اسلام خارج گشته است...

ادامه مطلب …

(۱۸۰۱) قضای نمازهای فوت شده

در چنین موردی توبه کافی است زیرا هر کسی که عبادتی را بدون عذر از وقت محدودش خارج کند برای او قضایی نیست و اگر قضا کند نیز برای او فایده‌ای ندارد و قضای آن بیهوده است...

ادامه مطلب …

(۱۷۹۶) حکم قضای نمازهای فوت شده

قضای آنچه گذشته است لازم نیست ولی بر او واجب است به سوی الله توبه کند و اعمال صالح را زیاد انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۱۷۷۷) حکم هجر كردن اشخاص بی‌نماز

روش اهل سنت و جماعت بر این است که انسان با معصیت از ایمان خارج نمی‌گردد اما اگر در هجر او فائده‌ای باشد که مثلا خجالت بکشد و راه درست برگردد پس هجر او واجب است...

ادامه مطلب …

(۱۷۷۹) آیا برای من جایز است که برای میت بی‌نماز، نماز بخوانم؟

به مجرد گمان جایز نیست که حکم به تارک بودن فردی در نماز کنیم زیرا اصل بر مسلمان بودن او می‌باشد که بر او نماز خوانده می‌شود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه