دوشنبه 20 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
3 آگوست 2026

(۱۷۷۹) آیا برای من جایز است که برای میت بی‌نماز، نماز بخوانم؟

(۱۷۷۹) سوال: هنگامی که انسانی فوت کرد و ظن غالب من این است که او اصلا نماز نمی‌خوانده است پس برای من جای است که بر او نماز بخوانم یا چکار کنم؟

جواب:

در این برنامه بیان کردیم و در رساله‌ای که نوشتیم واضح ساختم که قرآن و سنت و اقوال صحابه برآن دلالت دارند که تارک نماز که از روی سهل‌انگاری و کسالت نماز را ترک کند، کافر و از ملت اسلام خارج هستند ولی به مجرد گمان جایز نیست که حکم به تارک بودن فردی در نماز کنیم زیرا اصل بر مسلمان بودن او می‌باشد که بر او نماز خوانده می‌شود برای این که نماز در نفوس مسلمین عظیم است و اگر شخصی برای نماز خواندن بر او آورند پس به مجرد ظن جایز نیست که نماز بر او نخوانیم بله اگر یقین داری که او نماز نمی‌خوانده است پس بر تو جایز نیست که بر او نماز بخوانی زیرا که نماز بر غیر مسلمان حرام است به خاطر این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که می‌فرماید: {وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰۤ أَحَدࣲ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدࣰا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦۤۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُوا۟ وَهُمۡ فَـٰسِقُونَ} [سوره التوبة: ۸۴] (و هرگز بر هیچ یک از آن‌ها که مرده است، نماز نخوان، و بر (کنار) قبرش نایست، بی‌گمان آن‌ها به الله و رسولش کافر شدند، و در حالی‌که فاسق (و نافرمان) بودند؛ مردند) و {مَا كَانَ لِلنَّبِیِّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ أَن یَسۡتَغۡفِرُوا۟ لِلۡمُشۡرِكِینَ وَلَوۡ كَانُوۤا۟ أُو۟لِی قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَـٰبُ ٱلۡجَحِیمِ} [سوره التوبة: ۱۱۳] (برای پیامبر و کسانی‌که ایمان آوردند (شایسته) نبود که برای مشرکان طلب آمرزش کنند، – هر چند از نزدیکان‌شان باشند- بعد از آنکه برای آن‌ها روشن شد که آن‌ها اهل دوزخند) نماز برای میت شفاعت کردن او نزد الله می‌باشد که برای کسی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از او راضی نیست حلال نمی‌باشد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَا یَشۡفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ٱرۡتَضَىٰ وَهُم مِّنۡ خَشۡیَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ} [سوره اﻷنبياء: ۲۸] (و آن‌ها جز برای کسی‌که (الله از او خشنود باشد و) بپسندد، شفاعت نمی‌کنند، و آن‌ها از ترس او بیمناک‌اند) و همچنین نفعی به آن کسی که برای شفاعت می‌شود نیز ندارد: {یَوۡمَىِٕذࣲ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَـٰعَةُ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَـٰنُ وَرَضِیَ لَهُۥ قَوۡلࣰا} [سوره طه: ۱۰۹] (آن روز شفاعت (هیچ کس) سود نمی‌بخشد، جز کسی‌که (الله) رحمان به او اجازه داده، و گفتار او را پسندیده است) و :{وَكَم مِّن مَّلَكࣲ فِی ٱلسَّمَـٰوَ ٰ⁠تِ لَا تُغۡنِی شَفَـٰعَتُهُمۡ شَیۡـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن یَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن یَشَاۤءُ وَیَرۡضَىٰۤ} [سوره النجم: ۲۶] (و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند که شفاعت آن‌ها هیچ سودی نمی‌بخشد، مگر پس از آنکه الله برای هرکس که بخواهد اجازه دهد و راضی باشد(

و خلاصه این است که جایز نیست که بر چنین چیز بزرگ و عظیمی با ظن حکم شود و آن هم کفر باشد بلکه فقط با یقین حکم کرده می‌شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا مات الإنسان ويغلب على ظني أنه لا يصلي إطلاقا، فهل يجوز لي أن أصلي عليه أم ماذا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: تقدم لنا عبر هذا البرنامج، وفي رسالة كتبناها أن تارك الصلاة كسلا وتهاونا يكون كافرًا خارجًا عن الإسلام، وبَيَّنا دلالة الكتاب والسنة وأقوال الصحابة على هذا، ولكن لا يجوز لنا أن نحكم بترك الصلاة على شخص بمجرد الظن لأن الأصل في المسلم أن يصلي، لعظم الصلاة في نفوس المسلمين، فإذا قدم شخص للصلاة عليه، وكان يغلب على ظن أحد من الناس أنه لا يصلي، فإنه لا يجوز له أن يترك الصلاة عليه بمجرد الظن، نعم لو تيقن أنه لا يصلي فإنه لا يجوز له أن يصلي عليه، لأن الصلاة على غير المسلم حرام، لقوله تعالى: ﴿ وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا نَقُمْ عَلَى قبره [التوبة: ٨٤]، وقوله تعالى: ﴿ مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ ءَامَنُوا أَن يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَبُ الجَحِيمِ ﴾ [التوبة: ۱۱۳]، والصلاة على الميت شفاعة له إلى الله -عز وجل-، والشفاعة لا تحل لمن لا يرضاه الله، لقوله تعالى: ﴿ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ أرتضى ﴾ [الأنبياء: ۲۸] وهي أيضًا لا تنفع المشفوع له، لقوله تعالى: ﴿ يَوْمَيذِ لا تَنفَعُ الشَّفَعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَولًا ﴾ [طه: ١٠٩] وقوله : و وكومين ملك فِي السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَعَهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى [النجم: ٢٦].

وخلاصة القول: إنه لا يجوز للإنسان أن يحكم بالظن هذا الحكم العظيم الكبير وهو الكفر ، بل لا يحكم به إلا إذا تيقن.

مطالب مرتبط:

(۱۷۷۷) حکم هجر كردن اشخاص بی‌نماز

روش اهل سنت و جماعت بر این است که انسان با معصیت از ایمان خارج نمی‌گردد اما اگر در هجر او فائده‌ای باشد که مثلا خجالت بکشد و راه درست برگردد پس هجر او واجب است...

ادامه مطلب …

(۱۷۹۹) آیا قضای نماز بعد از فجر و عصر جایز می‌باشد؟

برای سوال کننده مشروع نیست که نمازهای گذشته را قضا کند زیرا عملی که فایده‌ای ندارد شرعا مطلوب نیست و بلکه ترک آن فایده دارد پس خودت را آرام کن و زیاد عمل صالح انجام بده و خوبی‌ها، بدی‌ها را از یین می‌برد....

ادامه مطلب …

(۱۷۵۱) استقامت در نصیحت جوانانی که نماز نمی‌خوانند

در نصیحت فرزندان و جوانانتان استقامت کنید و اگر دست کشیدند و آنچه برایشان واجب بود را انجام دادند پس آنچه برای شما و آنان هست همین است.....

ادامه مطلب …

(۱۸۲۶) با زنی ازدواج کرده‌ام که نماز نمی‌خواند، لطفا مرا راهنمایی کنید

بر تو واجب است که از آن دو جدا شوی زیرا که ترک نماز موجب کفری است که انسان را از دایره‌ی اسلام خارج می‌کند و زن کافر برای مرد مؤمن حلال نیست...

ادامه مطلب …

(۱۷۸۳) حكم اشخاصي كه برخی موقع نماز می‌خوانند و برخی موقع نمی‌خوانند

علمشان فسق بسیار بزرگی است و بر طبق قول راجح اهل علم از اسلام خارج نمی‌شوند زیرا که نماز را مطلقا ترک نکرده‌اند ....

ادامه مطلب …

(۱۷۴۷) حکم قرائت کردن قرآن برای تارک نماز

تارک نمازی که به صورت کلی نماز را ترک کند و هیچ نمازی از جمعه و غیر آن را نخواند کافر است و از ملت اسلام خارج گشته است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه