سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۴۴۹۹) حکم شرعی نام‌هایی مانند «عبدالنبی» و «عبدالرسول»

(۴۴۹۹) سوال: ما می‌دانیم که بهترین اسم‌ها، اسم‌هایی است که در آن حمد باشد و با عبد شروع شده باشد همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند ولی اسم برخی‌ها عبدالنبی و عبدالرسول است لذا حکم این اسم‌ها چیست همانطور که می‌دانیم عبد فقط برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و برای غیر او نیست؟

جواب:

قول سوال کننده- الله او را موفق بگرداند-: ما می‌دانیم که بهترین اسم‌ها، اسم‌هایی است که در آن حمد باشد و با عبد شروع شود سپس به آنچه به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت دادند استدلال کردند: «خير الأسماء ما حُمِّدَ و عُبِّدَ» : (بهترین نام‌ها، نام‌هایی است که حمد در آن باشد (مانند احمد و محمد) و با عبد شروع شده باشد (مانند عبدالله و …)): می‌گویم: این خطاست و بهترین اسم‌ها، اسم‌هایی نیست که در آن حمد باشد و با عبد شروع شده است.

نسبت آن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اشتباه بزرگی است زیرا این حدیث موضوع است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست و نسبت دادن آن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جایز نمی‌باشد بلکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «وَأَحَبُّ الْأَسْمَاءِ إِلَى اللَّهِ عَبْدُ اللَّهِ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ، وَأَصْدَقُهَا حَارِثٌ وَهَمَّامٌ»[۱] : (محبوب‌ترین اسم‌ها نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، عبدالله و عبدالرحمن است و صادق‌ترین اسم‌ها، حارث و همام می‌باشد).

برای همین می‌گوییم: آن اسم‌هایی که به الله یا الرحمن اضافه می‌شوند محبوب‌ترین اسم‌ها نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌باشد ، عبدالله، عبدالرحمن سپس اسم‌هایی که به اسمی از اسم‌های الله اضاف شود مانند: عبدالرحیم، عبدالوهاب، عبدالعزیز، عبداللطیف، عبدالخبیر، عبدالبصیر و مانند آن.

اما عبدالنبی و عبدالرسول و عبد جبریل و عبد فلان و فلان، حرام است، ابن حزم رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: بر هر اسمی که در آن عبد به غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اضاف شده است بر حرام بودن آن اتفاق است مگر عبدالمطلب که از آن استثنا است چون بعضی از اهل علم گفته‌اند: عبدالمطلب اشکالی ندارد زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ»[۲] : (من پیامبر هستم و این دروغ نیست و من پسر عبدالمطلب هستم): ولی برخی علما عبدالمطلب را نیز حرام می‌دانند و می‌گویند: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از جهت خبر گفته است و او این اسم را نگذاشته است و او عبدالمطلب است چون که جد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به این اسم نام گذاری شده است و امکان تغییرش وجود نداشته است و از جهت خبر بوده نه إنشاء آن و بر همین اساس جایز نیست که کسی اسم عبدالمطلب را انتخاب کند و این وجه قویی است که اشکالی که در قوت آن نیست.

و برای همین می‌گوییم: اگر می‌خواهی که اسمی برای پسرت انتخاب کنی، بهترین اسم‌ها و محبوب‌ترین اسم‌ها نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را که پیدا کردی بر او بگذار مانند: عبدالله، عبدالرحمن، عبدالرحیم، عبدالعزیز، عبدالوهاب، عبدالسمیع، عبداللطیف، عبدالبصیر، عبدالحکیم و مانند آن.


[۱] رواه ابو داود (۴۹۵۰).

[۲] رواه البخاری (۲۹۳۰) و مسلم (۱۷۷۶).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل و نحن نعلم أن خير الأسماء ما محمد وعبد كما قال -عليه الصلاة والسلام-، ولكن هناك من يكون اسمه عبد النبي وعبد الرسول فما الحكم في هذه الأسماء كما نعلم أن العبد يكون عبدًا الله وليس سواه؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: قول السائل – وفقه الله-: نحن نعلم أن خير الأسماء ما حمد وعبد، ثم استدل بما نسبه إلى الرسول – صلى الله عليه وعلى آله وسلم أن خير الأسماء ما مُحَمَّدَ وعُبَدَ». فأقول: هذه المعلومة خطأ ليس خير الأسماء ما حمد وعبد.

ثانيا: نسبة ذلك إلى الرسول أنه قال: خير الأسماء ما حمد وعبد. خطأ أيضا، وخطأ عظيم، لأن هذا الحديث موضوع لا يصح عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، ولا تجوز نسبته إليه -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، وإنما قال – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «أَحَبُّ الأسماء إلى الله عَبْدُ الله وعَبْدُ الرحمن، وأصدقها حَارِتٌ وهَمَامٌ».

وعلى هذا فنقول: ما أضيف إلى الله أو إلى الرحمن فهو أحب الأسماء إلى الله، عبد الله، وعبد الرحمن، ثم ما أضيف إلى أي اسم من أسماء الله كعبد الرحيم وعبد الوهاب وعبد العزيز وعبد اللطيف، وعبد الخبير وعبد البصير، وما أشبهه.

وأما عبد النبي، وعبد الرسول، وعبد جبريل، وعبد فلان، أو فلان، فهذا محرم، قال ابن حزم رحمه الله اتفقوا على تحريم كل اسم مُعَبَّد لغير الله حاشا عبد المطلب، وإنما استثني ذلك لأن بعض أهل العلم قال: لا بأس بعبد المطلب، لأن ، -صلى الله عليه وعلى اله وسلم- قال: «أنا النبي لا كذب أنا ابن عبد المطلب»، ولكن من العلماء من حرَّم عبد المطلب، وقال: إن النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم – قال ذلك خَبَرًا، وليس إنشاء، فهو عبد المطلب، لأن جده سمي بذلك، ولا يمكن تغييره فهو خبر لا إنشاء، وعلى هذا فلا يجوز أن يسمى أحد بعبد المطلب، وهذا وجه قوي لا إشكال في قوته.

وعلى هذا فأقول : إذا أردت يا أخي أن تسمي ابنك، فسمه بأحسن الأسماء وأحب الأسماء إلى الله ما وجدت إلى ذلك سبيلا كـ: عبد الله عبد الرحمن عبد الرحيم عبد العزيز عبد الوهاب عبد السميع عبد اللطيف عبد البصير، عبد الحكيم وهكذا.

مطالب مرتبط:

(۴۴۹۵) حکم نام‌گذاری فرزند به اسم “مناف”

اگر ثابت شد که اسم بتی بوده شایسته است که از آن دوری شود و اگر اسم نبود مانند دیگر اسم‌های می‌باشد و اشکالی ندارد....

ادامه مطلب …

(۴۴۸۹) آیا پس از وفات پدر، فرزندان می‌توانند عقیقه‌ی خود را به جا آورند؟

اگر در آن زمان دست تنگ بوده است و توانایی عقیقه دادن نداشته است پس قضا نمی‌شود یعنی الان نیز عقیقه نمی‌دهند چون در حق او مشروع نبوده است ...

ادامه مطلب …

(۴۴۹۱) حکم عقیقه برای کودکانی که پیش از انجام آن فوت کرده‌اند چیست؟

عقیقه ذبحی است که در روز هفتم ولادت برای کودک ذبح می‌شود...

ادامه مطلب …

(۴۴۸۶) حکم عقیقه و نام‌گذاری برای نوزادی که مرده به دنیا می‌آید

هنگامی که در او روح دمیده شد که در صورتی است که (جنین) چهار ماه داشته باشد، اسم برای او گذاشته و از جانبش عقیقه داده می‌شود ...

ادامه مطلب …

(۴۴۷۷) آیا ذبح بز برای عقیقه جایز است؟

افضل گوسفند است که چاق و گوشت بسیاری داشته باشد و برای پسر دو گوسفند یا بز و برای دختر یک گوسفند یا بز که در روز هفتم از ولادت ذبح می‌شود...

ادامه مطلب …

(۴۴۷۶) حکم تراشیدن موی نوزاد در روز هفتم و صدقه دادن به وزن آن

در سنن حدیثی آمده است که اهل علم به آن استناد نموده‌اند که در روز هفتم سرش تراشیده می‌شود و به مقدار وزن آن نقره صدقه داده می‌شود ولی این خاص فرزند پسر است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه