چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۴۱۶ – آیا جایز است برخی صفات را برای انسان به کار ببریم مثل: پدر عزیزم، یا برادر بزرگوارم؟

۴۱۶ – آیا اگر وقتی کسی نامه‌ای می‌نویسد، و در آن بگوید: «به پدر عزیزم»، یا «به برادر بزرگوارم»[۱]، اشکالی دارد؟

جواب دادند: اشکالی ندارد. بلکه جایز نیز هست. الله تعالی می‌فرماید: {لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}[۲]، یعنی: {معنی آیه}، و می‌فرماید: {لَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ}[۳]، یعنی: {معنی آیه}، و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «کریم بن کریم، یوسف است». این دلالت دارد که این اوصاف برای الله تعالی و غیر الله تعالی صحیح است. اما متّصف بودن مخلوقات، همانند موصوف بودن الله تعالی به این صفات نیست. زیرا صفات خالق، لایق او، و صفات مخلوق نیز لایق اوست.

اینکه کسی به پدر یا مادرش یا دوستش بگوید: «عزیز»، یعنی تو نزد من محبوب و با ارزشی، و هیچ وقت قصدش صفت عزت نیست که متعلق به الله تعالی است که هیچ کسی نمی‌تواند بر او قاهر شود. بلکه منظورش این است که تو نزد من با ارزش و محبوب و امثال چنین صفاتی است.


[۱] – به عربی: «إلی أخی الکریم».

[۲] – سوره توبه، آیه «۱۲۸».

[۳] – سوره نمل، آیه «۲۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(416) وسئل فضيلة الشيخ: إذا كتب الإنسان رسالة وقال فيها : “إلى والدي العزيز” أو “إلى أخي الكريم” فهل في هذا شيء؟

فأجاب بقوله: هذا ليس فيه شيء بل هو من الجائز قال الله تعالى: (لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ماعنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم) (سورة التوبة، الآية “128”). وقال تعالى: (ولها عرش عظيم) (سورة النمل، الآية “23”). وقال النبي، ﷺ: “إن الكريم ابن الكريم ابن الكريم يوسف”. فهذا دليل على أن مثل هذه الأوصاف تصح لله تعالى ولغيره ولكن اتصاف الله بها لا يماثله شيء من اتصاف المخلوق بها، فإن صفات الخالق تليق به وصفات المخلوق تليق به.

وقول القائل لأبيه أو أمه أو صديقه : “العزيز” يعني أنك عزيز علي غالٍ عندي وما أشبه ذلك، ولا يقصد بها أبداً الصفة التي تكون لله وهي العزة التي لا يقهره بها أحد، وإنما يريد أنك عزيز علي وغالٍ عندي وما أشبه ذلك.

مطالب مرتبط:

۴۵۳ – حكم گذاشتن اسم‌هایی مانند «کریم» و «عزیز» و امثال آن چیست؟

۴۵۳ – حكم نهادن اسم‌هایی مانند «کریم»، و «عزیز» و امثال آن، چیست؟ جواب دادند: نام گزاری به اسم‌های الله متعال، بر دو وجه است: وجه اول: دو نوع است: نوع اول: با «الف و لام» باشد. در این صورت کسی جز الله این گونه نامیده نمی‌شود. کما اینکه اگر کسی را «العزیز» و «السید» […]

ادامه مطلب …

۴۴۵ – حکم عباراتی مانند: به نام وطن، به نام ملت، به نام عربیّت

۴۴۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارات چیست: «به نام وطن، به نام ملت، به نام عربیّت»؟ جواب دادند: اگر قصد انسان از این عبارات، این باشد که تعبیری از عرب یا اهل بلد داشته باشد، اشکالی ندارد. اما اگر به قصد تبرک و استعانت باشد، نوعی از شرک به حساب می‌آید، […]

ادامه مطلب …

۴۶۸ – حکم اطلاق لفظ «سید» به کسی غیر از الله

۴۶۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم اطلاق لفظ «سید» به کسی غیر از الله تعالی چیست؟ جواب دادند: اگر منظور از اطلاق لفظ سید به کسی غیر از الله تعالی، از لحاظ معنا باشد؛ یعنی سیادت مطلق: این جایز نیست. اما اگر قصدش تنها اکرام شخص است، در صورتی که آن شخص شایستگی‌اش […]

ادامه مطلب …

۴۳۰ – حکم این عبارت چیست: «الله از حالت بپرسد»؟

۴۳۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «الله از حالت بپرسد»؟ جواب دادند: گفتن این عبارت: «الله از حالت بپرسد»، جایز نیست. زیرا چنین به ذهن می‌رسد که الله خبر ندارد و به همین خاطر نیاز به پرسیدن دارد. واضح است که این عبارت، منکر بزرگی است. در واقع، منظور گوینده […]

ادامه مطلب …

۴۷۷ – آیا لقب «شیخ الاسلام» جایز است؟

۴۷۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا لقب «شیخ الاسلام» جایز است؟ جواب دادند: لقب شیخ الاسلام اگر به صورت مطلق به کار برده شود، جایز نیست. یعنی شیخ مطلقی که اسلام به او باز می‌گردد، جایز نیست کسی این گونه خوانده شود. زیرا جز پیامبران، هیچ کسی در مورد آنچه از اسلام می‌گوید، […]

ادامه مطلب …

۴۸۹ – حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟

۴۸۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟ جواب دادند: این چنین تقسیمی، اشتباه و باطل است. تمامِ دین لُبّ است. همه‌اش برای بنده سودمند است و او را به الله عز و جل نزدیک می‌کند. بنده به خاطر عمل به همه‌ی دین ثواب می‌برد و با ازدیاد […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه