شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۵۰۹۱) حکم ازدواج با اذن قاضی در صورت مخالفت ولی

(۵۰۹۱) سوال: در برخی از حالات اتفاق افتاده است که دختر و پسر برای ازدواج باهم اتفاق می­کنند در صورتی که پدر و مادر دختر مخالفت هستند، پس دختر و پسر نزد قاضی می روند و با اجازه گرفتن از قاضی آنان را به عقد ازدواج همدیگر در می آورد در حالی که ولی و سرپرست وجود دارد اما به خاطر مخالفت آنان برای گرفتن موافقت به آنان مراجعه نمی کنند، حکم چنین ازدواجی چیست؟

جواب:

زمانی که سرپرست دختر با ازدواجش مخالفت می کند در حالی که خواستگارش فرد با ایمان و دیندار است در این حالت سرپرستی وی به افراد دیگر انتقال پیدا می کند نه به قاضی.

به عنوان مثال اگر این دختر پدر و برادر دارد و پدرش با ازدواجش مخالفت کرد و خواستگارش فرد با ایمان و دینداری است در این حالت برادر تنی‌­اش و یا برادر پدری‌­اش اجازه دارد که او را به ازدواج در بیاورد در صورتی که برادر وجود نداشته باشد سرپرستی به عمویش واگذار می شود به همین شکل یکی پس از دیگری این افراد(که عصبه هستند)این مسوولیت را برعهده می گیرند و اگر هیج فردی از عصبه ها وجود نداشته باشد، قاضی وی را به ازدواج در می آورد زیرا قاضی ولی و سرپرست کسی است که سرپرست ندارد اما در حالی که سرپرست و ولی وجود داشته باشد که با ازدواجش مخالفت نکند در این حالت جایز نیست که سرپرستی این دختر به قاضی واگذار شود.

الان چگونه حکم کنیم؟ در حالی که این ازدواج با این شرایط صورت گرفته بعد از اینکه پدر و مادر دختر مخالفت کردند بدون اینکه به غیر از پدر و مادرش از کسانی که اجازه ی سرپرستی دارند رجوع کنند،اجازه بگیرند؟

شیخ رَحِمَهُ‌الله در پاسخ می گوید: در این زمینه قاضی مسوولیت این قضیه را برعهده گرفته است و ما نمی توانیم به حکمی که قاضی از قاضیان مسلمانان کرده اعتراض کنیم.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في حالات الزواج قد يحدث اتفاق الفتاة والشاب على الزواج، مع رفض والدي الفتاة، فيذهبان إلى القاضي، فيزوجها من عنده، مع وجود الولي، ولكن بسبب رفضه، فإنه لا يرجع إليه لأخذ موافقته، فما حكم مثل هذا الزواج ؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: إذا رفض الولي أن يُزوّج المرأة التي عليها من خطبها، فإنه يُنظر إذا كان هذا الخاطب كُفْتًا في دينه وخُلقه، فإن الولاية تنتقل إلى من بعدهم، لا إلى القاضي.

فمثلا إذا كان لها أب وأخ ، فرفض الأب أن يُزوّج، والخاطب كفء في دينه وخُلقه، فإن لأخيها الشقيق، أو الذي من الأب أن يزوجها، فإذا لم يكن لها أخ فعمها، وهكذا الأولى فالأولى من عصبتها، فإن لم يكن لها عصبة فإنه يزوجها القاضي حينئذ؛ لأن القاضي ولي من لا ولي له. أما مع وجود ولي غير ممتنع من تزويج كفء فإنه لا يجوز أن يتولى تزويجها القاضي.

كيف نحكم الآن إذا كان انعقد الزواج بهذه الصفة بعد رفض الوالدين عقده القاضي، دون الرجوع إلى غيرهما من الأولياء؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نقضي بهذا بأن القاضي هو المسئول عن هذا الأمر، ولا نستطيع أن نعترض شيئًا حُكْمَ به قاضي من قضاة المسلمين.

مطالب مرتبط:

(۵۰۸۸) حکم نکاح زن بدون اجازه سرپرست

زن اجازه ندارد خودش و دیگری را به ازدواج در­آورد، فرقی ندارد که این زن دوشیزه و یا ازدواج کرده باشد...

ادامه مطلب …

(۵۱۰۲) حکم بی‌توجهی پدر به مسئولیت‌های شرعی و اخلاقی در قبال فرزندان

اگر آن چیزی که در مورد پدرتان گفتید درست باشد، یعنی اینکه نماز نمی خواند، هیچگونه حق سرپرستی بر شما ندارد، زیرا با ترک کردن نماز کافر می شود و کافر هیچ گونه ولایت و سرپرستی بر مسلمان ندارد....

ادامه مطلب …

(۵۰۸۷) آیا دختر دوشیزه می تواند خودش را به ازدواج در آورد؟

دختر دوشیزه یا غیر از آن اجازه ندارند خودشان را به ازدواج در آورند بلکه باید ولی و سرپرست حضور داشته باشد....

ادامه مطلب …

(۵۰۹۵) حکم شرعی عقد نکاح در صورت کفر والدین زن در هنگام ازدواج

در مورد ازدواج با زن مسلمانی که پدرش مسلمان نیست، واجب این است که سرپرست این زن مسلمان باشد و اگر پدر مسلمان نباشد فردی دیگری که مسلمان است به عنوان سرپرست انتخاب می­شود....

ادامه مطلب …

(۵۱۰۵) جایگاه قاضی در نکاح دختران بالغ در صورت اختلال روانی ولی شرعی

هرگاه ولی از ازدواج زن با فرد دین دار مخالفت کرد، سرپرستی وی به دیگر نزدیکان واگذار می­شود، پس اگر همه­ی نزدیکان با از پذیرفتن این مسوولیت دوری کردند، در انیجا مسوولیت ازدواج به قاضی دادگاه سپرده می­شود...

ادامه مطلب …

(۵۱۰۸) حکم ازدواج دختر کوچک‌تر پیش از خواهر بزرگ‌تر

هیچ پدر و یا هر سرپرست زنی اجازه ندارد به خواستگاری که از دین و ایمانش راضی هستید جواب رد بدهد، به این دلیل که حتما اول خواهر بزرگ تر باید ازدواج کند، چرا که این عذر نزد الله برای او دلیلی نمی­باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه