(۲۵۲۰) سوال: حکم خواندن قنوت در نماز صبح چیست؟ اگر امام قنوت خواند آیا دستان خود را بالا ببرم یا پایین بیاندازم؟
جواب: خواندن قنوت در نماز صبح به طور مداوم بدون سبب شرعی مخالف سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است، زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به طور مداوم در نماز صبح بدون سبب شرعی قنوت نخوانده است و آنچه از ایشان در مورد قنوت در نمازهای فرض ثابت شده این است که ایشان در نمازهای فرض هنگامی که سبب وجود داشت قنوت میخواندند که اهل علم رَحِمَهُمُالله گفتهاند: هرگاه بر مسلمانان نازلهای (حادثهای)رخ دهد که میطلبد قنوت خوانده شود در نمازهای فرض قنوت خوانده میشود که این خاص نماز صبح نیست بلکه برای همهی نمازها است.
حال اختلاف نمودهاند که آیا کسی که قنوت میخواند فقط امام (حاکم) است یعنی کسی که بالاترین مقام در دولت را دارد یا هر امام مسجد یا نمازگزاری حتی به صورت منفرد میتواند آن را بخواند؟ برخی از اهل علم گفتهاند: قنوت در نوازل خاص امام یعنی بالاترین مقام دولت است، زیرا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فقط خودش در مسجدش قنوت خواند و نقل نشده که غیر از ایشان از کسانی که در مساجد دیگر بودهاند در همان وقت در مساجدشان قنوت بخوانند.
برخی دیگر میگویند: تمام ائمهی نماز جماعت قنوت میخوانند، زیرا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم قنوت خواند چون امام مسجد بود و فرموده است: «صلوا کما رأیتمونی أصلی»[۱](نماز بخوانید همانگونه که من نماز میخوانم).
برخی دیگر میگویند: ایشان قنوت میخواندند، چون مسلمانان به این حادثه دچار شده بودند: «و المؤمن للمؤمن کالبنیان یشد بعضه بعضا»[۲](مؤمنین به نسبت یکدیگر مانند یک ساختمان هستند که همدیگر را تقویت میکنند).
به طور کلی بدون شک قول راجح این است که بدون سبب شرعی به طور مداوم در نماز صبح قنوت خوانده نمیشود و این بر خلاف هدایت و منش پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است، اما اگر سببی وجود داشت در تمام نمازها قنوت خوانده میشود نظر به اختلافی که به آن اشاره نمودم.
همان طور که سؤال کننده گفت این قنوت همان قنوت وتر نیست: «اللهم اهدنا فیمن هدیت» بلکه دعا نمودن به آنچه مناسب حالتی است که قنوت به خاطر آن تشریع شده و هدایت و منش پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بوده است.
همچنین سؤال کننده پرسید: اگر شخصی ماموم بود به امام اقتدا نماید و دستانش را بلند کند و همراهش آمین بگوید، یا دستانش را رها کند؟ جواب: بلکه بر دعای امام آمین گفته و دستانش را به خاطر اقتدا به امام و ترس از مخالفت بالا ببرد.
امام احمد رَحِمَهُالله میگوید: اگر شخصی به امامی که قنوت میخواند اقتدا نمود، از او تبعیت نموده و بر دعایش آمین میگوید. این در حالی است که امام احمد رَحِمَهُالله در قول مشهور نظرشان بر این است که قنوت در نماز صبح مشروع نیست، اما در این قضیه رخصت داده از ترس این که این اختلاف باعث اختلاف قلوب شود و این همان چیزی است که از صحابه آمده است ، امیر مؤمنان عثمان رَضِيَاللهُعَنْهُ در آخر خلافتش نماز را در منی در حج کامل میخواند و برخی از صحابه بر ایشان انکار نمودند اما با این وجود از او پیروی نموده و نمازشان را کامل میخواندند. از عبدالله بن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ نقل شده که به ایشان گفته شد: ای ابو عبدالرحمن! چگونه با امیر مؤمنان عثمان رَضِيَاللهُعَنْهُ چهار رکعت نماز میخوانی در حالی که نه پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و نه ابوبکر رَضِيَاللهُعَنْهُ و نه عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ این کار را انجام ندادهاند . ایشان رَضِيَاللهُعَنْهُ فرمود: “الخلاف شر”(اختلاف شر است).
این قسمت از سؤال باقی ماند که گفت: (یا دستانش را بر رانهایش میاندازد؟ ) ظاهر سخنش این است که گمان میکند بعد از بالا آمدن از رکوع مشروع است دستها پایین انداخته شود و این -هر چند برخی از اهل علم گفتهاند- قول مرجوحی است و قول صحیح که سنت بر آن دلالت دارد این است که نمازگزار هرگاه از رکوع بالا آمد دستانش را همان جایی قرار میدهد که قبل از رکوع قرار میداد یعنی: دست راستش را بر دست چپش بالای سینه قرار میدهد که دلیلش حدیث سهل بن سعد رَضِيَاللهُعَنْهُ است: «کان الناس یؤمرون أن یضع الرجل یده الیمنی علی ذراعه الیسری فی الصلاة»[۴](مردم امر میشدند که شخص در نماز دست راستش را بر ساعد دست چپش قرار دهد. ) این در صحیح بخاری ثابت است و فرمودهاش (در نماز) تمام احوال نماز را شمل میشود اما حالت سجود از آن خارج میشود زیرا دو دست بر روی زمین است؛ همچنین حالت نشستن نیز خارج میشود، زیرا دو دست بر روی دو ران است، همچنین حالت رکوع نیز خارج میشود، زیرا دو دست بر روی زانوها است. اما غیر از اینها دست راست بر روی دست چپ قرار میگیرد همان طور که این عموم بر آن دلالت دارد. قول راجح در این مسأله همین است.
برخی از علما میگویند: سنت این است که بعد از رکوع دستانش را بیاندازد اما امام احمد رَحِمَهُالله میگوید: بین این که دست راستش را بر دست چپش بگذارد یا آن را بیاندازد مخیّر است اما پیروی از آنچه حدیث سهل بن سعد رَضِيَاللهُعَنْهُ بر آن دلالت دارد، بهتر است بدین صورت که دستانش را بعد از رکوع همانند قبل از رکوع قرار دهد.
بحث این نیست که آیا این کار مشروع است یا خیر؟ اما بحث چیزی است که برخی از برادران مجتهد پیرامون این مساله و شبیه اینها از مسائل اختلافی پیمودهاند، از این جهت که گمان نمودهاند اختلاف در این مساله بزرگ است و بر این مساله ولاء و براء منعقد نمودهاند، تا جایی که بر کسانی که در این امر با آنها مخالفت نموده به شدت انکار نمودهاند. و بدون شک این مسلک مخالف مسلک صحابه و آنچه اهل علم گفتهاند است که در مسائلی که محل اجتهاد است بر شخص انکار نمیشود، زیرا قول هر کدام از آنان حجتی بر دیگران نیست مگر شخص معصوم که پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است.
و به همین دلیل به این مناسبت به برادرانم که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آنها را بر استقامت، رای درست و حرص بر پیروی از سنت موفق گردانیده است، نصیحت میکنم که این خلاف را سببی برای اختلاف قلوب، چیرگی با زبان بر دیگران، خوردن گوشت مردم و نظرات علما را بر هم کوبیدن قرار ندهند، زیرا این امر شر و فساد بزرگی را با خود به همراه دارد. الحمدلله بسیار خوشحالیم که جوانان در حال روی آوردن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و استقامت هستند. اما امیدوارم که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آنها را بر حق و پیمودن راه حکمت در آنچه به آن امر و نهی میکنند و بر اجتناب تندی و شدت هنگام مخالفت با دیگران جمع نماید، زیرا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به نرمی امر نموده و فرمودند: «إن الله رفیق یحب الرفق، و یعطی علی الرفق ما لا یعطی علی العنف»[۵](الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ مهربان و آسانگیر است و نرمی و ملاطفت را دوست دارد و در برابر نرمی و خوش رفتاری چیزهایی را میدهد که در مقابل تندی و چیزهای دیگر نمیدهد).
و عنف چه بسا باعث واکنش و عکس العمل از دیگری شود و خود بزرگ بینی او را به گناه بکشاند و از حق به خاطر روش کسانی که به آن دعوت میدهند، بدش بیاید در حالی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در قرآن میفرماید: {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ }[نحل: ۱۲۵](با حکمت وپند نیکو (مردم را) به راه پروردگارت دعوت نما، و با روشی که نیکوتر است، با آنها (بحث و) مناظره کن).
از الله میخواهیم همهی ما را بر حق در قرآن و سنت جمع نماید.
[۱] تخریج آن گذشت.
[۲] بخاری: کتاب الصلاة، باب تشبیک الاصابع فی المسجد و غیره، حدیث شمارهی (۴۸۱). و مسلم: کتاب البر و الصلة و الآداب، باب تراحم المؤمنین و تعاطفهم و تعاضدهم، حدیث شمارهی (۲۵۸۵).
[۳] ابوداود: کتاب المناسک، باب الصلاة بمنی، شمارهی (۱۹۶۰).
[۴] تخریج آن گذشت.
[۵] مسلم: کتاب البر و الصلة، باب فضل الرفق، شمارهی (۲۵۹۳).