(۱۲۷۲) سوال: بعضی از علمای اصول میگویند: یکی از موانعِ اعتبارِ دلیل، مفهوم مخالف است. به همین خاطر هنگام تعارض بین آیات و احادیث، منطوق آنها را بر مفهومشان مقدم میکنند. آیا نصی از قرآن و سنت برای این قاعده وجود دارد یا خیر؟ در حالت عدم وجود نصی از قرآن و سنت برای این قاعده، حکم اسلام در مورد این اشخاص چیست؟ چون اینها حکمی که از آیات و احادیث نبوی فهمیده میشود را در صورتی که با منطوق در تعارض باشد، به شدت رد میکنند.
مثلا حکمی که از این آیهی سورهی مائده فهمیده میشود: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ} [مائده: ۵]: (و غذای اهل کتاب برای شما حلال و غذای شما برای آنها حلال است)، را به ادعای اینکه مفهوم است، رد میکنند و به مضمون آیهی سورهی انعام چنگ میزنند که میفرماید: {فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ} [انعام: ۱۱۸]: (پس بخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر شده اگر به آیاتش ایمان دارید).
آنها با این آیه و امثال آن استدلال میکنند که ذبیحهی هر کسی در صورتی حلال است که هنگام ذبح، الله اکبر بگوید. حتی اگر کسی که آن را ذبح میکند، بت پرست یا مرتد باشد. در این مورد ما را راهنمایی فرمایید.
جواب:
قاعدهای که اصولیان ذکر کردهاند مبنی بر قویتر بودن دلالت منطوق از دلالت مفهوم، بسیار واضح است. چون دلالت منطوق در محل نطق، آشکار و واضح است، اما در دلالت مفهوم، لفظ در محلی غیر از محل نطق بر آن دلالت دارد. واضح است که آنچه لفظ در محل نطق بر آن دلالت دهد، اولاتر است. همچنین قوت دلالت منطوق از این جنبه است که گاهی اوقات دلالتِ مفهوم، منظور و مراد نیست. ممکن است جایی صدق کند و جایی دیگر خیر. اما دلالت منطوق چنین نیست. دلالت منطوق با همهی صورتهایش، دلالت تطابق و تضمُّن و التزام را دارد.
اما مثالی که شخص سائل زد و آیهی مائده و انعام را مثال زد: شکی نیست که ذبیحهی هر کسی غیر از اهل کتاب، جایز نیست. زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را خاص قرار میدهد: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ} [مائده: ۵]: (و غذای اهل کتاب برای شما حلال است). این قید، چنان که عدهای میگویند، لقب نیست؛ بلکه وصف است. چون صلهی موصول به منزلهی وصف است. تو وقتی بگویی: «یعجبنی الذی فهِم : آنکه فهمید، شگفت زدهام کرد» مثل این است که گفته باشی: «یعجبنی الفاهم : یعنی شخص فهمیده، مرا شگفت زده کرد». فاهم در اینجا وصف است و دارای مفهومی است که حکم معلّق به آن است.
بنا بر این، غذای کسانی که به آنها کتاب داده شده، مثل این است که بگویی: غذای کتاب دهنده شدگان. این چنان که برخی از آنها ادعا میکنند، لقب نیست، بلکه وصف است. بنا بر این دلالت منطوق در آن بسیار ظاهر و آشکار است و دلالت مفهوم نیز در آن آشکار است. چون وقتی حکمی معلّق به وصفی باشد، با وجود آن، حاصل و با عدم وجودش، منتفی میشود.
پس منطوق آیه چنین میشود: غذای کسانی که کتاب به آنها داده شده، حلال است و غذای کسانی غیر از اهل کتاب، حلال نیست. با این توضیح، مفهوم آیهی سورهی انعام: {فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ} [انعام: ۱۱۸]: (پس بخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر شده است)، یعنی: از آن ذبیحهای که کسی ذبحش کرده که اهلیتش را دارد، بخورید. منظور از اهلیت داشتن در اینجا این است که مسلمان باشد یا اهل کتاب که شامل یهود و نصاری میشوند. این قول راجح در این مساله است که جمهور اهل علم بر آن هستند.
***