(۴۵۵۰) سوال: در فروش قسطی، کدام روش فروش صحیح چیست ؟ لطفا چند مثال بزنید، زیرا در زمانه ی ما زیاد شده است.
جواب:
برای فروش قسطی مثال های متعددی هست، مثال فروش قسطی که جایز باشد چنین است که مثلا کسی جنسی را از فروشنده با قیمت ۱۰۰۰ میخرد اما ۱۵۰۰ باید برای یک سال برگرداند، و این به اجماع علما درست است، و یا میخواهد با این کالا تجارت کند که آن را در این کشور بخرد و در کشوری دیگر بفروشد تا قیمت این کالا بالاتر رود، این هم به اجماع علما درست است ، و مثالش چنین است : شخصی نزد مردی میآید تا ویلایی بخرد که قیمت آن برابر با چهارصد هزار به صورت نقدی است، خریدار میگوید میخواهم آن را با قیمت ۵۰۰ هزار به صورت یکساله از تو بخرم و بر سر این موضوع هر دو توافق میکنند، و این هم به اجماع علما درست است، چون مرد آن را میخرد تا در آن ساکن شود، اما قیمت آن را به دلیل تاخیر در پرداخت افزایش داد، و واضح است که قیمت پرداخت با تاخیر با پرداخت عادی تفاوت دارد.
یا این که انسان کالایی را میخرد که قیمت آن را بعدا پرداخت کند ، و میخواهد روی آن سود کند، این هم جایز است.
مانند انسانی که خانه ایی میخرد که قیمت آن۴۰۰ هزار به صورت نقدی و ۵۰۰ هزار در شرایطی است که بعدا آن را بدهد. حال او میخواهد با این خانه سود کند، لدا آن را با قیمت پانصد نقد و ششصد با قابلیت پرداخت با تاخیر میفروشد که این هم جایز است.
و در حالت سوم ، مردی نزد تاجر می آید و میگوید ماشینی با این ویژگی ها میخواهم ، تاجر به او میگوید برو به نمایشگاه و انتخاب کن و نزد من بيا تا از نمایشگاه بخرم ، و سپس آن را با قيمتی بیشتر از آنچه خریده ام به تو میفروشم، این حرام است، زیرا خریدار کالا را برای خواسته کسی که طلب کرده است میخرد و نه برای خودش، و اگر او طلب نمیکرد نمیخیرید، بنابراین مانند کسی میماند که به شخص نیازمند به ماشین با قیمتی بیشتر تا مدت مشخصی پول قرض داده باشد.
خرید و فروش این ماشین توسط تاجر ، فقط حیله ی رباست و حرام میباشد . اما بعضی از مردم فتوی به حلال بودن آن میدهند. پیامبر فرمود: همانا اعمال به نیتها بستگی دارد. و این حدیث دلیل بر حرام بودن اين کار است، زیرا تاجر فقط برای این که پول بیشتری میخواهد این کار را میکند و هدف او ماشین نیست، به گفته ی بعضی ها تاجر میگوید: اگر من آن را خریدم آن موقع شما حق انتخاب دارید . اما اين تدلیسی بیش نیست و كاملا مشخص است که کسی که نیاز به کالایی دارد آن را رد نمیکند و در هر صورت آن را میخواهد، این ها سه شکل از فروش اقساطی بودند که سومی حرام است، و شکل چهارمی هم وجود دارد که تورق نام دارد، و آن اینست که انسان به مقداری دراهم نیاز پیدا میکند و و نزد صاحب نمایشگاه می آید و ماشینی را که قیمت آن پنجاه هزار است به ۶۰ هزار در مدت یک سال است میخرد، در اینجا قصد و منظور مشتری ، پول و درهم است نه خود ماشین. علما در این باره اختلاف نظر دارند، بعضی از آنها گفتند : جایز است ، زیرا فروشنده میگوید: قصد و غرض مشتری به ما ربطی ندارد ، من ماشین را میفروشم و مشتری هر چه میخواهد انجام دهد .
اما ابن تیمیه حرمت را اختیار میکند، و این همان چیزی است که پیامبر دیگران را از آن برحذر میداشت. و از ورع است که انسان آن را ترک کند و با آن معامله نکند . این هایی که ذکر کردم چهار شکل مختلف در مساله فروش با تقسیط بود.