(۵۳۵۷) سوال: با دختر خالهام ازدواج کردهام و ایشان مهریه را برای من بالا بردند تا حدی که از ازدواج به سبب هزنیههای سنگین آن بدم آمد و هزینههای ازدواج ۷۵ هزار ریال شده است و در یک لحظه از روی ناراحتی و عصبانیت در حالی که با مادرم بحث میکردم به خاطر این دختر، سبب شد که کلمهی طلاق را به زبان بیاورم و من قضیه را برای شما توصیف میکنم: مادرم گفت: آیا نمیخواهی این همسر تو باشد؟ و من گفتم: من او را طلاق خواهم داد و او (همسر) آن جا حاضر نبود و من نیز در این دختر رغبتی نداشتم و ازدواج من از روی رغبتم به او نبوده است بلکه از روی رغبت و اصرار مادرم بوده که دختر خواهرش بوده است و نسبت به او مهربانی و دلسوزی میکند و الان من از او دختری کوچک دارم و میترسم که در طلاق افتاده باشم، حکم آن چیست؟
جواب:
الله در اهل شما برکت بیاندازد و مودت و الفت روزی شما کند و حرفی که به مادرت زدی که او را طلاق خواهم داد، طلاق محسوب نمیگردد بلکه خبری است از آنچه از تو واقع خواهد شد لذا او را طلاق ندادی پس او طلاق نیست و نصحیت من به تو این است مادامی که این زن در دین خود صالح و در اخلاق خود مستقیم است پس بر او صبر کن زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰۤ أَن تَكۡرَهُوا۟ شَیۡـࣰٔا وَیَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِیهِ خَیۡرࣰا كَثِیرࣰا}[سوره النساء: ۱۹] : (و اگر از آنان (خوشتان نیامد و) کراهت داشتید، پس چه بسا چیزی را خوش نمیدارید، و الله در آن خیر بسیار قرار میدهد): مخصوصا که مادرت راضی است و او میخواهد که نزد تو باقی بماند لذا در نگه داشتن او از دو جهت خیر است:
اول: صبر کردن بر زن از امور مطلوب شرعی است.
دوم: آن نیکی و بِرّ به مادرت میباشد.
از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میخواهم که در نکاح شما برکت بیاندازد و ذریهی پاک نصیب شما بگرداند زیرا که قطعا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر هر چیزی توانایت.