دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

(۳۲۲۳) حکم جلوگیری از بارداری

(۳۲۲۳) سوال: حکم تحدید نسل، مخصوصاً زمانی که مانع پزشکی برای بارداری وجود نداشته باشد اما به خاطر ترس از کمی روزی باشد، چیست؟ و حکم آن هنگامی که حکومت آن را سیاست خودش قرار دهد چیست؟ به خصوص زمانی که برخی از جیره خوارانی که به آن‌ها عالم گفته می‌شود و در راستای رضایت حکام و به دست آوردن مال فتوا می‌دهند، هر روز فتوا می‌دهند که اسلام تحدید نسل را حرام نکرده و با حدیث عزل[۱] بازی می‌کنند، چیست؟

جواب:

می‌گوییم: جلوگیری از بارداری دو نوع است:

نوع اول: هدف از آن تحدید نسل باشد، بدین معنا که فرزندان انسان از این اندازه بیشتر نشوند، این نوع جایز نیست؛ زیرا امور به دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و این شخص از این امور اطلاع ندارد چه بسا فرزندانش بمیرند و خودش تنها باقی بماند.

نوع دوم: جلوگیری از بارداری برای تنظیم نسل، بدین معنا که زن بسیار فرزند می‌آورد و به بدنش یا کارهای خانه‌اش ضرر می‌رسد و دوست دارد برای مدت معینی از بارداری‌اش بکاهد، به عنوان مثال بارداری‌اش را در هر دو سال یکبار تنظیم نماید، این صورت اگر با اجازه‌ی شوهر باشد اشکالی ندارد؛ زیرا این شامل عزلی می‌شود که صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم آن را انجام می‌دادند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی ننمودند.

اما موضوع تحدید نسل یا تنظیم آن به علت ترس از روزی، بدون شک بدگمانی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و از برخی وجوه شبیه فعل اهل جاهلیت است که فرزندان خود را از ترس فقر می‌کشتند و این جایز نیست؛ زیرا در این دو حالت دو چیز ممنوع وجود دارد: اول: بدگمانی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و دوم: مشابهت عمل اهل جاهلیت در برخی وجوه؛ لذا و بر مسلمان واجب است که ایمان داشته باشد که هیچ جنبنده‌ای بر روی زمین نیست مگر اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را روزی می‌دهد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هرگاه به او فرزندانی روزی داد، درهای روزی را بر وی می‌گشاید تا اینکه به امور و روزی فرزندانش بپردازد.

شاید برخی بگویند: من تحدید نسل را به خاطر ترس از تنگی روزی انجام نمی‌دهم بلکه به خاطر ترس از عدم عدالت در تادیب و تربیت آن‌ها انجام می‌دهم، این نیز اشتباه است؛ زیرا تادیب و تربیت آن‌ها نیز مانند روزی آن‌ها است و همه‌ی این‌ها به دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ لذا همان‌طور که در روزی فرزندانت بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اعتماد می‌کنی، همان‌طور واجب است که در ادب و هدایت آن‌ها بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اعتماد نمایی و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هدایتگر است:{مَن یهد ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلمُهتَدِی} [الأعراف: ١٧٨]: (هرکس را که الله هدایت کند، پس او هدایت یافته (واقعی) است).

بنابراین کسی که نسلش را به خاطر ترس از عدم قدرت بر تادیب فرزندان خود تنظیم یا تحدید می‌کند نیز به نسبت پروردگارش بدگمان است وگرنه امور به دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و آنچه بر انسان شایسته می‌باشد، این است که از کارهایی که باعث کم شدن فرزندان می‌شود، پرهیز کند مگر زمانی که حاجت یا ضرورت باشد.

شایسته است که شنوندگان بدانند که کثرت امت و کثرت نسل از نعمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ از همین رو شعیب علیه السلام به قومش یادآور شد زمانی که فرمود: {وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ} الأعراف: ٨٦]: (و به یاد آورید زمانی را که اندک بودید و او شما را بسیار گردانید)

لذا بدون شک کثرت امت سبب سربلندی، استواری و خودکفایی از دیگران می‌شود و چه بسا کثرت اما باعث باز شدن بسیاری از منابع روزی شود همانطور که در ابتدا اشاره نمودیم به اینکه هیچ جنبنده‌ای بر روی زمین نیست مگر اینکه روزی آن به عهده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

 ما می‌دانیم برخی از کشورها (هرچند فقیر بودند) توانستند با کشورهای بزرگتر و قوی‌تر از خود را جنگ کنند؛ زیرا کارخانه‌ها و تولیدات زیادی را به وجود آورده‌اند؛ لذا بر امت اسلامی واجب است بدانند تلاش در راستای تنظیم یا تحدید نسل از حیله‌های دشمنان ما بر ما است و مخالف توصیه‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و آنچه از کثرت این امت دوست داشتند و محقق ساختن مباهات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در میان انبیا است.


[۱] صحیح خاری: کتاب النکاح، باب العزل، شماره‌ی(۵۲۰۷) و مسلم: کتاب النکاح، باب حکم العزل، شماره‌ی (۱۴۴۰).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم تحديد النسل أو بعضه، خصوصا إذا لم يكن هناك مانع طبي للحمل، ولكنَّ التحديد للخوف من قِلَّةِ الرّزق على المستوى الفردي؟ وما الحكم إذا كانت الدولة تأخذه سياسة لها، خصوصا أن بعض المرتزقة ممن يُقَالُ لهم علماء، ويُفتون لإرضاء الحاكم والحصول على أموال، يُفتون كل يوم أن الإسلام لا يُحرِّمُ تحديد النسل، ويلعبون بحديث العزل، فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نقول: إن منع الحمل على نوعين: أحدهما: أن يكون الغَرَض منه تحديد النسل، بمعنى: أن الإنسان لا يتجاوز أولاده من ذكور أو إناث هذا القدر، فهذا لا يجوز؛ لأن الأمر بيد الله -عز وجل، ولا يدري هذا الْمُحَدِّدُ ،لنسله، فلعل من عنده من الأولاد يموتون فيبقى وحيدا.

والنوع الثاني: مَنْع الحمل لتنظيم النسل، بمعنى أن تكون المرأة كثيرة الإنجاب، وتتضرر في بدنها أو في شئون بيتها، وتحب أن تقلل من هذا الحمل لمدة معينة، مثل أن تُنظم حملها في كل سنتين مرة، فهذا لا بأس به بإذن الزوج؛ لأن هذا يشمل العزل الذي كان الصحابة رضي الله عنهم يفعلونه، ولم يَنْهَ عنه الله ولا رسوله.

أما موضوع تحديد النسل أو تنظيمه للخوف من الرزق: فهذا لا شك أنه سوء ظن بالله -عز وجل-، وأنه يُشبِهُ من بعض الوجوه ما كان يفعله أهل الجاهلية من قتل أولادهم خشية الفقر، وهذا لا يجوز؛ لأن فيه هذين المحظورين وهما سوء الظن بالله سبحانه وتعالى، والثاني: مشابهة عمل الجاهلية من بعض الوجوه والواجب على المسلم أن يؤمن بأنه ما من دابة في الأرض إلا على الله رزقها، وأن الله -تعالى- إذا رزقه أولادًا فسيفتح له أبوابًا من الرزق حتى يقوم بشئون هؤلاء الأولاد ورزقهم.

ثم إن بعض الناس قد يقول: أنا لا أحدد النسل أو لا أنظمه من خوف ضيق الرزق، ولكن من خوف العَدل عند تأديبهم وتوجيههم. وهذا أيضًا خطأ، فإن تأديبهم وتوجيههم كرزقهم، فالكل بيد الله -عز وجل-، وكما أنك تعتمد على الله -عز وجل- في رزق أولادك، كذلك أيضًا يجب أن تعتمد على الله -سبحانه وتعالى- في أدب أولادك وهدايتهم، فإن الله -تعالى- هو الهادي -سبحانه وبحمده – : ﴿ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي ﴾ [الأعراف: ۱۷۸]. وعلى هذا فالذي ينظم نسله أو يحدده خوفًا من عدم القدرة على تأديبهم هو أيضًا مسيء الظن بربه تبارك وتعالى وإلا فالله سبحانه وتعالى- بيده الأمور، والذي ينبغي للإنسان أن لا يفعل شيئًا مما يقلل الأولاد إلا إذا دعت الحاجة لذلك أو الضرورة.

ثم ينبغي أن يعلم المستمعون أن كثرة الأمة وكثرة النسل من نعم الله -عز وجل، ولهذا ذكر شعيب – عليه الصلاة والسلام- قومه بهذه النعمة فقال: ﴿ وَاذْكُرُوا إِذْ كُنتُمْ قَلِيلًا فَكَذَرَكُمْ ﴾ [الأعراف: ٨٦]. وكذلك من الله بها على بني إسرائيل حيث قال: ﴿وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَكُمْ أكثرَ نَفِيرًا ﴾ [الإسراء: ٦]. فكثرة الأمة لا شك أنه سبب لعزتها وقيامها بنفسها واكتفائها بما لديها عن غيرها، وربما تكون كثرتها سببًا لفتح مصادر كثيرة من الرزق، كما أشرنا إليه أولا بأنه ما من دابة في الأرض إلا على الله رزقها.

ونحن نعلم أن بعض الدول – مع فقر أفرادها – غزت دولا أكبر منها وأشد منها قوة؛ لأنهم صاروا يفتحون معامل ومصانع وينتجون إنتاجا بالغا؛ ولهذا يجب على الأمة الإسلامية أن تعرف أن محاولة تحديد النسل أو تنظيمه إنما هي من كيد أعدائنا بنا، وهي مخالفة لما يرمى إليه النبي ، ولِما يَوَدُّه من تكثير هذه الأمة، وتحقيق مباهاته صلى الله عليه وسلم بها الأنبياء.

مطالب مرتبط:

(۳۲۳۷) حکم استفاده از داروهای حاوی مواد مخدر برای درمان صرع

اگر پزشکان بگویند این دارو برایش سودمندتر است و در آینده به بدنش آسیب نمی‌رساند گناه و اشکالی ندارد و این مقدار اندک از مواد مخدر که در این داروها یافت می‌شود -بر اساس سخن این خانم- به درجه تخدیر و نئشگی نمی‌رسد ....

ادامه مطلب …

(۳۲۳۲) حکم شرعی کوتاه کردن دندان بلند برای اصلاح

اگر به خاطر بلندتر بودن آن درد می‌کشد اشکالی ندارد که مقدار اضافی آن را قطع کند تا اینکه این ضرر از بین برود وگرنه آن را بر حال خودش رها می‌کند....

ادامه مطلب …

(۳۲۲۰) حکم استفاده از قرص جلوگیری از بارداری در شرایط سخت اقتصادی

از قرص‌های جلوگیری از بارداری به خاطر کاهش فرزند استفاده نمی‌شود؛ زیرا روزی فرزندانش نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و هر چقدر فرزندان بیشتر شوند، درهای رزق و روزی بیشتر باز می‌شود....

ادامه مطلب …

(۳۲۴۸) حکم شرعی سقط جنین مبتلا به نقص عضو شدید

هرگاه روح در جنین دمیده شود سقط کردنش به طوری که بمیرد به هیچ وجه جایز نیست و فرقی ندارد ناهنجاری‌اش نداشتن دست، نداشتن پا، نداشتن چشم، نداشتن بینی یا هر حالت دیگری باشد بلکه باقی می‌ماند تا این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را خارج کند سپس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با وی هر چه بخواهد می‌کند.....

ادامه مطلب …

(۳۲۲۵) حکم شرعی جراحی برای حذف انگشت اضافه در نوزاد

اشکالی در قطع این انگشت اضافه وجود ندارد؛ زیرا این از باب از بین بردن عیوب است....

ادامه مطلب …

(۳۲۴۲) حکم اهدا عضو

آنچه نزد من ترجیح دارد، این است که جایز نیست هیچ شخصی چیزی از اعضای بدنش را اهدا کند و اگر اهدا کردن جایز نباشد، فروش آن از باب اولی جایز نیست....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه