جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۲۷۶) انسان چگونه می‌تواند از ظلم‌هایی که به مردم روا داشته، چه مالی و چه غیبت و نمّامی رهایی یابد؟

(۶۲۷۶) سوال: شیخ بزرگوار، انسان چگونه می‌تواند از ظلم‌هایی که به مردم روا داشته، چه مالی و چه غیبت و نمّامی رهایی یابد؟ و اگر آن طلم مالی باشد و نداند چگونه آن را بازگرداند، چه باید بکند؟

جواب:

رهایی از حقوق مردم به یکی از دو راه ممکن است: یا با ادا کردن حق، یا با حلالیت‌طلبی.

اما ادا کردن، اگر حق مالی باشد، باید آن را به صاحبش بازگرداند؛ اگر او را می‌شناسد، بدهد؛ اگر فراموش کرده، به یاد آورد؛ و اگر محل او را نمی‌داند، جست‌وجو کند و اگر یافتن او ممکن نشد، به‌ نیابت از او صدقه بدهد؛ ثواب آن برای او خواهد بود، و برای شخصِ اداکننده، اجر توبه است و اگر صاحب مال مرده باشد و وارث داشته باشد، باید آن را به وارثان بدهد، چون مال پس از مرگ به ایشان منتقل شده است و اگر وارثان را نشناسد و به هیچ طریقی نتواند پیدا کند، همان کار قبلی را انجام دهد، یعنی به‌نیابت از ایشان صدقه بدهد، چون مال به آنان منتقل شده است.

اما اگر حق، مربوط به عرض و آبروی فرد باشد، مثل اینکه به او ناسزا گفته یا غیبتش را کرده باشد، راه رهایی آن است که از او طلب بخشش کند و بگوید: «امید دارم از من بگذری؛ درباره‌ات چنین و چنان گفتم» و سزاوار است که مظلوم نیز عذر او را بپذیرد، زیرا برادرش نزد او آمده از او معذرت می خواهد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده: {فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ} [سوره الشورى: ۴۰]: (اما هر کس گذشت کند و کار را به اصلاح [و آشتی] آورَد، پاداشش بر عهده‌ی الله است) و نیز فرموده: {وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ فَعَاقِبُوا۟ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦۖ وَلَىِٕن صَبَرۡتُمۡ لَهُوَ خَیۡرلِّلصَّـٰبِرِینَ} [سوره النحل: ۱۲۶]: (و اگر [شما مؤمنان] خواستید [دشمنانتان را] مجازات کنید، چنان مجازات کنید که [آنان] شما را مجازات کرده‌اند؛ و اگر [خویشتنداری و‌] شکیبایی کنید، [بدانید که] قطعاً این [کار] برای شکیبایان بهتر است‌) و همچنین: {وَأَن تَعۡفُوۤا۟ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰ} [سوره البقرة: ۲۳۷]: (گذشتِ شما به پرهیزگاری نزدیک‌تر است).

اگر مظلوم از غیبت آگاه نباشد، برخی از علما گفته‌اند: نزد او برو و خبرش بده و طلب بخشش کن، برخی دیگر گفته‌اند: تا زمانی‌که نداند، خبرش مده، بلکه برایش استغفار کن و در همان جاهایی که غیبتش را کردی، به صفات نیکش مدحش کن، زیرا حسنات، سیئات را از بین می‌برند.

و اگر حق از نوع دیگری باشد، همان حکم جاری است: باید نزد صاحب حق برود و از او حلالیت بطلبد؛ اگر او حلال کرد، این از کمال توبه است.

و اگر کسی را غیبت کرده و او مرده باشد و راهی برای طلب حلالیت نباشد، اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صدق نیت را در دل تو بداند، او کریم‌ترین کریمان است؛ چه بسا خودش این ظلم را از تو بردارد، و به صاحب آن پاداش دهد و او را جبران کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: فَضِيلَةَ الشَّيْخ، كيف يتحلل الإنسان من مظالم الناس، سواء كانت أموالا ، أو غيبة، أو نميمة؟ وإذا كانت أموالًا، ولا يعرف كيف يَرُدُّها، فماذا يفعل؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: يتحلل الإنسان من حقوق الناس بأحد أمرين: إما بالوفاء، وإما بالإبراء، أما الوفاء، فإذا كانت أموالًا يَرُدُّها إلى أصحابها، إن كان يعلمهم، وإن كان قد نسيهم فليتذكر، وإن كان يجهل محلهم فليبحث، فإذا تعذر العثور عليهم فليتصدق بها عنهم يكون لهم أجرها، وله هو أجر التوبة، وإن كان أصحابها قد ماتوا، وخلّفوا ورثة، فإنه يبحث عن ورثتهم، ويُسلّم إليهم المال، لأن المال انتقل إلى الورثة بعد موت المورث، فإن جهل الورثة، ولم يعلم عنهم شيئًا، ولم يتمكن من العثور عليهم، فَعَل ما سبق، يتصدق به عنهم، لأنه انتقل إليهم.

وإذا كان الحق عرضًا بأن يكون قد تكلم في عرضه وسبّه، فإنه يتحلل منه بأن يطلب منه العفو، فيقول: إني أرجو أن تعفو عما قلت فيك، فقد قلت كذا، وكذا. وينبغي من المظلوم الذي طلب منه العفو أن يعفو، لأن هذا أخاه جاء يعتذر إليه، فينبغي أن يقبل عذره ﴿ فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ ﴾ [الشورى: ٤٠]، وكما قال الله تعالى ﴿ وَإِنۡ عَاقَبۡتُمۡ فَعَاقِبُوا۟ بِمِثۡلِ مَا عُوقِبۡتُم بِهِۦۖ وَلَىِٕن صَبَرۡتُمۡ لَهُوَ خَیۡرࣱ لِّلصَّـٰبِرِینَ ﴾ [النحل : ١٢٦]، وقال -تعالى- ﴿ وَأَن تَعۡفُوۤا۟ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰ ﴾ [البقرة: ٢٣٧].

وإن كان هذا المظلوم في عرضه لم يعلم بأنك قد اغتبته، فَمِن أهل العلم من يقول: اذهب إليه وأخبره، واطلب منه العفو. ومنهم من يقول: لا تُخبره ما دام لم يعلم، ولكن استغفر له، وأثن عليه بالصفات التي هو متصف بها – وهي حميدة في الأماكن التي اغتبته فيها، فإن الحسنات يُذْهِبْنَ السيئات.

وإن كانت حقوقاً أخرى، فعلى هذا الباب، تذهب إليه وتستحله، وإذا حللك، فإن هذا من تمام توبتك، فإن قُدِّرَ أنك قد اغتبت شخصا قد مات، ولا تتمكن من الاستحلال من الغيبة، فإن الله إذا عَلِم مِن قَلْبِكَ صِدْق النية، فهو -سبحانه وتعالى- أكرم الأكرمين، ربما يتحمل عنك هذه المظلمة، ويأجر صاحبها، ويثيبه عليها.

مطالب مرتبط:

(۶۲۹۰) حکم شرعی خطای مالی غیرعمد در معاملات و مسئولیت جبران آن

اگر فروشنده بداند که مشتری بیش از آنچه حقش بوده به او داده، واجب است که آن را به مشتری بازگرداند و اگر مشتری فوت کرده باشد، باید آن مال را به وارثانش بدهد...

ادامه مطلب …

(۶۲۶۵) آیا می‌توان گفت که مسلمانِ ذلیل، باید از ذلت خود توبه کند؟

ذلت، اثر و نتیجه‌ی معصیت‌ها و نوعی عقوبت است، نه خود معصیت، معصیت‌ها از افعال بنده‌اند، اما ذلت، قضای الهی و مقدر شده از سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، به سبب آن معصیت‌ها، لذا اگر از معصیت‌ها توبه کنند، عزت به آن‌ها بازمی‌گردد...

ادامه مطلب …

(۶۲۵۹) چگونه نیکی، بدی را محو می‌کند؟

وقتی انسان بعد از ارتکاب گناه، کار نیکی انجام دهد، آن نیکی، گناه را از بین می‌برد و کاملاً محو می‌کند؛ به‌ویژه اگر آن نیکی، توبه از همان گناه باشد...

ادامه مطلب …

(۶۲۷۱) نظر شما درباره‌ی کسی که پس از توبه از غیبت، برای تمام کسانی که از آنان غیبت کرده صدقه می‌دهد، چیست؟

اگر کسی از غیبت توبه‌ای نصوح کرده باشد، از کمال توبه‌اش این است که از کسی که از او غیبت کرده طلب حلالیت کند؛ اگر بداند که آن شخص فهمیده که از او غیبت شده است اما اگر آن شخص خبر نداشته، کافی است برایش استغفار کند و در همان مجلسی که از او غیبت شده، از خوبی‌های او بگوید؛ زیرا حسنات، سیئات را از بین می‌برند....

ادامه مطلب …

(۶۲۸۰) حکم شرعی سرقت اندک در دوران جهل و راه جبران آن

اگر صاحب آن مال را می‌شناسد، بر او واجب است که با هر روشی شده از او حلالیت بطلبد؛ زیرا این حق فردی معین و معصوم است و باید به او بازگردانده شود و اما شرم و حیاء، پس نباید انسان از حق خجالت بکشد...

ادامه مطلب …

(۶۲۸۴) حكم توبه پس از سال‌ها غفلت و ترک فرائض

هر کسی که از گناهی توبه کند، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌ی او را می‌پذیرد اما اگر گناه مربوط به حقوق دیگران باشد، که باید آن‌ها را به صاحبانشان برگرداند، توبه تنها زمانی کامل می‌شود که این حقوق به صاحبانشان بازگردانده شوند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه