(۷۵۰۶) سوال: شیخ بزرگوار! السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. بعد از آن، در مورد حجاب و نقاب زیاد سخن گفته شده و نظرات علمای دین و فقها متفاوت است؛ برخی میگویند که کشف صورت و دستان زن حرام است و برخی دیگر معتقدند که این امر تنها در صورتی حرام است که ترس از فتنه وجود داشته باشد. نکتهی جالب این است که هر گروه به برخی آیات قرآن و احادیث نبوی استناد کردهاند. گروهی که کشف صورت و دستان را حرام میداند به آیات حجاب در سورهی نور و غیره استناد میکنند و گروهی که آن را حرام نمیداند استدلال میکنند که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به مؤمنین دستور داده است که نگاه خود را فرو بگیرند و میگویند که نگاه فروبستن تنها زمانی است که زن صورت خود را آشکار کند. بنابراین چگونه میتوان نگاه فروبستن را در صورتی که زن صورت خود را میپوشاند، معنا کرد؟ و چگونه زن باید نگاه خود را از مردان فرو بگیرد، آیا باید صورت خود را بپوشاند؟ نظر شما در این مورد چیست؟ نظر شما در مورد اختلافات در چنین موضوعاتی و دیگر مسائل چیست؟ ما مسلمانان در چنین اختلافاتی باید چه کاری انجام دهیم، به ویژه که هر گروه به آیات و احادیث صحیح استناد میکند؟ جزاکم الله خیرًا.
جواب:
این سؤال، سؤال خوبی است و من از نحوه طرح آن خوشم آمد؛ زیرا نشان میدهد که این شخص سؤال کننده به این مسئله، یعنی مسئله¬ی کشف صورت زن برای غیر محارم و شوهر، توجه داشته است و شکی نیست که علما در این مورد اختلاف نظر دارند و هر کدام از آن¬ها دلایل خود را ارائه دادهاند، اما برای ما معیاری وجود دارد که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به ما دستور داده است که به آن رجوع کنیم و آن کتاب الله و سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است، همانطور که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ می¬فرماید: {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ}[الشوری: ۱۰]: (ودر هر چیزی که در آن اختلاف کنید، حکم (وداوری) آن با الله است) همچنین میفرماید: {فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً}[النساء: ۵۹]: (و اگر درچیزی اختلاف کردید، آن را به الله و رسول الله باز گردانید؛ اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام تر است) و با تأمل در دلایلی که هر یک از طرفین به آن استناد کردهاند، میتوان فهمید که دلایل در تأیید کسانی است که بر وجوب پوشاندن صورت از مردان غیر محارم و شوهر تأکید دارند. در این مورد دلایلی را در یک رساله¬ی کوچک که آن را “الحجاب” نامیدهایم، ذکر کردهایم و در آن دلایل از کتاب الله، سنت رسول الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و استدلال صحیح برای وجوب پوشاندن صورت از مردان غیر محارم و شوهر آوردهایم و به دلایل کسانی که به جواز کشف صورت قائلند، پاسخ دادهایم. پاسخهای ما دو قسم است؛ یکی به طور اجمالی و دیگری به طور مفصل. اما پاسخ اجمالی این است که نصوصی که به جواز کشف صورت برای غیر محارم و شوهر اشاره دارند، میتوانند بر دو چیز حمل شوند؛ یکی اینکه این حکم مربوط به قبل از وجوب حجاب است، زیرا مسلمانان دو وضعیت داشتند: وضعیت اول قبل از حجاب بود که در آن صورت و دستان آشکار بود و وضعیت دوم بعد از حجاب بود که در آن دستور به پوشاندن صورت و دستان آمده است. این یک جواب اجمالی است و در جواب اجمالی دیگر ذکر کرده که ممکن است مسائل مشخص با اسباب خاصی وجود داشته باشد که ظاهر آن¬ها جواز کشف صورت برای غیر محارم و شوهر باشد. همچنین به¬طور مفصل به دلایل کسانی که جواز را قائلند، پاسخ داده¬ایم. بنابراین برادر سؤال کننده بهتر است که به این رساله و دیگر آثار علما مراجعه کند، به ویژه کتاب “عودة الحجاب” که کتابی مفصل است و در آن نکاتی وجود دارد که درد را درمان نموده و عطش را فرو می¬نشاند.
من از باب نصیحت به این برادر سؤال کننده عرض میکنم: حتی اگر دلیلی بر وجوب پوشاندن صورت از مردان غیر محارم و شوهر وجود نداشته باشد یا اگر دلایل وجوب پوشش صورت و دلایل جواز کشف آن برابر باشند، وضعیت امروز ایجاب میکند که زنان ملزم به پوشاندن صورت خود شوند؛ زیرا فتنهها زیاد و دین ضعیف شده است. هر چه فتنهها بیشتر و دین ضعیفتر شود، باید تدابیری اتخاذ شود تا از وقوع فتنه جلوگیری شود. این اصل در شریعت وجود دارد؛ چنان که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ می¬فرماید: {وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ}[الأنعام: ۱۰۸]: (و آنان را که به جای الله فرامیخوانند، دشنام ندهید که از روی دشمنی و ناآگاهانه، الله را دشنام میدهند) لذا از دشنام دادن به معبودان مشرکان نهی کرده است؛ چرا که اگر ما معبودان آن¬ها را دشنام دهیم، آن¬ها الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را دشنام میدهند. هر چند اگر ما خدایانشان را دشنام دهیم، آنها سزاوار دشنام هستند، اما اگر آنان الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را دشنام دهند، در حقیقت به دشمنی و از روی نادانی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را دشنام میدهند. بنابراین الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ این راه را که وسیله یا مقدمهای برای دشنام دادن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است، مسدود کرد؛ با اینکه [خدایان مشرکان] سزاوار دشناماند، یعنی ما مأمور هستیم که خدایان مشرکان را دشنام دهیم و بطلان آنها را بیان کنیم، اما اگر این امر منجر به دشنام دادن الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ شود که به سبب کمال صفاتش سزاوار دشنام نیست، ما از دشنام دادن به خدایانشان منع میشویم.
وقتی در زمان عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ ، به دلیل فراوانی فتوحات، نوشیدن شراب در میان مسلمانان زیاد شد، عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ با صحابه مشورت کرد که چگونه مجازات آن را تعیین کند. پیش از آن، مجازات نوشیدن شراب حدود چهل شلاق بود. صحابه به او پیشنهاد دادند که این مجازات را به سبکترین حد، یعنی هشتاد شلاق که حد قذف (تهمت زنا) است، افزایش دهد. بنابراین، صحابه به امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ پیشنهاد کردند که مجازات نوشنده¬ی شراب را به هشتاد شلاق افزایش دهد و او نیز این کار را کرد و به دلیل فراوانی شرب خمر میان مردم، مجازات را افزایش داد. همچنین، هنگامی که مردم طلاق سهگانه را در یک مجلس سبک شمردند -که این کار به نوعی مسخره کردن آیات الله بود- عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ تصمیم گرفت کسی که سه طلاق را جاری کرد، به آنچه خود را ملزم کرده پایبند بماند و از بازگشت به همسرش جلوگیری شود. مسلم در صحیح خود از ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا روایت کرده که گفت: در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، ابوبکر رَضِيَاللهُعَنْهُ و دو سال از خلافت عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ ، طلاق سهگانه به عنوان یک طلاق محسوب میشد. اما وقتی مردم در این کار شتاب کردند، عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ گفت: میبینم که مردم در چیزی که برایشان مدارا بود، شتاب کردهاند، لذا بهتر است آن را بر آن¬ها اجرا کنیم و سپس آن را اجرا کرد.
بنابراین، حتی اگر نصوص در جواز کشف صورت از غیر محارم و شوهر برابر باشند، در این زمان باید از محتاطترین و صحیحترین راه برای جلوگیری از فتنه، شر و فساد پیروی کرد که آن هم الزام زنان به حجاب و پوشاندن صورت خود است. بر هیچکس پوشیده نیست که در کشورهایی که مردم اجازه دادهاند صورت و دستان زن آشکار شود، فساد و بیبند و باری زیادی به وجود آمده است، به طوری که زنها حتی بازوها، گردن و بخشی از سر یا حتی تمام سر خود را آشکار کردهاند، همانطور که در کشورهای دیگر مشاهده میشود. زنها هرگز در حد اختلاف نظر موجود که کشف صورت و دستان باشد، متوقف نمیشوند، بلکه به تدریج حجاب را از بخشهای دیگر بدن خود نیز کنار میزنند.
از اینرو میبینیم که باید زن صورت خود را از مردان غیر محارم و همسرش بپوشاند و برای این موضوع دلایلی داریم. همانطور که گفتم، حتی اگر دلایل در این مسئله برابر بودند، قواعد شریعت ایجاب میکند که در این عصر زنان از آشکار کردن صورت خود بپرهیزند. اما در مورد نقاب، هیچ شکی نیست که نقاب جایز است و در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز موجود بوده است. برای اثبات این امر، حدیثی از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم داریم که در مورد زن محرم فرمود: «لا تنتقب» : (نقاب نپوشد) این نشان میدهد که نقاب در میان مردم شناخته شده بود، اما نقابی که در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم شناخته شده بود، نقابی به اندازه¬ی نیاز بود، یعنی زن تنها به مقداری نقاب میپوشید که بتواند راه را ببیند، لذا برای چشمانش روزنهای باز میکرد که فقط به اندازه¬ی چشم باشد. اما امروزه نقاب در میان بسیاری از زنان گسترش یافته و زن با نقابی وسیعتر نقاب میپوشد که نه تنها تمام چشم از آن بیرون میآید، بلکه ابرو، بخشی از پیشانی و بخشی از گونه نیز نمایان میشود و شاید برخی زنان حتی بیشتر از این در آن زیادهروی کنند. به همین دلیل، نظر ما منع این نوع نقاب به خاطر چنین سیاستی بوده و اینکه در حد نقاب مباح زیاده¬روی نشود، نه به این خاطر که دلایل شرعی بر منع آن دلالت دارند، بلکه به این دلیل که باید از افراط در حد نقاب مجاز جلوگیری شود. ما بر منع آن به این معنا نیستیم که دلایل شرعی بر حرمت آن دلالت می¬دهد، بلکه دلایل بر جواز آن دلالت دارد. اما چیزی که جایز است، اگر به چیزی حرام منجر شود که قابل کنترل نباشد، از حکمت است که برای جلوگیری از مفسدهای که از جواز آن ناشی میشود، ممنوع گردد.
اما در مورد گفته¬ی سؤالکننده که میگوید: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به مؤمنان دستور داده که چشمان خود را فرو نهند و این نشان میدهد که چیزی برای نگاه کردن وجود دارد؛ در پاسخ گفته میشود: این آیه اگر دلیلی بر نظر کسانی که معتقدند کشف چهره جایز است نباشد، دلیلی بر علیه آن هم نیست. زیرا امر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به فرو نهادن نگاه، لزوما به این معنا نیست که زن چهرهاش را باز گذاشته باشد؛ چرا که انسان ممکن است به زن از جهت حجم بدنش، زیبایی اندامش یا چیزهایی شبیه به این نگاه کند. علاوه بر این، ممکن است مرد در نگاه اول، زمانی که به طور ناگهانی با زنی روبهرو میشود -پیش از آنکه او را بشناسد یا پیش از آنکه زن متوجه او شود- به او نگاه کند. به همین دلیل در حدیث آمده است: «لك النظرة الأولى وليس لك النظرة الثانية» : (نگاه اول برای تو است، اما نگاه دوم نه). بنابراین، اگر به طور اتفاقی مردی با زنی روبهرو شود که چهرهاش باز است، بر او واجب بوده که نگاه خود را فرو نهد و بر آن زن نیز واجب است که در چنین حالتی چهره¬ی خود را بپوشاند.
گفته¬اش: وضعیت انسان در مواجهه با اختلافات علما چیست؟ جواب این است که اگر انسان طالب علم باشد و توان اجتهاد و بررسی دلایل دو طرف را داشته باشد، باید بر اساس آنچه که به نظرش نزدیکتر به صحت است، حکم کند؛ این همان واجب است. اما اگر انسان عامی باشد و نتواند این کار را انجام دهد، واجب است که از کسی پیروی کند که او را در علم، دین و امانت نزدیکتر به صحت میداند. همانطور که اگر دو پزشک نظر مختلفی درباره¬ی دارو برای بیماری فردی داشته باشند، او به طور فطری نظر پزشکی که آن را حاذقتر و¬ نزدیکتر به صحت میداند، خواهد پذیرفت. به همین ترتیب در مسائل علمی، باید از کسی پیروی کرد که نظرش نزدیکتر به صحت است؛ خواه به دلیل علم وسیعش باشد، خواه به دلیل امانت و دینش. اگر انسان نداند که کدام یک از دو طرف ارجح است، برخی از علمای گفتهاند که او اختیار دارد که از نظر هرکدام که میخواهد پیروی کند. برخی دیگر گفتهاند که باید نظر احتیاطی را بگیرد، یعنی آن چیزی که احتیاط بیشتری دارد و ذمهاش را برطرف میکند. عدهای نیز گفتهاند که باید از نظر آسانتر پیروی کند چون این بیشتر با شریعت سازگار است؛ چون دین اسلام آسان است، همانطور که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ می¬فرماید: {يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمْ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمْ الْعُسْرَ}[البقره: ۱۸۵]: (الله برایتان آسانی را میخواهد و برایتان سختی را نمیخواهد) همچنین میفرماید: {وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ}[الحج: ۷۸]: (و در دین بر شما سختی قرار نداد) همچنین رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم می¬فرماید: «إن الدين يسر» : (قطعاً دین آسان است) هنگامی یارانش را برای دعوت مردم به اسلام میفرستاد، فرمود: «يسروا ولا تعسروا وبشروا ولا تنفروا» : (آسان بگیرید و سخت نگیرید و مژده دهید و هشدار ندهید) و فرمود: «فإنما بعثتم ميسرين ولم تبعثوا معسرين» : (قطعاً شما آسانگیر فرستاده شدید و سختگیر فرستاده نشدید) بنابراین اگر در میان آرای علما اختلاف وجود داشته باشد و شما نتوانید یکی را بر دیگری ترجیح دهید، باید از رأی آسانتر پیروی کنید به دلیل این دلایل و چون اصل بر برائت ذمه است. اگر ما کسی را ملزم به رأی سختتر کنیم، ذمهاش مشغول میشود و اصل بر این است که چنین چیزی نباشد. این نظر برای من قویتر است؛ یعنی اگر علمای مختلف دو رأی متناقض داشته باشند و شما نتوانید دلیلی برای ترجیح یکی بر دیگری بیابید، باید از رأی آسانتر پیروی کنید. این در صورتی است که مسئله به خود فرد مربوط باشد. اما اگر این کار به فساد عمومی منتهی شود، باید از ابراز آن اجتناب کند. مثالی برای این امر این است که اگر فردی فکر کند که برای زن جایز است که صورتش را برای غیر محارم و همسرش آشکار کند، اما گروه دیگری این را نمیپذیرند و زنانشان به حجاب پایبند هستند، در این حالت نباید به زن خود اجازه دهد که صورتش را در جامعهای که نظر دوم را میپذیرد، آشکار کند؛ زیرا این ممکن است به فساد منتهی شود، چرا که معمولا مردم به آنچه که آسانتر است، تمایل دارند، خواه آن صحیح باشد یا غلط، مگر کسی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ او را حفظ کرده باشد. بر این اساس، نظر صحیح این است که باید از آسانترین رأی پیروی کرد مگر اینکه این کار به فساد منتهی شود. اگر فساد در کار باشد، باید از آسانترین رأی فقط برای خود پیروی کند.