جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۶۸۶۶) حکم بیان گناه پس از توبه

(۶۸۶۶) سوال: اگر فردی در اوایل زندگی‌اش گناهی مرتکب شود و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را از دیگران پنهان کرده باشد و هیچ کس جز الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از آن آگاه نباشد و بعد از آن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه را روزی او کرده و توبه کند، آیا جایز است که او آن گناهی که در اول زندگی‌اش مرتکب شده است را برای دیگران فاش کند؟ با توجه به اینکه برخی افراد می‌گویند: به الله قسم، به من بگویی که چه گناهانی در زندگی‌ات مرتکب شده‌ای و نیز می‌گویند: آیا درست است که اگر کسی گناهش را فاش کند، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را می‌بخشد؟

جواب:

این سؤال در واقع سه پرسش را شامل می‌شود.

سؤال اول: آیا جایز است کسی که گناهی مرتکب شده و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را پنهان کرده است، آن را برای دیگران فاش کند؟ جواب: خیر، جایز نیست کسی که گناهی کرده و از آن توبه کرده است، آن را برای دیگران فاش کند زیرا این به معنای فاش کردن آن چیزی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را پوشانده است و این بر خلاف عافیت است و در حدیث آمده است: «كُلُّ أُمَّتِي مُعَافًى إِلَّا الْمُجَاهِرِينَ، وَإِنَّ مِنَ الْمُجَاهرَة أَنْ يَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّيْلِ عَمَلًا، ثُمَّ يُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ علیه، فَيَقُولَ: يَا فُلَانُ، عَمِلْتُ الْبَارِحَةَ كَذَا وَكَذَا. وَقَدْ بَاتَ يَسْتُرُهُ رَبُّهُ، وَيُصْبِحُ يَكْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ»[۱]: (همه‌ی افراد امتم بخشيده می‌شوند مگر کسانی که گناهان‌شان را آشکار می‌کنند و يکی از مصادیق آشکار کردن گناه اين است که شخصی در شب مرتكب گناهی شود درحالی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گناهش را پوشانده است، صبح (آن را برای مردم بازگو می‌کند و) می‌گويد: فلانی، من ديشب چنين و چنان کرده‌ام، اين درحالی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گناهانش را پوشانده بود؛ ولی صبح که می‌شود پرده و ستر الهی را از روی خود برمی‌دارد).

بله، اگر گناه حدّ شرعی و مجازات داشته باشد و فرد بخواهد آن را به ولی امر بگوید تا از طریق مجازات شرعی پاک شود، این اشکالی ندارد هرچند بهتر است که از آن را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پوشانده است و فاش نساخته است، پنهان کند.

اما اگر گناه از این نوع نباشد، جایز نیست که فرد آن را در برابر دیگران فاش کند زیرا این نه تنها ظلم به خود است بلکه کم‌کم نزد دیگران آن گناه نیز کوچک شمرده می‌شود.

اما سؤال دوم: آیا جایز است فرد دیگری از او بخواهد تا گناهش را فاش کند و بگوید: به الله قسم، باید به من بگویی چه کرده‌ای؟ برای انسان جایز نیست کسی را با این  چنین سؤالی در حرج قرار دهد و بگوید: به الله قسم، باید به من بگویی چه گناهی کرده‌ای، این بر خلاف رفتار نیک اسلامی است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لَا يَعْنِيهِ»[۲]: (از نیکی اسلام شخص این است که آنچه به او مربوط نمی‌باشد را رها کند).

در این حالت، واجب نیست که پاسخ دهید حتی اگر کسی شما را به الله قسم دهد برای ضرری که در این پاسخ وجود دارد و علاوه بر آن، فرد پرسش‌کننده در حق شما ظلم کرده است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ظالمان و ظلم را  دوست ندارد؛ لذا جایز نیست که او این سؤال را از شما بپرسد.

و اما سؤال سوم که در آن گفته شده است: “اینکه اگر کسی گناهان خود را برای دیگران فاش کند، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در روز قیامت او را می‌بخشد. ” این نیز صحیح نیست همان‌طور که پیشتر گفتیم، جایز نیست که فرد گناهانی که مرتکب شده است را برای دیگران فاش کند؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  گناه را می‌بخشد زمانی که فرد به سوی او توبه کند و از گناه بازگردد و پشیمان شود و تصمیم بگیرد که در آینده آن را تکرار نکند، توبه باید در زمان خود باشد؛ یعنی قبل از آنکه انسان مرگ را مشاهده کند و قبل از اینکه خورشید از مغرب طلوع کند.


[۱] صحیح بخاری: كتاب الأدب، باب ستر المؤمن على نفسه، شماره (٥٧٢١)، وصحیح مسلم: كتاب الزهد والرقائق، باب النهي عن هتك الإنسان ستر نفسه، شماره (۲۹۹۰).

[۲] سنن ترمذی: كتاب الزهد، بعد باب فيمن تكلم بكلمة يضحك بها الناس، شماره (۲۳۱۷) وقال: غريب وسنن ابن ماجه: كتاب الفتن، باب كف اللسان في الفتنة، شماره (٣٩٧٦).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا ارتكب الإنسان ذنبا في أول حياته، وقد ستر الله عليه، ولم يطلع عليه أحد إلا الله -عز وجل- وبعد ذلك رزقه الله التوبة وتاب، فهل يجوز له أن يُعْلِم الناس بذلك الذنب الذي ارتكبه في أول حياته أم لا؟ مع العلم بأن بعض الناس يقول: عليك الله أن تُعْلِمَني ماذا ارتكبت من ذنوب في حياتك، ويقول أيضا هل صحيح أن من أخبر بذنبه غفر الله له؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا السؤال تضمن ثلاثة أسئلة في الحقيقة.

السؤال الأول: هل يجوز لمن ارتكب ذنبا وستر الله عليه أن يخبر به غيره؟ الجواب: لا، لا يجوز لمن ارتكب ذنبا وتاب منه أن يخبر به غيره، لأن هذا من كشف ستر الله -عز وجل- وهو من خلاف العافية، وجاء في الحديث: «كُلُّ أُمَّتِي مُعَافَى إِلَّا الْمُجَاهِرِينَ، وَإِنَّ مِنَ الْجَاهَرَةِ أَنْ يَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّيْلِ عَمَلًا، ثُمَّ يُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ: يَا فُلاَنُ، عَمِلْتُ البَارِحَةَ كَذَا وَكَذَا، وَقَدْ بَاتَ يَسْتُرُهُ رَبُّهُ، وَيُصْبِحُ يَكْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ».

نعم لو كان الذنب له حد وعقوبة وأراد الإنسان أن يخبر به ولي الأمر ليطهره من هذا الذنب، وهذه العقوبة، فهذا لا حرج فيه، وإن كان الأولى أن يتستر بستر الله.

أما لو كان الذنب ليس هكذا، فلا يجوز للإنسان أن يتحدث به أمام الناس، لما في ذلك من ظلم نفسه، وفتح باب التهاون به عند غيره.

وأما السؤال الثاني: فهو سؤال غيره إياه أن يخبره بما فعل من الذنب، ويقول له: عليك الله أن تخبرني بما فعلت. فهذا لا يجوز للإنسان أن يُحرج أحدا بمثل هذا السؤال، وأن يقول: عليك الله أن تخبرني بكذا. فإن هذا من خلاف حسن الإسلام، وقد قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لَا يَعْنِيهِ».

وفي هذه الحال لا يجب عليك أن تجيبه، حتى وإن سألك بالله -عز وجل – فلا يجب عليك أن تجيبه في هذا، لما فيه من ضرر عليك، ولما فيه أيضا من ظلمه إياك والله – سبحانه وتعالى لا يحب الظالمين، ولا يحب الظلم، فهو لا يجوز له أن يسألك هذا السؤال.

وأما السؤال الثالث الذي يقول فيه: إنه من أخبر الناس بما عمل من المعاصي، فإن الله -سبحانه وتعالى- يغفر له يوم القيامة؟ فهذا أيضا ليس بصحيح، وقد سبق أن قلنا: إنه لا يجوز للإنسان أن يخبر غيره بما فعله من المعاصي، وإنما يغفر الله للإنسان إذا تاب إليه ورجع إليه من ذنبه، وندم، وعزم ألا يعود في المستقبل، وكانت التوبة في وقتها أي قبل أن يشاهد الإنسان الموت، وقبل أن تطلع الشمس من مغربها.

مطالب مرتبط:

(۶۹۲۸) شخصی حافظ قرآن است اما هیچ‌گاه در شب برای نماز شب بلند نمی‌شود، آیا این شخص گناهکار است؟

گناهکار نیست زیرا انسان مختار است که وتر را در اول شب یا آخر شب بخواند اما اگر امید دارد که در آخر شب برای نماز شب بیدار شود، نماز در آخر شب مشهود است....

ادامه مطلب …

(۶۹۳۵) حکم آرزو کردن مرگ به دلیل مصیبتی که به انسان رسیده

لذا برای کسی که دچار مصیبت یا سختی و تنگی یا مشکلی شده، حلال نیست که آرزوی مرگ کند بلکه باید صبر نماید و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امید اجر داشته باشد...

ادامه مطلب …

(۶۹۲۰) حکم بیان مشکلات شخصی به معلم صالح

اگر در میان گذاشتن مشکلات شما شامل غیبت کسی نباشد، اشکالی ندارد اما به شرطی که این معلم فردی امین باشد و بتوان به امانت‌داری او اعتماد کرد...

ادامه مطلب …

(۶۹۴۹) حکم کسی که با جمعی می‌نشیند و وقتی وقت نماز فرا می‌رسد، در میان آنها حرص بر ادای نماز جماعت نمی‌بیند، چیست؟

نظر ما این است که با چنین افرادی در وقت نماز جماعت نشیند زیرا آنها از دوستان بد هستند و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است:...

ادامه مطلب …

(۶۹۱۷) آیا گفتن “خدا تو را نبخشد” پس از مرگ، دامن‌گیر میّت می‌شود؟

شایسته است کسی که حقی بر گردن متوفی دارد، او را ببخشد و از او درگذرد زیرا متوفی اکنون در دنیای جزا و عقوبت بر حقوق بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار دارد مگر این‌که حق مالی بزرگی باشد و صاحب حق به آن نیازمند باشد...

ادامه مطلب …

(۶۸۷۲) امکان فراموشی کامل حافظ قرآن

این نوع داستان‌هایی که در کتاب‌ها نقل می‌شود نیاز به سند صحیح از کسانی که از آن‌ها نقل می‌شوند دارند زیرا هر خبری باید دارای سند باشد؛ لذا خبری که بدون سند آمده، پذیرفته نمی‌شود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه