پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۶۶۲۷) آیا جایز است شخصی به زیارت کسی برود که او را هجر نموده و صله‌ی رحم با او را قطع نموده است؟

(۶۶۲۷) سوال: آیا جایز است شخصی به زیارت کسی برود که او را هجر نموده و صله‌ی رحم با او را قطع نموده است؟

جواب:

بله او را زیارت نماید و نصحیتش کند و او را به صله‌ی رحم تشویق کند و از قطع آن برحذر دارد شاید الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را بدستش هدایت نمود.

در این مناسبت دوست دارم که امر مهمی را مورد توجه قرار دهم و آن نیز هجر معصیت‌کاران است؛ هجر معصیت‌کاران جایز است اگر که در آن مصلحتی باشد یعنی معصیت‌کار وقتی ببیند مردم او را هجر کرده‌اند، معصیتش را رها کند اما اگر در آن مصلحتی نباشد و شر معصیت‌کار را بیشتر کند در این صورت هجر او بیشتر از سه روز جایز نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «لَا يَحِلُّ لِرَجُلٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ، فَيُعْرِضُ هَذَا، وَيُعْرِضُ هَذَا، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلَامِ»[۱]: (براى مسلمان جایز نيست كه بيشتر از سه شب برادر مسلمانش را هجر كند، (و هنگامى كه) به همديگر می‌رسند، اين روى بر مى گرداند، و او روى بر مى گرداند، و بهترین‌ترين آنان كسى است كه شروع به سلام كردن مى‌كند).

این را گفتیم چون معصیت‌کار برادر انسان مستقیم (مؤمن و غیر عاصی) است و دلیل آن نیز قول الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که در آیه‌ی قصاص می‌‌فرماید: {فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ} [سوره البقرة: ۱۷۸] (پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش چیزی به او بخشیده شد، (و حکم قصاص تبدیل به خون بهاء گردید)) لذا الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قاتل را برادر مقتول قرار داد و قول الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که در آیه‌ی قتال می‌فرماید: {وَإِن طَاۤىِٕفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُوا۟ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیۤءَ إِلَىٰۤ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَاۤءَتۡ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوۤا۟ۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ* إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةفَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ} [سوره الحجرات: ۹-۱۰]: (و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند، میان‌شان آشتی بر قرار کنید، پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله باز گردد، پس اگر بازگشت، میان آن‌ها به عدالت صلح بر قرار کنید، و عدالت پیشه کنید، بی‌گمان الله عادلان را دوست می‌دارد* یقیناً مؤمنان برادرند، پس میان برادران‌تان صلح (و آشتی) بر قرار کنید، و از الله بترسید، باشد که به شما رحم کرده شود) الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گروه اصلاح کننده را برادر آن دو گروهی که باهم می‌جنگند نامید با وجود این‌که جنگیدن مؤمنان با هم از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است تا جایی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را کفر نامید و فرمود: «لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا، يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ»[۲]: (پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشويد).

خلاصه‌ی کلام: هجر معصیت‌کاران اگر در آن مصلحت و فایده قرار دارد مشروع است وگرنه مشروع نیست.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحیح بخاری: كتاب العلم، باب الإنصات للعلماء، شماره (۱۲۱) ، و صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب بيان معنى قول النبي: لا ترجعوا بعد كفارا». شماره (٦٥).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز للرجل أن يزور الشخص الذي هَجَرَه، وقطع رحمه؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: نعم يزوره وينصحه، ويُرغبه في صلة الرحم، ويحذره من قطيعتها، لعل الله يهديه على يده.

وبهذه المناسبة أود أن أنبه إلى أمرٍ مُهم، وهو هَجر أهل المعاصي، فَهَجْر أهل المعاصي جائز إذا كان فيه مصلحة، بحيث يدع العاصي المعصية إذا رأى الناس قد هجروه، وأما إذا لم يكن فيه مصلحة، بل ربما يزيد شَرُّ العاصي، فإنه لا يجوز الهجر فوق ثلاثة أيام، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: «لَا يَحِلُّ مُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ فَيُعْرِضُ هَذَا وَيُعْرِضُ هَذَا، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلَامِ»

 وإنما قلنا ذلك لأن العاصي أخ لأخيه المستقيم، ودليل ذلك قوله -تبارك وتعالى في آية القصاص ﴿ فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ ﴾ [البقرة: ۱۷۸] فجعل الله -تعالى- القاتل أخا للمقتول . وقوله تعالى- في آية القتال ﴿ وَإِن طَاۤىِٕفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُوا۟ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیۤءَ إِلَىٰۤ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَاۤءَتۡ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوۤا۟ۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ* إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةࣱ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ ﴾ [الحجرات: ۹-۱۰] فسمى الله -تعالى- الطائفة المُصْلِحة إخوة للطائفتين المقتتلتين، مع أن قتال المؤمنين بعضهم بعضا من أعظم الكبائر، حتى إن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – سماه كُفْرًا فقال: «لاَ تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا، يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ».

وخلاصة الكلام أن هجر أهل المعاصي إن كان فيه مصلحة وفائدة، فهو مشروع، وإلا فليس بمشروع.

مطالب مرتبط:

(۶۵۹۲) حکم مصافحه زن با نامحرم

اشکالی ندارد که زنی با مردانی از محارمش مصافحه نماید و مصافحه نمودن با مردانی که محارم او نیستند، برای هر سببی که باشد حلال نیست....

ادامه مطلب …

(۶۶۱۲) حکم خوردن غذا بر روی صندلی

خوابیدن بر روی تخت و بر سر سفره خوردن و نشستن بر روی صندلی اشکالی ندارد مادامی که به حد اسراف نرسد و این برای آن است که اصل در غیر عبادات حلال بودن آن می‌باشد تا زمانی که دلیلی برای منع آن وجود داشته باشد...

ادامه مطلب …

(۶۵۹۴) اگر مردی به شخصی سلام نماید درحالی که کسی دیگر آن سلام را بشنود، آیا برای او جواب دادن به آن واجب است؟

اگر شخصی به کسی (معین) سلام نماید، لازم نیست که کسی دیگر جواب آن را بدهد چون که او، مقصود این سلام نبوده است ...

ادامه مطلب …

(۶۶۱۵) حکم خواندن آیة الکرسی، سوره‌ی اخلاص، معوذتین و اسماء الله الحسنی در هنگام خواب بدون وضو

بله جایز است اگر که از حفظ باشد زیرا که قرآن خواندن برای کسی که وضو ندارد حرام نیست...

ادامه مطلب …

(۶۶۲۸) حکم هجر مسلمانی برای امور دنیایی و شخصی و نه برای دین، چیست؟

هجر نمودن مسلمان به خاطر امور دینی جایز است به شرط این‌که آن هجر فایده داشته باشد مثل این‌که منجر به اصلاح و استقامت آن شخص گردد اما اگر منجر به این اصلاح نشود و باعث شری بزرگتر گردد و بیشتر در طغیان غوطه‌ور شود، هجر نمی‌گردد....

ادامه مطلب …

(۶۵۷۹) احکام ورود به مسجد هنگام قرائت قرآن توسط مؤذن

در این حالت به او سلام نکن تا قرائت او را قطع نکنی مگر این که بترسی شری بر آن مترتب شود که اشکالی ندارد سلامش کنی....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه