(۶۲۷۲) سوال: اگر کسی از فردی غیبت کرده، و نتواند از او طلب حلالیت کند، آیا استغفار و دعا برای او کافی است؟
جواب:
دیدگاه صحیح این است که اگر کسی از دیگری غیبت کرده و آن شخص متوجه این موضوع شده باشد، باید شخصاً از او طلب حلالیت کند اما اگر آن فرد اصلاً از غیبت اطلاعی نداشته، کافی است برایش استغفار کند و در همان مجالسی که از او غیبت کرده، از او به نیکی یاد کند، زیرا غیبت از گناهان کبیره است، و غیبت آن است که برادرت را به چیزی که خوشش نمیآید یاد کنی؛ چنانکه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «أَتَدْرُونَ مَا الْغِيبَةُ؟ قَالُوا: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ»[۱]: (آيا مىدانيد غيبت چيست؟ گفتند: الله و رسولش آگاه ترند، فرمودند: ياد كردن برادرت از آنچه كه برايش ناخوشايند است).
امام احمد رَحِمَهُالله تصریح کرده است که غیبت از گناهان کبیرهای است که جز با توبه بخشیده نمیشود؛ نه نماز، نه صدقه، نه روزه، و نه حج، هیچکدام گناه غیبت را پاک نمیکند؛ بلکه حتماً نیازمند توبه است.
باید دانست که غیبت از گناهان کبیره نسبت به همهی مسلمانان است، اما اگر این غیبت مربوط به خواص باشد، مانند غیبت از علما یا حاکمان، گناه آن شدیدتر و بزرگتر است زیرا غیبت از علما، فقط غیبت شخصی آنان نیست؛ بلکه کمارزش جلوه دادن جایگاه علمی آنان است، در حالیکه آنان راهنمایان امت هستند و اگر مقام علمی آنان پایین نشان داده شود، مردم کمتر از ایشان بهره میگیرند، و این باعث تضعیف یکی از مصادر شریعت میشود؛ میگویم: مصدری از مصادر شریعت چون ما دین را جز از راه اهل علم نمیشناسیم، و آنان وارثان انبیا هستند پس اگر سخنی گفته شود که از جایگاه آنان بکاهد، و در نتیجه مردم نسبت به گفتههای آنان بیاعتنا شوند، شریعت نیز به این واسطه آسیب میبیند.
همچنین غیبت از حاکمان نیز سبب کاهش هیبت آنان، و کمتوجهی مردم به اطاعت از آنان و سرپیچی از فرمانشان میشود، و این، موجب تمرد و بینظمی میگردد؛ و لذا گناه غیبت از آنان از غیبت مردم عادی بزرگتر و خطرناکتر است.
پس من برادران مسلمانم را از غیبت عالمان و حاکمان بر حذر میدارم، البته مقصودم این نیست که باید از بدیهای آنان چشمپوشی کرد یا اینکه بگوییم آنان معصوماند؛ بلکه آنان نیز مانند دیگران ممکن است خطا کنند ولی راه صحیح این است که اگر از علما خطایی دیدیم که نیاز تذکر دارد، با آنان تماس بگیریم و آن خطا را به ایشان یادآوری کنیم، چون ممکن است آنان در آن خطا معذور باشند، چه بهخاطر تأویلی که داشتهاند، یا ناآگاهی از واقعیت، یا دلیلی دیگر و اگر با ایشان گفتگو و مناقشه کنیم، ممکن است در خلال بحث و بررسی مشخص شود که ما اشتباه میکردهایم، و حق با آنان بوده، یا برعکس و در صورت دوم، وظیفهی آنان است که به حق بازگردند.
خلاصه: غیبت از هر مسلمانی گناه کبیره است، ولی گناه آن در مورد عالمان و حاکمان بزرگتر و شدیدتر است.
از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میخواهیم که زبانهای ما را از آنچه او را به خشم میآورد حفظ فرماید، و ما را از پرداختن به بدیهای دیگران، و دیگران را از بدیگویی دربارهی ما باز دارد؛ و ما را از کسانی قرار دهد که حق را حق میبینند و از آن پیروی میکنند، و باطل را باطل میبینند و از آن دوری میکنند.
[۱] صحیح مسلم: كتاب البر والصلة والآداب، باب تحريم الغيبة، شماره (٢٥٨٩).