شنبه 15 ذیقعده 1447
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
2 می 2026

(۲۹۰۳) حکم امامت بدون طهارت و آثار آن بر نماز مأمومان

(۲۹۰۳) سوال: اگر برای جماعتی به عنوان امام نماز بخوانم و بعد از اینکه نماز تمام شد به یاد بیاورم که طهارت نداشتم، چه کاری باید انجام دهم؟ آیا در این کار گناهی بر من است؟ آیا بر همه لازم است نماز را دوباره بخوانند یا اینکه فقط خودم آن را دوباره بخوانم؟ در صورتی که در اواسط نماز بمتوجه شوم چه کاری باید انجام دهم؟

جواب:

اگر با جماعتی نماز خواندی سپس بعد از نماز برای تو مشخص شد که وضو نداشتی بر تو گناهی نیست به دلیل فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا}[بقره: ۲۸۶]( پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن) و این کار تو متضمن دو چیز است:

اول: نماز خواندن در حالی که بدون طهارت هستی، این فعل از روی فراموشی از تو صادر شده است لذا بر تو گناهی نیست زیرا از باب فعل یک چیز حرام است و فعل حرام در صورتی که انسان جهل داشته باشد گناهی بر او نیست به دلیل آیه‌‌ای که ذکر کردیم.

دوم: بدون وضو نماز خواندی،  این از باب ترک نمودن یک امر است و انسان در آن به عذر به فراموشی داده نمی‌‌شود بلکه اگر فراموش کرد آنچه بر او واجب است را انجام می‌‌دهد مانند فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «من نام عن صلاة أو نسیها، فلیصلها إذا ذکرها»[۱](کسی که از نمازی خواب رفت یا اینکه آن را فراموش کرد هنگامی که به یاد آورد آن را بخواند) لذا با فراموشی ساقط نمی‌‌شود و تمامی دستورات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   این‌‌گونه است و در صورتی که وقت طلب آن باقی باشد با فراموشی ساقط نمی‌‌شود.

بنابراین می‌‌گوییم: بر تو لازم است نماز را دوباره بخوانی زیرا بدون وضو نماز خوانده‌‌ای اما به مأموینی که به تو اقتدا کرده‌‌اند نماز را دوباره نمی‌‌خوانند چون پشت سر امامی که از حالش اطلاع ندارندن با طهارت نماز خواندند، لذا آن‌‌ها آنچه بدان امر شده را انجام داده‌‌اند لذا در این قضیه بر آن‌‌ها چیزی نیست.

هرگاه در اثنای نماز به یاد آوردی بر تو واجب است از نماز خارج شوی زیرا ادامه دادن نماز بر تو جایز نیست در حالی که وضو نداری بلکه بر تو واجب است که از نماز خارج شوی و در این صورت به یکی از کسانی که پشت سرت هستند امر می‌‌کنی که نماز را برای جماعتی که پشت سرت هستند کامل کند لذا اگر دو رکعت خواندی دو رکعت باقی‌‌مانده را تکمیل می‌‌کند در صورتی که نماز چهار رکعتی باشد و اگر انجام ندادی آن‌‌ها می‌‌توانند یکی را از خود جلو بفرستند تا نماز را برای آ‌‌ن‌‌ها کامل کند و اگر میسر نشد هر یک از آن‌‌ها نماز خود را به تنهایی کامل می‌‌‌‌کنند و نمازشان با این کار باطل نمی‌‌شود این حکم نماز این افراد است در صورتی که در اواسط نماز متوجه شوی بی وضو هستی.

اگر بعد از نماز متوجه شدی همان حکم را دارد و اما کسانی از اهل علم که بین اینکه بعد از نماز متوجه شود یا در اثنای نماز فرق گذاشته‌‌اند و می‌‌گویند: اگر بعد از نماز متوجه شود نماز مأمومین درست است ولی اگر در اثنای نماز متوجه شود نماز مأمومین باطل است این قول آن‌‌ها وجهی ندارد زیرا علت یکی است و چون مأمومین معذور هستند از این جهت که به کسی که ظاهر نمازش درست است اقتدا نموده‌‌اند و از امو باطنی خبر ندارند لذا اگر در اثنای نماز امام متوجه شد چه چیزی نماز مأمومین را باطل می‌‌کند در حالی که آن‌‌ها آنچه بر آن‌‌ها واجب بوده را انجام داده‌‌اند؟! و در این صورت به نماز خود ادامه می‌‌دهند.

سؤال: شیخ بزرگوار! فرقی ندارد که مقصود از طهارت غسل یا وضو باشد؟

جواب: هر کدام که باشد فرقی ندارد.

اما اگر نجاست باشد یعنی مثلا در اثنای نماز یا بعد از نماز به یاد آورد که لباسش نجس است یعنی در حال نماز متوجه شود قسمتی از نجاست بر روی لباسش است در این صورت اگر در اثنای نماز بتواند آن را از بین ببرد انجام دهد همان‌‌طور که اگر دو لباس یا بیشتر پوشیده باشد و نجاستی بر روی لباس بالایی ببیند و آن را بیرون بیاورد به نمازش ادامه دهد اما اگر نتواند مثلا یک لباس بیشتر نداشته باشد و اگر بیرون بیاورد برهنه می‌‌شود در این صورت خارج شده و مأمومین نمازشان را همان‌‌طور که گفتیم کامل می‌‌کنند و به همین دلیل روزی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حالی که برای مردم نماز می‌‌خواند دمپایی خود را بیر. ن آورد، مردم نیز دمپایی‌‌های خود را بیرون آوردند هنگامی‌‌ که نماز تمام شد از آن‌‌ها سؤال کرد که چرا دمپایی‌‌ها خود را بیرون آوردند؟ گفتند: دیدیم که دمپایی خود را بیرون آوردی  ما نیز بیرون آوردیم، پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: جبرئیل به نزد من آمد و خبر داد که نجاست روی آن دو وجود دارد لذا آن‌‌ها را بیرون آوردم. [۲]و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به نمازش ادامه داد و آن را از سر نگرفت و این دلیلی است بر اینکه هرگاه انسان در اثنای نماز متوجه نجاست بر روی لباس خود شد اگر امکان داشت نجاست را از بین می‌‌برد و به نمازش ادامه می‌‌دهد.

سؤال: شیخ بزرگوار! به این مناسب اگر این شخص در اثنای نماز متوجه وجود منی بر روی لباسش شود حکم آن چیست؟

جواب: منی پاک است و نجس نیست بنابراین اگر کسی بر روی لباسش در حال نماز اثری از منی دید به نمازش ادامه داده و اشکالی ندارد اما اگر آن را دید و دانست که به خاطر جنابتی است که غسل نزده بر او واجب است از نماز خارج شده و غسل بزند اما مأمومین همان‌‌طور که در اول جواب گفتیم انجام می‌‌دهند.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا كنت أصلي في جماعة إمامًا لهم، وبعد أن فرغنا من الصلاة تذكرت أنني لم أكن على طهارة، فما العمل؟ وهل علي إثم في ذلك؟ وهل يلزم إعادة الصلاة على الجميع، أم أنا فقط أعيدها؟ وماذا لو اكتشفت ذلك أثناء الصلاة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: إذا صليت في جماعة ثم تبين لك بعد الفراغ من الصلاة أنك لست على وضوء، فإنه لا إثم عليك؛ لقوله تعالى: ﴿ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ﴾ [البقرة: ٢٨٦]، وفعلك هذا تضمن أمرين:

الأمر الأول: الصلاة وأنت مُحدِثٌ، وهذا وقع منك نسيانا، فلا إثم عليك؛ لأنه من باب فعل الْمُحَرَّم، وفعل المحرم حال جهل الإنسان لا إثم فيه؛ لما ذكرناه من الآية الكريمة.

الأمر الثاني: أنك صليت بغير وضوء، وهذا من باب ترك المأمور، ولا يعذر الإنسان فيه بالنسيان، بل إذا نسي أتى بالواجب عليه، كقول النبي – عليه الصلاة والسلام-: «من نام عن صلاة أو نَسِيَهَا، فَلْيُصَلِّهَا إِذا ذكرها»، فلم يُسْقِطها بالنسيان، وهكذا جميع أوامر الله ورسوله لا تسقط بالنسيان إذا كان وقت الطلب بها باقيا. وعلى هذا فنقول: عليك أن تُعِيدَ الصلاة؛ لأنك صليت بغير وضوء، أما بالنسبة للمأمومين الذين ائتموا بك فلا إعادة عليهم؛ لأنهم صلوا بطهارة خلف إمام لا يعلمون عن حاله، فهم أتوا بما أُمِرُوا به، فليس عليهم في ذلك شيء.

أما إذا ذكرت ذلك في أثناء الصلاة فإن الواجب عليك الانصراف؛ لأنه لا يجوز لك الاستمرار في صلاة وأنت على غير وضوء، بل يجب عليك أن تنصرف من صلاتك، وحينئذ تأمر واحدا ممن وراءك أن يتم الصلاة بالجماعة الذين خلفك، فإذا كنت قد صليت ركعتين أتم بهم الركعتين الباقيتين إذا كانت الصلاة رباعية، وإن لم تفعل فإن لهم أن يُقَدِّمُوا واحدًا منهم يُتِمُّ بهم الصلاة، فإن لم يتيسر ذلك فإنهم يُتِمُّونَ صلاتهم كل واحد وحده، ولا تبطل صلاتهم بذلك. هذا حكم صلاة هؤلاء بالنسبة إذا علمت في أثناء الصلاة.

فإذا لم تعلم إلا بعد الصلاة، فالحكم سواء، وأما من فَرَّقَ من أهل العلم بين كونه علم بعد الصلاة أو علم في أثناء الصلاة وقال: إذا لم يعلم إلا بعد فراغه من الصلاة فصلاة المأمومين صحيحة، وإذا علم في أثنائها بطلت صلاتهم، فإن هذا لا وجه له؛ لأن العلة واحدة، ولأن هؤلاء المأمومين معذورون حيث ائتموا بمن ظاهر صلاته ،الصحة، ولا يعلمون عن الأمور الباطنة، فإذا ذكر في أثناء الصلاة فما الذي يبطل ما مضى من صلاتهم، وهم قد قاموا فيه بما يجب عليهم؟ وحينئذ يستمرون في صلاتهم.

يقول السائل فضيلة الشيخ: سواء كان الحدث أكبر أو أصغر؟

فأجاب – رحمه الله تعالى سواء كان الحدث أصغر أو أكبر.

أما إذا كان نجاسة، يعني ذَكَرَ أن على ثوبه نجاسة في أثناء الصلاة مثلا، أو حين فرغ من الصلاة، فإذا ذكر حين فرغ من الصلاة فصلاته هو صحيحة، وصلاتهم هم صحيحة أيضًا، لأن هذا من باب اجتناب المحظور.

وأما إذا ذكر في أثناء الصلاة أنه لم يغسل هذه النجاسة، أو لم يعلم بها إلا في أثناء الصلاة، يعني: وهو يصلي رأى بقعة نجسة في ثوبه، فإنه إن تمكن من إزالة هذا الثوب في أثناء الصلاة ،فعل كما لو كان عليه ثوبان فأكثر ورأى النجاسة في الثوب الأعلى وخلعه فليستمر في صلاته، أما إذا لم يتمكن مثل ألا يكون عليه إلا ثوب واحد، وإذا خلعه تَعَرَّى، فإنه حينئذ ينصرف ويتم المأمومون صلاتهم على ما ذكرنا من قبل، ولهذا خلع النبي-عليه الصلاة والسلام- نعليه ذات يوم وهو يصلي بالناس، فخلع الناس نعالهم، فلما انصرف سألهم: «لماذا خلعوا نعالهم»؟ قالوا: رأيناك خلعت نعليك فخلعنا نعالنا. فقال النبي عليه الصلاة والسلام: «إن جبريل أتاني فأخبرني أن فيهما قذرا فخلعتهما»، واستمر الرسول عليه الصلاة والسلام- في صلاته ولم يستأنفها، وهذا دليل على أن الإنسان إذا علم في أثناء الصلاة أن نجاسة على ثوبه فإنه يزيل هذا الثوب النجس إذا أمكن، ويستمر في صلاته.

يقول السائل: فضيلة الشيخ بالمناسبة لو شاهد هذا الشخص أثناء صلاته شيئًا من ماء الرجل في ثوبه؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الْمَنِيُّ طاهر وليس بنجس، وعلى هذا فلو شاهد الإنسان على ثوبه وهو يصلي أثرًا من مني فإنه يستمر في صلاته ولا حرج عليه، لكن لو شاهده وعلم أنه من احتلام لم يغتسل منه فإنه يجب عليه أن ينصرف من صلاته ويغتسل، وأما المأمومون فكما قلنا في أول الجواب.

مطالب مرتبط:

(۲۸۹۶) حکم ترک مسجد محله به دلیل سوء تفاهم با امام

اشکالی ندارد که به مکانی دیگر برای برای نماز خواندن در آنجا برود در صورتی که با این امام در نمازش خشوعی که در آن آرام بگیرد را ندارد ولی همان­طور که گفتم ابتدا بر تو واجب است که به اندازه­ی توان در جهت رفع سوء تفاهم تلاش کنی...

ادامه مطلب …

(۲۸۴۸) ضوابط شرعی در تعیین امام جماعت

اگر در کشوری حکومت عهده­دار این امور نشده کسی را که این مسجد را بنا نموده نصیحت می­کنیم امام مسجد را بر اساس آنچه مقتضای شریعت است انتخاب کند آنجایی که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: ...

ادامه مطلب …

(۲۸۷۹) آیا جایز است شخص مسلمان پشت سر امامی که ورق بازی می‌کند نماز بخواند؟

اگر این امام بازی ورق می­کند همچنین از جهات دیگر ملتزم نیست اگر امام ثابت است باید پشت سر او نماز خوانده شود ولی اگر امام ثابت نیست شایسته نیست که به عنوان امام مردم در نماز جلو فرستاده شود بلکه کسی انتخاب شود که تقوایش بیشتر است در صورتی که این شخص که تقوایش بیشتر است تلاوت واجب نماز را خوب می­خواند....

ادامه مطلب …

(۲۸۴۵) شروط امامت چیست؟

امام مادامی که حفظ او بیشتر و در دین الله فقیه­تر باشد به نسبت دیگران برای امامت اولویت دارد

ادامه مطلب …

(۲۹۱۱) آیا بر امام لازم است هنگام تشهد اول و تشهد آخر صدایش را هنگام تکبیر گفتن کوتاه کند؟

آن چه برایم از سنت آشکار است این است که تکبیرات انتقال به یک صورت است و فرقی بین تکبیر رکوع، سجده، قیام و نشستن نیست...

ادامه مطلب …

(۲۸۷۷) حکم نماز در مسجدی با امامی که مرتکب استغاثه به اموات و نوشتن تعویذات مشکوک می‌شود

این امامی را که ذکر نمودی نصیحت می­کنم که از دعای غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همچنین فریب دادن بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با نوشتن تعویذ که اساسی از قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و سلف صالح ندارد به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه نماید و عمرش را مادامی که در وقت مهلت است غنیمت بشمارد و به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برگردد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه