سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۲۷۶) حکم ترک دور آخر طواف به دلیل درد پا و تکمیل آن توسط شخص دیگر

(۴۲۷۶) سوال: من همراه خانواده‌ام عمره به جا آوردم و ساقم به دلیل شکستگی ناچیزی درد می‌کرد اما با راه رفتن زیاد دردم بیشتر می‌شد حال سوالم این است: من در هنگام طواف پس از شروع کمی می‌نشستم تا این که استراحت کنم و پایم که بیمار بود به آن استراحت دهم اما هنگامی که دردم شدت یافت دور آخر را ترک کردم، الان چه چیزی بر من لازم می‌باشد حکم این که پدرم دور آخر را در آن زمان از جای من به جا آورده است، چیست؟

جواب:

طوافی که این زن انجام داده است صحیح نمی‌باشد و هنگامی که طواف صحیح نباشد سعی نیز صحیح نیست و بر همین مبنا او همچنان در عمره می‌باشد لذا بر او واجب است که از تمام محظورات احرام دوری کند و محظورت احرام شامل: همبستری با همسر اگر که ازدواج کرده باشد سپس او باید به مکه برود در حالی که در احرام می‌باشد و طواف و سعی را انجام دهد سپس برای این که عمره را کامل کند موی سر خود را کوتاه می‌کند مگر این که اگر در ابتدای احرام بستن شرط کرده باشد اگر چیزی مرا نگه داشت همان وقت از احرام بیرون می‌آیم که در همان زمان از احرام بیرون می‌آید و عمره‌ای را به جا نیاورده است زیرا که از احرام بیرون آمدن است.

و در این مناسبت برادران مسلمانم را بر حذر داشتن از سهل‌انگاری در این امور نصیحت می‌کنم چون که الان برخی از مردم هستند که از حج و عمره‌ی خود را که سال‌ها پیش انجام داده‌اند و در آن خلل بوده سوال می‌کنند سبحان الله اگر انسان گوسفندی را گم کند شب نمی‌خوابد تا این‌که آن را بیابد، پس به نسبت مسائل دین و علم چگونه است؟ و می‌گویم که برای انسان واجب می‌باشد که اولا: بداند قبل از آن که عمل کند.

دوما: اگر فرص شود با وجود این که نیاموخته است بر او خلل ایجاد شد بنابراین بر او واجب است که نسبت به آن شتاب ورزد ولی برخی از مردم گمان می‌کنند آنچه را انجام داده‌اند درست بوده و از آن سوال نمی‌کنند ولی این عذر نیست، چرا عذر نمی‌باشد؟ چون وقتی مخالف آنچه مردم انجام می‌دهند انجام داد باید از آن سوال کند چون که در مخالفت با مردم اصل این است که اشتباه می‌باشد و اگر بر انسان چنین چیزی واقع شد که مثلا سعی را با مروه شروع کند و با صفا تمام کند و این مخالف فعل مردم می‌باشد لذا باید از آن سوال کند و ساکت نماند تا این که ذکر آن به میان آید و از آن سوال کند و او با تأخیر در سوال معذور نمی‌باشد.

بنابراین شخص باید سوال کند لذا گاهی باید در سوال کردن بشتابد، مثلا سوال نمی‌کند سپس با زنی یا مردی در حالی که در احرام می‌باشد ازدواج می‌کند که در این صورت می‌گوییم: نکاح صحیح نمی‌باشد و باید آن را اعاده کند.

بنابراین اگر فرض کنیم که این زن بعد از ادای عمره ازدواج کرده نکاح او صحیح نیست و بر آن واجب است که برود و عمره‌‌اش را کامل کند سپس برگردد و عقد را دوباره ببندد زیرا در حالی ازدواج کرده که در احرام بوده است لذا مسئله خطرناک است، خطرناک است، خطرناک است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: قمت بأداء الْعُمْرَةِ مع أهلي وأنا مصابة بألم في الساق، نتيجة كسر بسيط -والحمد لله ، ولكن الآلام تعاودني مع كثرة المشي وسؤالي: إنني أثناء الطَّوَافِ بدأت أطوف وأجلس قليلا، لأستريح وأريح قدمي المريضة، وهكذا، ولكن الألم اشتد علي حتى جعلني أترك الشوط الأخير، ماذا علي الآن؟ وما الحكم إذا كان والدي قد طاف عَنِّي في الشوط الأخير، وفي نفس الوقت؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الطَّوَافُ الذي وقع من هذه الْمَرْأَةِ لم يصح، وإذا لم يصح الطَّوَافُ لم يصح السَّغي، وعلى هذا فهي لا تزال الآن في عمرتها، فيجب عليها الآن أن تتجنب جميع مَحْظُورَاتِ الْإِحْرَام، ومنه: معاشرة الزوج إن كان لها زوج، ثم تذهب إلى مَكَّةَ وهي على إحرامها، وَتَطُوفُ، وتَسْعَى، وتُقَصِّرُ من أجل أن تكمل الْعُمْرَةَ، إلا إذا كانت قد اشترطت عند ابتداء الْإِحْرَامِ: إن حبَسَنِي حابس فمَحِلِّي حيث حَبَسْتَني. فإنها قد تحللت الآن، ولكن ليس لها عُمْرَةٌ، لأنها تحللت منها.

وإنني بهذه المناسبة أنصح إخواني المسلمين من التهاون في هذه الأمور، فإن من الناس الآن من يسأل عن حجّ أو عُمْرَةٍ لها سنوات أخَلَّ فيها بركن وجاء يسأل، سبحان الله إن الإنسان لو ضاع له شاة لم يَبت ليلته حتى يجدها، فكيف بمسائل الدين والعلم، فأقول إن الإنسان يجب عليه:

أولا: أن يَعْلَمَ قبل أن يعمل.

ثانيا: إذا قُدَّرَ أنه لم يتعلم، وحصل الْخَلَلُ، فالواجب المبادرة لكن بعض الناس يظن أن ما فعله ،صواب، فلا يسأل عنه، ولكن هذا ليس بعذر، لماذا ليس بعذر؟ لأنه إذا فعل ما يخالف الناس فلا بُدَّ أن يسأل إذ الأصل أن مخالفة الناس خطأ، فلو قدر مثلا أن إنسانًا سَعَى وبدأ بالمروة، وختم بالصفا، فهذا خالف الناس، وإذا خالف الناس فلا بُدَّ أن يسأل، لا يسكت حتى يأتي لها ذكر لا بُدَّ أن يسأل، فهو ليس معذورًا بتأخير السؤال.

فعلى المرء أن يسأل ويبادر بالسؤال أحيانًا، لا يسأل ثم تتزوج الْمَرْأَةُ أو الرجل وهو على إِحْرَامِهِ، وحينئذ نقول: لا يصح النكاح لا بُدَّ من إعادته. فهذه المَرْأَةُ، لو فرضنا أنها تزوجت بعد أداء الْعُمْرَةِ، فالنكاح غير صحيح، يجب أن تذهب وتكمل عمرتها، ثم تعود وتُجدِّدَ العقد، لأنها تزوجت وهي على إحرامها، فالمسألة خطيرة، خطيرة، خطيرة.

مطالب مرتبط:

(۴۲۶۲) حکم خروج خون از زخم در حال احرام عمره

اگر انسان عمره گزار باشد و از زخم او خون خارج شود تأثیری بر عمره­ی او ندارد همچنین اگر حاجی باشد و از زخم او خون خارج شود تأثیری بر حج او ندارد...

ادامه مطلب …

(۴۲۷۴) حکم اشتباه در تعداد دورهای طواف عمره

عمره­ی شما درست نیست زیرا طواف واجب را کامل نکردید و خروج شما از احرام در محل درست آن نبوده است و احرام شما برای حج قبل از کامل کردن عمره بوده است و در این حالت حکم حج شما مانند حج قران است....

ادامه مطلب …

(۴۲۶۹) حکم عمره دختری که در حال حیض طواف کرده

در صورتی که از میقات احرام بسته چیزی بر او لازم نیست زیرا این کار درست است اما اگر قبل از این که غسل بزند طواف و سعی را انجام داده طواف و سعی او درست نیست....

ادامه مطلب …

(۴۲۸۵) حکم سخن گفتن، خندیدن و صدا زدن دیگران در هنگام سعی بین صفا و مروه

خنده کردن، بیهوده گویی، تفریح کردن و فریاد زدن، اگر که سعیش را باطل نکند ولی بسیار از در آن نقص ایجاد می‌کند و چه بسا به درجه‌ی بطلان نیز برسد اگر که این کار را کم شمردن این شعیره انجام دهد بنابراین شاید عبادتش را باطل کند...

ادامه مطلب …

(۴۲۶۵) حکم بطلان وضو در میانه طواف و سعی

نظر ما این است که هرگاه انسان در طواف خود بی­وضو شد به خصوص در اوقات سخت به طواف خود ادامه دهد و طواف او درست است...

ادامه مطلب …

(۴۲۷۱) حکم طواف افاضه زن پس از حیض با مشاهده لکه‌ خون

طوافی که ذکر شده مادامی که قبل از طواف پاکی را دیده درست است و این نقطه­های خون که بعد دیده چه بسا به سبب خستگی و راه رفتن باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه