جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۴۱۰) حد و حدود خشم در دفاع از حرمت‌های الهی

(۶۴۱۰) سوال: مشکلم این است که وقتی چیزی می‌بینم که موجب خشم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌شود، فریاد می‌زنم و خشمگین می‌شوم و با شدت اعتراض می‌کنم و می‌گویم این کار حرام است، اما با فریاد و عصبانیت؛ به‌ویژه وقتی کسی که روبه‌رویم هست قانع نمی‌شود و نمی‌خواهد قانع شود، در آن حالت دلیل می‌آورم، ولی آن‌ها آیات یا دلایل را به‌درستی تفسیر نمی‌کنند و خشم من بیشتر می‌شود، خواندم که: «أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِلنَّبِيِّ: أَوْصِنِي؟ قَالَ: لَا تَغْضَبْ. فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ: لَا تَغْضَبْ»: (مردى به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفتند: مرا نصيحت كنيد، فرمودند: خشمگين نشويد، آن مرد چندين بار آن را تكرار كرد، فرمودند: خشمگين نشويد) و همچنین خواندم که در حدیثی آمده: «وَمَا انْتَقَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِنَفْسِهِ إِلَّا أَنْ تُنْتَهَكَ حُرْمَةُ اللَّهِ فَيَنْتَقِمَ لِلَّهِ بِهَا»: (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در هيچ موردی برای خود انتقام نگرفت، مگر اينکه حرمت دين الله شکسته می‌شد که در اين صورت به خاطر الله انتقام می‌گرفت)، پس خواهش دارم روشن بفرمایید خشم رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در هنگام شکسته شدن حرمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چگونه بود؟ و وظیفه‌ی ما چیست؟ و خشم ما باید چگونه باشد؟ و خشم نهی‌شده در حدیث اول چیست؟

جواب:

شکی نیست که اگر انسان در دل خود نسبت به حرمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ غیرت داشته باشد، دچار خشم و جوشش می‌شود ولی شایسته است که خود را آرام کند و بداند که هدایت در دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، چنان‌که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به پیامبرش محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: {إِنَّكَ لَا تَهۡدِی مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ یَهۡدِی مَن یَشَاۤءُ}[سوره القصص: ۵۶]: ([ای پیامبر،] بی‌تردید، تو نمی‌توانی هر کس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت ‌کنی؛ بلکه الله است که هر کس را بخواهد هدایت می‌کند)، پس باید با حکمت برخورد کند؛ چنان‌که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَـٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ} [سوره النحل: ۱۲۵]: ([ای پیامبر، مردم را] با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با روشی که نیکو‌تر است با آنان [بحث و] مناظره کن) اما خشمی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم توصیه به ترک آن نمود، خشم بی‌مهار است؛ یعنی خشم شدیدی که انسان کنترل خود را از دست می‌دهد اما خشمی که از غیرت برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و دین و رسول او صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، و انسان نتواند آن را فرو بخورد، برای چنین خشمی گناه بر او نیست و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گاهی در خطبه‌های خود به‌خاطر شکستن حرمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خشمگین می‌شدند؛ چنان‌که وقتی «أُخْبِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثَ تَطْلِيقَاتٍ جَمِيعًا، فَقَامَ غَضْبَانًا، ثُمَّ قَالَ: أَيُلْعَبُ بِكِتَابِ اللَّهِ وَأَنَا بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ؟ حَتَّى قَامَ رَجُلٌ، وَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَلَا أَقْتُلُهُ؟»[۱]: (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از مردی که همسرش را (در یک مجلس) سه بار کامل طلاق داده، آگاه شد سپس با خشم برخاست و گفت: «آیا با کتاب الله بازی می‌شود در حالی که من در میان شما هستم؟» تا اینکه مردی بلند شد و گفت: «ای رسول الله، آیا او را نکشم؟) و همچنین همانطور که جابر در صفت خطبه‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم إِذَا خَطَبَ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ، وَعَلَا صَوْتُهُ، وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ، حَتَّى كَأَنَّهُ مُنْذِرُ جَيْشٍ يَقُولُ: صَبَّحَكُمْ وَمَسَّاكُمْ»[۲]: (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که خطبه می‌داد، چشمانش سرخ می‌شد، صدایش بلند می‌گردید و خشمش شدت می‌یافت، طوری که گویی فرمانده یک لشکر است که می‌گوید: دشمن در وقت صبح‌گاه و شام‌گاه به شما حمله می‌کند) اما بر انسان واجب است هنگام خشم، نهایت تلاش را برای متعادل‌بودن به‌کار گیرد، و مراقب باشد که سخنان زشت یا زننده از او صادر نشود؛ چراکه برخی واعظان در حالت خشم، سخنان ناشایست می‌گویند که ممکن است مردم را از موعظه و دعوت متنفر کند.

پس انسان باید در چنین حالتی، حاکم بر نفس خود باشد و بتواند آن را مهار کند، تا رفتار و گفتارش متعادل باشد.


[۱] سنن نسائی: كتاب الطلاق، باب الثلاث المجموعة وما فيه من التغليظ، شماره (٣٤٠١).

[۲] صحیح مسلم: كتاب الجمعة، باب تخفيف الصلاة والخطبة، شماره (٨٦٧).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: مشكلتي أني عندما أشاهد ما يُغضب الله أصرخ وأثور، وأغضب غضبا شديدا، وأبين أن هذا حرام، ولكن بصراخ، خاصة إذا كان الذي أمامي لم يقتنع ، ولا يريد أن يقتنع، وحينها أقدم الأدلة فيفسرونها على غير تفسيرها، فأغضب أكثر ، وقرأت أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم: أَوْصِنِي. قَالَ: «لا تَغْضَبْ». فَرَدَّدَ مِرَارًا، قَالَ: «لاَ تَغْضَبْ». وقرأت حديثا آخر يقول: مَا انْتَقَمَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم لِنَفْسِهِ إِلَّا أَنْ تُنْتَهَكَ حُرْمَةُ اللَّهِ، فَيَنْتَقِمَ لِلَّهِ بِهَا. فأرجو توضيح كيف كان غضب رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا انتهكت محارم الله؟ وما دورنا نحن؟ وكيف يجب أن يكون غضبنا؟ وما هو الغضب المنهي عنه في الحديث الأول؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا شَكٍّ أن الإنسان إذا كان عنده غَيْرَة على محارم الله، لا شَكٍّ أنه سيغضب ويثور، ولكن ينبغي للإنسان أن يُطَمْئِن نفسه، وأن يعلم أن الهداية بيد الله -عز وجل- كما قال الله -تعالى- لنبيه محمد صلى الله عليه وسلم ﴿ إِنَّكَ لَا تَهۡدِی مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ یَهۡدِی مَن یَشَاۤءُ ﴾ [القصص: ٥٦]، وعليه أن يعالج الأشياء بحكمة، كما قال الله تعالى ﴿ ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَـٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ ﴾ [النحل: ١٢٥]. والغضب الذي أوصى رسول الله صلى الله عليه وسلم بتركه هو الغضب الذي لا يتمكن الإنسان من التحكم فيه، وأما ما جاء غيرةً الله ولدينه ولرسوله صلى الله عليه وسلم من غير أن يتمكن الإنسان من كَظمه، فإن الإنسان لا يؤاخذ عليه، وقد كان النبي -عليه الصلاة والسلام- يغضب أحيانًا في خطبه إذا وعظ الناس لانتهاكهم شيئًا من محارم الله -عز وجل – كما أُخْبِرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثَ تَطْلِيقَاتٍ جَمِيعًا، فَقَامَ غَضْبَانَ ثُمَّ قَالَ: «أَيُلْعَبُ بِكِتَابِ اللَّهِ وَأَنَا بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ؟» حَتَّى قَامَ رَجُلٌ وَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَلَا أَقْتُلُهُ؟

وكما ذكر جابر رضي الله عنه في صفة خُطبه صلى الله عليه وسلم قال: كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا خَطَبَ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ، وَعَلَا صَوْتُهُ، وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ، حَتَّى كَأَنَّهُ مُنْذِرُ جَيْشَ يَقُولُ: صَبَّحَكُمْ وَمَسَّاكُمْ».

ولكن يجب على الإنسان إذا غضب أن يحرص غاية الحرص على الاتزان، وألا تخرج منه كلمات نابية مُنَفّرة، كما يكون من بعض الوعاظ، تجده يتكلم بكلام ناب، وربما يكون مُنَفّرًا للناس عن قبول موعظته، فعلى الإنسان أن يكون حاكما لنفسه، متمكنا منها، حتى يتصرف باتزان.

مطالب مرتبط:

(۶۴۰۹) حكم تابلوهایی که در جاده‌های طولانی نصب شده‌اند، با عباراتی مانند «الله را یاد کنید»

نظر من این است که چنین کاری جایز است...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۷) توصیه به ناصحان در پرهیز از نقل احادیث ضعیف و فاقد دلیل شرعی

آنچه این افراد منتشر می‌کنند، گاهی خواب‌هاست، گاهی احادیثی ساختگی که به دروغ به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت داده شده، و گاهی ذکرهایی بدعت‌آمیز که هیچ دلیلی از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای آن‌ها نازل نشده است، با این حال، عوام هر چیزی را می‌پذیرند، به‌ویژه اگر در آن وعده و وعید وجود داشته باشد. و بر کسی که می‌خواهد چیزی را منتشر کند، واجب است که ابتدا از اهل علم واقعی بپرسد:...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۴) اسرار دعوت پنهانی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در سه سال اول بعثت در مکه چه بود؟

ایشان نزد کسی می‌رفت که در او نشانه‌ی خیر می‌دید، و او را به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعوت می‌کرد، این دعوت در دل او جای می‌گرفت، و او اسلام می‌آورد سپس نزد فرد دیگری می‌رفت، و بعد نزد سومی، و کسانی که دعوت شده و مسلمان شده بودند...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۰) آدابی که شایسته است دعوت‌گر به‌ سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن‌ها آراسته باشد، کدام‌اند؟

این سؤال، سؤال مهمی است، و منظور آدابی است که سزاوار است دعوت‌گر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن‌ها باشد، از جمله آداب مهم:...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۱) چه صفات و شروطی واجب است در دعوت‌‌گر به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وجود داشته باشد؟

دعوت‌گر نیازمند داشتن چند ویژگی است:...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۳) در یکی از مؤسسات کار می‌کنم، متوجه شدم حسابدار مقداری از اموال را اختلاس می‌کند، واجب بر من چیست؟

نظر من این است که بدون این‌که نام خود را بگویید، به صاحب مؤسسه اطلاع دهید و اگر صاحب مؤسسه فردی امین است، می‌توانید نام خود را نیز بگویید و درخواست کنید که حسابدار مطلع نشود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه