جمعه 15 شوال 1447
۱۴ فروردین ۱۴۰۵
3 آوریل 2026

(۵۳۶۰) حکم کنایه در طلاق و آثار رجوع پس از انقضای مدت عدّه بدون وقوع طلاق علنی

(۵۳۶۰) سوال: بین من و زنم اختلافی پیش آمد و خانه را همراه بچه‌ام ترک کردم و همراه او تمام وسایلش را برداشتم و در روز بعد نامه‌ای به برادرش نوشتم که امرش به دست خودش (زنش) می‌باشد و منظورم طلاق بوده است چون در کتاب فقه خوانده بودم که کنایه در این امور جایز است و روزها گذشت و من آن نامه را پاره کردم و به دست هیچ کس نرسیده است و بیش از یک سال بعد به همسرم که تمنای برگشت را داشت، رجوع کردم و همچنین خانواده‌اش او را برگرداندند ولی در نفسم شکی است که آیا آن طلاق به جدا آمده است چون براساس علم من اگر بیشتر از سه ماه بگذرد، رجوع با عقد جدید صروت می‌پذیرد، آیا در این کارم از جهت شرع گناه‌کارم؟ و اگر این‌گونه است چکار کنم که اشتباهم را تصحیح کنم؟

جواب:

قبل از جواب دادن به این سوال دوست دارم که به این برادر سوال کننده و دیگر شنوندگان گوش‌زد کنم که طلاق امر آسانی نیست که با یک کلمه یا با کمترین خشم رخ دهد و مشروع این است که مرد بر نفس خود توانا باشد و خشم خود را فرو برد و مالک عصبانیت خود باشد و در طلاق شتاب نکند و چقدر انسان‌هایی وجود دارند که در طلاق دادن شتاب کردند سپس او و همسرش پشیمان شدند.

و بداند که زن ناقص عقل و دین است چون که زن است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرمودند: «مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الْحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ»[۱]: (هیچ ناقص عقل و دینی را ندیده‌ام بتواند زودتر از شما مردان عاقل را فریب دهد): زن سریع واکنش نشان می‌دهد ولی سریع هم پشیمان می‌شود زیرا تصرف او نتیجه‌ی نقص در عقل و دین اوست و این از جهت عموم طبیعت زن است لذا مرد در اموری مثل از زن خود اطاعت نکند چون مرد سرپرست و نگهبان زن است.

و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده است که زنان به منزله‌ی اسیر در دست شوهران خود هستند و مالک آن‌ها می‌باشند همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شوهر را این‌گونه وصف می‌کند: {وَأَلۡفَیَا سَیِّدَهَا لَدَا ٱلۡبَابِ} [سوره يوسف: ۲۵] : (و (در این هنگام) شوهرش را نزد در یافتند): وقتی این‌گونه است پس مرد باید طغیان خشم خود را فرو کشاند و مواظب تصرف بد خود بتشد بلکه تصرف و واکنش حکیمانه‌ای داشته باشد و مشکلات را با بهترین راه حل علاج کند.

مرد عاقل مؤمن می‌داند که چگونه عمل کند و انسان اگر می‌خواهد که طلاق دهد نگاه می‌کند، آیا زن در حالتی است که طلاق دادن او جایز است یا نه؟

و حالتی که برای شوهر امکان دارد زن خود را طلاق دهد حالتی است که زنش حامله بتشد یا در پاکی‌ای باشد که در آن با او جماع نکرده باشد و اگر حائض است او را طلاق ندهد و همچنین اگر در پاکی‌ای است که در آن با او جماع کرده است او را طلاق ندهد اما اگر حامه است و می‌خواهد او را طلاق دهد پس می‌تواند او را طلاق دهد.

و طلاق زن حامله بر خلاف ذهنیت بسیاری از عوام، واقع می‌شود کسانی که گمان می‌کنند طلاق زن حامله واقع نمی‌شود و برای انسان جایز است که خودش زنش را طلاق دهد و یا کسی را وکیل کند که او را طلاق دهد و تفاوتی نمی‌کند که زنش را وکیل کند یا کسی دیگر.

و از توکیل این است که به زنش بگوید: امر تو به دست خودت می‌باشد، لذا هنگامی که به زن خود گفت: امر تو به دستت می‌باشد و او نیز پذیرفت و خودش را طلاق داد و پس طلاق داده شده است اما اگر مرد این را گفته است و این قول به او نرسیده است سپس از آن صرف نظرف کرده است پس طلاق نیست چون وکالت به موکِل تبلاغ نشده است سپس آن از جانب موکَل فسخ شده است و بر همین اساس بر خانواده‌ی خود مطمئن باشد و در قلب تو خرجی نباشد لذا همسرت، زن تو می‌باشد و طلاق بر او واقع نشده است.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: حدث بيني وبين زوجتي خلاف، تركت على إثره البيت مع طفلتي، وأخذتُ معها جميع أمتعتها، وفي اليوم التالي كتبتُ رسالة إلى أخيها ذكرتُ لها فيها أن أمرها بيدها، وكنت أعني الطلاق؛ لأني قرأتُ في كتاب الفقه أنه تجوز التكنية في هذه الأمور، ومرت أيام، ومزقت بعدها الخطاب، ولم يصل إلى أحد، وبعد مرور أكثر من عام راجعتُ زوجتي، التي كانت تتمنى الرجوع، وأيضًا أهلها راجعوا بذلك أنفسهم، ولكني أصبحتُ في شك من أمري: هل يعتبر ذلك طلاقًا نافذا؛ لأنه حَسَب علمي أنه إذا مرت أكثر من ثلاثة شهور تراجع الزوجة بعقد جديد فهل أنا مذنب شرعًا فيما فعلته؟ وإن كنت كذلك فماذا أعمل لكي أصحح الخطأ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: قبل أن أجيب على هذا السؤال أود أن أنبه الأخ السائل – وغيره من المستمعين إلى أن أمر الطلاق ليس بالأمر الهين، الذي يحصل بالكلمة أو بأدنى انفعال، وأن المشروع في حق الزوج أن يكون قادرا على نفسه، كاظما لغيظه مالكًا لغضبه، وألا يتسرع في الطلاق. فكم من إنسان تسرع في الطلاق، ثم ندم هو وزوجته.

وليعلم أن الزوجة ناقصة عقل ودين؛ لأنها امرأة، وقد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أَنه قال: «مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلِ وَدِينِ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الْحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ». وأن الزوجة سريعة الانفعال، لكنها سريعة الندم؛ لأن تصرفها ناتج عن نقصان في عقلها ودينها، هذه هي طبيعة المرأة من حيث العموم، فلا يَنْقَدِ الرجل إلى ما تمليه عليه زوجته في مثل هذه المسائل؛ لأنه رجل، وهو القوام على المرأة.

وقد أخبر النبي صلى الله عليه وسلم أن النساء عَوَانٍ عند أزواجهن، أي بمنزلة الأسيرات، فهو المالك لها، كما قال تعالى في وصف الزوج: ﴿وَالْفَيَا سَيِّدَهَا لدا الْبَابِ﴾ [يوسف: ٢٥]. وإذا كان كذلك فإن عليه ألا يخضع لثورة غضبها، وسوء تصرفها، بل يتصرف تصرفًا حكيمًا، ويعالج المشاكل بالتي هي أحسن. والرجل العاقل المؤمن يعرف كيف يتصرف وإذا أراد الإنسان أن يطلق فلينظر: هل المرأة في حال تسمح لوقوع الطلاق عليها، أم لا؟

والحال التي يمكن إيقاع الطلاق على الزوجة فيها هي أن تكون حاملا، أو أن تكون طاهرًا طُهرًا لم يجامعها فيه، فإن كانت حائضًا فلا يطلقها، وإن كانت طاهرا طهرا قد جامعها فيه فلا يطلقها أما إذا كانت حاملا وأراد طلاقها فليطلقها.

ويقع طلاق الحامل خلافا لما يفهمه كثير من العامة، الذين يظنون أن الحامل لا يقع طلاقها، ويجوز للإنسان أن يطلق الزوجة بنفسه، وأن يوكل من يطلقها، سواء وكلها هي، أو وكل غيرها.

ومن صنيع التوكيل أن يقول لها أمرك بيدك. فإذا قال لها: أمرك بيدك. وقبلت ذلك، وطلَّقَتْ نفسها، طلقت. أما إذا قال ذلك، ولم يبلغها هذا القول، ثم عدل عنه، فإنه لا طلاق؛ لأنها وكالة لم تبلغ الموكَّل، ثم إنه فسخها قبل أن تبلغ الموكَّل. وعلى هذا فاطمئن على أهلك، ولا يكن في قلبك حرج، فالزوجة زوجتك، ولم يقع عليها طلاق.

مطالب مرتبط:

(۵۳۵۹) حکم نوشتن طلاق بدون تلفظ در دوران عقد و پیش از دخول

این طلاقی که از تو واقع شده است و آن را با دستت بر ورقه‌ای نوشتی که خوانده می‌شود، طلاقی شرعی می‌باشد و از جهتی که قبل از جماع و همبستری رخ داده است پس آن زن نیازی به گذراندن عده ندارد ...

ادامه مطلب …

(۵۳۵۸) حکم شرعی استفاده از الفاظ کنایه‌آمیز با نیت طلاق

اگر به زن خود گفته است: تو را طلاق داده‌ام و بعدا ورقه‌ی طلاق برای تو می‌آید پس در این صورت طلاق واقع شده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۷) حکم تهدید به طلاق در مواجهه با وسواس شدید همسر در عبادات

این زن را نصیحت می‌کنم که این وسوسه‌ها را رها کند و به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببرد و آنچه بر او واجب است را بار اول که انجام داد آن را معتبر حساب کند و نگوید: شاید خوب انجام نداده‌ام...

ادامه مطلب …

(۵۳۵۷) حکم شرعی تلفظ طلاق در غیاب همسر و بدون نیت قبلی در حالت ناراحتی

حرفی که به مادرت زدی که او را طلاق خواهم داد، طلاق محسوب نمی‌گردد بلکه خبری است از آنچه از تو واقع خواهد شد لذا او را طلاق ندادی...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۳) حکم طلاق در صورت ارسال پیام و نوار صوتی

طلاق آخر تو که اگر نیت تو از گفتن: باید از خانه خارج شوی، طلاق بوده است پس طلاق بر او واقع شده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۹) حکم طلاق پنهانی بدون اعلام به زوجه و مراجع قضایی

بله صحیح است که بدون شهود و بدون دادگاه، طلاق دهد و صحیح است که در عده بدون شهود و بدون دادگاه به زنش رجوع کند ولی شکی نیست که افضل آن است که شاهد بگیرد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه