سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۱۷۶۷) حکم حج و روزه‌ شخص بی‌نماز

(۱۷۶۷) سوال: می‌بینم که بسیاری از مردم فریضه‌ی حج را به جا می‌آورند و رمضان را روزه می‌گیرند با وجود این که نماز نمی‌خوانند آیا این حج و روزه‌هایشان برای ایشان نفعی دارد؟

جواب:

این مسئله‌ی بسیار عظیم و خطرناکی است که بعضی از مردم در آن واقع شده‌اند که روزه می‌گیرند و حج می‌کنند و عمره می‌روند و صدقه می‌کنند ولی نماز نمی‌خوانند پس آیا این اعمال صالحشان در نزد الله مقبول است یا مردود؟
که این به خلافی در تکفیر تارک نماز است بر می‌گردد که برخی می‌گویند: تکفیر نمی‌شود که این اعمال مقبول است و بعضی دیگر می‌گویند: کافر است که این اعمال مردود می‌باشد.
مرجعی که در اختلاف‌ها باید به آن رجوع بکنیم قرآن و سنت است برای این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِیهِ مِن شَیۡءࣲ فَحُكۡمُهُۥۤ إِلَى ٱللَّهِ} [سوره الشورى: ۱۰] (و در هر چیزی که در آن اختلاف کنید، پس حکم (و داوری) آن با الله است) و {فَإِن تَنَـٰزَعۡتُمۡ فِی شَیۡءࣲ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡـَٔاخِرِۚ ذَ ٰ⁠لِكَ خَیۡرࣱ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِیلًا}[سوره النساء: ۵۹] (و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله و پیامبر باز گردانید؛ اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام‌تر است) و زمانی در این مسئله‌ی اختلافی به کتاب و سنت رجوع کردیم یافتیم که دلالت بر کفر اکبر تارک نماز می‌دهند.
و از آن دلیل این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد مشرکین می‌باشد: {فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَ ٰ⁠نُكُمۡ فِی ٱلدِّینِۗ وَنُفَصِّلُ ٱلۡـَٔایَـٰتِ لِقَوۡمࣲ یَعۡلَمُونَ} [سوره التوبة: ۱۱] (پس اگر توبه کنند، و نماز را بر پا دارند، و زکات را بدهند، برادران دینی شما هستند، و ما آیات خود را برای گروهی که می‌دانند بیان می‌کنیم) پس این جمله‌ی شرطی بر این دلالت دارد که اخوت دینی فقط با این سه شرط به وجود می‌آید: توبه از شرک اقامه‌ی نماز و پرداخت زکات که اگر این شروط محقق نگردد اخوت دینی به وجود نمی‌آید و اخوت دینی نیز فقط با خروج کلی از دین منتفی می‌شود و برادری دینی با معاصی هرچند بزرگ باشد از بین نمی‌رود الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد کسی که از بزرگترین معصیت که قتل مؤمن باشد انجام دهد می‌فرماید: {وَمَن یَقۡتُلۡ مُؤۡمِنࣰا مُّتَعَمِّدࣰا فَجَزَاۤؤُهُۥ جَهَنَّمُ خَـٰلِدࣰا فِیهَا وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ وَلَعَنَهُۥ وَأَعَدَّ لَهُۥ عَذَابًا عَظِیمࣰا} [سوره النساء: ۹۳] (و هر کس مؤمنی را از روی عمد به قتل برساند، کیفرش دوزخ است، که در آن جاودانه می‌ماند، و الل سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ه بر او غضب می‌کند، و او را از رحمتش دور می‌سازد و عذاب بزرگی برای او آماده ساخته است) و همچنین در آیه قصاص می‌فرماید: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَیۡكُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِی ٱلۡقَتۡلَىۖ ٱلۡحُرُّ بِٱلۡحُرِّ وَٱلۡعَبۡدُ بِٱلۡعَبۡدِ وَٱلۡأُنثَىٰ بِٱلۡأُنثَىٰۚ فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ فَٱتِّبَاعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَأَدَاۤءٌ إِلَیۡهِ بِإِحۡسَـٰنࣲۗ} [سوره البقرة: ۱۷۸] (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! در (مورد) کشتگان (حکم) قصاص بر شما نوشته شده است، آزاد به آزاد، و برده به برده، و زن به زن (کشته می‌شوند). پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش (یعنی ولی مقتول) چیزی به او بخشیده شد، (و حکم قصاص تبدیل به خون بهاء گردید) باید (ولی مقتول) از راه پسندیده پیروی کند و (قاتل نیز) به نیکی (دیه) به او بپردازد) با وجود این که قتل مؤمن از بزرگترین گناهان بعد از شرک است الله قاتل را برادر مقتول خواند و این دلیلی است برای این اخوت دینی با معاصی از بین نمی‌رود بلکه فقط با کفر منتفی می‌شود.
پس اگر کسی گفت که شخصی که از روی بخل زکات را پرداخت نکند کافر است؟ می‌گوییم اگر فقط به همین آیه آن بنا کنیم بله ولی دلیلی از صحیح مسلم در مورد کسی که زکات را پرداخت نکرده و پس از ذکر عقابش می‌فرماید: {إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ} پس وقتی مسیرش به بهشت باشد یعنی از ایمان خارج نگشته است.
و اما از سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که جابر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت می‌کند: «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ» (فاصله‌ی انسان با شرک و کفر ترک نماز است) و حدیثی که بریدة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت می‌کند: «إِنَّ الْعَهْدَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ » ( عهد بین ما و ایشان نماز است پس کسی آن را ترک کند حقیقتا کافر گشته است) و کفری است که خارج کننده از ملت اسلام است به این خاطر که حدفاصل بین اسلام این مرد و کفرش، ترک نماز است و حد فاصل یعنی این که مرد نمی‌تواند هر دو طرف حد را داشته باشد و این دلیل واضح بر این است که این کفر او را از ملت اسلام خارج می‌کند و این مثل این قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نمی‌باشد: «اثْنَتَانِ فِي النَّاسِ هُمَا بِهِمْ كُفْرٌ : الطَّعْنُ فِي النَّسَبِ، وَالنِّيَاحَةُ عَلَى الْمَيِّتِ » (دو ویژگی در میان مردم وجود دارد که سبب کفر می‌شود: طعنه زدن به اصل و نسب و نوحه‌خوانی بر میت) یعنی این که این دو عمل از اعمال کفر می‌باشد‌
و همچنین قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که می‌فرماید: «سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ» (دشنام دادن مسلمان فسق و کشتن او کفر است) یعنی کشتن برادر دینی از اعمال کفار است زیرا که ایشان هستند که مؤمنین را می‌کشند.
و در آثار از صحابه، کفر تارک نماز آمده است عبدالله بن شقیق رَحِمَهُ‌الله که یکی از تابعین موثق می‌باشد می‌فرماید: (كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا يَرَوْنَ شَيْئًا مِنَ الْأَعْمَالِ تَرْكُهُ كُفْرٌ غَيْرَ الصَّلَاةِ) (اصحاب محمد ترک هیچ اعمالی را کفر نمی‌دانستند مگر نماز) و امام مشهور اسحاق بن راهویه رَحِمَهُ‌الله ، بر کفر تارک نماز از صحابه اجماع نقل می‌کند.
و همچنین اقتضای آن می‌باشد که در قلب انسانی که ایمان است و از اهمیت، ثواب و عقاب ترکش می‌داند امکان ندارد که نماز را رها کند مخصوصا اگر به او برسد که ترک آن به دلالت قرآن و سنت کفر است پس قطعا امکان ندارد که نماز را رها کند تا جز کافران شود.
برای همین دانستیم که قرآن و سنت و آثار صحیح دلالت بر کفر خارج کننده از دایره‌ی اسلام، تارک نماز دارد و من بسیار در این موضوع تأمل کردم و تاجایی که امکان داشته است در کتب اهل علم این مسأله را دنبال کرده‌ام و با اهل علم نیز در این باره گفتگو کرده‌ام و برایم قول راجح آشکار گشت که تارک نماز کافر است و از ملت اسلام خارج شده است و در ادله‌ی کسانی که می‌گویند کافر نیست نیز تأمل کردم که از چهار حالت خارج نیست:
اول: اصلا آن دلیل محسوب نمی‌گردد.
دوم: به وصفی مقید است که امکان ندارد شامل تارک نماز شود.
سوم: یا به حالتی تعلق دارد که شخص تارک، معذور می‌باشد چون که در آن‌جا تعالیم دین محو گشته است.
چهارم: یا دلایل عامی هستند که با احادیث تخصیص می‌یابند و نزد اهل علم این قاعده معلوم است که نصوص عام با نصوص خاص، تخصیص می‌یایند و این از هیچ طالب علمی نیز مخفی نیست.
و بر همین مبنا برادران مسلمانم را از سبک شماردن، و عدم اقامه کردن آن بر حذر می‌دارم و قول راجح در این باره است که تارک نماز کافر و از ملت اسلام خارج است و کسی که نماز را رها کرده هر آنچه از روزه، صدقه و حج انجام دهد از او قبول نمی‌باشد زیرا که شرط قبولی اعمال صالح این که شخص مسلمان باشد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این باره در قرآن کریم می‌فرماید: {وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَـٰتُهُمۡ إِلَّاۤ أَنَّهُمۡ كَفَرُوا۟ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ} [سوره التوبة: ۵۴] (و هیچ چیز مانع قبول انفاق‌های آن‌ها نشد، مگر آنکه به الله و پیامبرش کافر شدند) و همین دال بر این است که کفر مانع قبول صدقه است با وجود این که صدقه عملی است که نفعش به غیر هم می‌رسد که من باب اولیٰ عملی که محصور به خود است قبول نمی‌گردد پس راه قبول اعمال صالح، توبه به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از ترک نماز است و هنگامی که توبه کرد دیگر نیازی به قضای آنچه ترک کرده است نمی‌باشد بلکه باید اعمال صالح زیادی انجام دهد و کسی که توبه کند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌ی او را می‌پذیرد همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَٱلَّذِینَ لَا یَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ وَلَا یَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِی حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا یَزۡنُونَۚ وَمَن یَفۡعَلۡ ذَ ٰ⁠لِكَ یَلۡقَ أَثَامࣰا* یُضَـٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَیَخۡلُدۡ فِیهِۦ مُهَانًا* إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلࣰا صَـٰلِحࣰا فَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ یُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَیِّـَٔاتِهِمۡ حَسَنَـٰتࣲۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورࣰا رَّحِیمࣰا} [سوره الفرقان: ۶۸-۷۰] (و کسانی‌که با الله معبود دیگر را نمی‌خوانند، و نفسی را که الله (کشتنش را) حرام کرده است، جز به حق نمی‌کشند، و زنا نمی‌کنند، و هر کس چنین کند، مجازات گناه (خود) را خواهد دید* عذاب او در روز قیامت مضاعف می‌گردد و با خواری (و ذلت) در آن جاودان خواهد ماند* مگر کسی‌که توبه کند و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، پس اینانند که الله بدی‌هایشان را به نیکی‌ها مبدل می‌کند، و الله آمرزندۀ مهربان است) و از الله می‌خواهم که همه‌ی ما را به راه مستقیم هدایت کند و بر ما منت گذارد تا توبه‌ی نصوح کنیم که از گناهان گذشته‌ی خود پاک شویم قطعا او بخشیده‌ی کریم است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إنني أرى كثيرًا من الناس يؤدون فريضة الحج ويصومون شهر رمضان مع أنهم لا يصلون، هل ينفعهم حجهم وصيامهم؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذه المسألة مسألة عظمية وخطيرة يقع فيها بعض الناس أن يكونوا يصومون ويحجون ويعتمرون، ويتصدقون، ولكنهم لا يُصَلُّون، فهل أعمالهم الصالحة هذه مقبولة عند الله -عز وجل- أم مردودة؟

هذا ينبني على الخلاف في تكفير تارك الصلاة فمن قال: إنه لا يكفر، قال: إن هذه الأعمال مقبولة ومن قال: إنه يكفر، قال: إن هذه الأعمال غير مقبولة.

ومرجع خلاف العلماء ونزاعهم كتاب الله وسنة رسول الله صلى الله عليه وسلم، لقوله تعالى: ﴿ وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ﴾ [الشورى: ١٠]، وقوله: ﴿ فَإِن تَنَزَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴾ [النساء: ٥٩]، ونحن إذا رددنا نزاع العلماء في هذه المسألة إلى كتاب الله وسنة رسوله وجدنا أن كتاب الله وسنة رسوله يدلان على أن تارك الصلاة كافر، وأن كفره كفر أكبر مخرج عن الملة.

فمن ذلك قوله تعالى في المشركين فإن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَوةَ وَءَاتَوُا الزَّكَوةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ ﴾ [التوبة: ١١]، فإن هذه الجملة الشرطية تدل على أنه لا تتم الأخوة لهؤلاء إلا بهذه الأمور الثلاثة: التوبة من الشرك، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة وإذا كانت هذه الجملة شرطية فإن مفهومها أنه إذا تخلف واحد منها لم تثبت الأخوة الدينية بيننا وبينهم، ولا تنتفي الأخوة الدينية بين المؤمن وغيره إلا بانتفاء الدين كله ولا يمكن أن تنتفي بالمعاصي وإن عَظُمتْ، فمن أعظم المعاصي قتل المؤمن، وقد قال الله فيه: ﴿ وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَلِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا ﴾ [النساء: ۹۳]، ومع ذلك قال الله تعالى في آية القصاص : ﴿ يََأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْخَرُّ بِالْحَرِ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَى بِالْأُنثَى فَمَنْ عُفِى لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَأَنْبَاعُ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاهُ إِلَيْهِ بإحْسَنِ ﴾ [البقرة: ۱۷۸]، فجعل الله تعالى القتيل أخا للقاتل، مع أن القاتل قتله وهو مؤمن، وقتل المؤمن من أعظم كبائر الذنوب بعد الشرك، وهذا دليل على أن المعاصي وإن عظمت لا تنتفي بها الأخوة الدينية، أما الكفر فتنتفي به الأخوة الدينية.

فإن قلت: هل تقول بكفر من منع الزكاة بخلا؟ قلت: لولا الدليل لقلت به بناءً على هذه الآية، ولكن هناك دليل رواه مسلم في صحيحه من حديث أبي هريرة رضي الله عنه في مانع الزكاة، حيث ذكر عقابه ثم قال بعد ذلك: ثم يرى سبيله إما إلى الجنة، وإما إلى النار . وكونه يرى سبيله إلى الجنة دليل على أنه لم يخرج من الإيمان، وإلا ما كان له طريق إلى الجنة.

وأما من السُّنَّة فمثل قوله صلى الله عليه و سلم فيما رواه جابر: «بين الرجل وبين الشرك والكفر ترك الصلاة» أخرجه مسلم في صحيحه.

وقوله صلى الله عليه و سلم فيما رواه بُرَيْدَةُ، وأخرجه أهل السنن: «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة، فمن تركها فقد كفر»، وهذا هو الكفر المخرج عن الملة، لأن النبي صلى الله عليه وسلم جعل بين إسلام هذا الرجل وكفره فاصلا وهو ترك الصلاة، والحد الفاصل يمنع من دخول المحدودين أحدهما في الآخر، فهو إذا خرج من هذا دخل في هذا ولم يكن له حَظِّ من الذي خرج منه، وهو دليل واضح على أن المراد بالكفر هنا الكفر المخرج عن الملة، وليس هذا مثل قوله صلى الله عليه و سلم: «اثنتان في الناس هما بهم كفر الطعن في النسب، والنياحة على الميت» لأنه قال فقط : ايهم هما بهم كفر، أي: إن هذين العملين من أعمال الكفر.

وكذلك قوله -عليه الصلاة والسلام-: «سباب المسلم فسوق وقتاله كفر»، فجعل الكفر منكرًا عائدًا على القتال أي: إن القتال كفر بالأخوة الإيمانية ومن أعمال الكافرين لأنهم هم الذين يقتلون المؤمنين.

وقد جاء في الآثار عن الصحابة  رضي الله عنهما كفر تارك الصلاة، قال عبد الله بن شقيق وهو من التابعين الثقات «كان أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم لا يرون شيئًا من الأعمال تركه كفر غير الصلاة».

ونقل إجماع الصحابة على ذلك أي على أن تارك الصلاة كافر كفرا مخرجا عن الملة نقله إسحاق بن راهويه الإمام المشهور.

والمعنى يقتضي ذلك، فإن كل إنسان في قلبه إيمان يعلم ما للصلاة من أهمية، وما فيها من ثواب وما في تركها من عقاب لا يمكن أن يدعها خصوصا إذا كان قد بلغه أن تركها كفر بمقتضى دلالة الكتاب والسنة، فإنه لا يمكن أن يدعها ليكون من الكافرين.

وبهذا علمنا أن دلالة الكتاب والسُّنَّة وآثار الصحابة والاعتبار الصحيح كلها تدل على أن من ترك الصلاة فهو كافر كفرًا مخرجا عن الملة، وقد تأملت ذلك كثيرا، وراجعت ما أمكنني مراجعته من كتب أهل العلم في هذه المسألة، وبحثت مع من شاء الله ممن تكلمت معه في هذا الأمر، ولم يتبين لي إلا أن القول الراجح هو أن تارك الصلاة كافر كفرًا مخرجا عن الملة، وتأملت الأدلة التي استدل بها من يرون أنه ليس بكافر، فرأيتها لا تخلو من إحدى أربع حالات:

الأولى: إما أن لا يكون فيها دليل أصلا.

الثانية: وإما أن تكون مقيدة بوصف يمتنع معه ترك الصلاة.

الثالثة وإما أن تكون مُقَيَّدَة بحال يعذر فيها من ترك الصلاة، لكون معالم الدين قد انْدَرَسَتْ.

الرابعة وإما لأنها عامة مُخصَّصَة بأحاديث أو بنصوص كفر تارك الصلاة، ومن المعلوم عند أهل العلم أن النصوص العامة تخصص بالنصوص الخاصة، ولا يخفى ذلك على طالب علم.

وبناء على ذلك: فإنني أوجه التحذير لإخواني المسلمين من التهاون بالصلاة، وعدم القيام بما يجب فيها.

وبناء على هذا القول الصحيح الراجح -وهو: أن تارك الصلاة كافر كفرًا مخرجًا عن الملة – فإن ما يعمله تارك الصلاة من صدقة وصيام، وحج، لا يكون مقبولا منه، لأن من شرط قبول الأعمال الصالحة أن يكون العامل مسلما، وقد قال الله تعالى في كتابه الكريم: ﴿ وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ ﴾ [التوبة: ٥٤]، فدل ذلك على أن الكفر مانع من قبول الصدقة مع أن الصدقة عمل نافع متعد نفعه للغير، فالعمل القاصر من باب أولى أن لا يكون مقبولا، وحينئذ فالطريق إلى قبول أعمالهم الصالحة أن يتوبوا إلى الله عز وجل مما حصل منهم من ترك الصلاة، وإذا تابوا فإنهم لا يطالبون بقضاء ما تركوه في هذه المدة، بل يُكثرون من الأعمال الصالحة، ومن تاب تاب الله عليه كما قال الله تعالى: ﴿ وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهَا ءَاخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا لا يُضَعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا  إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَيكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَتٍ وَكَانَ اللهُ غَفُورًا رَّحِيمًا وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَنُوبُ إِلَى اللَّهِ متاباً ﴾ [الفرقان: ٦٨-٧١]، أسأل الله أن يهدينا جميعا صراطه المستقيم، وأن يمن علينا بالتوبة النصوح التي يمحو بها ما سلف من ذنوبنا، إنه جواد كريم.

مطالب مرتبط:

(۱۷۴۳) حکم تجدید وضو در حالت بی‌هوشی

وضو با بی‌هوشی باطل می‌شود چون که بی‌هوشی از خواب شدیدتر است و خواب هنگامی سنگین شود تا جایی که شخص خوابیده متوجه خارج شدن چیزی از خود نشود، وضو را باطل می‌کند...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۹) حکم اشخاصی که نماز نمی‌خوانند

کسی که نماز نمی‌خواند از مسلمانان نیست بلکه از مرتدین از اسلام هستند....

ادامه مطلب …

(۱۷۵۳) حکم کسی که نماز را از روی سهل‌انگاری و کسالت ترک کند

آیا امکان دارد کسی لا اله الا الله را خالصانه از قلبش بگوید و سپس نماز را ترک کند و با کسالت و سهل‌انگاری بر ترک آن محافظت کند؟ قطعا این ممکن نیست و چگونه ممکن است که نماز را ترک کند و بر ترک آن محافظت کند....

ادامه مطلب …

(۱۷۹۳) حکم قضای نمازهای شخص فوت شده

شخصی که وفات کرد هیچ عبادتی برای او قضا نمی‌شود مگر این نصّ برایش باشد و نصّ برای قضای حج و روزه آمده‌ است....

ادامه مطلب …

(۱۸۱۸) آیا ترک نماز از روی کسالت باعث باطل شدن عقد ازدواج می‌شود؟

این سوال بسیار مهمی است زیرا دانستن آن برای مردم از مهم‌ترین چیزهاست و این مبنی بر قول کفر تارک نماز می‌باشد.....

ادامه مطلب …

(۱۷۹۰) توبه‌ی شخص بی‌نماز

وبه‌ی شما گناهان قبل شما را پاک می‌گرداند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شما را با این توبه می‌بخشد

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه