پنج‌شنبه 2 رمضان 1447
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
19 فوریه 2026

(۱۱۸۸) دور کردن وساوس از خود در نماز

(۱۱۸۸) سوال: حدیثی با این مضمون شنیدم: «نماز حتما باید چنین باشد که فرد احساس لذت و سعادت کند. اگر چنین نباشد، درهای آسمان برای آن نماز بسته می‌شود».[۱] آیا این حدیث صحیح است؟

جواب:

این حدیث صحیح نیست. اما شکی نیست که هر کس نماز برایش لذت دارد و نور چشمش باشد، سهم زیادی از آن چیزی دارد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم داشتند. زیرا ایشان می‌فرماید: «از دنیایتان سه چیز نیز من دوست داشتنی است: زنان و خوشبویی و نور چشمانم در نماز قرار داده شده است».[۲]

وقتی انسان وارد نماز شد و معتقد شد که دارد با پروردگارش مناجات می‌کند و اینکه زندگی حقیقی‌اش همانیست که در طاعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سپری می‌کند و عُمر حقیقی‌اش همین است؛ دیگر شکی نیست که نماز، نور چشم و راحت نفسش می‌شود و با آن الفت می‌گیرد. هر وقت از یک نماز، سلام بدهد، منتظر نماز بعدی است. بعد از هر نماز، نور و سعادت و دوری از منکر و فحشا را حس می‌کند. چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ} [عنکبوت: ۴۵]. (بخوان آنچه از کتاب را که پروردگارت بر تو وحی نموده و نماز را برپا دار، همانا نماز از فحشا و منکر باز می‌دارد).

اما کسی که در زمینه‌ی نماز سهل انگاری کند و آن را پایمال نماید و نماز خواندن برایش سنگین باشد و از اولی که نماز را شروع می‌کند تا آخر نماز، دلش مشغول است و به چپ و راست می‌چرخد، نماز بر او سخت است. او نماز را مثل کسی به پایان می‌برد که انگار از درندگان فرار می‌کند. اصلا به ذهنش نمی‌آید این وقتی که در آن نماز می‌خواند را غنیمت شمارد و تصور کند که عمر حقیقی‌اش همین است.

به همین خاطر می‌گویم: شایسته است که انسان وقتی برای نماز بلند می‌شود، عظمت کسی را که در مقابلش به نماز ایستاده، در قلبش حاضر کند. کاملا ایمان داشته باشد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آنچه را در قلبش می‌گذرد، می‌داند. کاملا حریص باشد بر اینکه دلش را حاضر نماید تا متوجه آنچه در نماز می‌گوید و می‌کند، باشد. حواسش به این طرف و آن طرف نرود. اگر کسی چنین نیست و دلش را نمی‌تواند در نماز حاضر کند، دوایش را پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ما داده‌اند.

وقتی یکی از صحابه شکایت بردند که وقتی وارد نماز می‌شود، دل و ذهنش حاضر نیست، «رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او دستور داد که وقتی دچار چنین حالتی در نماز شد، سه بار به سمت چپ خود تف کند و سپس از شیطان به الله پناه برد. آن مرد می‌گوید: چنین کردم و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن وسوسه را که در نماز مزاحمم می‌شد از من دور کرد».[۳] از الله خواهانم که به همه‌ی ما برای ذکر و شکر و نیکو عبادت کردنش کمک فرماید.

***


[۱] شاید منظور سائل، روایتی باشد که بزّار چنان که در «کشف الأستار» هست، روایت می‌کند: (ج۱، ص۱۷۷، حدیث شماره۳۵۰). عُقیلی(ج۱، ص۱۲۰، بیوگرافی ۱۴۵ أحوص بن حکیم). طبرانی در مسند الشامیین (ج۱، ص۲۳۹، حدیث شماره ۴۲۷). بیهقی در شعب الإیمان (ج۳، ص۱۴۳، حدیث شماره ۳۱۴۰). لفظی که در سوال ذکر شد، چنین است: «أن الصلاة لا بد و أن يقابلها متعة من الفرد و سعادة، فإن لم يكن كذلك فإن أبواب السماء تغلق لتلك الصلاة». اما روایتی که در کتاب‌ها می‌آید، چنین است: «إِذَا صَلَّى الرَّجُلُ الصَّلاةَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، وَأَتَمَّ رُكُوعَهَا وَسُجُودَهَا أَحْسِبُهُ قَالَ: وَالْقِرَاءَةَ فِيهَا قَالَتْ: حَفِظَكَ اللَّهُ كَمَا حَفِظْتَنِي، وَإِذَا أَسَاءَهَا وَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهَا وَلا سُجُودَهَا، قَالَتْ: ضَيَّعَكَ اللَّهُ كَمَا ضَيَّعْتَنِي».

[۲] مسند احمد: (ج۳، ص۱۲۸، حدیث شماره ۱۲۳۱۵). سنن نسائی: کتاب عشرة النساء، حدیث شماره (۳۹۳۹). از انس بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا النِّسَاءُ وَالطِّيبُ، وَجُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ».

[۳] صحیح مسلم: بابت التعوذ من شیطان الوسوسة فی الصلاة، حدیث شماره (۲۲۰۳). از عثمان بن ابی العاص ثقفی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت کرده که نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد و گفت: «يا رسول اللَّهِ. إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ حَالَ بَيْنِي وَبَيْنَ صَلَاتِي وَقِرَاءَتِي. يَلْبِسُهَا عَلَيَّ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : ذَاكَ شَيْطَانٌ يُقَالُ لَهُ خَنْزَبٌ. فَإِذَا أَحْسَسْتَهُ فَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْهُ. واتفل على يسارك ثلاثا. فقال: ففعلت ذلك فأذهبه الله عني».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: سمعت حديثاً ينص على «أن الصلاة لا بد وأن يقابلها متعة من الفرد وسعادة، فإن لم يكن كذلك فإن أبواب السماء تغلق لتلك الصلاة»، فهل هذا صحيح؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا الحديث ليس بصحيح، لكنه لا شك أن الإنسان الذي تكون صلاته متعة له وقرة عين له، فإن له حظا كبيرًا مما كان عليه النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-؛ لأنه – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- قال: «حُببَ إلي من دنياكم النِّسَاء والطَّيب، وجُعِلَت قرة عيني في الصلاة».

فإذا دخل الإنسان في صلاته واعتقد أنه يناجي ربه، وأن حياته في الحقيقة هي ما أمضاه في طاعة الله، وأن هذا هو عمره الحقيقي، فإنه لا شك أن الصلاة ستكون قرة عينه وراحة نفسه، وأنه سيألفها، وإذا سلَّم منها انتظرها مرة أخرى، وأنه يجد بعد ذلك نورا وسعادة وانتهاءً عن المنكر والفحشاء، كما قال الله تبارك وتعالى -: ﴿ اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَوةُ إِنَّ الصَّلَوَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ ﴾ [العنكبوت: ٤٥].

أمَّا مَنْ فَرَّطَ فيها وأضاعها وثَقُلت عليه، وكان من حين ابتدائه بها إلى أن ينتهي وقلبه يفكر ويدور يمينا وشمالا، فإن الصلاة ستكون شاقة عليه، وسوف يخرج منها كخروج الهارب من السَّبع، ولا يرى أنه اغتنم هذا الوقت الذي كان يصلى فيه، وأنه هو عمره الحقيقي ولهذا أقول: إنه ينبغي للإنسان إذا قام إلى الصلاة أن يستشعر عظمة من قام بين يديه، وأن يؤمن إيمانا كاملا بأنه -تبارك وتعالى- يعلم ما توسوس به نفسه، وأن يحرص غاية الحرص أن يجمع قلبه على ما يقول ويفعل في صلاته، وألا يذهب يجول يمينا وشمالا، وإذا حدث له ذلك فهنا الدواء الناجع الذي وصفه النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- لرجل من أصحابه، شكا إليه أنه إذا دخل في الصلاة يوسوس – يعني يفكر يمينا وشمالا – «فأمره النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- إذا وجد ذلك أن يَنْقُل عن يساره ثلاثا، ويستعيذ بالله من الشيطان الرجيم. قال الرجل: ففعلت ذلك فأذهب الله عني ما أجد». نسأل الله أن يعيننا جميعا على ذكره وشكره وحسن عبادته.

مطالب مرتبط:

(۱۲۳۰) نظر شرع در مورد ازدواج شغار

ازدواج شغار این است که مردی دخترش را به عقد مرد دیگری در آورد به این شرط که آن مرد نیز دختر خود را به عقد او در آورد و مهریه‌ای در کار نباشد

ادامه مطلب …

(۱۲۳۵) حدیث در مورد شانه کردن مو

از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که ایشان موهایشان را شانه می‌کردند. همچنین ثابت است که شانه کردن را از سمت راست شروع می‌کردند

ادامه مطلب …

(۱۱۹۵) نماز خواندن با عمامه یا بدون آن

حدیثی که در سوال آمد، مکذوب و موضوع است و عمامه گذاشتن در نماز فضیلتی ندارد. بلکه بستگی به عرف و عادات و تقالید مردم آن منطقه دارد

ادامه مطلب …

(۱۱۴۸) حکم تکفیر کردن مسلمانان به ناحق

تکفیر کردن اشخاص کار هر کسی نیست و انسان باید در این زمینه بسیار مواظب باشد و بداند که اگر کسی را به ناحق تکفیر کند، حکم به خودش باز می‌گردد

ادامه مطلب …

(۱۲۱۰) در مورد حدیث قدر خود را دانستن

برای این حدیث اصلی سراغ ندارم. ولی معنایش صحیح است؛ چون انسان وقتی قدر خود را بداند، برای پروردگارش سر به زیر می‌آورد و او را عبادت می‌کند

ادامه مطلب …

(۱۲۵۴) حدیث در مورد سفارش به نیکی با همسایه

همسایه حتی اگر کافر باشد، دارای حق همسایگی است. شایسته است انسان نسبت به همسایگانش خوبی کند، حتی اگر با او دشمن دینی باشند

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه