جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۱۷۴۵) حکم نماز در حالت بیهوشی و کما یا اختلال فکری

(۱۷۴۵) سوال: در سال گذشته دچار حادثه‌ای شدم که به مدت پنج روز نماز نخوانده‌ام با این وجود که در مشقت بودم و آن ایام را بیاد نمی‌آورم و همچنین آن نماز‌ها را نیز به یاد ندارم زیراکه در کما و سختی بوده‌ام و توان استعمال آب و یا تیمم را نداشتم. پس لطفاً مرا راهنمایی کنید که باید قضای آن پنج روز را بجا بیاورم یا نه؟

جواب:

هنگامی که شخصی مریض یا اینکه با حادثه‌ای در بیهوشی و کما یا اختلال فکری فرو رفت پس بر او قضایی نیست چه مدت آن کوتاه یا طولانی باشد زیرا شخصی که بی‌هوش شده است و کسی که فکر و عقلش را از دست داده است دیگر مکلف نیست و قضا بر تو لازم نیست و نه قضای روزه را دارد و نه قضای نماز پس اگر در رمضان شخصی به بی‌هوشی دچار شد قضای آن برای او لازم نیست.

و بعضی از اهل علم گفته‌اند قضای آن لازم است چون که به طور کلی اهل تکلیف می‌باشد و اما چیزی که ظاهر است در نماز و روزه قضا ندارد[۱]

 چون این بی‌هوشی بدست خودش نبوده است ولی اگر بی‌هوشی بدست خودش باشد مثل مصرف بنگ و چیزهای شبیه آن پس قضا کردن بر تو واجب می‌شود چون که خودش سبب از بین بردن هوش خودش شده است پس برایش قضا واجب می‌گردد.


[۱] [سوال: بیان حکم قضا گرفتن نماز و روزه کسی که بی‌‌هوش شده است

جواب:

بسم الله الرحمن الرحیم

۱- مذهب حنبلی: کسی که بی‌هوش شده است قضای آن دو برایش لازم است تفاوتی بین مدت طولانی و کوتاه ندارد (قال فی الإنصاف: ۳/۰۱ المطبوع مع الشرح فی کتاب الصلاة) و اما کسی که بی‌هوش شده است صحیح از مذهب وجوب آن است که جماهیر اصحاب بر آن هستند و گفته شده است: واجب نیست مانند دیوانه که در (فائق) این را برگزیده است. و در الإنصاف فی کتاب الصیام ۸۸۳/۷ آمده است: صحیح از مذهب لزوم قضا گرفتن شخص بی‌هوش شده است و این چیزی است که اکثر اصحاب مذهب بر آن هستند. و گفته شده است : که لازم نیست .قال فی فائق: که بر وجوب قضا گرفتن نماز و روزه است.

۲- مذهب شافعی: شخص بی‌هوش برای قضای روزه لازم است اما نماز قضا ندارد. قال النووی فی المجموع فی الصلاة ۸/۳: کسی که به سبب غیر حرام عقلش را از دست داده است مثل کسی که جنون به او دست یافته است یا بی‌هوش شود یا به سبب مریضی عقلش را از دست بدهد یا به سبب دارویی که به آن نیاز داشته است یا به اجبار مسکری را نوشیده است و عقلش را از دست داده است پس نمازی بر او نیست و بدون خلاف(در مذهب همانگونه در بسیاری از جاها این عبارت آمده است) هنگامی که به هوش آمد قضایی ندارد چه زمان جنون یا بی‌هوشی کم باشد یا زیاد و این مذهب ما می‌باشد. وقال فی الصیام ۸۷۲/۶: قضا بر شخص بی‌هوش شده واجب است حال چه در کل رمضان باشد یا بعضی از آن سپس فرق بین روزه و نماز را ذکر کرده: این که نماز تکرار می‌شود و قضای آن سخت می‌شود بخلاف روزه و همین فرق است که حائض قضای روزه را می‌گیرد ولی قضای نماز را نمی‌گیرد ونقل است از ابن سریج و صاحب کتاب الحاوي که قضا بر آن لازم نیست.

۳- مذهب مالکی: شخص بی‌هوش قضای روزه بر او واجب است ولی نماز او قضا ندارد. قال ابن عبدالبر فی الکافي ۷۳۲/۱: شخص بی‌هوش نمازهای او قضا ندارد چونکه او قاقد عقل است و کسی که عقل ندارد اصلا مخاطب نمی‌باشد. و قال فی کتاب الصیام ۳۳/۱: از قول امام مالک: کسی که در ماه رمضان بی‌هوش شد و یا مجنون گشت و سپس هوش او بازگشت روزه را قضا می‌کند ولی نماز را قضا ندارد و مثل شخص حائض است.

۴- مذهب حنفی: اگر بی‌هوشی او بیشتر از یک روز و یک شب بود نماز او قضا ندارد ولی اگر یک روز و یک شب و یا کمتر بود بر او قضا لازم است همانگونه که در ملتقی الأبحر ۱/۸۲۱ آمده است و اما روزه قضا کرده می‌شود همانگونه که در کتاب المذکور ۱/۷۰۲ آمده است.

پس خلاصه این است که شخص بی‌هوش قضای روزه بر او لازم است طبق مذاهب چهارگانه مگر قولی در مذهب حنبلی و شافعی.

و اما نماز طبق سه مذهب قضا ندارد و در مذهب امام احمد نماز نیز قضا دارد مگر قولی در مذهب، که در کتاب فائق اختیار کرده است.

نوشته در تاریخ ۷/۹/۱۴۱۹ه‍.

مجموع فتاوی و رسائل الشیخ محمد صالح العثیمین المجلد التاسع عشر – کتاب الصیام.]

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أُصبت في حادث في عام مضى، ومكثت خمسة أيام لا أصلي فيها، علما بأنني كنت في تعب، ولم أتذكر تلك الأيام، ولم أتذكر تلك الصلاة، لأنني كنت في غيبوبة ،وتعب ولا أستطيع استعمال الماء أو التيمم. فأفيدوني هل أقضي تلك الأيام الخمسة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: إذا كان المريض أو المصاب بحادث في إغماء وغيبوبة أو اختلال فكر، فإنه لا قضاء عليه، سواء طالت المدة أم قصرت، لأن المغمى عليه ومن تَغَيَّرَ فكره غيرُ مكلَّف، فلا يلزمه القضاء، لا قضاء الصوم ولا قضاء الصلاة، فلو أن إنسانًا أصيب بحادث في رمضان، وأغمي عليه أياما، فإنه لا يلزمه القضاء.

وقال بعض أهل العلم بل يلزمه القضاء، لأنه من أهل التكليف في الجملة، والذي يظهر أنه لا قضاء عليه لا في الصيام ولا في الصلاة، هذا إن كان الإغماء بغير فعله، أما إذا كان الإغماء بفعله كالبنج وشبهه فإنه يلزمه القضاء، لأنه هو الذي تسبب لفقد الوعي، فيلزمه القضاء.

مطالب مرتبط:

(۱۸۳۹) پسری حدودا ۹ ساله دارم، آیا او را برای نماز فجر بیدار بکنم؟

بله اگر انسان فرزندان پسر و دختری دارد که به سن ده سالگی رسیده اند حتما آنها را بیدار کند و اگر سن آنها کمتر باشد افضل است که بیدارشان کنی که نماز بخوانند....

ادامه مطلب …

(۱۷۶۹) مادرم نماز نمی‌خواند مگر در رمضان، چگونه او را نصیحت کنم؟

نصیحت من به این زن این است که تقوای الهی را رعایت کند و به آنچه الله از نمازهای پنجگانه را فرض گردانیده است بجای آورد و کسی که نماز را بدون عذر ترک کند کافر و مرتد می‌گردد...

ادامه مطلب …

(۱۸۲۹) حکم ازدواج با شخصی که نماز نمی‌خواند

حل این مشکل الان با جدا شدن این است تا این که به اسلام برگردد و نماز را اقامه کند و اگر نماز خواند عقد جدید بسته می‌شود و جایز نیست که بر عقد قبلی بنا شود زیرا که آن عقد باطل است...

ادامه مطلب …

(۱۸۰۱) قضای نمازهای فوت شده

در چنین موردی توبه کافی است زیرا هر کسی که عبادتی را بدون عذر از وقت محدودش خارج کند برای او قضایی نیست و اگر قضا کند نیز برای او فایده‌ای ندارد و قضای آن بیهوده است...

ادامه مطلب …

(۱۸۲۳) حکم نماز نخواندن از روی جهل

نماز نخواندش از روی جهل بوده است و از روی سهل‌انگاری و کسالت نبوده است و مثل این حکم کفرش نمی‌شود و عقد نکاحش صحیح است...

ادامه مطلب …

(۱۷۷۶) حکم شخصی که شهادتین را می‌گوید ولی نماز نمی‌خواند

این مرد در تناقض است چگونه بر فعل خیر حریص است در صورتی که بزرگترین خیر نماز است؟ برای چه بر نماز حریص نمی‌باشد؟...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه