پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۴۲۷۴) حکم اشتباه در تعداد دورهای طواف عمره

(۴۲۷۴) سوال: حج را در سال گذشته ادا نمودم اما هنگامی که به قصد طواف و سعی برای عمره وارد حرم شدم و همراه ما یکی از برداران ما بود که حج واجب خود را قبل از ما انجام داده بود بعد از این که شروع به طواف نمودن کردیم و چهر دور طواف نمودیم از ما اعتراض گرفت و گفت: همین قدر طواف کافی است به او گفتم: من می­دانم که طواف هفت دور است گفت: طواف دور کعبه چهار دور است و باقی در محل سعی است لذا به سمت محل سعی رفتیم و هفت دور سعی نمودیم و بقیه­ی مناسیک حج را انجام دادیم؛ حکم این کار ما چیست؟ آیا بر ما در صورت تصحیح آن الان چیزی لازم است؟

جواب:

فتوایی که این مرد به شما داده اشتباه است و با این کار گناهکار است زیرا آن چه را نمی­داسته به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت داده است و نمی­دانم چگونه این مرد بر چنین دادن فتوایی بدون علم و دلیل جسارت نموده است لذا بر او واجب است به خاطر این کار به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه نموده و جز با علم فتوا ندهد یا با درک قرآن و سنت در صورتی که اهلیت آن را دارد یا با تقلید نمودن از علمایی که به آن­ها اعتماد دارد اما این­گونه فتوا دادن شایسته نیست بلکه جایز نیست بدون علم فتوا دهد به دلیل فرموده­ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}[اعراف: ۳۳](بگو: «الله کارهای زشت را چه آشکارا وچه پنهان باشد، (نيز) گناه، سرکشی به نا حق، اين که چيزی را شريک الله قرار دهيد که الله دليلی بر (حقانيت) آن نازل نکرده است و چيزی را که نمی­دانيد به الله نسبت دهيد را حرام کرده است) همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می­فرماید: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا}[إسراء: ۳۶](و از آن چه به آن علم نداری پیروی نکن بدون شک گوش و چشم و دل هر یک از اینها از آن باز خواست خواهند شد) چقدر زیادند کسانی که در فتوا به خصوص در مسائل حج اشتباه می­کنند اما بر آن­ها واجب است به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه نموده و بر فتوا دادن مگر با علم جسارت پیدا نکنند زیرا کسی که فتوا می­دهد از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تعبیر و امضا می­کند و در دین او فتوا می­دهد لذا بر او واجب است تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در نفس خود، بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پیشه نماید.

بر شما شایسته است هنگامی که به شما گفته شد: چهار دور طواف کافی است به حرف او در حالی که نزد شما شبه است توجه نکنید زیرا باید هفت دور طواف نمود و اگر شما در آن وقت سؤال می­کردید جواب درست خود را دریافت می­کردید اما متأسفانه بسیاری از مردم در این امور سهل­ انگاری می­کنند سپس هرگاه زمان به پایان رسید و کار از کار گذشت سؤال می­کنند.

جواب سؤال شما: عمره­ی شما درست نیست زیرا طواف واجب را کامل نکردید و خروج شما از احرام در محل درست آن نبوده است و احرام شما برای حج قبل از کامل کردن عمره بوده است و در این حالت حکم حج شما مانند حج قران است زیرا حج را بر عمره وارد ساختید هر چند که وارد ساختن شما بعد از سعی در طواف بوده اما این طواف درست نیست زیرا آن را قبل از کامل شدن قطع کردید لذا حج شما الان بعد از این که قصد حج تمتع داشتید حج قران است و هدیی را که ذبح نمودید هدی برای حج تمتع نیست بلکه برای حج قران است و این عمل شما برای حج و عمره کفایت می­کند.

آن چه آن را بعد از خروج از عمره انجام دادید چیزی بر شما نیست زیرا آن را از روی نادانی انجام دادید و جاهل هرگاه چیزی از محرمات احرام را انجام دهد چیزی بر او نیست به دلیل فرموده­ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا}[بقره: ۲۸۶](پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم ما را مؤاخذه نکن) همچنین: {وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ}[احزاب: ۵](و در آن چه که (قبلاً) اشتباه کرده­اید گناهی بر شما نیست اما آن چه را که دل­های شما از روی عمد می­خواهد (و می­گویید گناه است)) مگر این که شما را سرزنش می­کنم از این جهت که از سؤال نمودن در آن هنگام کوتاهی نمودید و اگر هنگامی که عمره را کامل می­کردید سؤال نموده تا برای شما آشکار شود این بر شما واجب بود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أَدَّيْتُ فَرِيضَةَ الْحَجَّ في عام مضى، ولكن حينما دخلنا الحَرَمَ بقصد الطَّوَافِ والسَّعْي بالْعُمْرَة، وكان معنا أحد إخواننا ممن سبقونا بأداء الفريضَةِ، وبعد أن بدأنا بالطواف وطفنا أربعة أشواط اعترض طريقنا وقال: يكفي هذا الطَّوَافُ. فقلت له: أنا أعرف أن الطَّوَافَ سبعة أشواط. قال الطَّوَافُ حول الكعبة أربعة أشواط، والباقي في المسعى، وفعلا اتجهنا إلى المسعى وسعينا سبعة أشواط، وأكملنا بقية مناسك الْحَجّ، فما الحكم في عملنا هذا، وهل يلزمنا شيء لتصحيحه الآن؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه الفتوى التي أفتاكم بها هذا الرجل فتوي غلط وخطأ، وهو بهذا آثم لأنه قال على الله ما لا يَعْلَمُ، ولا أدري كيف يَتَجَرَأ هذا على مثل هذه الفتيا بدون علم ولا برهان فعليه أن يتوب إلى الله من هذا الأمر، وأن لا يفتي إلا عن علم إما بإدراكه لكتاب الله وسُنَّةِ رسوله إن كان أهلا لذلك، وإما بتقليده من يَيْقُ به من العلماء. وأما الفتوى هكذا فلا ينبغي، بل لا يجوز أن يُفتي بغير علم، لقوله تعالى: ﴿ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِلْ بِهِ سُلْطَنَا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تعلمون [الأعراف: ۳۳]، وقال سبحانه: ﴿ وَلَا نَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمُ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَبِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴾ [الإسراء: ٣٦]، وما أكثر الذين يخطئون في فتوى ولا سيما في الْحَجِّ، ولكن عليهم أن يتوبوا إلى الله -عز وجل-، وألا يتجرؤوا على الفتوى إلا بعلم، لأن المفتي يُعبر عن حكم الله -عز وجل-، ويُوقع عن الله، ويفتي في دينه فعليه أن يتقي الله تعالى في نفسه، وفي عباد الله، وفي دين الله تبارك وتعالى.

وينبغي عليكم أنتم حين قال لكم إن أربعة أشواط تكفي. أن لا تعتدوا بقوله، وقد كان عندكم ،شُبْهَةٌ، لأنه لا بد من سبعة أشواط، ولو أنكم سألتم في ذلك الوقت لأجِبْتُمْ بالصواب، ولكن مع الأسف إن كثيرا من الناس يتهاون في هذه الأمور، ثم إذا مضى الوقت وانفلت الأمر جاء يسأل.

أما الجواب عن مسألتكم هذه: فإن عمرتكم لم تصح لأنكم لم تكملوا الواجب في طوافها، فيكون حِلَّكُمْ منها في غير محله، وإحرامكم لِلْحَج يكون إِحْرَامًا بِحَج قبل تمام الْعُمْرَةِ، وتكونون في هذا الحال حكمكم حكم القارِنِ، لأنكم أدخلتم الْحَجَّ على الْعُمْرَةِ، وإن كان إدخالكم هذا بعد السَّعي في الطَّوَافِ، لكن هذا الطواف لم يكن صحيحًا حينما قطعتموه قبل إكماله، فيكون حجكم الآن حَج قِران بعد أن أردتم التَّمَتُّع ويكون الهدي الذي ذبحتموه هدي عن القران لا عن التَّمَتَّعِ، ويكون عملكم هذا جزنًا ومؤديا لفريضة الْحَجِّ وفريضة الْعُمْرَةِ.

وأما ما فعلتموه بعد التحلل من الْعُمْرَةِ، فإنه لا شيء عليكم فيه، لأنكم فعلتموه عن جهل، والجاهل لا شيء عليه إذا فعل شيئًا من تَحْظُورَاتِ الْإِحْرَامِ، لقوله تعالى: ﴿ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأنا ﴾ [البقرة: ٢٨٦]، ولقوله: ﴿ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ، وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ﴾ [الأحزاب: 5]، إلا أنني ألُومُكُمْ حيث قصرتم في عدم السؤال في حينه، ولو أنكم سألتم حين أنهيتم عناء الْعُمْرَةِ حتى يتبين لكان هذا هو الواجب عليكم.

فضيلة الشيخ: إذن حجهم صحيح، ولكنه بدل أن كان تمتعا أصبح قرانا؟

فأجاب رحمه الله تعالى-: نعم.

مطالب مرتبط:

(۴۲۵۳) حکم اضطباع در طواف وداع چیست؟

در طواف وداع اضطباع وجود ندارد زیرا انسان مُحرم نیست و انسان در حالی طواف وداع را انجام می­دهد که لباس عادی پوشیده است...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۰) حکم طواف و سعی در حج قران

هرگاه انسان حج قران را انجام دهد طواف و سعی حج برای او از حج و عمره کفایت می­کند و طواف قدوم طواف سنت می­شود ...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۶) حکم آویزان شدن به پرده کعبه و لمس حجرالاسود

آویزان شدن به پرده­ی کعبه یا چسباندن سینه به آن یا شبیه این­ها بدعت است و اصلی ندارد و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش چنین کاری را انجام نداده­اند...

ادامه مطلب …

(۴۲۸۴) حکم کسی که حج کند و دو رکعت طواف را نخواند

این است کسی که حج کرده و آن را انجام نداده است حج آن کامل است یعنی اعاده‌ی آن لازم نیست و همچنین خون نیز بر او واجب نمی‌شود والله اعلم....

ادامه مطلب …

(۴۲۷۱) حکم طواف افاضه زن پس از حیض با مشاهده لکه‌ خون

طوافی که ذکر شده مادامی که قبل از طواف پاکی را دیده درست است و این نقطه­های خون که بعد دیده چه بسا به سبب خستگی و راه رفتن باشد...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۵) حکمت از بوسیدن حجر الاسود چیست؟

حکمت عبادت نمودن الله با تبعیت از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در بوسیدن این سنگ است و گر نه این سنگی مانند دیگر سنگ­ها است که همان­طور که امیر مؤمنان گفت سود و زیانی نمی­رساند ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه