پنج‌شنبه 16 رمضان 1447
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
5 مارس 2026

(۴۹۷۹) حکم ازدواج با زن مطلقه

(۴۹۷۹) سوال: من فردی هستم که ۳۵ سال عمر دارم، و با زنی ازدواج کردم که ۱۵ سال دارد، زمانی که با این زن ازدواج کردم، ۲۸ سال داشتم، درضمن این زن قبل از من با مردی دیگر ازدواج کرد بود، و مدت سه ماه فقط با او زندگی کرد ، و صاحب فرزند هم نشده بود، و بعد ازاینکه او را طلاق داد، بلافاصله با او ازدواج کردم، و تا الان به مدت ۷ سال با من زندگی می­کند، که از ایشان صاحب ۵ فرزند شدم، سه دختر و دو پسر، و از زندگی با این زن احساس خوشبختی می کنم و از مشکلات زندگی دور هستم، و این زن دینداری است ، اما مشکل این است که خویشاوندان و دوستانم با این ازدواج مخالف هستند ، و مرا مسخره می­کنند، زیرا با زنی ازدواج کردم که باکره نبوده است در صورتی که این ازدواج با مسوولیت خودم بوده است، از شما شیخ بزرگوار درخواست دارم دراین مساله نصیحتم کنید، آیا می توانم همسرجوانی دیگر اختیار کنم و او را رها کنم، یا اینکه همسری دیگر اختیار کنم و او را در کنار خودم نگه دارم؟

جواب:

این را بگویم که ازدواج شما با زنی که قبلا ازدواج کرده، ایرادی ندارد، و هیچ سرزنشی بر شما نیست، وکسانی که تو را به خاطر این کار سرزنش می­کنند واین را عیب می پندارند، بلکه خودشان سزاوار سرزنش هستند، و حق دخالت در مسائل زناشوئی دیگران را ندارند، آنان شبیه کسانی هستند که الله در موردشان می­فرمایند: {فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ}]البقره : ۱۰۲[ ترجمه: (از ایشان چیزهائی آموختند (و در راهی از آن استفاده کردند) که با آن میان مرد و همسرش جدائی می‌افکندند.)

و توصیه­ی من این است که در کنار همسرت به زندگی­ات ادامه دهی، تازمانی که احساس خوشبختی می­کنید و فرزندانی دارید، و به خاطر سخن کسانی که بر تو عیب گرفتند، همسری دیگر اختیار نکن، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بهترین و با تقواترین انسان ها و عابد ترین آنهاست، اولین همسری که با او ازدواج کرد زنی بود که قبلا ازدواج کرده بود، خدیجه دختر خویلد، بلکه همه­ی همسران رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دوشیزه نبودند، مگر عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا، پس هیچ عیب و سرزنشی برانسان نیست که با زنی ازدواج کند که قبلا ازدواج کرده است، و تا زمانی که با همسرت احساس خوشبختی می کنید، با او زندگی کن و همسری دیگر اختیار نکن.

اما ازدواج کردن بر همسر اول از این بابت که ازدواج شرعی است، هیچ ایرادی ندارد، زیرا انسان می تواند، یک یا دو یا سه و یا چهار همسر  اختیار کند، اما اینکه به خاطر سخنان این انسان های جاهل بخواهید همسری دیگری اختیار کنید، سخنشان هیچ اعتباری ندارد.

قبل از اینکه به جواب سوال این فرد خاتمه بدهم، دوست دارم به برخی از سخنانی که این فرد در سوالش مطرح کرد اشاره کنم: ایشان گفتند: بعد از ازدواج بلافاصله با او ازدواج کردم. ظاهر سخن این فرد این است که با این زن قبل از اینکه ازعده­ی همسر اولش بیرون بیاید ازدواج کرده است، اگر واقعیت امر این باشد، بر این فرد واجب است که دوباره عقد نکاح را جاری کنند، زیرا ازدواج با زنی که در عده­ی شوهرش است، به نص قرآن و اجماع اهل علم باطل است، الله عَزَّوَجَلَّ می­فرماید:{وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ}]البقره :۲۳۵[ ترجمه: (اقدام به ازدواج ننمائید تا عدّه‌ی آنان بسر آید،). و اهل علم در مورد فاسد بودن ازدواج با زنی که در عده است اتفاق نظر دارند.

واگر منظورش از این جمله این است که با وی بعد ازطلاق وپایان عده اش ازدواج کرده است، پس ازدواجش صحیح است و هیچ ایرادی ندارد، پس از سوال کننده می­خواهم در این قضیه دقت بیشتری به خرج دهد، اگر فرض بر این قرار دهیم که احتمال اول صحیح است، اینکه بعد از طلاق بلافاصله  وقبل از پایان شدن عده اش با او ازدواج کرده است، بر او لازم است که دوباره عقد ازدواج را جاری سازد، فرزندانش که از این طریق به دنیا آمده­اند، فرزندان شرعی او هستند، زیرا آنان از طریق نزدیکی شبهه دار به دنیا آمدند، و اهل علم بر این نظر هستند که فرزندانی که از طریق نزدیکی شبهه دار به دنیا می­آیند به فردی که نزدیکی کرده (یعنی پدر) نسبت داده می­شود، فرقی نمی کند که شبهه، عقد نکاح یا اعتقادی باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا رجل في الخامسة والثلاثين من العمر، وقد تزوجت امرأة تبلغ من العمر الخامسة عشرة، وقد تزوجتها وأنا في الثامنة والعشرين، علما بأن هذه المرأة قد سَبَقَ لها الزواج من شخص آخر، ولم تبق معه سوى ثلاثة أشهر فقط، ولم تنجب له أي ولد، وقد تزوجتها من بعد طلاقها منه مباشرة، وما تزال تعيش معي منذ سبع سنوات، وقد أنجبت لي من الأطفال خمسة؛ منهم ثلاث بنات وولدان، علما بأن حياتي معها سعيدة جدا، وبعيدة عن المشاكل، وهذه المرأة دينة، ولكن المشكلة بأن أقاربي وزملائي قد عابوا على هذا الزواج، واستهزءوا بي لأنني تزوجت امرأة ثَيِّبًا، وأن زواجي ما زال في ذِمَّتي، فأرجو من فضيلتكم نُضحي بما ترونه، وهل يصح لي أن أتزوج عليها امرأة شابة وأتركها، أو أتزوج عليها وتبقى معي؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نفيدك بأن زواجك بهذه المرأة التي قد تزوَّجَتْ مِن قَبْلِك لا بأس به، ولا لوم عليك فيه، وهؤلاء الذين يلومونك أو يعيبون عليك هم الذين يُلامون ويُعابُون، وليس لهم التعرُّض أو التدخل بين الرجل وزوجته، وما أشبههم بمن قال الله فيهم: ﴿ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ﴾ [البقرة: ١٠٢].

ونصيحتي لك أن تبقى مع زوجتك ما دمتها في سعادة وبينكما أولاد، وألا تطمح إلى زوجة أخرى لهذا السبب الذي عابك فيه من عابك من الجهال، والنبي – عليه الصلاة والسلام – أشرفُ الخلق وأتقاهم الله، وأشدهم عبادة له، كان أول من تزوج به امرأة ثيبا؛ وهي خديجة بنت خويلد رضي الله عنها بل إن جميع زوجات النبي صلى الله عليه وسلم كُنَّ ثيبات سوى عائشة رضي الله عنها فلا لوم ولا عيب على الإنسان إذا تزوج امرأة كانت ثيبا من زوج قبله، وما دمت في سعادة مع أهلك فاستمسك بهم، ولا تطمح لغيرهم.

وأما تَزوُّجُ الرجل على امرأته من حيث هو زواج فليس به بأس، فالإنسان له أن يتزوج بواحدة، أو باثنتين، أو بثلاث، أو بأربع، ولكن كونه يتزوج من أجل لَوْمِ هؤلاء الجاهلين فلا وَجْهَ له.

وقبل أن أختم الجواب على هذا السؤال أود أن أنبه على كلمة جاءت في سؤاله، وهي قوله وقد تزوجتها بعد طلاقها منه مباشرة. فإن ظاهر هذه العبارة أنه تزوجها قبل أن تعتد من زوجها الأول، فإن كان ذلك هو الواقع فإنه يجب عليه الآن أن يُعيد عقد النكاح؛ لأن نكاح المعتدة باطل بالنص والإجماع، قال الله تعالى: ﴿ وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَبُ أجله ﴾ [البقرة: ٢٣٥]. وقد أجمع العلماء -رحمهم الله- على فساد نكاح المعتدة من الغير.

وإن كانت هذه العبارة يُراد بها بعد طلاقها منه مباشرةً وانتهاء عدتها فالنكاح صحيح، ولا إشكال فيه، فأرجو أن ينتبه الأخ السائل لهذه المسألة، وإذا فُرِضَ أن الاحتمال الأول هو الواقع، وأنه تزوجها بعد الطلاق مباشرة قبل انقضاء العدة، فإنه يجب إعادة العقد كما قلتُ، وأولاده الذين جاءوا من هذه المرأة أولاد شَرْعِيُّون؛ لأن هؤلاء الأولاد جاءوا بوطء شبهة، وقد ذكر أهل العلم أن الأولاد يَلْحَقُون الواطئ بشبهة، سواء كانت شبهة عقد، أم شبهة اعتقاد.

مطالب مرتبط:

(۴۹۷۸) مخالفت با پدر در مورد ازدواج به دلایل مالی

بله، می­توانید با پدرت دراین مساله مخالفت کنید درصورتی که انسان نیاز به ازدواج دارد، زیرا ازدواج از ضروریات زندگی که بوسیله آن فرد چشمان وشرمگاهش را از نگاه نامحرم و انجام دادن فعل حرام محافظت می کند

ادامه مطلب …

(۴۹۶۹) آیا فردی که در ازدواج تاخیر می کند، گناهکار است؟

اهل علم در مورد جوانی که از شهوت و قدرت ازدواج برخوردار است و در ازدواج تاخیر می­کند، اختلاف نظر دارند که آیا این فرد گناهکار است یا خیر؟ برخی از آنان گفتند که بله گناهکار است،...

ادامه مطلب …

(۴۹۷۴) چه توصیه ای برای جوانان در عجله کردن در ازدواج دارید؟

اگر جوان از قدرت مالی برای ازدواج کردن برخوردار است، شایسته است که ازدواج کند، و اگر قدرت مالی نداشته باشد بر پدرش واجب است که هزینه ازدواجش را بر عهده بگیرد، همانگونه که لباس و غذای و مسکن بر وی واجب است، ...

ادامه مطلب …

(۴۹۸۰) روش شرعی رابطه‌ی دختر و پسر که با دین اسلام تعارضی ندارد چیست؟

تنها راه شرعی این است که اگر فردی محبت زنی که شوهر ندارد، در قلب او جا گرفت، از خانواده­اش او را خواستگاری کند، سپس با ازدواج صحیح وی را به نکاح خودش درآورد،...

ادامه مطلب …

(۴۹۷۳) حکم ترک ازدواج از روی اختیار و علاقه به مستقل بودن

شایسته نیست که زن مسلمان با چنین عذرهایی از ازدواج کردن خودداری کند، بلکه ازدواج کند و چه بسا بعد از ازدواج کردنش وضعیت زندگی­اش بهتر از قبل شود...

ادامه مطلب …

(۴۹۷۱) حكم ترک ازدواج به دلیل ترس از غفلت در عبادت

توصیه می­کنم که اگر توانایی ازدواج دارد، درنگ نکند، و به او بشارت می دهم که ازدواج از عبادت کردن الله به شمار می آید، تا جاییکه برخی از اهل علم به صراحت بیان کردند که ازدواج همراه با تمایل جنسی، از عبادت های سنت هم اجرش بیشتر است، ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه