(۶۸۷۲) سوال: در یکی از کتابهای ابنقیم رَحِمَهُالله داستانی خواندم که از یک جوان طالب علمی نقل شده که به چیزی نگاه کرد، شیخ به او گفت: به الله قسم، اثر آن را خواهی دید حتی اگر بعد از مدتی باشد، بعد از بیست سال، شبی از خواب برخاست و متوجه شد که قرآن را فراموش کرده است، نظر شما در این مورد چیست و آیا ممکن است کسی که قرآن را حفظ کرده، به طور کامل آن را یک دفعه فراموش کند؟
جواب:
این نوع داستانهایی که در کتابها نقل میشود نیاز به سند صحیح از کسانی که از آنها نقل میشوند دارند زیرا هر خبری باید دارای سند باشد؛ لذا خبری که بدون سند آمده، پذیرفته نمیشود و آیا ابنقیم رَحِمَهُالله در کتابی که سوال کننده از آن نقل میکند، گفته است که خود این داستان را دیده یا خودش به آن آگاه است[۱] یا اینکه گفته است: حکایت شده یا چیزی شبیه به آن؟
در هر حال، اگر این داستان درست باشد، به نظر میرسد که در سؤال خطایی وجود دارد زیرا او میگوید: «به چیزی نگاه کرد» شاید میگوید: «به زنی نگاه کرد» زیرا نگاه به زنان باعث ایجاد بلا میشود چون بسیاری از افرادی که یک نگاه کردهاند، دچار بلایی شدهاند که قادر به دفع آن نبودهاند اما اینکه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ همه قرآن را از حافظه کسی پاک کند، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر هر چیزی قادر است و ممکن است از حافظه او این قرآن یا چیزهای دیگری که حفظ کرده، محو کند.
در برخی روایات آمده که قرآن از روی زمین برداشته میشود، از مصاحف محو میشود و از سینهها فراموش میگردد؛ تعجب نکن، ای انسان، از آنچه که در قضا و قدر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ رخ میدهد زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر هر چیزی تواناست، لذا همان کسی که میتواند بخشی از قرآن را از حافظه پاک کند، قادر است کل آن را نیز محو کند.
نصیحت من در این مناسبت این است که انسان در نهان و آشکار پایبند طاعت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باشد و حقوقی را که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر او واجب کرده، چه در حق الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و چه در حق بندگان، ادا کند زیرا این از دلایل تقویت حافظه و کاهش فراموشی است همانطور که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَٱلَّذِینَ ٱهۡتَدَوۡا۟ زَادَهُمۡ هُدࣰى وَءَاتَىٰهُمۡ تَقۡوَىٰهُمۡ} [سوره محمد: ۱۷]: (و کسانیکه هدایت یافتهاند (الله) بر هدایتشان افزود، و به آنان پرهیزگاری عطا فرمود) و روایت شده که امام شافعی رَحِمَهُالله فرموده است: “شكوتُ إلى وكيع سوء حفظي *** فأرشدني إلى ترك المعاصي
وقال اعلم بأن العلم نور *** ونور الله لا يُؤتَاه عاصي“[۲]: (از ضعف حافظهام به وکیع شکایت کردم او مرا به ترک گناهان راهنمایی کرد و گفت بدان که علم نوری است و نور الله به گنهکار داده نمیشود. (
[۱] الجواب الکافی (ص:۳۴).
[۲] ديوان الشافعي ص ٥٤ ، جمع محمد عفيف الزعبي.