شنبه 5 محرم 1448
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
20 ژوئن 2026

(۵۰۹۴) حکم انتقال ولایت نکاح از پدر به فرزند در صورت عدم شایستگی ولیّ شرعی

(۵۰۹۴) سوال: آیا سرپرستی پدر به پسر انتقال پیدا می‌کند در حالیکه پدر شایستگی این را نداشته باشد که شوهر مناسب و دین داری را برای دخترش انتخاب کند، به طوری که وقتی خواستگاری به دخترش می آید به وی اهمیت‌ نمی‌دهد و از او سوال نمی‌کند، و یا اینکه چهره‌ی دخترش را از خواستگار می­پوشاند تا با این‌‌کارش مانع صورت گرفتن این ازدواج شود؟

جواب:

همانا سرپرست این زن چه پدر، برادر، و یا عمو، همه‌ی آنانs در مقابل الله عَزَّوَجَلَّ به خاطر این مسوولیت پاسخگو خواهند بود، و برآنان واجب است که در مقابل این امانتی که‌ به‌ آنان‌ سپرده‌ شده است، پاسخگو باشند. پس هرگاه به فردی که ولايت آنان‌ بر عهده دارد، خواستگاری که اهل دین و ایمان باشد بیاید و زن با این ازدواج راضی باشد، بر سرپرستش واجب است که به این ازدواج رضايت دهد، و بر وی جایز نیست که در ازدواج آنان تاخیر کند. زیرا چنین رفتارش خیانت در امانتی است که به وی سپرده شده است.  الله عزوجل می فرماید:{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ* وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ} [الأنفال: ۲۷-۲۸]  ترجمه : (ای مؤمنان راستین!) بدانید که اموال و اولاد شما وسیله‌ی آزمایش هستند (و ترجیح محبّت دارائی و فرزندان بر محبّت یزدان سبحان، مایه‌ی بلا و هلاک شما است) و بدانید که پاداش بزرگ (مؤمنانی که از عهده‌ی امتحان برمی‌آیند و رضایت خدا را بالاتر از مال و منال دنیا می‌دانند) در پیشگاه خدا (مهیّا و مصون) است.* ی مؤمنان! اگر از خدا (بترسید و از مخالفت فرمان او) بپرهیزید، خدا بینش ویژه‌ای به شما می‌دهد که در پرتو آن حق را از باطل می‌شناسید، و گناهانتان را می‌زداید و شما را می‌آمرزد، چرا که یزدان دارای فضل و بخشش فراوان است. )

پس بر فردی که الله اجازه سرپرستی را به او داده، واجب است که اگر فردی دین‌دار به خواستگاری‌اش آمد اگر راضی به این ازدواج باشد او را به ازدواج درآورد، و سرپرست باید این را بداند که زن هم همانند وی احساس و شهوت دارد، ‌آیا راضی می‌شود فردی او را از ازدواج منع کند در حالیکه جوانی است در اوج شهوت، و این را می داند که فردی که جلوی ازدواجش را می‌گیرد در حق وی ظلم می‌کند، فکر‌می‌کنم که بگوید: همانا‌چنین فردی در حقم ظلم کرده است، وقتی چنين می‌گوید، چگونه‌ به خود اجازه می دهد در حق چنين زنی که نمی‌تواند خودش را به ازدواج در آورد ظلم‌ کند و کسی از نزدیکانش هم‌نمی‌تواند برای او خواستگاری کند در حالیکه سرپرست نزدیک وجود دارد.

 چقدر از دختران دوشیزه که به سن بالایی رسیدند و ازدواج نکردند به خاطر وجود چنین سرپرست های ظالم -پناه بر الله- در مورد زن جوانی که پدرش وی را از ازدواج منع می کرد صحبت کردم که باعث مریضی او شد و در حالی که در بستر مرگ به سر می‌برد و زنانی اطرافش بودند به زنان گفت: سلامم را به پدرم برسانید و به او بگویید، موعد­مان در‌پیشگاه الله است، یعنی حق خودش را از پدرش نزد الله خواهد گرفت، بخاطر رفتاری که با وی داشته و مردان را از وی منع می کرده چه بسا که مریضی و مرگش به همين دليل بوده است.

  بر این اساس می گوییم: فردی که زیر دستش را از ازدواج کردن  با فرد مناسب منع کند، زن اجازه دارد که از قاضی درخواست کمک کند و بر قاضی واجب است که درخواستش را قبول کند و او را به ازدواج در آورد.

 یعنی نزديک ترين فرد بعد از نزدیکانش را وکیل کند یا اینکه آنچه موافق شریعت است عمل کند.  اما چه بسا زنانی هستند بخاطر شرم و حیایی که دارند و یا بخاطر ترسشان از مخالفات کردن با عرف و عادت از اينکه این‌مساله را با قاضی در میان بگذارند. که در اینجا فقط عذاب الله باقی می ماند.  پس بر سرپرست واجب است که از الله بترسد و تقوای الله را پیشه کند. و من همانگونه که اهل علم گفتند می‌گویم: هرگاه ولی و سرپرست به تکرر خواستگارانش را رد کند و جواب منفی دهد، فاسق شمرده می‌شود و عدالت از وی برداشته می‌شود و هیچ کاری را که عدالت در آن شرط است را انجام‌نمی‌دهد و ولایتش به فرد بعدی انتقال پيدا می‌کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: هل تسقط الولاية من الوالد إلى الابن، إذا كان الوالد لا يحرص على اختيار الزوج الصالح لابنته؛ بحيث إنه عندما يأتي خاطب لا يهتم في ذلك، ولا يسأل عنه، أو أنه يشوه صورة ابنته عند الخاطب؛ لكي يصده عن الزواج؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: إن الولي على المرأة من أب، أو أخ، أو عمّ مسئول عن ولايته أمام الله -عز وجل- يجب عليه أداء الأمانة، فإذا تقدم لمَوْليَّته شخص ذو خُلق ودين، ورضيت المرأة بذلك، فعليه أن يُزوجه، ولا يحل عليه أن يتأخر ؛ لأن ذلك خلاف الأمانة، بل هو خيانة.

قال الله -عز وجل -: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَنَتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَلُكُمْ وَأَوْلَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرُ عَظِيمٌ ﴾ [الأنفال: ٢٧-٢٨].

فالواجب على المرء الذي ولاه الله على امرأة، إذا تقدم لها خاطب كفء في دينه وخلقه، أن يزوجه إذا رضيت، وليعلم إن المرأة تحس بما يحس به هو من الشهوة، فما أدري لو أن أحدًا منعه من أن يتزوج، وهو شاب ذو شهوة، ما أدري هل يرى أنه ظالم له، أم غير ظالم؟ أعتقد أنه سيقول: إنه ظالم لي. فإذا كان يقول ذلك بالنسبة لمن منعه من أن يتزوج، فكيف يعامل به هذه المسكينة التي لا تملك أن تزوج نفسها، ولا يمكن أن يقدم على تزويجها أحد من أقاربها، والولي الأقرب موجود؟

لقد ظلت فتيات ،عوانسَ، وبلغن سِنًا كبيرا، ولم يحصل لهن الزواج بسبب هؤلاء الأولياء الظلمة -والعياذ بالله – ولقد حدثت عن امرأة شابة، كان أبوها يمنع من تزويجها، وتأثرت بذلك، ومرضت المرأة، وبينما هي على فراش الموت قد احتضرت قالت للنساء حولها: أبلغن أبي السلام، وقلن له إن بيني وبينه موقفًا بين يدي الله يوم القيامة. تعني أنها ستطالبه يوم القيامة على ما فعل؛ حيث منعها الرجال، وربما كان مرضها وموتها بسبب القهر.

 

لهذا نقول: من منع مَوْليَّته أن يزوجها كفنا قد رَضِيَته، فللزوجة أن تطالب عند القاضي، والقاضي يجب عليه إجابة طلبها، ليزوجها هذا الكفء الذي رضيته، وذلك بأن يُوكل أقرب الناس إليها بعد وليها الذي امتنع، أو يعمل ما يرى أنه موافق للشرع.

ولكن قد لا تتمكن المرأة من ذلك حياءً، أو خوفًا من مخالفة العادة، أو ما أشبه ذلك، وحينئذ لا يبقى إلا سطوة شديد العقاب رب العالمين -عزوجل-. فليخف هذا الولي من الله، وليتَّقِ ربه.

وإني أقول كما قال العلماء -رحمهم الله -: إن الولي إذا تكرر رَدُّه الخُطَّابَ فإنه يكون فاسقا، تنتفي عنه العدالة، ولا يتولى أي عمل تشترط فيه العدالة، وتنتقل الولاية منه إلى من كان بعده من الأولياء.

مطالب مرتبط:

(۵۰۹۲) حکم عقد ازدواج با اذن برادر کوچک در غیاب ولی اصلی

بله چنین ازدواجی صحیح است به شرطی که برادرت فردی عاقل،  بالغ و فهمیده باشد و بتواند خوب و بد را تشخیص دهد و خواهرت با این ازدواج موافق بوده....

ادامه مطلب …

(۵۱۰۰) جایگاه ولیّ در عقد نکاح

هرگاه فردی دین دار به خواستگاری دختری رود که دختر، و برادرانشان از وی راضی هستند، به ازدواج در آورده می­شوند، و هر فردی بخواهد در این زمینه مخالفت ورزد به وی اهمیتی داده نمی­شود، اگرچه هم آن فرد ولی وسرپرست دختر باشد...

ادامه مطلب …

(۵۱۰۵) جایگاه قاضی در نکاح دختران بالغ در صورت اختلال روانی ولی شرعی

هرگاه ولی از ازدواج زن با فرد دین دار مخالفت کرد، سرپرستی وی به دیگر نزدیکان واگذار می­شود، پس اگر همه­ی نزدیکان با از پذیرفتن این مسوولیت دوری کردند، در انیجا مسوولیت ازدواج به قاضی دادگاه سپرده می­شود...

ادامه مطلب …

(۵۰۸۵) حکم نکاح بدون اذن ولی

چنین ازدواجی صحیح نمی باشد...

ادامه مطلب …

(۵۱۰۷) حکم شرعی فرق‌گذاشتن میان دختران در امر ازدواج

کسانی که سرپرستی زنان را برعهده دارند از الله بترسند و تقوای الله را پیشه کنند، و این را بدانند که آنان امانتی در دستانشان هستند، و در مقابل این امانت مسوول هستند، و جایز نیست که بین آنان فرق بگذارند به هر دلیلی، مگر اینکه سبب شرعی وجود داشته باشد ...

ادامه مطلب …

(۵۰۹۸) آیا رضایت برادرم برای ازدواج کافی است؟

بدون شک برادر تنی و یا برادر پدری نسبت به عمو در قضیه­ی ازدواج خواهرش اولویت دارد،...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه