چهارشنبه 24 جمادی‌الاول 1448
۱۳ آبان ۱۴۰۵
4 نوامبر 2026

(۱۲۱۷) حکم جواب دادن به والدین در نماز

(۱۲۱۷) سوال: آیا این حدیث است: «اگر در نماز بودی و پدرت صدایت زد، جوابش را بده، و اگر مادرت صدایت زد، جوابش را بده»؟[۱]

جواب: خیر، این حدیث نیست. بلکه یکی از احکام است. وقتی کسی در حال نماز است و پدر یا مادرش او را صدا زدند، اگر نمازش نماز فرض باشد، جایز نیست جواب آنها را با سخن بدهد. یا به عبارت عام‌تر: جایز نیست که جواب آنها را با چیزی بدهد که موجب باطل شدن نمازش می‌شود. چون به اتمام رساندن نماز فرض، واجب است. البته در صورتی که مجبور شود پدر یا مادرش را از مهلکه‌ای نجات دهد، اشکالی ندارد نمازش را قطع کند. بلکه واجب است نمازش را قطع کند و آنچه را واجب است انجام دهد.

ولی اگر نماز نافله می‌خواند و در این هنگام پدر و مادرش یا یکی از آنها او را صدا زدند، باید باید نگاه کند و ببیند: اگر در صورتی که جوابشان را ندهد، چیز بدی به دلشان راه پیدا می‌کند، می‌تواند جواب دهد و بعد از آن به نمازش ادامه دهد. اما اگر می‌داند که پدر و مادرش در صورتی که بدانند او به خاطر اینکه در نماز بوده، جوابشان را نداده، بد دل نمی‌شوند، می‌تواند کاری کند که آنها بدانند او دارد نماز می‌خواند تا معذورش دارند. مثلا اگر پدر یا مادرش او را صدا زدند و او در حال نماز بود، می‌تواند با اهِم اهِم یا بالا بردن صدای قرائتش در نماز آنها را متوجه کند که دارد نماز می‌خواند تا به این وسیله قانع شوند.

اما بعضی از والدین به این قانع نمی‌شوند. حتی اگر پسرشان در نماز باشد، باز هم می‌خواهند که جوابشان را بدهد. در این حالت – همان طور که گفتم – باید نمازش را قطع کند و جوابشان را بدهد.

***


[۱] روایت دیلمی (ج۱، ص۲۸۲، حدیث شماره ۱۱۰۵)، از جابر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ. البته لفظ صحیح حدیث چنین است: «إِذا كنت تصلي فدعاك أَبَوَاك فأجب أمك وَلَا تجب أَبَاك». یعنی: «اگر در نماز بودی و والدینت تو را صدا زدند، جواب مادرت را بده، و جواب پدرت را نده».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: «إذا كنت في صلاة فدعاك أبوك فأجبه، وإن دعتك أمك فأجبها». هل هذا حديث؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا ليس بحديث، ولكنه حكم من الأحكام، فإذا دعا المُصَلِّي أبوه أو أمه، فإن كان في صلاة فريضة فإنه لا يجوز له أن يجيبهما بالكلام، أو بعبارة أَعَمّ: فإنه لا يحل له أن يجيبهما بما تبطل به الصلاة؛ لأن صلاة الفريضة يجب إتمامها، اللهم إلا أن يُضْطَر إلى ذلك لإنقاذهم من هَلَكَة، فحينئذ يجب عليه أن يقطع الصلاة ويقوم بما يجب.

وأما إذا كانت الصلاة نافلة ودعاه أبواه أو أحدهما فإنه ينظر: إن كان يخشى إذا لم يجبهما أن يقع في نفوسهما شيء فليُجِب وليستأنف الصلاة بعد ذلك، وإذا كان يعرف أن أبويه إذا عَلما أنه يصلي لم يكن في نفوسهما شيء فليعمل ما يُبين لهما أنه في صلاة حتى يَعْذِراه. مثلا لو ناداه أبوه أو أمه وهو يصلي، فتنحنح أو رفع صوته بالقراءة حتى يعلم أبوه أو أمه أنه في صلاة فيقتنعا بذلك، لكن بعض الوالدين لا يقتنع بهذا، حتى ولو كان ابنه في صلاة فإنهما يريدان منه أن يجيبهما، وفي هذه الحال -كما قلت- يقطع صلاته ويجيب دعوتهما.

مطالب مرتبط:

(۱۱۲۱) گفتاری چند در مورد میقات‌ها

اهل هر منطقه و جهت، میقاتی دارند که برای حج و عمره از آنجا احرام می‌بندند. این میقات‌ها همچنین برای کسانی است که از آنجا عبور می‌کنند

ادامه مطلب …

(۱۱۸۱) نماز خواندن در شب عید فطر و قربان

احادیث ضعیفی در فضیلت احیای این دو شب وجود دارد، اما از عمل رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چیزی در این مورد وجود ندارد. ایشان این دو شب را به نماز نمی‌ایستادند.

ادامه مطلب …

(۱۱۸۸) دور کردن وساوس از خود در نماز

این حدیث صحیح نیست، اما شکی نیست که هر کس نماز برایش لذت دارد و نور چشمش باشد، سهم زیادی از آن چیزی دارد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم داشتند

ادامه مطلب …

(۱۱۷۱) حدیث صلوات بر پیامبر در صبح و شب

(۱۱۷۱) سوال: صحت این حدیث تا چه اندازه است؟ «هر کسی که هنگام صبح، ده بار و هنگام شب نیز ده بار بر من صلوات بفرستد، روز قیامت شفاعتم شامل او می‌شود»[۱]. جواب: از صحت این روایت اطلاعی ندارم. *** [۱] روایت طبرانی، چنان که در «مجمع الزوائد» آمده، (ج۱۹، ص۱۲۰). با این لفظ: «مَن […]

ادامه مطلب …

(۱۲۲۱) آیا با پول فروش خانه باید خانه خرید؟

شواهد شریعت دلالت دارند که این حدیث صحیح نیست. چون انسان وقتی خانه‌اش را فروخت، با پولش هر کاری خواست می‌تواند بکند.

ادامه مطلب …

(۱۱۳۳) منظور از لباس زعفرانی و نهی از آن

لباس زعفرانی لباسی است که با زعفران رنگ شده و به همین خاطر مرد از پوشیدن لباسی که تمام قرمز رنگ باشد نهی شده و اگر کاملا سرخ نباشد اشکالی ندارد

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه