(۹۷۳) سوال: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در قرآن میفرماید: {قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ} [شعراء: ٢٨]: (پروردگار مشرق و مغرب). نیز در جای دیگر فرموده است: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ} [الرحمن: ١٧]: (پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب). در جای دیگری فرموده: {فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ} [معارج: ٤٠]: (به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند میخورم). معنی این آیات چیست؟
جواب:
چنان که شنیدیم یکی از این آیات با صیغهی مفرد، یکی دیگر با صیغهی مثنی و دیگری با صیغهی جمع ذکر شدهاند. گاهی انسان در نگاه اول، تعارضی بین این آیات میبیند. میگویم: هرگز در قرآن کریم تعارضی وجود ندارد. هیچ قسمتی از قرآن با قسمت دیگر در تعارض نیست. همچنین قرآن با سنت صحیح رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز در تعارض نیست. به همین خاطر هر گاه چیز متعارضی دیدی، به دنبال جمع بندی بین چیزهایی باش که به نظرت متعارض هستند. اگر به آن رهنمون شدی، خوب است. اما اگر به آن رهنمون نشدی واجب است همان چیزی را بگویی که راسخین در علم میگویند: {آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا} [آل عمران: ٧]: (ما به همهی آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست).
بدان فقط کسی دچار توهم تعارض بین قرآن یا بین قرآن و سنت صحیح میشود که علمش کم است و یا در تدبر، کوتاهی دارد. وگرنه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا} [نساء: ٨٢]: (آیا در قرآن نمیاندیشند؟ که اگر از سوی غیر الله بود، قطعاً اختلاف بسیار در آن مییافتند). هدفم از مقدمه این بود که از جواب استفادهی بیشتری بشود.
اما در جواب سؤال باید بگویم: مقصود از صیغهی مفرد در این آیه: {قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ}، جنس است و هر چیزی که مقصود از آن جنس باشد، منافاتی با تعدد ندارد.
اما این آیه: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ}، مقصود از دو مشرق، مشرق تابستان و مشرق زمستان است؛ یعنی آخرین مشرقی که خورشید در روزهای تابستان دارد و آخرین مشرقی که در روزهای زمستان دارد. بدین صورت که: مدار خورشید یا انتقال خورشید از مدار جَدي به سوی مدار سرطان، در روزهای تابستان به آخر مدار جدی و در روزهای زمستان به آخر مدار سرطان میرسد. این دلیلی بزرگ بر قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است که این جِرم بزرگ یعنی خورشید را از آن سمت جنوب به آن سمت شمال و برعکس منتقل میکند. این از کمال قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است. پس این معنای دو مشرق است؛ یعنی مشرق تابستان و مشرق زمستان.
اما در این آیه که با صیغهی جمع آمد: {الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ}: گفتهاند که مقصود از آن، مشرق و مغرب خورشید در هر روز است؛ زیرا هر روز، مشرق و مغربی غیر از مشرق و مغرب روز قبل یا روز بعد دارد و الله بر هر چیزی قادر و تواناست. همچنین گفته شده: مقصود از مشارق و مغارب، مشرقهای خورشید، ستارگان و ماه است، زیرا با هم متفاوتند. بدین صورت جمع در اینجا به اعتبار اجرام آسمانی مثل خورشید، ماه و ستارگان است.
به هر حال الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ پروردگار و تدبیرگر همهی اینهاست و هر گونه حکمتش اقتضا کند، در آنها به تصرف میپردازد.
***