جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۹۷۳) مشرق و مغرب و مشارق و مغارب

(۹۷۳) سوال: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن می‌فرماید: {قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ} [شعراء: ٢٨]: (پروردگار مشرق و مغرب). نیز در جای دیگر فرموده‌ است: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ} [الرحمن: ١٧]: (پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب). در جای دیگری فرموده: {فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ} [معارج: ٤٠]: (به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند می‌خورم). معنی این آیات چیست؟

جواب:

چنان که شنیدیم یکی از این آیات با صیغه‌ی مفرد، یکی دیگر با صیغه‌ی مثنی و دیگری با صیغه‌ی جمع ذکر شده‌اند. گاهی انسان در نگاه اول، تعارضی بین این آیات می‌بیند. می‌گویم: هرگز در قرآن کریم تعارضی وجود ندارد. هیچ قسمتی از قرآن با قسمت دیگر در تعارض نیست. همچنین قرآن با سنت صحیح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز در تعارض نیست. به همین خاطر هر گاه چیز متعارضی دیدی، به دنبال جمع بندی بین چیزهایی باش که به نظرت متعارض هستند. اگر به آن رهنمون شدی، خوب است. اما اگر به آن رهنمون نشدی واجب است همان چیزی را بگویی که راسخین در علم می‌گویند: {آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا} [آل عمران: ٧]: (ما به همه‌ی آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست).

بدان فقط کسی دچار توهم تعارض بین قرآن یا بین قرآن و سنت صحیح می‌شود که علمش کم است و یا در تدبر، کوتاهی دارد. وگرنه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا} [نساء: ٨٢]: (آیا در قرآن نمی‌اندیشند؟ که اگر از سوی غیر الله بود، قطعاً اختلاف بسیار در آن می‌یافتند). هدفم از مقدمه این بود که از جواب استفاده‌ی بیشتری بشود.

اما در جواب سؤال باید بگویم: مقصود از صیغه‌ی مفرد در این آیه: {قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ}، جنس است و هر چیزی که مقصود از آن جنس باشد، منافاتی با تعدد ندارد.

اما این آیه: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ}، مقصود از دو مشرق، مشرق تابستان و مشرق زمستان است؛ یعنی آخرین مشرقی که خورشید در روزهای تابستان دارد و آخرین مشرقی که در روزهای زمستان دارد. بدین صورت که: مدار خورشید یا انتقال خورشید از مدار جَدي به سوی مدار سرطان، در روزهای تابستان به آخر مدار جدی و در روزهای زمستان به آخر مدار سرطان می‌رسد. این دلیلی بزرگ بر قدرت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که این جِرم بزرگ یعنی خورشید را از آن سمت جنوب به آن سمت شمال و برعکس منتقل می‌کند. این از کمال قدرت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است. پس این معنای دو مشرق است؛ یعنی مشرق تابستان و مشرق زمستان.

اما در این آیه که با صیغه‌ی جمع آمد: {الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ}: گفته‌اند که مقصود از آن، مشرق و مغرب خورشید در هر روز است؛ زیرا هر روز، مشرق و مغربی غیر از مشرق و مغرب روز قبل یا روز بعد دارد و الله بر هر چیزی قادر و تواناست. همچنین گفته شده: مقصود از مشارق و مغارب، مشرق‌های خورشید، ستارگان و ماه است، زیرا با هم متفاوتند. بدین صورت جمع در اینجا به اعتبار اجرام آسمانی مثل خورشید، ماه و ستارگان است.

به هر حال الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پروردگار و تدبیرگر همه‌ی اینهاست و هر گونه حکمتش اقتضا کند، در آنها به تصرف می‌پردازد.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: قال الله تعالى في كتابه العزيز: ﴿ رَبُّ الْمَشْرِقِ والْمَغْرِب ﴾ [الشعراء: ۲۸]، وقال في موضع آخر: ﴿ رَبُّ الْمُشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَينِ ﴾ [الرحمن: ١٧]، وقال: ﴿ فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَرِقِ وَالْغَرِب ﴾ [المعارج: ٤٠]، فما معنى هذه الآيات؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: هذه الآيات كما سمعنا جميعا ذكر بعضها بالإفراد، وبعضها بالتثنية، وبعضها بالجمع، وقد يفهم الإنسان بادئ ذي بدء أن هناك تعارضًا بين هذه الآيات، وأقول: إنه لا تعارض في القرآن الكريم أبدا، فالقرآن الكريم لا يتعارض بعضه مع بعض، ولا يتعارض مع ما عن النبي ، فإذا وجدت شيئًا متعارضًا فاطلب وجه الجمع بين هذه التي تظن أنها متعارضة، فإن اهتديت إلى ذلك فذلك المطلوب، وإن لم تهتد إليه فالواجب عليك أن تقول كما يقول الراسخون في العلم: ﴿ ءَامَنَّا بِهِ كُلِّ مِنْ عِندِ ربنا ﴾ [آل عمران: ٧] ، واعلم أنه إنما يتوهم التعارض بين القرآن، أو بينه وبين ما صح عن النبي صلى الله عليه وسلم من كان قاصرًا في العلم أو مُقَصِّرًا في التدبر، وإلا فإن الله يقول : ﴿ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْهَانَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كثيرًا ﴾ [النساء: ۸۲]، وإنما قدمت هذه المقدمة لأجل أن تعم الفائدة.

أما الجواب على السؤال فنقول: إن الإفراد في قوله تعالى: ﴿ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ﴾ يراد به الجنس، وما أريد به الجنس فإنه لا ينافي التعدد.

وأما قوله تعالى: ﴿ رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمُغرِبَيْنِ ﴾، فإن المراد بالمشرقين ما يكون في الصيف وفي الشتاء يعني آخر مشرق للشمس في أيام الصيف، وآخر مشرق للشمس في أيام الشتاء يعني معناه: مدار الشمس أو انتقال الشمس من مدار الجدي إلى مدار السرطان تكون في آخر هذا في أيام الصيف، وفي آخر هذا في أيام الشتاء، هذا أكبر دليل على قدرة الله -عز وجل، حيث يَنْقِل هذا الْجُزم العظيم وهذه الشمس العظيمة من أقصى الجنوب إلى أقصى الشمال وبالعكس، وهذا من تمام قدرة الله -عز وجل- أن تنتقل من الشمال إلى الجنوب فهذا معنى المشرقين، أي: مشرقا الصيف والشتاء.

وأما قوله: ﴿ المَشرِقِ وَالْمُغَرِبِ ﴾ بالجمع فقيل: إن المراد مشرق الشمس ومغربها كل يوم، فإن لها في كل يوم مشرقا ومغربًا غير المشرق والمغرب في اليوم الذي قبله أو اليوم الذي يليه، والله تعالى على كل شيء قدير. وقيل: المراد بالمشارق والمغارب مشارق الشمس والنجوم والقمر، فإنها تختلف، فيكون الجمع هنا باعتبار ما في السماء من الشمس والقمر والنجوم.

وعلى كل حال فالله تعالى رب هذا كله وهو المدبر -سبحانه وتعالى-، والمتصرف فيه كما تقتضي حكمته.

مطالب مرتبط:

(۹۷۵) آیا غاوون به معنای شیاطن است؟

(یتبعهم الغاوون) به این معنی است که این نوع از شاعران، عقل مردم را با گفتار و شعری که شامل مدح و ذمّ و مرثیه و هجو و دیگر مخالفات شرعی است، می‌ربایند.

ادامه مطلب …

(۹۷۴) تفسیر آیه‌ی ۸۴ سوره‌ی شعرا

این یکی از دعاهای ابراهیم عَلَيْهِ‌السَّلَام است که از الله می‌خواهد لسان صدقی در دیگران برایش قرار دهد. یعنی: در میان دیگران آوازه‌ای نیک برایش قرار دهد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه