شنبه 2 شوال 1447
۱ فروردین ۱۴۰۵
21 مارس 2026

(۶۹۳۴) آیا آیات قرآنی و احادیث نبوی‌ شریفی وجود دارد که نشان دهد اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بندگانش را دوست داشته باشد، آنها را ابتلا می‌کند؟

(۶۹۳۴) سوال: آیا آیات قرآنی و احادیث نبوی‌ شریفی وجود دارد که نشان دهد اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بندگانش را دوست داشته باشد، آنها را ابتلا می‌کند؟ لطفاً این موضوع را برای من توضیح دهید، اجر شما با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

جواب:

در این باره احادیثی وجود دارد، از جمله‌ی آن: «إِنَّ عِظَمَ الْجَزَاءِ مَعَ عِظَمِ الْبَلَاءِ وَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ قَوْمًا ابْتَلَاهُمْ، فَمَنْ رَضِيَ فَلَهُ الرِّضَا، وَمَنْ سَخِطَ فَلَهُ السَّخَطُ»[۱]: (بزرگى پاداش بستگى به بزرگى امتحان و آزمايش دارد و اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قومى را دوست داشته باشد آنها را امتحان مى‌كند؛ پس هر كسى خشنود بود، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  از او خشنود مى‌شود، و هر كسى خشمگين بود الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از او خشمگين مى‌شود).

 واقع نیز بر همین دلالت دارد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انبیای خود را با بلاهای عظیم آزمایش کرده است حتی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به شدت تب می‌گرفت به گونه‌ای که مانند دو مرد از ما به تب مبتلا می‌شد، ایشان از قوم خود و دیگران آزارهای شدید دید به همین دلیل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمودند: {وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلمِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰۤ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَاۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَـٰتِ ٱللَّهِ} [سوره اﻷنعام: ۳۴]: (و براستی پیامبرانی پیش از تو تکذیب شدند و در برابر تکذیب‌ها صبر کردند و (در این راه) آزار دیدند تا یاری ما به آن‌ها رسید و هیچ کس نمی‌تواند کلام الله را تغییر دهد).

 الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایوب عَلَيْهِ‌السَّلَام را آزمایش کرد تا جایی که گفت: {وَأَیُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥۤ أَنِّی مَسَّنِیَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ* فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ فَكَشَفۡنَا مَا بِهِۦ مِن ضُرࣲّۖ وَءَاتَیۡنَـٰهُ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةمِّنۡ عِندِنَا وَذِكۡرَىٰ لِلۡعَـٰبِدِینَ} [سوره اﻷنبياء: ۸۳-۸۴]: (و (ای پیامبر!) ایوب را (به یاد آور) هنگامی‌که پروردگارش را ندا داد: «رنج و بیماری به من رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانانی* پس (ما) دعای او را اجابت کردیم و رنج و ناراحتی که داشت بر طرف ساختیم و خانواده‌اش و (نیز) همانندشان را با آن‌ها به او بازگرداندیم).

داستان‌های زیادی در قرآن در این باره وجود دارد، اهل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و دوستداران او هنگامی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آنها را به چیزی مبتلا می‌کند، وظیفه‌ی این ابتلاء را انجام می‌دهند، صبر می‌کنند و انتظار فرج از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دارند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امید اجر را دارند و این امر باعث ارتقاء مقام آنها می‌شود.

مشخص است که بلا نیاز به صبر دارد و صبر مرتبه‌ای بلند است که فقط با وجود شرایطی که بر آن صبر می‌شود به دست می‌آید و به همین دلیل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انبیاء و صالحان را آزمایش می‌کند تا به مقام صبر دست یابند و آنها را در صبر موفق می‌گرداند تا به مرتبه‌ی صابران برسند.


[۱] سنن ترمذی: كتاب الزهد، باب ما جاء في الصبر على البلاء (٦٠١/٤، شماره ٢٣٩٦) وقال: حسن غريب. وسنن ابن ماجه كتاب الفتن، باب الصبر على البلاء (٢ / ١٣٣٨، شماره ٤٠٣١).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل هناك آيات قرآنية وأحاديث نبوية شريفة توضح أن الله إذا أحب عباده ابتلاهم؟ أرجو أن توضحوا لي ذلك مأجورين؟

فأجاب رحمه الله تعالى: وردت أحاديث في ذلك، منها: «إِنَّ عِظَمَ الجَزَاءِ مَعَ عِظَمِ البَلَاءِ، وَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ قَوْمًا ابْتَلَاهُمْ، فَمَنْ رَضِيَ فَلَهُ الرِّضَا وَمَنْ سَخِطَ فَلَهُ السَّخَطُ».

ويدل لذلك الأمر الواقع، فإن الله قد ابتلى أنبياءه ورسله ببلايا عظيمة، حتى كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يوعك – يعني تصيبه الحُمَّى – كما يوعك الرجلان منا، وحتى إنه -عليه الصلاة والسلام- أُوذي من قومه، ومن غيرهم إيذاء شديدا، ولهذا قال الله – تعالى – ﴿ وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلࣱ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰۤ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَاۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَـٰتِ ٱللَّهِ ﴾ [الأنعام: ٣٤].

وابتلى الله -تعالى- أيوب حتى قال ﴿ وَأَیُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥۤ أَنِّی مَسَّنِیَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ* فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ فَكَشَفۡنَا مَا بِهِۦ مِن ضُرࣲّۖ وَءَاتَیۡنَـٰهُ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةࣰ مِّنۡ عِندِنَا وَذِكۡرَىٰ لِلۡعَـٰبِدِینَ ﴾ [الأنبياء: ٨٣-٨٤].

وقصص القرآن في هذا كثير، وأهل الله وأحبابه إذا ابتلاهم الله -عز وجل- بشيء قاموا بوظيفة هذا الابتلاء فصبروا وانتظروا الفرج من الله، واحتسبوا الأجر على الله -عز وجل- فحصل لهم بذلك رفعة المقامات.

ومن المعلوم أن البلاء يحتاج إلى صبر، وأن الصبر منزلة عالية لا تُنال إلا بوجود الأسباب التي يُصبر عليها، فلهذا كان الله -عز وجل- يبتلي الرسل والأنبياء والصالحين، من أجل أن ينالوا مرتبة الصبر، ويوفقهم للصبر، من أجل أن ينالوا مرتبة الصابرين.

مطالب مرتبط:

(۶۸۶۷) آیا فکر کردن به گناه یا معصیت بدون انجام دادن آن، گناه است؟

فکر کردن به معصیت، گناه یا حرام محسوب نمی‌شود...

ادامه مطلب …

(۶۹۴۷) حکم نگاه شرع به ازدواج با زن بیوه و پاسخ به طعنه‌های اطرافیان

ازدواج تو با این زنی که قبل از تو ازدواج کرده، اشکالی ندارد و بر تو عیب و سرزنشی نیست و آنهایی که تو را سرزنش می‌کنند یا بر تو عیب می‌گذارند، همان‌ها هستند که باید سرزنش شوند و بر آن‌ها عیب است و اجازه ندارند بین مرد و همسرش دخالت یا تعرض کنند...

ادامه مطلب …

(۶۸۸۵) آیا نماز و اعمال خیری که زنی بی‌حجاب انجام می‌دهد، پاداش دارد؟

او بر اعمال صالح‌اش پاداش خواهد گرفت و از آن‌ها نفع خواهد برد اما برای او جایز نیست که بر معصیت اصرار ورزد بلکه بر او واجب می‌باشد که از آن خلاص شود تا با آن کامل شود، محرمات را ترک کند و آنچه از دستورات که میسر است را به جا آورد....

ادامه مطلب …

(۶۹۳۷) آیا دوستانی که در دنیا یکدیگر را دوست دارند، در آخرت نیز مثل دنیا با هم ملاقات خواهند داشت؟

اگر از اهل بهشت و از متقین باشند، در آخرت با یکدیگر ملاقات خواهند داشت و دوستی میان آن‌ها از بین نمی‌رود...

ادامه مطلب …

(۶۹۰۷) حکم سخن گفتن در دل بر ضد دیگران

انسان در مورد آنچه در دل خود سخن گفته اما به عمل یا گفتار تبدیل نکرده، گناهی بر او نیست...

ادامه مطلب …

(۶۸۴۴) در این زمان سحر زیاد شده است، اسباب و درمان آن چیست؟

اسباب آن کمبود ترس از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و ضعف ایمان در دل‌ها و میل به دشمنی با دیگران است و به همین دلیل هر ساحری باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و قبل از مرگ از این گناه بزرگ دست بردارد و به شدت پشیمان شود.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه