پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۳۱۹) تأثیر سحر و جادو در ازدواج

(۳۱۹) سوال: آیا سحر و جادو به حدی تأثیر دارد که مانع یک ازدواج شود؟ اگر واقعا چنین باشد، آیا علاجی در قرآن و سنت وجود دارد که شخص، بدون رفتن نزد رمال‌ها و فال‌گیرها درمان شود؟

جواب:

بدون تردید سحر، تأثیر مستقیم دارد که قرآن و واقع امر بر این قضیه دلالت دارد:

قرآن: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ} [البقره: ۱۰۲]: (پس چیزی از آن ‌دو آموختند که با آن میان مرد و همسرش، جدایی می‌اندازند) همچنین در داستان موسى صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: {يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى} [طه: ۶۶]: (به خاطر جادوی آنان، گمان می‌کرد آن‌ها حرکت می‌کنند).

واقع امر نیز بر این قضیه شهادت می‌دهد که سحر در عقل، جسم، فکر و گرایش شخصی که سحر شده تأثیر می‌گذارد. سحر از بزرگ‌ترین گناهان است؛ بلکه نوعی از سحر، کفر است که موجب خروج از اسلام می‌شود لذا بر مسلمانان واجب است که از سحر کرده و از آن برحذر باشند تا از مجازات الله نجات یابند و به بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رحمت و مهر ورزند.

درمان شخص جادو شده، با قرائت قرآن انجام می‌شود؛ بدین صورت که آیاتی از قرآن که سبب حمایت و حفاظت از انسان می‌شود را بر شخص مبتلا می‌خوانند؛ مثل: آية الكرسي، سوره‌ی {قل هو الله أحد}، سوره‌ی {قل أعوذ برب الفلق}، سوره‌ی {قل أعوذ برب الناس} و… که در آن، حمایت و حفاظت از شر مخلوقات وجود دارد.

همچنین می‌توانند هفت برگ سدر را پودر کرده و آن را در آب بریزند، آیاتی مانند {مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ} [یونس: ۸۱]: (هر جادویی که بیاورید، الله آن‌ را باطل می‌نماید) و دیگر آیاتی که برای بطلان سحر مفید است را بر آن آب بخوانند و در آن بدمند سپس، شخص مریض سحر شده از آب بنوشد.

همچنین می‌توان شخص مریض که سحر شده را با داروهای مباح و حلال که از گیاهان و درختان گرفته می‌شود معالجه کرد. همچنین می‌توان سحر را باز کردن سحر، معالجه کرد؛ بدین صورت که به مکانی که سحر در آن است بروند و وسیله‌ای که سحر، در آن قرار داده‌ شده را بردارند، آن ‌را باز کنند و آتش بزنند. همچنین راه‌های مباح دیگری وجود دارد که می‌توان سحر را با آن باز کرد.

رفتن نزد جادوگران برای باطل کردن و باز کردن جادو؛ اگر برای ضرورت باشد، میان علما اختلاف وجود دارد که برخی آن ‌را جایز می‌دانند و می‌‌گویند: ضرورت، حرام را مباح می‌کند. تردیدی نیست که اگر سحر شخصی که سحر شده از بین برود، آسیب و زیانش هم از بین می‌رود؛ هر آن چه وسیله‌ای برای رسیدن به چیز سودمندی باشد بدون این که آسیبی به دین برساند، استفاده از آن اشکالی ندارد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ} [لاانعام: ۱۱۹]: (هر آن چه بر شما حرام کرده را برایتان بیان نموده است مگر آن چه وقت ضرورت به آن نیاز داشته باشید) برخی از تابعین رَحِمَهُمُ‌الله همین نظر را دارند. برخی دیگر نیز رفتن نزد جادوگر برای باطل کردن سحر را ممنوع می‌دانند و چنین استدلال می‌کنند که وقتی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم درباره‌ی نُشرة (باطل کردن سحر توسط ساحر دیگر) پرسیدند، فرمود: «هُوَ مِن عَمَلِ الشَّيطَانِ»۱ : (از عمل شیطان است) همچنین استدلال می‌کنند که اگر این مسئله میان مردم رایج شود، سبب می‌شود جادوگران بین خودشان هم‌دست شده و مردم را فریب دهند؛ بدین صورت که یکی جادو می‌کند و دیگری آن ‌را می‌گشاید و باطل می‌کند و بدین ترتیب به کسب و کار می‌پردازند زیرا تردیدی نیست که شخص جادو شده، هر هزینه‌ای را برای رهایی یافتن از آن پرداخت می‌کند که در این مسئله، مفسده و زیان بزرگی نهفته است.

در واقع اگر به ضرورت و حالت خاص شخص معیّنی بنگریم، به مباح بودنش گرایش پیدا می‌کنیم؛ یعنی مباح بودن باطل کردن سحر با سحر در زمان ضرورت، چنان چه برخی از سلف و خلف همین نظر را دارند. اگر به مصلحت عام بنگریم نیز به ممنوع دانستن این مسئله گرایش پیدا می‌کنیم، به ویژه این که حدیثی که بیان شد نیز همین را تأیید می‌کند؛ وقتی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد نُشرة (باطل کردن سحر توسط ساحر دیگر) سؤال شد، فرمود: «هُوَ مِن عَمَلِ الشَّيطَانِ»: (از عمل شیطان است) من در این مسئله فتوا نمی‌دهم و حکم به حلال بودن یا حرام بودنش نمی‌کنم. علم نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

***


  1. مسند احمد: (٢٢/ ٤٠، شماره ١٤١٣٥) / أبو داود: كتاب الطب، باب في النشرة، شماره (٣٨٦٨). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة من سوريا: هل يؤثر السحر لدرجة أنه يوقف مشروع الزواج؟ وإذا كان هذا التأثير صحيحًا فهل له علاج من الكتاب والسنة، دون الذهاب للدجالين والمشعوذين؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إن السحر بلا شك يؤثر تأثيرا مباشرًا بدليل القرآن والواقع.

أما القرآن فقد قال الله تعالى: ﴿ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ﴾ [البقرة: ۱۰۲]. وقوله تعالى في قصة موسى -عليه الصلاة والسلام -: ﴿ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى ﴾ [طه: ٦٦] .

وأما الواقع فشاهد بذلك، فإن السحر يؤثر في المسحور، يؤثر في عقله، وفي بدنه، وفي فكره، وفي اتجاهه.

والسحر من كبائر الذنوب، بل شعبةٌ منه، تكون من الكفر المخرج من الملة، وعلى هذا فالواجب على المسلمين البعد عن السحر والحذر منه؛ اتقاء لعقاب الله، ورحمةً بعباد الله.

وأما علاج المسحور فيكون بقراءة القرآن؛ فيقرأ على المصاب بآيات الحماية؛ مثل: آية الكرسي، و﴿ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ ﴾ [الإخلاص: ١]، و﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴾ [الفلق : ١]، و﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴾ [الناس: ١]، وغيرها من الآيات التي فيها الحماية من شر الخلق.

أو يؤتى بماء، فتدق سبع ورقات من ورق السدر، وتوضع في هذا الماء، ويقرأ فيه، أو ينفث فيه بمثل قوله تعالى: ﴿ مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ ﴾ [يونس: ۸۱] . وغيرها من الآيات التي تفيد بطلان السحر، ويسقى المريض المصاب بالسحر.

و كذلك يمكن أن يعالج المريض بالسحر بالأدوية المباحة المتخذة من الأشجار أو غيرها. وكذلك يعالج السحر بحل السحر، بأن يوصل إلى المكان الذي فيه السحر، وتؤخذ الوسيلة التي جعل فيها السحر، فتنقض وتحرق، وما أشبه ذلك من أنواع الحلول المباحة.

و أما الذهاب إلى السحرة لحل السحر؛ فإن كان ذلك لضرورة فقد اختلف العلماء في جوازه، فمنهم من أجاز ذلك وقال: إن الضرورة تبيح المحرم. ولا شك أن المصاب بالسحر إذا نقض سحره يزول ضرره، فما كان وسيلة لأمر نافع بدون أن يتضمن ضررًا في الدين فإنه لا بأس به؛ لقوله تعالى: ﴿ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا أضْطَرِرْتُمْ إِلَيْهِ ﴾ [الأنعام: ١١٩]، وقد ذهب إلى هذا بعض التابعين.

ومنهم من منع الذهاب إلى السحرة لحل السحر، واستدل بأن النبي صلى الله عليه وسلم سئل عن النشرة فقال: «هُوَ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ». وبأنه إذا فتح الباب للناس صار وسيلة لإغراء السحرة، واتفاقهم على هذا العمل، فأحدهم يسحر، والثاني يحل السحر، وما يحصل من المكاسب تكون بينهما؛ لأنه من المعلوم أن المصاب بالسحر سوف يبذل الشيء الكثير لأجل التخلص منه، وفي هذا مفسدة عظيمة.

والحقيقة أننا إذا نظرنا إلى الضرورة الشخصية المعينة مِلنا إلى الإباحة، أي إباحة حل السحر بالسحر للضرورة، كما ذهب إلى ذلك من ذهب من السلف والخلف. وإذا نظرنا إلى المصلحة العامة ملنا إلى القول بالمنع، لا سيما وأنه مؤيد بالحديث الذي أشرنا إليه، وهو أن النبي صلى الله عليه وسلم سئل عن النشرة فقال: «هُوَ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ». والمسألة عندي فيها توقف. والعلم عند الله.

مطالب مرتبط:

(۳۲۶) باطل کردن سحر با روش‌های مباح

راه حل چنین است که می‌گوییم: باز کردن و باطل کردن سحر، دو نوع است: نوع اول: بدین صورت که با استفاده از وسیله‌های حرام باشد م: چنان که گشودن و باطل کردن سحر با روش‌های مباح...

ادامه مطلب …

(۳۳۰) درمان سحر

درمان شرعی با آيات قرآن مانند سوره‌های مانند فاتحه و معوذتین، دعاهایی که در سنت وارد شده و دعاهای جایز که انسان با آن از پرودگارش، دعا و طلب می‌کند، امکان پذیر است...

ادامه مطلب …

(۳۳۶) حکم رفتن نزد ساحران برای باطل کردن سحر

بهترین چیز برای باطل کردن سحر، کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و آیات قرآنی است که در مورد باطل شدن سحر وجود دارد؛ مانند: سوره‌های {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ}، {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ}، {قل هو الله أحد}،...

ادامه مطلب …

(۳۳۸) حکم شریعت اسلامی در مورد کسانی که نزد پیش‌گویان و جادوگران می‌روند

عرّاف به تمام کسانی گفته می‌شود که ادعای شناخت امور از طریق غیب را دارند؛ لذا اگر نزد پیش‌گو برود و سخنانش را تأیید ‌کند، به آن‌ چه بر محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نازل شده، کفر ورزیده است...

ادامه مطلب …

(۳۲۳) چگونگی در امان ماندن از سحر و جادو

جلوگیری از مبتلا شدن به سحر و جادو؛ جلوگیری از سحر با خواندن که از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نقل شده، امکان پذیر است؛ مانند: آية الكرسی، دو آیه‌ی آخر سوره‌ی البقره....

ادامه مطلب …

(۳۲۰) حکم انجام سحر بین زوجین

جایز نیست زن یا مرد، کاری انجام دهد که همسرش را به سوی خود، عطف و جلب کند؛ زیرا این کار، نوعی از سحر است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه