جمعه 1 ربیع‌الاول 1448
۲۳ مرداد ۱۴۰۵
14 آگوست 2026

(۱۳۷۰) حکم نتراشیدن موی زیر بغل برای مدت طولانی

(۱۳۷۰) سوال: نتراشیدن موی زیر بغل برای مدت طولانی، چه حکمی دارد؟ آیا مدت معینی برای تراشیدن آن وجود دارد که تراشیدن آن در آن مدت، واجب باشد؟

جواب:

از بین بردن موی زیر بغل، جزو فطرت است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خلق را بر آن سرشته و در شریعت‌های نازل شده از سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وارد شده است. کوتاه کردن ناخن، کوتاه کردن سبیل، تراشیدن موی شرمگاه و ختنه کردن نیز از جمله فطرت است که هر فرد عاقلی که فطرت و سرشتش تغییر نکرده باشد آن را برای خود می‌پسندد. شریعت‌های نازل شده از سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیز به این موارد حکم کرده‌اند. در روایت صحیح وارد شده است: «وُقِّتَ لنا في قَصِّ الشَّارِبِ، وتقْلِيمِ الأظْفارِ، ونتْفِ الإبِطِ، وحَلْقِ العانَةِ، أنْ لا نَتْرُكَ أكْثَرَ مِن أرْبَعِينَ لَيْلَةً»[۱] : (برای کوتاه کردن سبیل، چیدن ناخن‌ها، کندن موی زیر بغل و تراشیدن موی شرمگاه مهلت داده شده‌ایم که آن را بیش از چهل شبانه‌روز رها نکرده و به تأخیر نیاندازیم). بنابراین نباید بیشتر از چهل شبانه‌روز رها شود.

بنابراین می‌گوییم: مادامی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این مدت را برای امتش تعیین نموده، این حداکثر زمان برای این کار است؛ اگر سببی اقتضا کرد که قبل از این مدت نیز این کارها انجام شود، انجام می‌شود؛ اگر مثلا قبل از این چهل روز، ناخن، موی زیر بغل یا سبیل بلند شد، ناخن و سبیل را کوتاه کرده و موی زیر بغل را می‌کند یا می‌تراشد. چهل شبانه‌روز حداکثر فرصتی است که شخص برای این انجام این کارها در اختیار دارد.

جای تعجب است که برخی افراد نادان، ناخن‌های خود را برای مدت طولانی به حال خود می‌گذارند تا این که بلند می‌گردد و در نتیجه آلودگی در زیر آن‌ جمع می‌شود؛ گویا فطرت خود را نمی‌دانند و نمی‌پسندند و با روش و سنتی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بدان سفارش نموده و مهلتی که تعیین کرده، مخالفت می‌کنند. غیر از مخالفت کردن با شرع با وجود ضرر و زیانی که برای سلامتی آنان دارد، نمی‌دانم چگونه راضی می‌شوند که چنین رفتاری را در حق خود مرتکب شوند؟ برخی از مردم نیز فقط یک ناخن خنصر یا سبابه را می‌گذارند تا بلند شود؛ این کار نیز اشتباه و کاری نابخردانه است.

شایسته است که مسلمانان پیروان راهی باشند که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برایشان تعیین نموده و بر همان خطی که ایشان برایشان رسم نموده است حرکت کنند؛ همین سنت‌هایی که اقتضای سرشت و فطرت است از جمله: کوتاه کردن ناخن‌ها، کوتاه کردن سبیل، کندن موی زیر بغل، تراشیدن موی شرمگاه. همچنین ختنه کردن که معروف می‌باشد و بهتر است که در خردسالی انجام شود و بنا بر دیدگاه راجح و درست‌تر، ختنه کردن برای مردان، واجب است و برای زنان سنت می‌باشد.


[۱] صحیح مسلم: کتاب الطهارة، باب خصال الفطرة، شماره (۲۵۸).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم ترك إزالة شعر الإبط لفترة طويلة؟ وهل هناك مدة معينة يجب إزالته عند مضيها؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: إزالة شعر الإبط من الفطرة التي فطر الله الخلق عليها، وجاءت بها الشرائع مُنزَّلةٌ من الله -عز وجل-، وكذلك قصُّ الأظافر والشارب، وحلق العانة، والختان، فهذه الأشياء كلها من الفطرة التي يرتضيها كل عاقل لم تتغيّر فطرته، وقضتها الشرائع المنزلة من عند الله -عز وجل ، وقد «وُقتَ لَنَا فِي قَصِّ الشَّارِبِ، وَتَقْلِيمِ الْأَطْفَارِ، وَنَتْفِ الْإِبِطِ، وَحَلْقِ الْعَانَةِ، أَنْ لَا نَتْرُكَ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً». فلا تترك فوق أربعين يوما.

وعلى هذا فنقول: إذا كان الرسول -عليه الصلاة والسلام- قد وقت لأمته هذه المدة فهي المدة القصوى، وإن حصل سبب يقتضي أن تُزال قبل ذلك فإنها تزال، كما لو طالت الأظافر، أو كثرت الشعور في الإبط، أو طال الشارب قبل الأربعين فإنه يُزال، لكن الأربعين هي أقصى المدة وغايتها.

ومن العجب أن بعض الجهال يبقي أظافره مدة طويلة حتى تطول، وتتراكم فيها الأوساخ، وهؤلاء قد تَنكَّروا لفطرتهم، وخالفوا السنة التي دعا إليها رسول الله صلى الله عليه وسلم و وقتها لأمته، ولا أدري كيف يرضون لأنفسهم أن يفعلوا ذلك، مع ما فيه من الضرر الصحي فوق المخالفة الشرعية؟ وبعض الناس يبقي ظفرًا واحدًا من أظفاره؛ إما الخنصر وإما السبابة، وهذا أيضًا جهل وخطأ.

فالذي ينبغي للمسلمين أن يترسموا وأن يسيروا على ما خَطه هو النبي -عليه الصلاة والسلام- ورسمه لهم من فعل هذه السنن التي تقتضيها الفطرة قص الأظفار، والشارب، وحلق العانة، ونتف الآباط، أما الختان فإنه معروف، يُفعل في الصغر، وهو الأفضل وأرجح الأقوال فيه أنه واجب في حق الرجال، سُنة في حق النساء.

مطالب مرتبط:

(۱۳۵۵) آیا رنگ کردن ریش با رنگ سیاه، جایز است؟

دیدگاه درست این است که رنگ کردن ریش با رنگ سیاه، حرام است و جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۱۳۴۹) آیا رنگ کردن موی مرد با هر رنگی غیر از رنگ سیاه، جایز است؟

نظر من این است که مرد نباید موی سرش رنگ کند حتی اگر رنگی غیر از رنگ سیاه باشد اما اگر برای تغییر موی سفید پیری باشد، رنگ کردن آن با رنگ سیاه جایز نیست....

ادامه مطلب …

(۱۳۵۲) مقدار ریش در شریعت چقدر است؟

ریش، موی گونه‌ها و صورت است. اما هر قسمت از آن اسم خاص خود را دارد. موی قسمت راست و چپ صورت، عارض (گونه) و موی کنار آن، ذَقَن (چانه) نام دارد که همگی این‌ها جزو ریش است....

ادامه مطلب …

(۱۳۶۷) حکم شرعی کوتاه‌ کردن طول ریش با قیچی در صورت ایجاد مزاحمت

کار ناپسند این است که قسمتی از ریش خود را کوتاه می‌کند؛ این ‌کار با دستور رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مخالفت دارد زیرا ایشان برای مخالفت با مجوسیان و مشرکان، به بلند گذاشتن ریش دستور داده است...

ادامه مطلب …

(۱۳۶۵) حکم کوتاه کردن بخشی از ریش

کسی که از خشم و ناراحتی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌پرهیزد و تقوا پیشه می‌کند، واجب است که از تراشیدن و کوتاه کردن ریش دوری کند....

ادامه مطلب …

(۱۳۴۷) حکم مسواک زدن در اثنای خطبه‌ی جمعه چیست؟

مسواک زدن در میان خطبه‌ی جمعه، انسان را از شنیدن خطبه غافل می‌کند در حالی‌ که گوش فرا دادن به خطبه، واجب است؛ اما اگر مسواک زدن به خاطر گوش دادن به خطبه باشد چنان که مثلا کسی خواب‌آلود باشد و بخواهد برای رفع این حالت، مسواک بزند، اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه