چهارشنبه 29 رمضان 1447
۲۷ اسفند ۱۴۰۴
18 مارس 2026

(۶۱۳) بهترین روش برای فراگیری فقه چیست

(۶۱۳) سوال: بهترین روشی که یک طالب علم می‌تواند برای فراگیری فقه اسلامی در پیش گیرد چیست؟ آیا می‌توان بدون مشورت به خواندن کتاب پرداخت و هر جا مشکلی داشت، درخواست شرح و توضیح از فقها و علما، نموده و تحصیل خود را بدین منوال ادامه دهد؟

جواب:

دو راه برای کسب علم وجود دارد:

راه اول: کسب علم از مشایخ.

راه دوم: مراجعه به کتب.

ولی برای کسب علم از شیخ، باید شیخی باشد که در علم ودین وعقیده وعمل امین باشد. چون هستند کسانی که ادعای شیخ بودن کرده وخود را معلم و مفتی می‌دانند، در حالی که جاهل بوده و از علم جز مقدار اندکی نمی‌دانند و به این وسیله مردم را گمراه می‌سازند. اما اگر آن شخص معروف به استقامت و علم و دین و امانت و عقیده و فکر سالم باشد، می‌توان از او کسب علم نمود.

آموختن علم نزد علما، آسان‌تر از یادگیری به وسیله‌ی کتاب خواندن است. چون عالم مانند یک آشپز است که غذا را حاضر و آماده به تو ‌می‌دهد و به این خاطر به دست آوردن علم از طریق عالم ساده‌تر است. نیز چون وقتی نزد یک شخص عالم کسب علم کنی، به تو طریقه‌ی کسب علم و کیفیت استنباط احکام از ادله و چگونگی ترجیح بین اقوال علما را می‌آموزد و فقط به هنگام ضرورت از طریق مطالعه‌ی کتاب، کسب علم می‌کند. اگر انسان نتواند در شهر خود عالمی مورد اعتماد در علم و دین و اخلاق و فکر پیدا کند، در این صورت راهی جز کسب علم از طریق کتاب ندارد. ولی کسب علم از طریق مطالعه‌ی کتاب، راهی بسیار طولانی است که نیاز به تلاش زیاد و تأنی و درنگ و مطالعه‌ی کتب عموم فقها دارد، چرا که اگر به مطالعه‌ی کتب فقهی معینی بسنده کردی، چه بسا نزد دیگر فقها دلایلی باشد که از دانستن آنها محروم شوی. بنا بر این راه کسب علم از طریق کتاب، طولانیست. گفته‌اند: هر کس کتاب، دلیل و راهنمای او باشد، اشتباهات او بیشتر از صواب‌هایش است.

اما این سخن به صورت مطلق نیست. چرا که بوده‌اند علمایی که از طریق کتاب کسب علم نموده‌اند و الله تعالی این امر را برایشان آسان نموده و در علم مهارت و برتری یافته و در زمره‌ی ائمه قرار گرفته‌اند.

اما چگونه باید کسب علم نمود؟

می‌گویم: مذهبی را که به حق نزدیک‌تر است، انتخاب کرده و آن را فرا بگیرد. ولی این سخن بدان معنا نیست که اگر دلیل نشان می‌داد که قول مذهب دیگر صحیح‌تر است، آن را قبول نکند. بلکه باید به دلیل چنگ بزند، هر چند که دلیل، مخالف مذهبی باشد که انتخاب کرده است. من با این حرف، دعوت به تقلید نمی‌کنم. بلکه دعوت به این می‌کنم که انسان روش معینی داشته باشد که به وسیله‌ی آن به فقه برسد و نباید عمده‌ی اعتمادش را بر کلام علما قرار دهد. بلکه باید اعتمادش به قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد. به عنوان مثال، ضرری ندارد که من فقه را بر اساس مذهب امام احمد بن حنبل و بر حسب قواعد این مذهب فرا بگیرم، و وقتی برایم روشن شد که مذهب دیگر در یک قول، صحیح‌تر است، به آن عمل کنم. این کار، طریقه‌ی شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله و شیخ محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله و دیگر محققین معروف است و بدان معنا نیست که طبق کتاب و سنت کسب علم نکنم، بلکه به وسیله‌ی قرآن و سنت کسب علم می‌کنم، اما برای خودم طریقی قرار می‌دهم که با آن به قرآن و سنت برسم.

بر این اساس می‌گوییم: اگر به عنوان مثال، مذهب امام احمد را انتخاب کردی، در این مذهب کتاب‌های مختصر و متوسط و مطوّل وجود دارد. شما ابتدا کتاب‌های مختصر در این مذهب را حفظ کنید. سپس اگر عالمی بود که نزد او کسب علم کنی، کتابی که حفظ کرده‌ای را نزد او بخوان تا برایت شرح دهد و معانی آن را برایت بیان نماید و در صورتی که علمش را داشته باشد، راجح و مرجوح را برای تو بیان کرده و بگوید که علما چه ایراداتی بر این اقوال گرفته‌اند. اگر بتوانی چنین کنی، سود زیادی خواهی برد.

همچنین خود را از کتاب‌های حدیث محروم نکن. اگر بتوانی کتاب (بلوغ المرام من ادلة الأحکام) را حفظ کنی، بسیار خوب است. اگر نشد، کتاب (عمدة الأحکام) را حفظ کن تا همیشه مقداری دلیل داشته باشی که بتوانی به آنها تکیه کنی. البته حفظ اینها بعد از حفظ قرآن و فهم معانی آن است. چون اصل، قرآن است. ترتیبی که بیان کردم، بهترین راهی است که یک طالب علم می‌تواند طبق آن حرکت کند.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من ليبيا: السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، ما هي الطريقة المثلى التي يمكن بها لطالب العلم دراسة الفقه الإسلامي؟ وهل من الممكن الاعتماد على الكتب ودراستها دون استشارة وطلب الشرح من الفقهاء والعلماء؟ أرجو التوضيح مأجورين؟

فأجاب رحمه الله تعالى: وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته، طلب العلم له طريقان الطريق الأول: تلقي العلم من المشايخ، والطريق الثاني: مراجعة الكتب.

لكن الطريق الأولى يجب أن يكون الشيخ الذي يتلقى منه العلم شيخًا مأمونا في علمه، ودينه، في العقيدة والعمل، لأن بعض المشايخ يَدَّعِي المشيخة، ويُنَصِّب نفسه معلما ومفتيًا، وهو جاهل لا يعرف من العلم إلا الشيء اليسير، فيُضل الناس بغير علم، لكن إذا كان الرجل معروفا بالاستقامة والعلم والدين والأمانة، وسلامة العقيدة وسلامة الفكر فهذا يتلقى منه العلم.

وطريق التلقي عن العلماء أسهل من طريق قراءة الكتب، لأن العالم كالمجهز للطعام يعطيك الطعام مطبوحًا منتهيا، فيكون تلقي العلم من طريقه أقصر، ولأن العالم إذا تلقيت من عنده عَلَّمَكَ كيف تتلقى العلم؟ كيف تستنبط الأحكام من الأدلة؟ كيف تستطيع الترجيح بين أقوال العلماء؟ وما أشبه ذلك.

أما التلقي من الكتب فهذا يصار إليه عند الضرورة، إذا لم يجد الإنسان عالما في بلده يثق به علما ودينا وخلقا وفكرًا، فحينئذ ليس له طريق إلا التلقي من الكتب، ولكنَّ التلقي من الكتب طريق طويل يحتاج إلى جهد كبير، وإلى تأن ونظر، وإلى مطالعة كتب الفقهاء عموما، لأنك لو اقتصرت على مطالعة كتب فقه معين فربما يكون عند الفقهاء الآخرين من الأدلة ما ليس عند هذا، فالطريق طويل.

ولهذا أطلق بعض الناس أن من كان دليله كتابه، كان خطؤه أكثر من صوابه. ولكن هذا ليس على إطلاقه فإن من العلماء من تلقوا العلم من الكتب، ويسر الله لهم الأمر، وبرعوا في العلم وصاروا أئمة فيه.

أما كيف يتلقى العلم؟ فنقول : ينظر إلى أقرب المذاهب إلى الحق فيأخذ به ويتفقه عليه، ولكن لا يعني ذلك أن لا يأخذ بما دل عليه الدليل من المذاهب الأخرى، بل يأخذ بالدليل ولو كان خلاف المذهب الذي اعتنقه، ولست بذلك أدعو إلى التقليد، ولكني أدعو إلى أن يكون للإنسان طريق معين يصل إلى الفقه منه، ولا يجعل العمدة كلام العلماء بل العمدة كتاب الله وسنة رسوله – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، وهذا لا يضر أن أتفقه مثلا على مذهب الإمام أحمد بن حنبل رحمه الله وعلى قواعد هذا المذهب، وإذا تَبَيَّنَ لي الصواب في مذهب آخر أخذت بالصواب كما هي طريق شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله، وطريق الشيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله، وغيرهما من العلماء المحققين البارزين، وهذا لا يعني أن لا أتفقه على الكتاب والسنة، أنا أتفقه على الكتاب والسنة، لكن أجعل لي شيئًا أعبر منه إلى الكتاب والسنة.

وعلى هذا فنقول: إذا اخترت مثلا مذهب الإمام أحمد بن حنبل رحمه الله، ففيه كتب مختصرة، وكتب متوسطة وكتب مطولة، فاحفظ أولا الكتب المختصرة في هذا المذهب، ثم إن كان لديك عالم تتلقى العلم منه فاقرأ هذا الكتاب عليه بعد أن تحفظه، وهو يشرحه لك ويبين معانيه، وإذا كان عنده سعة علم بَيَّنَ لك الراجح ،والمرجوح وبين مآخذ العلماء، وحصلت على خيركثير.

ولا تخل نفسك من كتب الحديث احفظ من كتب الحديث ما تيسر، فإن تيسر لك أن تحفظ (بلوغ المرام من أدلة الأحكام) فهذا حسن جدا، وإن لم يتيسر ف(عمدة الأحكام)، حتى يكون لك نصيب من الأدلة تعتمد عليه وهذا كله بعد حفظ كتاب الله عز وجل – وتَفَهم معانيه، لأنه هو الأصل، فصار هذا الترتيب الذي ذكرته هو من أحسن ما يمشى عليه طالب العلم فيما أرى. والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۶۳۶) سوال: بهترین روش برای حفظ قرآن

(۶۳۶) سوال: به نظر شما برای کسی که می‌خواهد قرآن را حفظ کند، چه روشی از همه بهتر است؟ جواب: به نسبت هر کسی فرق دارد. برای بعضی آسان است آیات زیادی را حفظ کنند؛ یک صفحه را کامل حفظ کرده و سپس به قدری آن را تکرار می‌کنند که حفظشان تثبیت شود. بعضی دیگر […]

ادامه مطلب …

(۶۶۷) کتاب (الروح) و (حادی الأرواح) از ابن قیم

(۶۶۷) سوال: نظرتان در مورد دو کتاب ابن قیم به نام‌های (الروح) و (حادی الأرواح) چیست؟ جواب: هر دو کتاب‌هایی بزرگ و مفید هستند. در هر دو کتاب، عبرت‌ها و احکام فقهی وجود دارد و هر دو جزء بهترین کتاب‌هایی است که نوشته شده‌اند. خود نویسنده یعنی ابن قیم چنان که همه می‌دانند، شخصی دانشمند […]

ادامه مطلب …

(۶۷۵) نظر شریعت در مورد کتاب‌های صوفیه

(۶۷۵) سوال: نزد ما بسیاری از کتاب‌های تصوف وجود دارد. نظر شرع در مورد این کتاب‌ها و در مورد تصوف چیست؟ جواب: نظرم در مورد تصوف و دیگر فرقه‌هایی که در اسلام بدعت وارد کرده‌اند، همان است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به امتشان فرمودند: «بر شما لازم است که روش من و روش خلفای برحق […]

ادامه مطلب …

(۷۱۱) رفتن زن برای شرکت در درس و سخنرانی

(۷۱۱) سوال: حکم خروج مکرر زن از خانه برای شرکت در سخنرانی‌ها و دروس چیست؟ مثلا عصر برای حضور در حلقه‌های حفظ قرآن و بعد از عشا برای حضور در سخنرانی علما حاضر شود. آیا در صورتی که این کار با اجازه‌ی ولی باشد، جایز است؟ آیا این کار، یعنی خروج زیاد از خانه، تشابه […]

ادامه مطلب …

(۶۰۷) خلاصه‌ای در فضیلت علم و دانش

(۶۰۷) سوال: امروزه جوانان را می‌بینم که به طاعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پایبند شده‌اند، ولی تنها مشغول یادگیری حدیث وتفسیر وتوحید وفقه هستند و علوم دیگر مانند ریاضیات و علوم را ترک کرده و می‌گویند به دنبال آخرت هستند. به همین خاطر تنها به دروس شرعی اهتمام ورزیده و با علوم دیگر، کاری ندارند. من نمی‌گویم […]

ادامه مطلب …

(۶۴۶) آموزش قرآن به کسی که لکنت دارد

آموزش دادن قرآن به کسی که دچار لکنت زبان باشد، جایز است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فاتقوا الله ما استطعتم}. سوره تغابن، آیه 16

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه