سه‌شنبه 8 محرم 1448
۲ تیر ۱۴۰۵
23 ژوئن 2026

(۶۴۱۷) ضوابط امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

(۶۴۱۷) سوال: ضوابط امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ و چه زمانی انکار به‌صورت آشکار جایز است و چه زمانی انکار پنهانی جایز است؟

جواب:

امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه‌ی کفایی است، اما اگر جز یک نفر کسی نباشد، آن‌گاه بر او به‌صورت عینی واجب می‌شود ولی شرط آن این است که منکر به چیزی بدتر و بزرگ‌تر تبدیل نشود، اگر منکر به چیزی بزرگ‌تر تبدیل شود، در این صورت باید از آن دست برداشت، به دلیل فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {وَلَا تَسُبُّوا۟ ٱلَّذِینَ یَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَیَسُبُّوا۟ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَیۡرِ عِلۡمࣲۗ كَذَ ٰ⁠لِكَ زَیَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرۡجِعُهُمۡ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ} [سوره اﻷنعام: ۱۰۸]: (و [ای مؤمنان، هرگز] به آنها [=معبودهای باطل] که [مشرکان] به جای الله [به نیایش] مى‌خوانند دشنام ندهید [چرا كه] آنان نیز از روى دشمنى [و] نادانى به الله دشنام می‌دهند. این گونه براى هر امتى كردارشان را آراستیم؛ سپس بازگشت آنان [در قیامت] به سوى پروردگارشان است و آنان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه می‌سازد) برای مثال: اگر کسی سیگار می‌کشد و ما بدانیم که اگر او را از سیگار بازداریم، به شراب‌خواری روی خواهد آورد، در این حالت بر او انکار نمی‌کنیم زیرا سیگار کشیدن کمتر از شراب‌خواری است یا اگر کسی شیفته‌ی نگاه به زنان و دنبال‌کردن آن‌هاست، و اگر او را نهی کنیم به فتنه‌ی پسران کم سن بیفتد، در این صورت بر او انکار نمی‌کنیم، با این حال، باید مراقب بود و در هر فرصتی تلاش کرد که او را از منکر نهی کرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما هي ضوابط الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر؟ ومتى يجوز الإنكار علانية، ومتى يجوز الإنكار سرا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر فرض كفاية، فإذا لم يكن إلا واحد تعيَّن عليه، لكن يُشترط ألا يتغير المنكر إلى ما هو أعظم، فإن تَغَيَّر المنكر إلى ما هو أعظم، وَجَب الكَفَّ، لقول الله -تبارك وتعالى ﴿وَلَا تَسُبُّوا۟ ٱلَّذِینَ یَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَیَسُبُّوا۟ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَیۡرِ عِلۡمࣲۗ كَذَٰلِكَ زَیَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرۡجِعُهُمۡ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ﴾ [الأنعام: ۱۰۸]، فإذا قدَّرنا أن شخصا يشرب الدخان، وتبيَّن لنا أننا إذا أنكرنا عليه ترك الدخان، ولكن يذهب إلى شُرب الخمر، فهنا لا تنكر، لأن شُرب الدخان أهون من شُرب الخمر.

وكذلك لو رأينا أحدًا مُغرماً بالنظر إلى النساء وملاحقتهن، ولو نهيناه لافتتن بالصبيان، فهنا لا ننهاه، ولكن مع ذلك نراقب، ونحاول كل فرصة أن ننهاه عن المنكر.

مطالب مرتبط:

(۶۴۱۰) حد و حدود خشم در دفاع از حرمت‌های الهی

شکی نیست که اگر انسان در دل خود نسبت به حرمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ غیرت داشته باشد، دچار خشم و جوشش می‌شود ولی شایسته است که خود را آرام کند و بداند که هدایت در دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۵) پاسخ شرعی به استناد نادرست «لَکُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» در ترک واجب

این سخن مانع از امر به معروف و نهی از منکر نیست، به‌ویژه اگر آن شخص خود را ملتزم به شریعت بداند؛ چرا که مسلمان ملتزم به شریعت است، و جز با التزام به احکام اسلام مسلمان نشده است...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۱) چه صفات و شروطی واجب است در دعوت‌‌گر به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وجود داشته باشد؟

دعوت‌گر نیازمند داشتن چند ویژگی است:...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۲) مسئولیت دعوتگران در تبیین اقسام توحید و هدایت گمراهان

سخن این است که دعوت‌گر باید وضعیت دعوت‌شدگان را در نظر بگیرد؛ پس اگر در میان آن‌ها کسانی هستند که در نماز کوتاهی می‌کنند، باید تمرکز خود را بر تشویق به نماز و پرهیز از سهل‌انگاری در آن و بیان عقوبت ترک نماز و حکم آن در دنیا و آخرت بگذارد...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۰) آدابی که شایسته است دعوت‌گر به‌ سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن‌ها آراسته باشد، کدام‌اند؟

این سؤال، سؤال مهمی است، و منظور آدابی است که سزاوار است دعوت‌گر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن‌ها باشد، از جمله آداب مهم:...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۰) راهکار شرعی برای غلبه بر ترس از قرائت در جمع و امامت نماز

از جمله راه‌حل‌ها این است که خود را در مکان‌هایی تمرین دهد؛ مثلاً با دو یا سه نفر از هم‌کلاسی‌هایش گفت‌وگو کند و یا چیزی شبیه به آن و اگر حتی این را هم نتوانست، حداقل در اتاق خود با خودش صحبت کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه