چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۴۷۱ – حکم گفتن: «سیده عایشه رضی الله عنها» چیست؟

۴۷۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این عبارت چیست: «سیده عایشه رضی الله عنها»؟

جواب دادند: شکی نیست که عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَایکی از سیدات زنان امت است. اما تصور می‌کنم اطلاق لفظ «سیده» بر زن، یا «سیدات» بر زنان، از غربی‌ها گرفته شده است. چون آنها هر زنی را سیده خطاب می‌کنند. حتی اگر یکی از بی ارزش‌ترین زنان باشد. چون آنها زنان را مطلقا «سیده» می‌نامند. اما حقیقت این است که زن، زن است، و مرد، مرد. سیده صدا زدن زن به صورت مطلق، درست نیست. بله، هر کدام از آنها که به خاطر شرافتش در دین یا جاه یا دیگر امور، «سیده» باشد، می‌توانیم او را سیده بنامیم. اما مقتضایش این نیست که هر زنی را سیده بنامیم.

همچنین، گفتنِ سیده عایشه، یا سیده خدیجه، و سیده فاطمه، و امثال آن، نزد سلف مشهور نبوده است. بلکه آنها می‌گفتند: ام المومنین عایشه، و ام المومنین خدیجه، و فاطمه بنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم…

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(471) وسئل فضيلته: عن هذه العبارة “السيدة عائشة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُا”.

فأجاب قائلاً: لا شك أن عائشة ـ رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُا ـ من سيدات نساء الأمة، ولكن إطلاق “السيدة” على المرأة و”السيدات” على النساء هذه الكلمة متلقاة فيما أظن من الغرب حيث يسمون كل امرأة سيدة وإن كانت من أوضع النساء، لأنهم يسودون النساء أي يجعلونهن سيدات مطلقاً، والحقيقة أن المرأة امرأة، وأن الرجل رجل، وتسمية المرأة بالسيدة على الإطلاق ليس بصحيح، نعم من كانت منهن سيدة لشرفها في دينها أو جاهها أو غير ذلك من الأمور المقصودة فلنا أن نسميها سيدة، ولكن ليس مقتضى ذلك أننا نسمي كل امرأة سيدة.

كما أن التعبير بالسيدة عائشة، والسيدة خديجة، والسيدة فاطمة وما أشبه ذلك لم يكن معروفاً عند السلف بل كانوا يقولون : أم المؤمنين عائشة أم المؤمنين خديجة، فاطمة بنت رسول الله ـ ﷺ، ونحو ذلك.

مطالب مرتبط:

۴۶۳ – آیا جایز است به کسی گفته شود: «تو خلیفه‌ی الله بر روی زمینی»؟

۴۶۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که شخصی به کسی بگوید: «ای فلانی، تو خلیفه‌ی الله بر روی زمینی»، چیست؟ جواب دادند: اگر راست باشد، اشکالی ندارد. یعنی این شخص، خلیفه باشد. یعنی دارای سلطنت کامل بر کشور باشد، و بالاترین مرجع قدرت بر اهل یک کشور باشد. در این صورت، […]

ادامه مطلب …

۴۹۹ – حکم این عبارت چیست: «بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود»؟

۴۹۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود»؟ جواب دادند: مردم می‌گویند: بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود، و منظورشان این است که توقع نداشتم و گمان نمی‌کردم چنین شود. معنایش این نیست که مثلا: تصور نمی‌کردم الله به خاطر […]

ادامه مطلب …

۴۲۷ – آیا درست است که لفظ جلاله‌ی «الله» و در کنارش نام محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روی دیوارها و کتاب‌ها و جاهای مختلف نوشته می‌شود؟

۴۲۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: بسیار مشاهده می‌کنیم که روی دیوارها لفظ جلاله‌ی «الله»، و در کنارش لفظ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نوشته شده است. یا در قاب‌ها، یا روی کتاب‌ها، یا روی برخی مصاحف نوشته شده است. آیا نوشتن آن در چنین جاهایی درست است؟ جواب دادند: جایگاهش جایگاه درستی نیست. زیرا این کار، […]

ادامه مطلب …

۴۵۸ – مثال‌هایی برای تحریم قدری و تحریم شرعی

۴۵۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: در فتوای شماره «۴۵۷» فرمودید که تحریم یا قدری است و یا شرعی. اگر می‌شود مثال‌هایی برای آن بزنید. جواب دادند: سوالتان در مورد جواب ما به فتوای شماره «۴۵۷» در این مورد که تحریم، یا قدری است و یا شرعی، و خواسته بودید که برایتان مثالی بزنم. […]

ادامه مطلب …

۵۰۹ – حکم گفتن این سخن به مهمان چیست: «به وجه الله که باید بخوری»؟

۵۰۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن انسان به میهمان چیست: «به وجه الله که باید بخوری»؟ جواب دادند: برای هیچ کس جایز نیست الله تعالی را نزد مخلوقاتش شافع قرار دهد. زیرا الله بزرگ‌تر و شکوه‌مندتر از آن است که نزد خلقش به شفاعت گرفته شود. زیرا مرتبت کسی که نزدش […]

ادامه مطلب …

۴۷۷ – آیا لقب «شیخ الاسلام» جایز است؟

۴۷۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا لقب «شیخ الاسلام» جایز است؟ جواب دادند: لقب شیخ الاسلام اگر به صورت مطلق به کار برده شود، جایز نیست. یعنی شیخ مطلقی که اسلام به او باز می‌گردد، جایز نیست کسی این گونه خوانده شود. زیرا جز پیامبران، هیچ کسی در مورد آنچه از اسلام می‌گوید، […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه