یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۶۴۰۷) حکم قطع سخنران به دلیل طولانی‌شدن موعظه در مجلس عروسی

(۶۴۰۷) سوال: سلام علیکم ورحمة الله، شیخ بزرگوار، در یکی از مراسم‌های عروسی همراه با پدرم حضور داشتیم، وقتی اقوام داماد آمدند و مجلس کامل شد، یکی از برادران جزاه الله خیرا، برخاست و موعظه‌ای طولانی ایراد کرد؛ هدفش نهی از منکر و ترساندن مردم از معصیت بود اما واقعاً اگر سخنش کوتاه بود، اثرگذارتر می‌بود، ولی به دلیل طولانی‌بودنش و استناد به احادیث، صحبتش زیاد طول کشید، در نتیجه یکی از حاضران سخن او را قطع کرد و گفت: «بس است، بس است، جزاک الله خیرا به خاطر آنچه ارائه دادی» و آن گوینده خشمگین شد و گفت: «انگار دوست نداری ذکر بشنوی»؛ آیا کسی که گفت «بس است»، گناهی کرده؟ از شیخ بزرگوار راهنمایی می‌خواهیم، مأجور باشید.

جواب:

و علیکم السلام ورحمة الله وبركاته برادر سؤال‌کننده، آنچه نقل کردی درباره‌ی برخی از برادرانی که در شب عروسی مردم را موعظه می‌کنند، بدون شک نیت آن‌ها خیر و هدف‌شان یادآوری و پنددادن است.

اما لازم است کسی که مردم را موعظه می‌کند، در موعظه‌ی خود حکمت به‌ خرج دهد؛ یعنی زمان مناسب، مکان مناسب، و شرایط مناسب و حتی افراد مناسب را در نظر بگیرد چون ممکن است فرد در برخی مواقع آمادگی شنیدن پند و موعظه را داشته باشد، و در زمانی دیگر نداشته باشد، پس باید حال او در نظر گرفته شود

همچنین ممکن است مکان برای موعظه مناسب نباشد، چون مردم مشغول امور دیگری هستند و از ابن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نقل شده که فرمود: «كان رسولُ اللهِ يَتَخَوَّلُنا بِالْمَوْعِظَةِ مَخَافَةَ السَّامَةِ علینا»[۱]: (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ما را هر روز موعظه نمی‌کرد، از بیم آن‌که ملالت و خستگی به ما دست دهد) و این همان حکمت است.

و شب‌های عروسی شب‌های شادی و سرور است؛ به همین خاطر در آن شب اجازه‌ی دف‌زدن و سرود شادی داده شده، البته مشروط به اینکه دف باشد نه طبل، و آوازها از نوع مدیحه‌خوانی باشد که فتنه‌برانگیز نباشد.

اگر مردم در چنین حالتی از آمادگی باشند و دل‌ها برای شادی و سرور و دیدار یکدیگر آماده باشد، و چه‌بسا برخی از آن‌ها با برادرشان دیدار کنند در حالی‌که از مدت‌ها پیش یکدیگر را ندیده‌اند، پس از دیدار خوشحال می‌شوند و درباره‌ی حال خود و خانواده‌شان با هم گفتگو می‌کنند، در این صورت اگر موعظه‌ای در میان باشد که مردم از آن خسته شده و آن را ملال‌آور یافته باشند، انسان باید زمان مناسب، مکان مناسب و حالت مناسب را در نظر بگیرد؛ چرا که هدف، پذیرفته‌شدن سخن از سوی مردم و آمادگی آنان برای شنیدن آن‌چیزی است که به ایشان منتقل می‌شود و بهره‌مندی‌شان از آن است و اگر این برادر ناصح جزاه الله خیرا  سخنش را کوتاه می‌کرد و تنها به مهم‌ترین نکات بسنده می‌نمود، چون زمان برای طول‌دادن مناسب نبود، این کار برای او بهتر بود.

در چنین مواردی بهتر است کسی سخن نگوید مگر اینکه ببیند مردم برای شنیدن آماده‌اند؛ مثلاً از او بخواهند سخن بگوید، یا صاحب خانه از او بخواهد، یا یکی از حاضران از او درخواست کند تا با صدای بلند صحبت کند تا بقیه هم بهره‌مند شوند، در این صورت، پذیرش مردم بیشتر خواهد بود به جای این که از او روی‌بگردانند همچنین اگر منکری دید و برای نهی از منکر و موعظه برخاست، این هم بجا و مناسب است زیرا: «لکل مقامٍ مقال» : (هر موقعیتی سخن مناسب خود را دارد)، از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم که ما را از راه‌یافتگان هدایت‌شده و توفیق‌یافتگان به حکمت، رحمت، و ترس از الله قرار دهد.


[۱] صحیح بخاری: كتاب العلم، باب من جعل لأهل العلم أياما معلومة، شماره (۷۰)، وصحیح مسلم: كتاب صفات المنافقين وأحكامهم، باب الاقتصاد في الموعظة، شماره (۲۸۲۱).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: السلام عليكم ورحمة الله، فَضِيلَةَ الشَّيْخ، في إحدى المناسبات في الزواج كنا من الحاضرين أنا ووالدي، وعندما حضر أقارب الزوج إلى مكان الحفل، واكتمل العدد قام أحد الإخوة -جزاه الله خيرا- وارتجل كلمة طويلة، أقصد أنها كانت نصيحة في الترهيب، والحقيقة لو أن الكلمة كانت قصيرة، لكانت أبلغ في التأثير، ولكن لطولها، واستشهاده بالأحاديث طالت الكلمة، فقام أحد الحاضرين وقاطعه، وقال: يكفي، يكفي ما قدمت جزاك الله خيرًا. فغضب المتحدث، وقال: كأنك لا تُحِبُّ الذِّكْر . فهل على الذي قال: «يكفي» إثم؟ نريد من فَضِيلَةِ الشَّيْخِ توجيها في هذا مأجورين؟

فأجاب رحمه الله تعالى : أقول: وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته أيها السائل، وما ذكرته من فعل بعض الإخوة أنهم يقومون ليلة الزفاف يتحدثون ويعظون الناس فلا ريب أن الذين فعلوا هذا إنما قصدوا الخير، وتذكير الناس وموعظتهم، ولكن ينبغي لمن يعظ الناس أن يكون حكيما في موعظته فيتخير الوقت المناسب والمكان المناسب، والحالة المناسبة، بل والأشخاص، لأن الإنسان قد يكون في بعض الأوقات متهيئا لقبول النصيحة والموعظة والتذكير، وفي بعضها لا يكون مستعدا لذلك، فتُراعى حاله، وكذلك أيضًا قد يكون في بعض الأماكن لا ينبغي التحدث، لأن الناس في شغل آخر، وقد قال ابن مسعود رضي الله عنه: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَتَخَوَّلُنَا بِالْمَوْعِظَةِ، مَخَافَةَ السَّامَة علينا. وهذه هي الحكمة.

ولا شَكٍّ أن ليالي الزفاف ليالي أُنس وفرح وسرور، ولهذا رخص في الغناء والدف في تلك الليلة على وجه الفرح والسرور، لكن بشرط أن يكون ذلك بالدفّ لا بالطبل، وأن يكون الغناء غناء المديح المجرد عن الفتنة، فإذا كان الناس على هذا الاستعداد والنفوس متهيئة للفرح والسرور، ولملاقاة بعضهم بعضا، وربما يكون بعضهم قد لاقى أخاه، ولم يلقه من زمان بعيد، فيفرح بلقائه، ويتحدث إليه بأحواله وأحوال أهله، فإذا كانت هذه الموعظة قد سئموها وملوها، فالإنسان ينبغي له أن يتحرى الوقت المناسب، والمكان المناسب، والحالة المناسبة، لأن المقصود هو قبول الناس، وتهيؤهم لسماع ما يُنقل إليهم، وانتفاعهم به، ولو أن هذا الأخ المذكر جزاه الله خيرًا اختصر، واقتصر على الأهم، لأن الوقت لا يناسب التطويل، لكان خيرا له.

وأرى في هذه المناسبة ألا يتكلم أحد إلا إذا رأى الناس متهيئين لهذا، بأن طلبوا منه أن يتكلم، أو طلب منه صاحب البيت أن يتكلم، أو طلب منه السائل أن يتكلم بصوت مرتفع لينتفع الناس فهذا طيب، ويكون الناس للقبول أقرب منهم للإعراض، وكذلك لو رأى منكرا فقام وتكلم، فوعظ ونصح، هذا أيضًا مناسب، فلكل حال مقال، ونسأل الله أن يجعلنا جميعا من الهداة المهتدين الموفقين للحكمة والرحمة والخوف.

مطالب مرتبط:

(۶۴۲۴) آیا امر به معروف و نهی از منکر فقط برای مسلمانان است یا شامل غیرمسلمانان هم می‌شود؟

امر به معروف و نهی از منکر عام است و شامل مسلمانان و غیرمسلمانان می‌شود، اما تفاوت در شیوه انجام آن است...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۳) در یکی از مؤسسات کار می‌کنم، متوجه شدم حسابدار مقداری از اموال را اختلاس می‌کند، واجب بر من چیست؟

نظر من این است که بدون این‌که نام خود را بگویید، به صاحب مؤسسه اطلاع دهید و اگر صاحب مؤسسه فردی امین است، می‌توانید نام خود را نیز بگویید و درخواست کنید که حسابدار مطلع نشود...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۱) نظر شما درباره‌ی دعوتگری که وقتی از کسی خشمگین می‌شود، صدایش را بر او بلند می‌کند و خطاهای گذشته‌اش را به‌رویش می‌آورد، چیست؟

دیدگاه ما این است که دعوتگر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باید نخستین کسی باشد که به آنچه دعوت می‌کند، عمل نماید و پیش از همه، کارهایی را که از آن نهی می‌کند ترک کند ...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۲) حکم مواجهه با منکر هنگام ناآگاهی از حکم شرعی

اگر انسان نمی‌داند آن فعلی که از شخصی سر زده منکر است، پس جایز نیست آن را بر او انکار کند، زیرا اگر چنین کند و آن فعل در دین منکر نباشد، قولی را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدون علم نسبت داده است...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۳) حکم همکاری و ارزیابی دعوت‌گران اهل بدعت در نگاه ابن‌تیمیه رَحِمَهُ‌الله

نظر ما صرف‌نظر از صحت این سخن نسبت‌ داده‌شده به شیخ‌الاسلام، چراکه من به آن دست نیافته‌ام، ولی همچنین به همه‌ی نوشته‌های شیخ‌الاسلام اطلاع کامل ندارم، این است که دعوت به خیر، خود خیر است؛ از هر کسی که صادر شود و پذیرفتن حق، بر هر کسی واجب است...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۵) پاسخ شرعی به استناد نادرست «لَکُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» در ترک واجب

این سخن مانع از امر به معروف و نهی از منکر نیست، به‌ویژه اگر آن شخص خود را ملتزم به شریعت بداند؛ چرا که مسلمان ملتزم به شریعت است، و جز با التزام به احکام اسلام مسلمان نشده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه