شنبه 29 ذیقعده 1447
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
16 می 2026

(۵۱۰۴) حکم ازدواج دختر با وجود مخالفت خانواده فاسق

(۵۱۰۴) سوال: دختری درخانواده­ی به ظاهر مسلمان بزرگ شده است، که کارهایشان با اسلام در تضاد است، مادر آرایش می­کند و نماز نمی­خواند وپدر هم نماز نمی­خواند، برادر دوستان نامحرم را در خانه دعوت می­کند و خواهرش را اجبار می­کند که  باب مشروبات الکلی از آنان پذیرایی کند، درحالی که آنان مشغول قمار و .. هستند، در این حال فردی دیندار به خواستگاری خواهرشان می ایند که بتواند حجابش را رعایت کند و استقامت ورزد، و از او درخواست کرد که اورا از این محیط فاسد نجات دهد، از وی خواستگاری کرد در حالی که فردی دیندار بود، اما خانواده­اش مخالفت کردند، این مساله به دادگاه سپرده شد ودادگاه با ازدواج این دختر با این فرد موافقت کرد، بدون اینکه از خانواده­اش اجازه بگیرد که دو نفر از دوستان این جواب به عنوان شاهد حضور پیدا کردند، با وجود مخالفت خانواده­ی دختر این ازدواج صورت گرفت، سال ها گذشت و اوضاع تغییر کرد، مادر این دختر مریض شد، پس دخترش و دامادش از باب دلسوزی با مادرش صلح کرد، و دشمنی شان به دوستی تبدیل شد، و خانواده از نافرمانی الله، دست برداشتند، و میانشان صلح و آرامش برقرار شد، در این جا دیدگاه شریعت در رابطه با این ازدواج چیست؟ آیا این جوان به خاطر کاری که کرده است، گناهکار است؟

جواب:

این ازدواجی که از طریق دادگاه صورت گرفته است، به نظر می­رسد که شروط شرعی این عقد وجود داشته است، بر این اساس نمی­توانم بگویم که این عقد فاسد و اشکال دارد.

اما به صورت کلی اگر اولیای امر این دختر شایستگی این مساله را نداشتند، ولایت آنان به دیگر افرادی که به عنوان عصبه هستند، واگذار می­شود، پس اگر مشخص شد که پدر نه در خانه و نه درمسجد نماز نمی­خواند، ولایت و سرپرستی دختر به برادران تنی و پدری انتقال پیدا می­کند و بعد از ان به عمو ها به همین ترتتیب چنان چه اهل علم می ­گویند.

اما در مورد این مساله­ی خاصی که این خواهر سوال می­کند، نمی توانم فتوا دهم، زیرا این عقد توسط فردی که شرعی و قانونی است صورت گرفته است، و در پایان این جواب جا دارد که تبریک بگویم به این خواهرم که خانواده­اش به فضل الله به سوی الله برگشته اند و ازگناهان دست کشیده­اند، از الله خواهانیم که توفیق استقامت در زندگی دنیا و اخرت به ما عطا کند و رحمتش را شامل حال مان کند. زیرا الله عَزَّوَجَلَّ بسیار بخشنده است .

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: فتاة نشأت في أسرة مسلمة بالاسم، وأفعالهم تخالف الإسلام، فالأم متبرجة، ولا تصلي والأب كذلك لا يصلي، والأخ يأتي بأصدقائه الغرباء، ويحاول إجبار أخته على الجلوس معهم، وتقديم المشروبات لهم، وهم يلعبون الميسر، إلى غير ذلك، فإذا ما عرضت هذه الفتاة شابا صالحا تحجبت واستقامت وطلبت منه أن ينقذها من هذه البيئة الفاسدة، وتقدم لطلبها وزواجها، وهو كفء لها، فرفضوا رفضًا تاما، فعرض موضوعه هذا على المأذون الشرعي، فوافق على عقد قرانه عليها، وفعلًا عقد له عليها بدون علم أهلها، وشهد على ذلك صديقان للشاب، بعد أن سمعا منه ومن الفتاة بأحوال أهلها وطبيعتهم ورفضهم الزواج، وتم الزواج رغما عن أهلها، ومضت سنون، وتغيرت الأحوال، وأصيبت أمها بأمراض، فأشفقت الفتاة وزوجها على الأم والأسرة، وتبدل الكره حباً، وعصيان الأسرة إلى الطاعة، وبدءوا يصلحون أنفسهم، ويرجعون إلى الله، فما حكم الشرع في هذه الزيجة؟ وهل على الشاب إثم في ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا الزواج الذي عقد بواسطة المأذون الشرعي يظهر أن المأذون الشرعي لم يُقدِم على العقد إلا وقد استوفى شروطه الشرعية، وعلى هذا فلا أستطيع أن أقول: إن هذا العقد فاسد. ولكن على سبيل العموم إذا قُدِّر أن الأولياء الذين هم أولى الناس بتزويج المرأة ليسوا أهلا للولاية، فإن الولاية تنتقل إلى من بعدهم من العصبات، فإذا قُدِّر أن أبَ المرأة لا يصلي، لا في المسجد، ولا في بيته، فإن الولاية تنتقل إلى إخوتها الأشقاء أو لأب، فإن لم يكن لها إخوة انتقلت إلى أعمامها، فإن لم يكن لها أعمام فإلى أبناء عمها، وهكذا على ترتيب العصبات، كما هو معروف عند أهل العلم.

أما في هذه المسألة الخاصة التي سأل عنها الأخ فأني لا أستطيع أن أفتي فيها بشيء؛ لأنها جرت على يد شخص معتبر شرعا وحكما، ولكني في ختام جوابي هذا أهنئ أهل هذه المرأة، الذين مَنَّ الله عليهم بالرجوع إلى الإسلام والتوبة من الآثام، وأسال الله تعالى أن يثبتنا جميعا بالقول الثابت في الحياة الدنيا وفي الآخرة، وأن يهب لنا من رحمته، أنه هو الوهاب.

مطالب مرتبط:

(۵۰۹۹) حکم مخالفت والدین با ازدواج دختر به‌دلیل سن یا ناتوانی در تحمل زندگی زناشویی

اگر از لحاظ سنی کم سن و سال هستند سخنشان درست است.....

ادامه مطلب …

(۵۱۰۶) حکم پدرانی که مانع ازدواج دخترانشان می‌شوند

بر این فرد واجب است اگر فردی دین دار به خواستگاری دخترش می­آید، او را به ازدواج درآورد و جایز نیست که او را از ازدواج محروم کند، و اگر مرتکب چنین کاری شود، فاسق شمرده می­شود...

ادامه مطلب …

(۵۰۸۵) حکم نکاح بدون اذن ولی

چنین ازدواجی صحیح نمی باشد...

ادامه مطلب …

(۵۰۹۰) آیا برادر مادری اجازه دارد برای دختری که خواستگار دارد او را به ازدواج در آورد؟

کسی که مسوولیت سرپرستی دختر را برعهده دارد، اولیای امور این دختر هستند و برادران مادری­اش این اجازه را ندارند مگر اینکه یکی از این اولیاء به آنان وکالت دهد...

ادامه مطلب …

(۵۰۹۱) حکم ازدواج با اذن قاضی در صورت مخالفت ولی

به عنوان مثال اگر این دختر پدر و برادر دارد و پدرش با ازدواجش مخالفت کرد و خواستگارش فرد با ایمان و دینداری است در این حالت برادر تنی‌­اش و یا برادر پدری‌­اش اجازه دارد که او را به ازدواج در بیاورد ...

ادامه مطلب …

(۵۰۹۴) حکم انتقال ولایت نکاح از پدر به فرزند در صورت عدم شایستگی ولیّ شرعی

هرگاه ولی و سرپرست به تکرر خواستگارانش را رد کند و جواب منفی دهد، فاسق شمرده می‌شود و عدالت از وی برداشته می‌شود و هیچ کاری را که عدالت در آن شرط است را انجام‌نمی‌دهد و ولایتش به فرد بعدی انتقال پيدا می‌کند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه