چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۴۲۷ – آیا درست است که لفظ جلاله‌ی «الله» و در کنارش نام محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روی دیوارها و کتاب‌ها و جاهای مختلف نوشته می‌شود؟

۴۲۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: بسیار مشاهده می‌کنیم که روی دیوارها لفظ جلاله‌ی «الله»، و در کنارش لفظ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نوشته شده است. یا در قاب‌ها، یا روی کتاب‌ها، یا روی برخی مصاحف نوشته شده است. آیا نوشتن آن در چنین جاهایی درست است؟

جواب دادند: جایگاهش جایگاه درستی نیست. زیرا این کار، پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را شریک الله و مساوی با او قرار می‌دهد، و اگر کسی که نمی‌داند الله و محمد کیستند، بدون شک یقین می‌کند که این دو مساوی و همانند هستند. پس واجب است که نام رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پاک شود. اما می‌ماند اسم «الله» که آیا نوشته شود یا خیر؟ این کلمه را صوفی‌ها تکرار کرده و از آن به جای ذکر استفاده می‌کنند. می‌گویند: «الله، الله، الله»، و بر این اساس، نوشتن اسم الله نیز ملغی می‌شود. پس نباید اسم «الله» و «محمد» را روی دیوارها و یا در قاب و یا هر چیز دیگری نوشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(427) سئل فضيلة الشيخ: كثيراً ما نرى على الجدران كتابة لفظ الجلالة “الله”، وبجانبها لفظة محمد، ﷺ، أو نجد ذلك على الرقاع، أو على الكتب، أو على بعض المصاحف، فهل موضعها هذا صحيح؟

فأجاب قائلاً: موضعها ليس بصحيح لأن هذا يجعل النبي، ﷺ، نداً لله مساوياً له، ولو أن أحداً رأى هذه الكتابة وهو لا يدري من المسمى بهما لأيقن يقيناً أنهما متساويان متماثلان، فيجب إزالة اسم رسول الله، ﷺ، ويبقى النظر في كتابة: “الله” وحدها، فإنها كلمة يقولها الصوفية، ويجعلونها بدلاً عن الذكر، يقولون: “الله الله الله”، وعلى هذا فتلغى أيضاً، فلا يكتب “الله”، ولا “محمد” على الجدران، ولا في الرقاع ولا في غيره.

مطالب مرتبط:

۵۱۰ – حکم گفتن این سخن چیست: «ستاره‌ای که در فلان وقت طلوع می‌کند، نشانه‌ی خوبی است»؟

۵۱۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این سخن چیست: «ستاره‌ای که در فلان وقت طلوع می‌کند، نشانه‌ی خوبی است»؟ جواب دادند: این سخن جایز نیست، و شبیه این سخن است که کسی بگوید: «به خاطر فلان ستاره و بهمان ستاره، باران آمد». در این مورد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیثی که از […]

ادامه مطلب …

۴۹۱ – حکم لعنت کردن شیطان چیست؟

۴۹۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم لعنت کردن شیطان چیست؟ جواب دادند: به انسان دستور داده نشده که شیطان را لعنت کند. بلکه دستور دارد که از او پناه برد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}[۱]، یعنی: {و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان به […]

ادامه مطلب …

۴۲۲ – حکم گفتن: «الله بقایت را طولانی کند»، یا «عمرت دراز باد» چیست؟

۴۲۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «الله بقایت را طولانی کند»، یا «عمرت دراز باد» چیست؟ جواب دادند: شایسته نیست به صورت مطلق، طول بقا را بخواهد؛ زیرا طول بقا ممکن است خیر باشد، و ممکن است شر باشد. زیرا بدترین مردم کسانی هستند که عمرشان دراز و عملشان بد است. بر […]

ادامه مطلب …

۵۱۵ – خواندن الله جَلَّ‌جَلَالُهُ با منادای «یا هادی» و «یا دلیل»

۵۱۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد سخن برخی مردم که می‌گویند: «یا هادی»، «یا دلیل»، چیست؟ جواب دادند: «یا هادی»، و «یا دلیل»، از اسم‌های الله نیست. اگر قصد انسان از آن، صفت باشد، اشکالی ندارد. چنان که می‌گوید: «ای حرکت دهنده‌ی ابرها»، یا «ای نازل کننده‌ی کتاب»، و صفاتی شبیه […]

ادامه مطلب …

۴۳۰ – حکم این عبارت چیست: «الله از حالت بپرسد»؟

۴۳۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «الله از حالت بپرسد»؟ جواب دادند: گفتن این عبارت: «الله از حالت بپرسد»، جایز نیست. زیرا چنین به ذهن می‌رسد که الله خبر ندارد و به همین خاطر نیاز به پرسیدن دارد. واضح است که این عبارت، منکر بزرگی است. در واقع، منظور گوینده […]

ادامه مطلب …

۵۰۵ – حکم گفتن: «فلانی مغفور است» یا «مرحوم فلانی» چیست؟

۵۰۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «فلانی مغفور است»، یا «مرحوم فلانی»، چیست؟ جواب دادند: بعضی از مردم، وقتی کسی می‌گوید: «فلانی مغفور است»، یا «مرحوم فلانی» را نادرست می‌دانند، و می‌گویند: ما که نمی‌دانیم این میت، جزء مرحومین مغفورین است یا خیر؟ این سخن زمانی درست است که انسان خبر قطعی […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه