چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۴۵۳ – حكم گذاشتن اسم‌هایی مانند «کریم» و «عزیز» و امثال آن چیست؟

۴۵۳ – حكم نهادن اسم‌هایی مانند «کریم»، و «عزیز» و امثال آن، چیست؟

جواب دادند: نام گزاری به اسم‌های الله متعال، بر دو وجه است:

وجه اول: دو نوع است:

نوع اول: با «الف و لام» باشد. در این صورت کسی جز الله این گونه نامیده نمی‌شود. کما اینکه اگر کسی را «العزیز» و «السید» و «الحکیم» و امثال آن نامیدی، درست نیست. زیرا کسی جز الله این گونه نامیده نمی‌شود. چون «الف و لام» اشاره به اصل دارند، و اصل، همان معنایی است که این اسم متضمن آن است.

نوع دوم: وقتی منظور از اسم، معنای صفت باشد، و «الف و لام» نیز نداشته باشد، باز هم نامیدن به آن درست نیست. به همین خاطر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کُنیه‌ی ابوالحَکَم را تغییر داد؛ زیرا اصحابش حکمیت را نزد او می‌بردند. رسول الله علیه الصلاة و السلام فرمود: «الله حَکَم است و حُکم از آنِ اوست». سپس او را با نام بزرگ‌ترین فرزندش کنیه داده، و او را ابو شُرَیح نامید. این دلالت دارد که وقتی کسی یکی از اسم‌های الله را برای خود بر می‌گزیند، و منظورش از آن، صفتی است که این اسم متضمن آن است، چنین شخصی از این کار منع می‌شود. زیرا این تسمیه کاملا مطابق با اسم‌های الله تعالی است. زیرا اسم‌های الله تعالی، أعلام بوده، و به خاطر دلالتشان بر معنایی که اسم، متضمن آن است، اوصاف هستند.

وجه دوم: اسمی برای خود بگیرد که بدون «الف و لام» باشد، و مقصود از آن نیز معنای صفت نباشد. این اشکالی ندارد. مثل «حکیم»، که اسم یکی از صحابه، حکیم بن حزام است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او فرمود: «دنبال چیزی که نزد تو نیست نرو»، و این دلالت دارد که وقتی منظورش از اسم، معنای صفت نباشد، اشکالی ندارد که به عنوان اسم استفاده شود.

اما در مورد اسم‌هایی مثل «جبّار»؛ نام گزاری به آن شایسته نیست. حتی اگر معنای صفت را نیز لحاظ نکرده باشد، درست نیست. چرا که در نفس شخص تاثیر می‌گذارد و جبروت و غلوّ و استکبار بر خلق را در او پرورش می‌دهد. شایسته است که انسان از امثال چنین چیزهایی که بر صاحبش تاثیر گذار است، دوری کند. والله اعلم

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(453) وسئل: عن حكم التسمي بأسماء الله مثل كريم، وعزيز ونحوهما؟

فأجاب بقوله: التسمي بأسماء الله – عَزَّوَجَلَّ – يكون على وجهين:

الوجه الأول: وهو على قسمين:

القسم الأول: أن يحلى بـ”ال” ففي هذه الحال لا يسمى به غير الله عَزَّوَجَلَّ (1) كما لو سميت أحداً بالعزيز، والسيد، والحكيم وما أشبه ذلك فإن هذا لا يسمى به غير الله لأن “ال” هذه تدل على لمح الأصل وهو المعنى الذي تضمنه هذا الاسم.

القسم الثاني: إذا قصد بالاسم معنى الصفة وليس محلى بـ”ال” فإنه لا يسمى به ولهذا غير النبي، ﷺ، كنية أبي الحكم التي تكنى بها، لأن أصحابه يتحاكمون إليه فقال النبي، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام:”إن الله هو الحكم وإليه الحكم” ثم كناه بأكبر أولاده شريح فدل ذلك على أنه إذا تسمى أحد باسم من أسماء الله ملاحظاً بذلك معنى الصفة التي تضمنها هذا الاسم فإنه يمنع لأن هذه التسمية تكون مطابقة تماماً لأسماء الله ـ سُبْحَانَهُ‌وَتعالى ٰ ـ فإن أسماء الله تعالى أعلام وأوصاف لدلالتها على المعنى الذي تضمنه الاسم.

الوجه الثاني: أن يتسمى بالاسم غير محلى بـ”ال” وليس المقصود به معنى الصفة فهذا لا بأس به مثل حكيم ومن أسماء بعض الصحابة حكيم بن حزام الذي قال له النبي، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام: “لا تبع ما ليس عندك” وهذا دليل على أنه إذا لم يقصد بالاسم معنى الصفة فإنه لا بأس به.

لكن في مثل “جبار” لا ينبغي أن يتسمى به وإن كان لم يلاحظ الصفة وذلك لأنه قد يؤثر في نفس المسمى فيكون معه جبروت وغلو واستكبار على الخلق فمثل هذه الأشياء التي قد تؤثر على صاحبها ينبغي للإنسان أن يتجنبها. والله أعلم.

 

(1) راجع الفتوى رقم (103) حيث إنه يشترط أن يلاحظ معنى الصفة.

مطالب مرتبط:

۴۱۴ – صحت این عبارت چگونه است: «بین خود و الله رابطی قرار ده، و بین خود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رابطی قرار ده»؟

۴۱۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: صحت این عبارت چگونه است: «بین خود و الله رابطی قرار ده، و بین خود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رابطی قرار ده»؟ جواب دادند: کسی که می‌گوید: بین خود و الله رابطی قرار ده، یعنی: با عبادت او، و بین خود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رابطی […]

ادامه مطلب …

۴۳۶ – حکم سخن شخص گناهکار که وقتی بر او ایراد می‌گیرند، می‌گوید: «من آزادم هر کار بخواهم بکنم»، چیست؟

۴۳۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن شخص گناهکار که وقتی بر او ایراد می‌گیرند، می‌گوید: «من آزادم هر کار بخواهم بکنم»، چیست؟ جواب دادند: این اشتباه است. می‌گوییم: تو در نافرمانی کردن از الله، آزاد نیستی. بلکه وقتی پروردگارت را نافرمانی کردی، از بندگی الله که مدعیِ بندگی او هستی، خارج […]

ادامه مطلب …

۴۳۹ – حکم گفتن: «مرحوم فلانی»، و «الله او را غریق رحمت کند»، و «به رحمت الله رفت»، چیست؟

۴۳۹ – از رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «مرحوم فلانی»، و «الله او را در پوشش رحمتش قرار دهد»، و «به رحمت الله انتقال یافت»، چیست؟ جواب دادند: گفتن «مرحوم فلانی»، یا «الله او را در پوشش رحمتش قرار دهد»، اشکالی ندارد. زیرا وقتی می‌گویند: «مرحوم»، از باب تفاؤل و رجاء است، نه از باب […]

ادامه مطلب …

۴۶۵ – حکم گفتن: «ربّ البیت»، یا «ربّ المنزل» چیست؟

۴۶۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «ربّ البیت»، یا «ربّ المنزل» چیست؟ جواب دادند: گفتن «ربّ البیت» و امثال آن، به چهار نوع تقسیم می‌شود: اول: اضافه به ضمیر مخاطب، در مورد معنایی باشد که لایق الله عز و جل نیست. مثلا بگوید: «أطعم ربّک: پروردگارت را اطعام کن». به دو جهت، […]

ادامه مطلب …

۴۷۸ – آیا استعمال کلمه‌ی «صُدفَه» (ناگهان) درست است؟

۴۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد استعمال کلمه‌ی «صُدفَه: ناگهانی» چیست؟ جواب دادند: نظرمان این است که این سخن اشکال ندارد و امری متعارف است، و گمان می‌کنم احادیثی نیز با این تعبیر وجود دارند: ناگهان با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مواجه شدیم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ناگهان با ما مواجه شد. اما […]

ادامه مطلب …

۴۲۷ – آیا درست است که لفظ جلاله‌ی «الله» و در کنارش نام محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روی دیوارها و کتاب‌ها و جاهای مختلف نوشته می‌شود؟

۴۲۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: بسیار مشاهده می‌کنیم که روی دیوارها لفظ جلاله‌ی «الله»، و در کنارش لفظ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نوشته شده است. یا در قاب‌ها، یا روی کتاب‌ها، یا روی برخی مصاحف نوشته شده است. آیا نوشتن آن در چنین جاهایی درست است؟ جواب دادند: جایگاهش جایگاه درستی نیست. زیرا این کار، […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه