(۴۸۵۸) سوال: برادری داشتم که از شهر پدریمان به قصد دیدارم نزد من که در شهری دیگر بودم آمد. مبلغی پول برای کمک و مساعدت به او دادم و در واقع نیتم قرض نبود و هرگز این پول را از او طلب نکردم و او نیز این را میدانست و پول را گرفت و به شهرمان که خودش و خانوادمان در آن زندگی میکردند بازگشت. با پولی که به او دادم ازدواج کردم و بعد از مدتی زندگی با همسرش از او جدا شد. پس از این جدایی برادرم وصیتی نوشت و در آن وصیت به مبلغی که به او داده بودم به عنوان قرض و دینی بر گردن خود اشاره کرده بود و چند شاهد هم بر آن شهادت داده بودند. برادرم مدتی پس از این وصیت زندگی کرد و پس از آن فوت کرد. وقتی پس از وفات او به شهرمان بازگشتم از این وصیت آگاه شدم و همسرش از من خواست که سهم او را از ماترک مشخص کنم، و من هم وصیت برادرم را از او مطالبه کردم، منظورم همان مبلغی هست که از بابت نیکی به برادرم به او داده بودم، همسر برادرم به وصیت شوهرش عمل کرد و آن دین را به من داد و من هم تمام و کمال از او تحویل گرفتم، و سهمش را از ارث به او دادم، حال آیا این کار من درست بوده است؟ زیرا میترسم این کار برادرم از جهت ضرر رساندن به همسر سابقش بوده باشد.
جواب:
چون پولت را به عنوان مساعدت و کمک به برادرت (و نه قرض) بخشیدهای و نیز به همین عنوان از تو اخذ کرده است، پس تو هیچ دینی بر گردن او ندارد، بنابراین وصیت او ملغی است زیرا هیچ حقی بر گردن او نداری و آنچه به آن اشاره کردی که میترسی ضرری متوجهی این زن گردد کاملا صحیح است و به نظر من بهتر است آنچه از این زن گرفتهای را به او پس دهی و دین را از گردن خود ساقط کنی، این کار بهتر است و در آن احتیاط بیشتری است و چنان که پیدا است الحمدلله وضع مالی خوبی داری و احتیاجی به این پول نداری و حتی اگر به این پول هم احتیاج داشتی هم باز بهتر بود آن را به او پس بدهی.