سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۹۴۶) حکم شرعی کار در شرکت تولید آبجو در وضعیت اضطرار

(۴۹۴۶) سوال: من جوانی مسلمان هستم. از کشور خودم به جستجوی رزق به عراق سفر کردم. در آن دوره آن طور که باید به اسلام التزام نداشتم و از خدا نمی‌ترسیدم. پس در یک شرکت تولید آبجو مشغول به کار شدم که طبیعتاخلاف احکام الهی است. اما پس از یک ماه از شروع کار، با یک جوان مسلمان واقعی آشنا شدم که با من دوست شد و امور دینی را به من آموخت و من را ملزم به ترک فوری این شغل نمود، زیرا در آن معصیت الهی وجود دارد. من نیز بیش از یک بار استعفای خود را تقدیم شرکت کردم که هیچ فایده‌ای نداشت و مسئول شرکت از قبول استعفای من خوددداری کرد. با توجه به اینکه تا هنگامی که این شرکت استعفای مرا قبول نکند نمی‌توانم در جای دیگری مشغول به کار شوم و من بسیار از این کار متنفر هستم و چندین بار هم تلاش کرده‌ام که از این شغل خلاصی پیدا کنم، آیا این موقعیت من موقعیت اضطرار به حساب می‌آید؟ آیا با علم به اینکه من به هر طریقی می‌خواهم از این قضیه نجات پیدا کنم، در این مساله آیا همچنان برای من گناه ثبت می‌شود یا مشمول آیه {فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ}{و اگر کسی (برای حفظ جان خود به خوردن آن‌ها) ناچار شود،}(بقره ١٧٣)

جواب:

اگر خیر و مصلحت در ماندن است و ماندن تو باعث می‌شود که مسئولین شرکت از تو تاثیر پذیرفته و دست از فروش مشروبات بکشند، باید در این شرکت بمانی. اما اگر غیر از این است باید این شرکت را ترک کنی و از این شرکت خارج شوی زیرا ماندن تو در این شرکت در واقع به منزله این است که شغل و کار و پیشه آنها را تایید کرده‌ای و خداوند تعالی فرموده است:{ وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا۟ مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا۟ فِى حَدِيثٍ غَيْرِهِۦٓ ۚ إِنَّكُمْ إِذًۭا مِّثْلُهُمْ }{و مسلماً (الله) در قرآن (این حکم) را بر شما نازل کرده که چون شنیدید (افرادی) آیات الله را انکار می‌کنند و آن را به ریشخند می‌گیرند با آنان ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند (و اگر با آنان بنشیند) در این صورت قطعاً شما (نیز) هم مانند آن‌ها خواهید بود}(نساء ١٤٠)

پس بر تو حلال نیست نزد کسانی بمانی که در برابر تو گناه و معصیت انجام می‌دهند و تو نیز از ارشاد و اصلاح آنان عاجزی. اگر این شغل را ترک کنی خداوند تعالی می‌فرماید:{ ٱلْـَٔاخِرِ ۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًۭا*وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ}{و هرکس که از الله بترسد، (الله) راه نجاتی برای او قرار می‌دهد.* و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد،}(طلاق ٢-٣)

و اما این که می‌گویی به دلیل ضرورت این کار را انجام می‌دهی و مشمول آیه { فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ}{و اگر کسی (برای حفظ جان خود به خوردن آن‌ها) ناچار شود،}(بقره ١٧٣) می‌گردی، باید بگویم که ابدا این گونه نیست و ضرورت در اینجا به معنای این است که اگر فرد آن غذای حرام را نخورد خواهد مرد و تو در چنین شرایطی نیستی. البته شکی نیست که محتاج بقا هستی اما این احتیاج حرام را تبدیل به مباح نخواهد کرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا شاب مسلم سافرت من بلدي إلى دولة العراق بحثا عن الرزق، لم أكن في ذلك الوقت مسلما كما ينبغي، بمعنى أنني لم أكن أخشى الله حق خشيته، فعملت في شركة تصنع البيرة، وهذا طبعا فيه معصية الله -عز وجل- ولكن بعد فترة من عملي فيها -تقدر بشهر – تعرفت على شاب مسلم حقا، فصادقني، وعرَّفني أمور ديني جيدا، وكان لزاما على أن أترك هذه الشركة فورا، لأن وجودي فيها فيه معصية الله -سبحانه وتعالى- فقدمت استقالتي منها، ولكن المسئول في هذه الشركة رفض قبول الاستقالة، فحاولت أكثر من مرة دون جدوى، علما بأني لا أستطيع العمل في مكان آخر إلا بعد موافقة الشركة على الاستقالة، ويعلم الله كم أنا أحاول بكل إخلاص أن أخرج من هذا المكان الذي يعصي الله، ولكنهم يرفضون، ويعلم الله كم أنا کاره لهذا العمل، ولذا أريد أن أعرف هل عملي فيها الآن يعتبر اضطرار؟ وهل أنا على وِزْرِ، عِلْمًا بأنني أحاول الخروج منها بشتى الطرق؟ فأريد أن أعرف هل أنا في هذا ما زلت ،عاصيا أم أنا ينطبق على: ﴿ فَمَنِ اضْطُرَ غير باغ ﴾ [البقرة: ١٧٣]؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الذي أشير به عليك أن تبقى في هذه الشركة، إذا كان في بقائك خير، بحيث تؤثر على من فيها، فيُقلعون عما هم عليه من بيع هذه الأمور المحرمة، فإن لم يمكن ذلك، فإن الواجب عليك تركهم، والخروج منهم، وذلك لأن بقاءك عندهم إقرار لما هم عليه من الباطل، وقد قال الله -تعالى-: ﴿ وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَبِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ ءَايَتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَا بها فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذَا مِثْلُهُمْ ﴾ [النساء: ١٤٠]. فلا يَحِلُّ لك أن تبقى عند قوم يعصون الله -عز وجل- أمامك، وأنت لا تستطيع أن تعدلهم، ولا تستطيع أن تنصحهم وإذا تركت هذا العمل الله، فإن الله – سبحانه وتعالى- يقول: ﴿ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ﴾ [الطلاق: ٢-٣].

وأما قولك: إن هذا من باب الضرورة، وقد قال الله -تعالى-: ﴿ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ ﴾ [البقرة: ١٧٣] فإن هذا ليس من الضرورة، لأن الضرورة معناها أن الإنسان إذا لم يتناول المحرَّم هلك ومات، وما أنت عليه لا يقتضي ذلك، ولكن لا شَكٍّ أنك محتاج إلى البقاء، والحاجة لا تبيح البقاء على المحرم.

مطالب مرتبط:

(۴۹۴۱) حکم استفاده از تلفن محل کار برای اغراض شخصی

اگر در استفاده از آن به صفر نیاز نداشته باشید در ظاهر امر جایز است و اشکالی در آن نیست. زیرا گویا حکومت آن را مجاز می‌داند و هزینه‌ای دربرندارد و ضرری به حکومت نخواهد رساند....

ادامه مطلب …

(۴۹۲۵) حکم استفاده از اموال کارخانه با اجازه مسئول

اشکالی در این امر وجود ندارد. زیرا اگر کارخانه متعلق به یک شخص است و وی به کارکنان اجازه داده است تا در حد معقول از مواد غذایی آن بخورند، از مال خود به آنها بخشیده و مرتکب هیچ کار خلاف شرعی نشده است....

ادامه مطلب …

(۴۹۳۴) حکم استفاده از وقت اضافه کار برای تلاوت قرآن و مطالعه کتب دینی توسط کارمند دولتی

نه ابدا گناهی متوجه تو نیست، زیرا وقتی انسان کاری را که به او محول شده به اتمام برساند (حال چه این اتمام مربوط به حجم کار مورد نظر کارفرما باشد چه زمان کار)، پس از اتمام آن آزاد است و می‌تواند به امور دیگر بپردازد...

ادامه مطلب …

(۴۹۲۸) حکم شرعی دریافت حقوق بدون اجرای کامل تعهدات شغلی

در واقع اگر بگوییم که این پول، حقوق دریافتی است، ابدا استحقاق دریافت آن را ندارد....

ادامه مطلب …

(۴۹۳۶) حکم فروش کالای شخصی به مشتریان فروشگاه دولتی در صورت عدم موجودی کالا

حق نداری بدون اجازه صاحب این مغازه اقدام به این کار کنی. اگر به تو اجازه داد که اشکالی ندارد،...

ادامه مطلب …

(۴۹۳۵) حکم تخفیف خودسرانه در جریمه کارمندان از سوی ناظر

اگر آنها را به دلیل غیبت یا تاخیر در حضور جریمه نمایی (یا از حقوقشان مبلغی را کسر کنی)، در این حالت گناهی متوجه تو نیست و برعکس ثواب هم کرده‌ای...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه