یکشنبه 10 شوال 1447
۹ فروردین ۱۴۰۵
29 مارس 2026

(۵۸۹) حکم شرع در مورد خرافات و بدعت‌های صوفیه

(۵۸۹) سوال: برنامه‌ی ارزشمند شما را به طور دائم، دنبال می‌کنم و در مورد سؤالات مربوط به تصوف، جواب‌های متعددی از اساتید گرامی شنیدم که البته تقریبا اجماع بر نکوهش این روش بدون استثنا داشتند اما من بسیار تعجب کردم زیرا به نظر من در دین بزرگ ما، احکام در امور دینی تعمیم داده نمی‌شود؛ یعنی مثلا اگر شخص بدی در مکانی باشد، نمی‌توانیم تمام افرادی که در آن مکان حضور دارند را بد و شرور بدانیم. لذا وقتی حکم می‌کنیم که تصوف، بد است، آیا بدین معنا است که ذات تصوف، بد است یا این که کسانی هستند که ادعای تصوف دارند اما اهل تصوف نیستد؟ اگر تصوف بد است، حکم بزرگان تصوف که در امور دینی از علم و عمل آن‌ها بهره برده‌ایم، مانند: امام غزالي، ابن عطاء الله، عبدالقادر جيلاني، شيخ سنوسي و دكتر عبد الحليم محمود رَحِمَهُ‌الله که از معاصرین است، چیست؟ عبادت‌گاه‌های این بزرگان نیز معروف است. ساده‌‌ترین تعریفی که از تصوف می‌دانیم همان: زهد در دنیا، رها کردن چیزهایی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بندگانش حلال کرده است، اخلاص نیت و عمل برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، ذکر، استغفار و حمد گفتن بسیار برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با کنار زدن هر گونه خرافات، بدعت و چیزهایی که به کفر می‌انجامد (که از آن به الله پناه می‌برم) است؛ نظر دین در مورد آن چیست؟

جواب:

این سؤال، طولانی و حاوی چند سؤال است که برخی از آن نیاز به تحریر دارد:

کسانی ‌که از آنان شنیده است که به طور مطلق تصوف را نکوهش می‌‌کنند، مقصودشان تنها این ایجاد و اثبات یک روش و مسلک معین و جدا از اهل سنت و جماعت است که این بی‌تردید نکوهیده است؛ شایسته است تمام مسلمانان یک گروه باشند که آن همان روش و منهج سلف صالح و اهل سنت و جماعت در عقیده و عمل است. بنابراین آن‌چه به طور مطلق نکوهیده می‌باشد این است که گروهی روش معیّنی است را ایجاد کنند و گفته شود: روش و منهج این افراد، چنین است؛ زیرا هر روش و منهجی که با منهج پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مخالفت داشته باشد، نکوهیده است.

کارهایی که این گروه نوآوری کرده‌اند، باید بررسی شود؛ اگر با رهنمود پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم موافقت داشته باشد، حق است اما شایسته نیست که مثلا گفته شود: این کارها از منهج صوفيه، ساخته‌ی صوفيه یا از تنظیم صوفیه است؛ بلکه باید گفت: سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است و نباید به یک گروه خاص نسبت داده شود. بدین ترتیب از لقب و شهرتی که موجب نکوهش است، خارج می‌شود.

در مورد زهد در دنیا؛ بی‌تردید زهد در دنیا که ترک آن‌چه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حلال کرده است و ترک چیزی که در آخرت، سودمند است را در بر نداشته باشد، خوب و پسندیده است؛ شایسته است که دنیا برای انسان، وسیله و ابزاری برای رسیدن به آخرت باشد و نباید تمام تلاش و هدفش دنیا باشد. اگر هدف انسان، فقط دنیا باشد، دنیا و آخرتش را  خواهد باخت؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُوماً مَدْحُوراً * وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً} [إلاسراء: ۱۸-۱۹]: (هر کس دنیای زودگذر را بخواهد، هر چه بخواهیم برای هر کس که بخواهیم به زودی برایش فراهم می‌کنیم، سپس جهنّم را برایش قرار می‌دهیم که نکوهیده و رانده شده در آن بسوزد؛ و هر کس آخرت را بخواهد در حالی ‌که مؤمن است و تلاشش را برای آن به کار ببرد، اینان هستند که سعی و تلاششان مقبول است و پاداش داده می‌شوند).

اذکار و اورادی که تصوف نوآوری کرده‌اند، بی‌تردید آن‌چه از آن که از نظر کیفیت، زمان، تعداد یا سبب با شریعت، مخالفت داشته باشد، بدعت است و بر صاحب آن انکار می‌شود؛ زیرا یک عبادت، تنها زمانی عبادت است که دلیل شرعی بر این امور داشته بادش: سبب، جنس، نوع، روش، زمان، مکان و مقدار. اگر دلیلی بر این موارد نداشته باشد بدعت است و میزان بدعت بودن آن به همان اندازه خواهد بود که با سنت فاصله و اختلاف داشته باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل وهو مصري يعمل بالعراق: ومن خلال متابعتي الدائمة لبرنامجكم الكريم، وخلال إجابة الأسئلة الخاصة بالتصوف سمعت إجابات مختلفة من أساتذة أفاضل، وقد أجمعوا تقريبًا على ذم هذا الأمر بدون استثناء، وإني لأعجب أشد العجب من ذلك؛ لأن في اعتقادي – والله أعلم – أن الأحكام في ديننا العظيم لا تأتي على التعميم في أمور الدين، فمثلا إذا كان هناك شخص سَوْءٍ في مكان ما لا يمكن أن أحكم على جميع من فيه بأنهم أشرار، فعندما نحكم على التصوف بأنه سيئ هل معنى ذلك أن التصوف بوصفه مبدأ سيئ ؟ أم هناك من يَدَّعِي الصوفية، وهو ليس من أهلها؟ وإذا كان التصوف كذلك فماذا نقول عن أئمة التصوف، الذين أفادونا في الدين أعظم إفادة من خلال علمهم وعملهم؛ أمثال: الإمام الغزالي، وكذلك ابن عطاء الله، وعبد القادر الجيلاني والشيخ السنوسي، وزواياهم معروفة، وفي العصر الحديث الدكتور عبد الحليم محمود رحمه الله. وماذا يقول الدين عن التصوف في أبسط معانيه التي نفهمها، وهو يتمثل في الزهد في الدنيا، مع عدم ترك ما أحل الله لعباده، وإخلاص العمل والنية لله تعالى، وذكره كثيرا واستغفاره وحمده مع نبذ كل ما يلتصق بالدين والتصوف من خرافات وبدع وأشياء تؤدي إلى الكفر، أعوذ بالله من ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى : هذا السؤال مطول متداخل، وفيه شيء يحتاج إلى تصنيف:

فالذين سمعهم يذمون التصوف ويطلقون إنما يريدون أن إثبات طريقة على نحو معين تنفرد عن طريقة أهل السنة والجماعة، هذا من حيث هو مذموم بلا شك، فالذي ينبغي لجميع المسلمين أن يكونوا طائفة واحدة؛ ألا . طائفة السلف الصالح أهل السنة والجماعة، سواء كان ذلك في العقيدة، أم كان ذلك في الأعمال الظاهرة؛ وهي أعمال الجوارح، فالذي يُذم مطلقًا أن تحدث طريقة معينة يقال لها هذه طريقة القوم؛ إذ إن كل طريق، أو كل طريقة تخالف ما كان عليه النبي عليه الصلاة والسلام فإنها مذمومة مهما كانت.

أما بالنسبة للأعمال التي تحدثها هذه الطائفة فإنه ينظر فيها؛ فإن وافقت ما جاء به النبي – عليه الصلاة والسلام – فهي حق، لكن لا ينبغي أن يقال: إنها من طريق الصوفية، أو من صنع الصوفية، أو من تنظيم الصوفية، أو ما أشبه ذلك، بل يقال: هذه سنة الرسول صلى الله عليه وسلم ولا تنسب إلى هذه الطائفة بعينها، وحينئذ يخرج من اللقب الذي قد يوجب الذم.

وأما ما يتعلق بالزهد في الدنيا؛ فلا ريب أن الزهد بالدنيا الذي لا يتضمن ترك ما أحل الله -عز وجل-، أو لا يتضمن ترك ما ينفع في الآخرة، لا ريب أنه محمود، وأن الإنسان ينبغي له أن تكون الدنيا وسيلة إلى الآخرة، لا ! يكون كل همه وقصده بالدنيا والإنسان إذا أراد الدنيا فقط فإنه قد يضيع الدنيا والآخرة؛ لقوله تعالى: ﴿ مَن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَن نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَنَهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا وَمَنْ أَرَادَ الْأَخِرَةَ وَسَعَى لَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَتِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا ﴾ [الإسراء: ۱۸-۱۹].

وأما الأذكار والأوراد التي أحدثها أهل التصوف؛ فلا شك أن ما خالف الشرع منها بكيفيته، أو وقته، أو عدده، أو سببه، فإنه بدعة يُنكر على صاحبه؛ لأنه لا تكون العبادة عبادة حتى يقوم دليل شرعي على الأمور التالية: على سببها، وجنسها، ونوعها، وهيئتها، وزمانها، ومكانها، وقدرها. فإذا لم يكن دليل على هذه الأمور فإنها تكون بدعة، ويكون فيها من البدع أو من البدعية بحسب ما فارقت السنة فيه.

مطالب مرتبط:

(۵۷۵) صابئه چه کسانی هستند؟

علما رَحِمَهُمُ‌الله درباره‌ی آنان اختلاف نظر دارند؛ برخی گفته‌اند: صابئه بر دینی بوده‌اند و از دین قومشان خارج شده‌اند. برخی دیگر گفته‌اند: صابئه کسانی هستند که ‌دین ندارند.

ادامه مطلب …

(۵۹۰) حکم طریقت‌ها و مسلک‌های صوفیه

مسئله‌ی طریقت‌ها و مسلک‌هایی که برخی افراد با تبلیغات برای خود از جهت نسب با ادعای انتساب به نسب شريف یا با ادعای کراماتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شخص وی را به آن اختصاص داده است، بدعت‌گزاری کرده‌اند؛ چنین مردم را فریب داده و چیزی را به دين الله اضافه کرده‌اند که از دین نیست.

ادامه مطلب …

(۵۸۶) توضیحاتی در باره‌ی طریقت صوفیه

هر طریقتی اعم از صوفیه و غیر صوفیه باید با كتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تطبیق داده و سنجیده شود که هر چه با این ‌دو موافق باشد، حق است و هر چه مخالف باشد، باطل است. اغلب روش‌های صوفيه، بدعت است؛ برخی از آن‌ها به کفر می‌انجامد و برخی دیگر کم‌تر از کفر هستند.

ادامه مطلب …

(۵۷۹) حکم شرع در مورد تصوف

دیدگاهم درباره‌ی تصوف، همانند دیدگاهم در مورد سایر بدعت‌هایی است که در اسلام نوآوری شده است؛ تصوفی که مخالف و مغایر با روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، بدعت و گمراهی است که بر مسلمان واجب است از آن دوری کند.

ادامه مطلب …

(۵۸۵) حکم پیروی از مسلک و طریقت صوفیه

بر تو واجب است پیرو سلف صالح باشی، بر پایبندی به منهج و روش آنان حرص بورزی و راه‌ها و روش‌هایی که بدعت و نوآوری است را رها کنی.

ادامه مطلب …

(۵۷۶) اهل کلام و فلسفه چه کسانی هستند؟

اهل كلام، کسانی هستند که برای اثبات عقیده بر عقل تکیه کرده و گفته‌اند: هر آن‌چه از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و امور اعتقادی که عقل، آن را اثبات کند، ثابت است و هر آن‌چه عقل، آن را اثبات نکند، ثابت نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه