یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۱۲۸۳) آیا برای مجتهد یا اجتهاد، شروطی وجود دارد؟

(۱۲۸۳) سوال: آیا برای مجتهد یا اجتهاد، شروطی هم وجود دارد؟

جواب:

علما برای اجتهاد شروطی ذکر می‌کنند که مهمترینشان اینهاست:

انسان دارای علم و ملکه‌ی علمی باشد: علم نسبت به ادله‌ی شرعی و ملکه‌ی علمی که به وسیله‌ی آن توانایی استنباط احکام شرعی از ادله را داشته باشد. چون کسی که علم شرعی نداشته باشد، چطور می‌تواند در زمینه‌ای که هیچ اطلاعی از آن ندارد، مجتهد شود؟ نیز کسی که علم دارد، اما ملکه‌ی علمی ندارد که به وسیله‌ی آن بتواند احکام را استنباط نماید، مثل کسی است که شمشیر در دست دارد، اما نمی‌تواند با آن بجنگد. بنا بر این برای اجتهاد، شخص حتما باید دارای علم و ملکه‌ی علمی باشد. کسی که این دو را داشته باشد، اهلیت اجتهاد را خواهد داشت.

همچنین فرقی نمی‌کند که شخص مجتهد عام باشد یا مجتهد خاص. چون بعضی هستند که در یک مساله‌ی معین، اهلیت اجتهاد را دارند. دلایلش را می‌دانند و می‌توانند بر اساس این دلایل، حکم را تطبیق دهند. اما در مسائل دیگر مثل یک بی سواد هستند. همچنین در میان طلاب علم هم کسانی هستند که مثلا ممکن است در یکی از مسائل عبادات، اهل اجتهاد باشد. اما در مورد معاملات چیزی بلد نیست. یا نسبت به برخی معاملات مثل بیوع و اجاره و رهن و وقف و امثال اینها علم دارد، ولی در مسائل دیگری مثل میراث و فرائض و غیره چیزی نمی‌داند.

در هر حال ممکن است اجتهاد گاهی جزئی باشد. به طوری که شخص در یک مساله یا یکی از ابواب علم مجتهد باشد، ولی در دیگر مسائل چنین نباشد.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل هناك شروط للمجتهد أو للاجتهاد؟

فأجاب رحمه الله تعالى: العلماء ذكروا للاجتهاد شروطا، أهمها: أن يكون عند الإنسان عِلْمٌ ومَلَكَة: علم بأدلة الشرع، وملكة يتمكن بها من استنباط الأحكام من أدلتها؛ لأن من ليس عنده علم من الشرع كيف يكون مجتهدا في شيء لا علم له فيه ؟ ومن عنده علم لكن ليس عنده ملكة يتمكن بها من استنباط الأحكام صار كمن بيده سيف لكن لا يعرف أن يقتل به، فلا بد من أن يكون عند الإنسان عِلمٌ ومَلَكَة، فإذا كان عند الإنسان علم وملكة صار من أهل الاجتهاد.

ولا فرق بين أن يكون مجتهدا اجتهادًا عاماً أو اجتهادا خاصا، فإن بعض الناس قد يكون مجتهدا في مسألة معينة يَعْلَم أدلتها ويتمكن من التطبيق على هذه الأدلة، ولكنه في مسائل أخرى جاهل بمنزلة الأُمِّي، فيوجد من طلبة العلم من يكون عنده علم في مسائل العبادات يمكن أن يجتهد به، ولكن في المعاملات ليس عنده علم، أو يكون عنده . علم في المعاملات العَقْدِية: كالبيوع والإجارة والرهن والوقف وما أشبه ذلك، وليس عنده علم في مسائل المواريث والفرائض.

فعلى كل حال قد يتجزأ الاجتهاد، فيكون الإنسان مجتهدا في مسألة أو باب من أبواب العلم دون المسائل الأخرى.

مطالب مرتبط:

(۱۲۹۰) شروطی که باید مفتی داشته باشد،

باید به اغلب اقوال اهل علم اطلاع داشته باشد.نیز باید به ادله‌ی شرعی در مورد حکمی که می‌دهد، مطلع باشد. اما به مجرّد ظن و تقلید، نباید فتوا دهد

ادامه مطلب …

(۱۲۶۳) امور خصوصی رسول الله سنت هستند؟

اموری که خاص رسول الله هستند، شامل ما نمی‌شود. اما هر چیزی که دلیلی بر خصوصیت آن به رسول الله وجود ندارد، برای ما نیز هست

ادامه مطلب …

(۱۲۶۴) دیوانه‌ای که خود را بکشد چه حکمی دارد

در صورتی که دیوانه بودن این زن واقعیت داشته باشد، به خاطر کاری که کرده مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد چون شرط بازخواست شدن، وجود عقل است

ادامه مطلب …

(۱۲۸۶) حکم تقلید از مذاهب اربعه

در صورتی که شخص عامی باشد و از قرآن و سنت چیزی نفهمد، باید از یک عالم معتبر تقلید کند. اما تقلید کورکورانه توسط عالم نمایان، ممنوع است

ادامه مطلب …

(۱۲۹۶) خطر فتوا دادن از روی جهل و بی علمی

کسی که در امور شرعی فتوا می‌دهد، در حقیقت دارد از جانب الله تعالی سخن می‌گوید. پس برای هیچ کس جایز نیست بدون علم، فتوا دهد.

ادامه مطلب …

(۱۲۷۶) منظور از عبارت «معلوم بالضرورة من الدین»

یعنی دین اسلام آن را آورده و خیلی واضح است.چیزی که امکان ندارد هیچ مسلمانی نسبت به آن جاهل باشد، می‌شود چیزی است که به ضرورت، از دین معلوم است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه