پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۵ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۴۷۷۱) حکم شرعی وقف زمین برای ثواب قرآن‌خوانی واقف

(۴۷۷۱) سوال: پدربزرگم یک زمین زراعی را وقف کرده است بدین صورت که کرایه آن صرف تلاوت کامل قرآن در انتهای هر سال شود و ثواب آن به واقف که پدربزرگم است تعلق گیرد. او این مهم را بر عهده فرزند ارشدش گذاشت و پدر من بعد از وفات او متولی این کار شد. اما حال همسر پدربزرگم از پدرم سهم خود از این زمین را مطالبه دارد. آیا به او یا بقیه وراث چیزی از این وقف می­رسد؟ حکم وقف کردن به این شیوه چیست؟ آیا باید همین گونه بماند یا باید فروخته شده و پول آن در چیز دیگری خرج شود. توصیه شما به ما چیست خداوند به شما اجر عنایت بفرماید.

جواب:

این وقفی که پدربزرگت انجام داده است بستگی به این امر دارد که آن را در حال صحت و سلامت انجام داده باشد، یا وصیت کرده باشد که پس از مرگش انجام بگیرد یا چه در هنگام بیماری رو به مرگ انجام شده باشد. اگر حالت دوم و سوم باشد که تنها یک سوم آن قابل اجرا خواهد بود. منظورم یک سوم ماترک است. به عبارت دیگر اگر این وقف از یک سوم ماترک بیشتر است، پس باید مقدار اضافه به وراث سپرده شود. اگر اجازه دادند در وقف بماند و اگر نه که وقف در آن باطل گردد. اما اگر وقتی در صحت و سلامت کامل به سر می­برده مال خود را وقف کرده، تمام این امر لازم الاجرا است و در حال زنده بودن آزاد بوده که با مال خود هر کاری می­خواهد در چهارچوب شرع الهی انجام دهد. اما درباره نوع وقفی که انجام داده یعنی ختم قرآن در آخر هر سال، بهتر بود که این وقف را به گونه­ای بهتر انجام می­داد. مثلا بهتر بود این مال صرف آبادانی مساجد، چاپ کتاب­های مفید. کمک به طلبه­های فقیر و … می­شد. اینها راه­هایی هستند که بسیار از وقفی که جد شما انجام داده نیکوتراند. بعضی از علما می­گویند می­توان نوع وقف را تغییر داد و آنچه واقف قبلا تعیین کرده را عوض کرد. و برای این حکم خود به روایتی استدلال می­کنند که در آن فردی نزد پیامبر آمده و می­گوید: »یا رسول الله، إنی نذرت لله إن فتح الله علیک مکة أن أصلی فی البیت المقدس رکعتین. قال: (صل هاهنا). ثم أعاد. قال: (صل هاهنا). ثم أعاد علیه. فقال: (صل هاهنا). ثم أعاد علیه. فقال: (شأنک إذن) « »ای رسول خدا! من نذر کرده­ام که اگر خداوند مکه را برای شما فتح کرد در بیت المقدس دو رکعت نماز بخوانم. پیامبر فرمود: همین جا بخوان. مرد دوباره حرفش را تکرار کرد. پیامبر باز فرمود: همین جا بخوان. مرد بار دیگر تکرار کرد. پیامبر فرمود: هر کار می­خواهی انجام بده «

و این دلیلی است بر اینکه انسان می­تواند در صورت نیاز، موضوع کار نیکی که انجام می­دهد را به احسن تغییر دهد، حتی اگر قبل از آن تعیین شده باشد و این نظر، قول ارجح است. اما بهتر است که در این حالت امر به دادگاه نیز ارجاع داده شود تا امکان سواستفاده برای ناظران و متولیان موقوفات فراهم نیاید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لقد أوقف جدي قطعة أرض زراعية، يصرف ريعها في تلاوة القرآن بكامله على رأس كل سنة يعود ثوابها له – أي للواقف- وجعل هذه المهمة إلى أكبر أبنائه سِنَّا وأَرْشَدِهِم، فكان أبي متوليا ذلك بعد وفاة والده، ولكن زوجة أبيه تطالبه بما يخصها من هذا الوقف، فهل لها أو لباقي الورثة شيء من الوقف؟ وما حكم الوقف بهذا الشكل؟ وهل يبقى على هذا الحال أم يُباع وتُصرف قيمته في شيء آخر، أما ماذا أرشدونا جزاكم الله خيرا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نقول: هذا الوقف الذي أوقفه جدك لا يخلو، إما أن يكون وقفا مُنْجَزًا في حال ،صحته، أو يكون وقفًا مُوصى به بعد موته، أو يكون وقفًا حصل منه في مرض موته المخوف، فإن كان وقفًا مُوصى به، أو في مرض موته المخُوف، فإنه لا يُنفذ منه إلا الثلث فقط، أي إلا ما يقابل ثلث تركته، فإذا كان هذا الوقف زائدا على ثلث التَّرِكة، فإن ما زاد عن الثلث يكون راجعا إلى الورثة إن أجازوه، وإلا فلهم أن يبطلوا الوقف فيه، وأما إذا كان الوقف في حال صحته، فإنه ينفذ كله، فلا حق لأحد من الورثة في الاعتراض عليه، لأن الإنسان حُرُّ التصرف في ماله، إذا كان في حال الصحة، فهو حر التصرف فيه بالنسبة للورثة، يتصرف به كما أذن الله به، وأما ما ذكره جدك من كونه يوقف على من يقرأ ختمة على رأس كل سَنَة، فإن الأَوْلَى أن يصرف إلى ما هو أفضل من ذلك، يصرف في عمارة المساجد، ويصرف في طبع الكتب النافعة، ويصرف في الإنفاق على طلبة العلم الفقراء، وما أشبه ذلك من طرق الخير التي هي أفضل مما ذكره هذا الواقف، وصرف الوقف إلى جهة أفضل مما عينه الواقف جائز عند بعض أهل العلم، استدلالا بالحديث الثابت في قصة الرجل الذي قال: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي نَذَرْتُ لِلَّهِ إِنْ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكَ مَكَّةَ، أَنْ أُصَلِّي فِي بَيْتِ الْمَقْدِسِ رَكْعَتَيْنِ. قَالَ: «صَلَّ هَاهُنَا». ثُمَّ أَعَادَ عَلَيْهِ، فَقَالَ: «صَلِّ هَاهُنَا». ثُمَّ أَعَادَ عَلَيْهِ، فَقَالَ: «شَأْنُكَ إِذَنْ».

فهذا دليل على أنه يجوز للإنسان أن يغير جهة البر إلى ما هو أفضل منها، وإن كان قد عيَّنها – أي المفضولة – مِن قَبْلُ ، وهذا القول هو القول الراجح، إلا أنه في هذه الحال ينبغي أن يرجع في ذلك إلى المحكمة، حتى لا يحصل تلاعب مِن نُظّار الأوقاف في الأوقاف.

مطالب مرتبط:

(۴۷۹۳) حکم شرعی خارج کردن وسایل مستهلک از مسجد

اگر آنها را با نمونه­ی بهترجایگزین کنید این کار جایز است. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۹۵) حکم شرعی خرید مصالح مسجد مخروبه توسط افراد محلی

اگر مسجد را برای این تخریب کرده­اند که دوباره و به شکلی بهتر آن را بنا کنند، فروش این مصالح اشکالی نداشته و هیچ مشکلی متوجه تو نیست و هر کس می­خواهد می­تواند این مصالح را خریداری کند...

ادامه مطلب …

(۴۷۹۲) حکم استفاده شخصی از وسایل مسجد

بر امام و موذن و قیم و هیچ کس دیگرحلال نیست که اجازه دهد کسی وسایل مسجد را به امانت بگیرد و از مسجد خارج کند....

ادامه مطلب …

(۴۷۹۷) حکم شرعی تغییر اجرای وصیت با رضایت ورثه

بله اگر ورثه با عمل به این وصیت موافق هستند، مانعی ندارد...

ادامه مطلب …

(۴۷۸۱) اولویت وقف زمین برای عبور عمومی یا فروش آن برای امور خیریه؟

از نظر من باید این امر به قاضی آن شهر ارجاع داده شود تا سند زمین را مورد بررسی قرار دهد و ببیند صاحب آن زمین را چگونه وقف کرده است...

ادامه مطلب …

(۴۷۷۸) اگر سوددهی و مصلحت وقف پایان پذیرفت، آیا میتوان آن را فروخت؟

اگر سوددهی و مصلحت موقوفه­ای پایان پذیرفت، فروش آن نه تنها جایز، بلکه واجب است و باید فروخته شود و در کار خیر دیگری صرف شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه