یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث قدسی سوال شد: «الله عز و جل می‌فرماید: فرزند آدم مرا آزار می‌دهد. دهر – یعنی زمانه و روزگار – را دشنام می‌دهد در حالی که دهر، من هستم. همه چیز به دست من است؛ شب و روز را جا به جا می‌کنم»؟.

جواب دادند: فرموده‌ی او تعالی در حدیث مورد اشاره در سوال: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}[۱]، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}. در اینجا، نفی مماثلت را بر اثبات مقدم داشته است، به این خاطر که اثبات را بر قلبی وارد کند که از توهم مماثلت هر چیزی با الله تعالی، خالی است، و در این هنگام، اثبات بر وجهی است که لایق او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و اینکه او تعالی همان طور که در ذاتش دارای هیچ همانندی نیست، در صفاتش نیز همین گونه است و دارای هیچ همانندی نیست. همچنین، هر صفتی که الله تعالی برای خود اثبات نموده، احتمال تمثیل در آن راه ندارد، چه اینکه اگر احتمال تمثیل در کلام او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و در کلام پیامبرش صلی الله علیه و سلم در مورد صفات الله را جایز بدانی، احتمال کفر در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را جایز دانسته‌ای؛ زیرا تمثیل صفات الله تعالی به صفات مخلوقات کفر است. به این خاطر که تکذیب فرموده‌ی الله است که گفته: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}.

آنجا که فرموده: «دهر را دشنام می‌دهد»، یعنی کسی که دهر را تدبیر کرده و می‌چرخاند را دشنام می‌دهد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ}[۲]، یعنی: {و ما این روزها را در میان مردمان می‌چرخانیم}، چنان که در این حدیث فرموده: «شب و روز را جا به جا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند.

نیز نباید گفته شود که الله همان دهر است، و کسی که چنین بگوید، مخلوق را خالق و مقلِّب – منقلب کننده – را مقلَّب – منقلب شونده – قرار داده است.

اگر گفته شود: آیا مگر مجاز در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نیز در لغت، ممنوع نیست؟

در جواب می‌گویم: بله، اما کلمه در حقیقت معنایی است که سیاق و قرائن بر آن دلالت می‌دهند، و اینجا، چیزی در کلام حذف شده که در واقع این گونه است: «من منقلب کننده‌ی دهر هستم»، زیرا این گونه آن را تفسیر نموده: «من جا به جا کننده‌ی شب و روز هستم»، و به این خاطر که عقل نمی‌تواند خالقی که فاعل است را همانند مخلوقی که مفعول است، قرار دهد.


[۱] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۲] –  سوره آل عمران، آیه «۱۴۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(74) سئل الشيخ غفر الله له: عن قول النبي ﷺ في الحديث القدسي: قال الله تعالى: ( يؤذيني ابن آدم يسب الدهر وأنا الدهر، بيدي الأمر أقلب الليل والنهار) ؟

فأجاب قائلاً : قوله في الحديث المشار إليه في السؤال: ” يؤذيني ابن آدم” أي إنه سبحانه يتأذى بما ذكر في الحديث، لكن ليست الأذية التي أثبتها الله لنفسه كأذية المخلوق، بدليل قوله تعالى (: ليس كمثله شيء وهو السميع البصير) (سورة الشورى، الآية “11”) فقدم نفي المماثلة على الإثبات، لأجل أن يرد الإثبات على قلب خال من توهم المماثلة، ويكون الإثبات حينئذ على الوجه اللائق به تعالى، وأنه لا يماثل في صفاته، كما لا يماثل في ذاته، وكل ما وصف الله به نفسه ليس فيه احتمال للتمثيل، إذ لو أجزت احتمال التمثيل في كلامه سبحانه وكلام رسوله ﷺ في صفات الله، لأجزت احتمال الكفر في كلام الله سبحانه وكلام رسوله ﷺ لأن تمثيل صفات الله تعالى بصفات المخلوقين كفر لأنه تكذيب لقوله تعالى: ( ليس كمثله شيء وهو السميع البصير‌) (سورة الشورى، الآية “11”).

وقوله : أنا الدهر أي مدبر الدهر ومصرفه. كما قال الله تعالى : ( وتلك الأيام نداولها بين الناس) (سورة آل عمران، الآية ” 140 “) . كما قال في هذا الحديث: ” أقلب الليل والنهار” والليل والنهار هما الدهر.

ولا يقال : بأن الله نفسه هو الدهر، ومن قال ذلك فقد جعل المخلوق خالقاً، والمقلَّب مقلِّباً.

فإن قيل : أليس المجاز ممنوعاً في كلام الله وكلام رسوله ﷺ وفي اللغة؟

أجيب : بلى، ولكن الكلمة حقيقة في معناها الذي دل عليه السياق والقرائن، وهنا في الكلام محذوف تقديره ” وأنا مقلب الدهر ” لأنه فسره بقوله : ” أقلب الليل والنهار” ولأن العقل لا يمكن أن يجعل الخالق الفاعل هو المخلوق المفعول.

مطالب مرتبط:

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

اراده بر دو نوع است: اول: اراده‌ی کَونی. دوم: اراده‌ی شرعی. هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است...

ادامه مطلب …

۵۳ – اقسام صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس او تعالی و عدم لزومشان

صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس ایشان و عدم لزومشان، به سه نوع تقسیم می‌شوند: نوع اول: صفات ذاتی. نوع دوم: صفات فعلی. نوع سوم: صفات ذاتی و فعلی، به هر دو اعتبار.

ادامه مطلب …

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. از آیه‌ی مورد بحث، استدلال می‌شود که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. این صفت فقط در جایگاهی برای الله به کار می‌رود که مدح باشد.

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه