سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۴۵۲) دیدگاه شرع درباره‌ی قصاید و اشعاری که در مدح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سروده می‌شود

(۴۵۲) سوال: دیدگاه دین درباره‌ی قصاید و اشعاری که در مدح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سروده و در مناسبت‌های دینی در شب‌نشینی‌ها ارائه می‌شود، چیست؟ دلیل از قرآن و سنت در این مورد چیست؟

جواب:

دوست ندارم عبارت “دیدگاه و رأی دین یا اسلام” در سؤال مطرح شود:
اول: (عبارت رأی و نظر دین): دين در حقیقت، دیدگاه و تفکر نیست بلکه دين عقيده و شریعتی از سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که دیدگاه و نظر در آن جایگاهی ندارد؛ لذا ما افرادی که می‌گویند: این فکر اسلامی است و… را انتقاد می‌کنیم چون اسلام، نظر و دیدگاهی از میان نظرات و دیدگاه‌های گوناگون نیست بلکه شریعتی از سوی الله حکیم و بسیار دانا است. بله، می‌توان گفت که فلان متفکر، مسلمان است زیرا انسان، فکر دارد و چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انسان را به تفکر در آفرینش آسمان‌ها و زمین فرمان داده است تفکر می‌کند اما وصف دین به دیدگاه، فکر، نظر و… اشتباه است.
دوم: دوست ندارم حکم اسلام از فردی که ممکن است نظرش صحیح یا خطا باشد، پرسیده و گفته شود: حکم اسلام در این مورد چیست؟ زیرا اگر شخص، اشتباه جواب دهد این حکم اسلام نخواهد بود. بنابراین شایسته است گفته شود: حکم چیست؟ نظر شما در این مورد چیست؟ و… ؛ آن‌گاه شخص بر اساس کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نظرش را ارائه می‌دهد.
درباره‌ی قصاید و اشعاری که در مدح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم (که پدر و مادرم فدایش باد) سروده می‌شود، باید گفت: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شایسته‌ی هر مدح و بزرگداشتی است که سزاوار یک پیامبر و فرستاده از سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ‌باشد؛ وی آخرین پیامبر و فرستادگان و سرور تمام مخلوقات است لذا مستحق تمام اوصافی است که سزاوار ایشان باشد و فرقی ندارد که در قالب نظم یا نثر باشد؛ اما قصیده‌هایی که وی را از آن حدی سزاوار آن است خارج می‌کند مانند غلو و زیاده‌روی افراطی که می‌دانیم خود ایشان هم ازآن بیزار و ناخشنود است چنان که از آن نهی نموده است، نظرم این است که جایز نیست انسان آن را بخواند یا به محتوای آن اعتقاد داشته باشد.
از جمله این قصیده‌ها برای مثال: قصیده‌ی بوصيري (بردة) است که خطاب به پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌سراید:
فَإِنَّ مِنْ جُودِكَ الدُّنْيَا وَضَرَّتَهَا وَمِنْ عُلُومِكَ عِلْمُ اللَّوْحِ وَالقَلَمِ
همانا دنیا و آخرت از جمله بخشش تو است و علم و آگاهی از لوح محفوظ و قلم از جمله دانش‌های تو است.
تردیدی نیست که این شرک است بلکه از بزرگ‌ترین نمودهای شرک است؛ زیرا چیزی را که خاص پروردگار است را برای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قرار داده و حق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را از وی سلب کرده است. اگر دنیا و آخرت از جود و بخشش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی نمی‌ماند و اگر علم به لوح محفوظ و قلم، گوشه‌ای از دانش او باشد برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی از علم باقی نمی‌ماند. چنین سخنانی که از حد تجاوز کرده و غلو است، شایسته‌ی مسلمان نیست که درباره‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بگوید و جایز نیست کسی چنین سخنانی بر زبان بیاورد و فرقی ندارد که در قالب نظم یا نثر باشد.
اشعاری که صفات پسندیده‌اش را برمی‌شمارد و درباره‌ی شریعت کاملی که وی آورده و… سخن به میان می‎‌آورد، ایرادی بلکه می‌گوییم: مطالعه کردن آن، عبادت است زیرا محبت و تعظیم پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در قلب را تغذیه می‌کند چنان که الله بدان امر نموده و فرموده است: {لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ} [الفتح: ۹]: (تا به الله و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری کنید و او را بزرگ بدارید و او را تسبیح بگویید) البته اگر حرف «لـِ» در {لتؤمنوا} می‌تواند را برای امر قرار دهیم اما در غیر این صورت برای بیان علّت است. این کار، مقصود شرع است و تعزیر به معنای بزرگداشت ایشان است اما باید سزاوار ایشان باشد و به شرطی که این قصیده‌ها برای مناسبت‌های سالانه قرار داده نشود که هر بار تکرار شود؛ چنان که برخی آن را در جشن شب تولد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم انجام می‌دهند که آن را وارد دین الله کرده‌اند و هیچ پایه و اساسی در دین ندارد؛ منظورم جشن شب تولد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که آن را نوآوری کرده و عیدی قرار داده‌اند که هر سال تکرار می‌شود و اشعار و قصیده‌هایی در مدح پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفته می‌شود و انواع گوناگونی از صلوات بر ایشان را یاد می‌کنند که هرگز در رهنمودها و سنت ایشان و یارانش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نیامده است.
بنابراین بدعت جشن تولد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از جمله منکراتی است که بر مسلمانان واجب است از آن خودداری نمایند و اگر این کار، درست و خوب بود کسانی که از ما بهتر بودند و ایشان را بیشتر دوست داشتند این کار را انجام می‌دادند؛ کسانی مانند صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم و تابعین که به نیکی از آنان پیروی نمودند. آن‌ها هرگز چنین کاری را در شب تولد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم انجام نداده و حتی به آن اشاره هم نکرده‌اند.
تردیدی نیست که آنان ‌که این کار را بدعت‌گذاری کرده و رواج داده‌اند، در حقیقت از شریعت پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و خود ایشان ایراد گرفته‌اند؛ شکی نیست که آنان می‌خواهند با این کار به درگاه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تقرب جویند و تقرب جستن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ عبادت است اما دین اسلام از همه‌ی جوانب در عبادت‌های قولی و فعلی کامل شده است؛ همان طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً} [المائده: ۳]: (امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم).
بنابراین هر کس عبادتی را در عقیده، قول و عمل، نوآوری کند که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش بر آن نبوده باشند، شکی نیست که حقیقت وی و زبان حالش چنین می‌گوید: دين کامل نشده است و من آن ‌را با این عبادت که برای تقرب و نزدیکی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایجاد کردم، کامل کردم؛ لذا شخص مبتدع که اعتقاد، سخن یا عملی را برای تقرب به الله ایجاد می‌کند و انجام می‌دهد باید دوباره به کارش بنگرد و بداند که با بدعت به دين الله توهین کرده و آن‌ را ناقص قلمداد کرده است که با این بدعت، نیاز به کامل شدن دارد. از الله خواستارم که ما و تمام برادران مسلمانمان را مخلص برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیرو پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قرار دهد.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما رأي الدين في هذه القصائد التي تمدح الرسول وتمجده، وإلقائها في المناسبات الدينية وذلك بإحياء الليالي بها؟ وما الدليل من الكتاب والسنة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا التعبير -وهو: ما رأي الدين؟ أو ما رأي الإسلام؟ أو ما أشبه ذلك- لا أحب أن يعرض في سؤال:

أولا: كلمة رأي الدين، فالدين في الحقيقة ليس رايا، والدين ليس فكرًا، إنما الدين عقيدة وشريعة من الله عز وجل، لا مجال للرأي فيه، ولا مجال للفكر فيه، ولهذا نحن ننتقد هؤلاء الذين يقولون: هذا فكر إسلامي، وما أشبه ذلك، فالإسلام ليس فكرًا، وليس رأيا من الأفكار والآراء، إنما هو شريعة من لدن حكيم خبير -سبحانه وتعالى-.

نعم لنا أن نقول: إن المفكر مسلم. وما أشبه ذلك؛ لأن الرجل له فكر، ويفكر كما أمر الله تعالى بالتفكير في خلق السماوات والأرض، لكن كوننا نعبر عن الدين بأنه فكر ، أو بأنه رأي، وما أشبه ذلك، فهذا خطأ.

ثانيا: لا أحب أن يوجه لشخص قابل للخطأ والصواب سؤال عن حكم الإسلام، ويقال: ما حكم الإسلام في كذا؟ وهو موجه إلى فرد يخطئ ويصيب؛ لأن الفرد إذا أجاب، وكان خطأ، لم يكن ذلك حكم الإسلام.

فالذي ينبغي أن يقال مثلا ما الحكم؟ أو ما رأيك في كذا؟ وما أشبه ذلك، ثم يجيب على حسب ما يراه معتمدًا في ذلك على كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم.

وبالنسبة للقصائد التي يمدح فيها الرسول؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم -بأبي هو وأمي – مستحق لكل مدح وتعظيم يليق به، على أنه نبي مرسل من الله – سبحانه وتعالى-، وهو خاتم النبيين، وآخر المرسلين، وسيد الخلق أجمعين، فهو مستحق لكل ما يقال من وصف يليق به سواء قيل ذلك نظما أم نثرا. ولكن القصائد التي تخرجه عما ينبغي أن يكون له؛ من الغلو المفرط الزائد، الذي نعلم أنه هو عليه الصلاة والسلام- يكرهه، ولا يرضاه، كما نهى عن ذلك، فإننا نرى أنه لا يجوز لإنسان أن يتلوها، أو يعتقد ما فيها من هذا الغلو.

ومن ذلك على ضرب المثل ما جاء في قصيدة البوصيري: البردة، التي يقول فيها مخاطبا النبي صلى الله عليه وسلم:

فإِنَّ مِنْ جُودِكَ الدنيا وضَرَّتَها                                 وَمِنْ عُلُومِكَ عِلمَ اللَّوْحِ والقَلَمِ

فلا شك أن هذا شرك، بل هو من أعظم الشرك؛ حيث إنه جعل ما يختص بالرب للنبي صلى الله عليه وسلم وسلب حق الله فيه، فإذا كان من جود الرسول -عليه الصلاة والسلام – الدنيا وضرتها – وهي الآخرة – فما بقي الله تعالى من شيء، وإذا كان من علومه – أي: بعض العلوم التي يعلمها – علم اللوح والقلم فما بقي الله تعالى علم. ومثل هذه المقالات التي تبلغ إلى هذا الحد، أو إلى ما دونه، مما لا يليق للمسلم أن يقوله في نبيه فإنه لا يجوز لأحد أن يتكلم به، لا نظما، ولا نثرا .

أما القصائد التي تبين صفاته الحميدة، وشريعته الكاملة، وما أشبه ذلك، فإنها لا بأس بها، بل إننا نقول: إن تلاوتها تكون من العبادة؛ لما في ذلك من كونها تغذي محبة النبي لا في القلب وتعظيمه وتعزيره، كما أمر الله به: ﴿ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ، وَتُعَزِرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ ﴾ [الفتح: ٩]. إن جعلنا اللام للأمر، وإلا فللتعليل، ومعنى ذلك أن هذا أمر مقصود للشرع، ومعنى تعزروه: أي تعظموه، لكن بما يليق به، وأيضًا بشرط ألا تجعل هذه القصائد في مناسبة خاصة تعود كل سنة، كما يفعله من يفعله في ليلة عيد المولد، التي ابتدعوها في شريعة الله، وفي دينه وهي بدعة، لا أصل لها في الشرع، أعني: ليلة عيد المولد، واتخاذها عيدا يتكرر كل عام يذكر فيه مدائح النبي صلى الله عليه وسلم ويبتدع فيه صفات وصيغ من الصلوات عليه ما جاءت في هديه، ولا شريعته، ولا هدي أصحابه.

ولهذا كانت هذه البدعة – أعني : بدعة عيد الميلاد- من المنكرات التي يجب على المسلمين أن يحذروا منها، وأن يبتعدوا عنها، ولو كان فيها خير لسبق إليها من هو أحب، ومن هو أولى منا، كالصحابة رضي الله عنهم والتابعين لهم بإحسان وتابعيهم، فإنهم لم يفعلوا هذه الليلة – أي ليلة عيد المولد- ولم يشيروا إليها، لا من قريب ولا من بعيد.

ولا شك أن الذين يشرعونها، والذين ابتدعوها، هم في الحقيقة متنقصون لشريعة النبي عليه الصلاة والسلام ، وللنبي صلى الله عليه وسلم ولا شك أنهم يريدون بها التقرب إلى الله – عز وجل-، والتقرب إلى الله -عز وجل- عبادة، والدين كمل من جميع الوجوه في عباداته القولية والفعلية، كما قال الله -عز وجل- : ﴿ اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دينا ﴾ [المائدة: ٣].

فأي رجل يبتدع من العبادات ما لم يكن عليه النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه، سواء كان ذلك في العقيدة، أم في القول أم في العمل، لا شك أنه حقيقة أمره ولسان حاله يقول: إن الدين لم يكمل، وأنا كملته بما أحدثته من هذه العبادة، التي أتقرب بها إلى الله -عز وجل-. لهذا يجب على كل من ابتدع شيئًا يتقرب به إلى الله من ذكر قولي، أو فعلي أو مدح للرسول -عليه الصلاة والسلام-، أو غيره، يجب عليه أن ينظر في الأمر مرة ثانية، وأن يعرف أنه بابتداعه هذا طعن في دين الله، فهو يراه ناقصا ويحتاج إلى تكميل بما أحدثه فيه. وأسال الله أن يجعلنا وإخواننا المسلمين الله مخلصين، ولنبيه صلى الله عليه وسلم متبعين.

مطالب مرتبط:

(۴۹۱) توضیح در مورد دیدن رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در خواب

ز این قضیه، هیچ حكم شرعی گرفته نمی‌شود و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بلکه شریعت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیش از وفات ایشان کامل شده است؛ لذا بعد از وفات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هیچ تشریعی ممکن نیست.

ادامه مطلب …

(۴۷۷) حکم تلفظ و به زبان آوردن نیت در روزه‌ی واجب

تلفظ و به زبان آوردن نیت در هیچ عبادتی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نشده است؛ اصلا چرا نیت را به زبان بیاوریم؟ مگر جایگاه نیت، قلب نیست؟!

ادامه مطلب …

(۴۸۳) حکم قرار دادن هلال روی مناره‌ها و گلدسته‌ها

صب هلال روی مناره‌ها، در بیشتر مناطق کشور، کاری جدید است. همچنین گفته شده است: برخی مسلمانان که از دیگران در قرار دادن چیزی بر معابد خود، تقلید کرده‌اند، هلال را در مقابل صلیب نصاری قرار داده‌اند؛ بنابراین نصب هلال روی مناره‌ها به خاطر این شبهه و برای جلو گیری از هدر دادن مال و وقت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۴۶۸) حکم جشن شب اسراء و معراج

این جشن، هیچ پایه و اصلی از كتاب الله، سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و زمان خلفای راشدین رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم ندارد بلکه اصل در قرآن و سنت، این بدعت را مردود می‌شمارد.

ادامه مطلب …

(۴۳۲) راه تشخیص بدعت

آن چه در شریعت، ناپسند و نکوهیده است بدعت در عبادات است؛ بدین صورت که: انسان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با چیزی عبادت کند که خود الله آن‌ را تشریع نکرده است...

ادامه مطلب …

(۴۶۰) ذکر و تسبیح در روز جمعه

نصیحتم برای این برادران چنین است که به آن چه شرع بدان دستور داده است از نظر مقدار، کیفیت، نوع، زمان و مکان، پایبند باشند زیرا شرط صحت و درستی عبادت و قبول شدن آن، رعایت دو امر است: اول: اخلاص برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دوم: پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه