(۵۹۴۹) سوال: آیا خوردن از ذبحی که انسان آن را به نیت تقرّب به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ قرار میدهد جایز است؟ کیفیت ذبح چگونه است؟
جواب:
ذبحی که انسان آن را به نیت تقرّب به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ قرار میدهد، گاهی به عنوان فدیه است که انسان آن را در مقابل مرتکب شدن حرام یا ترک امری قرار میدهد که این مورد در حج و عمره است؛ لذا ذبحی که به این دلیل ذبح شده، جایز نیست که از آن بخورد، چون مانند صدقه و کفاره است و همهی آنها را به عنوان غذا به فقرا میدهد. اما آنچه از روی تقرّب در غیر این حالت صورت میگیرد، مانند هَدی در حج تمتع و قران (دو نوع از انواع حج) همچنین قربانی و عقیقه اشکالی ندارد که از آن بخورد بلکه بهتر این بوده که انسان خود از آن بخورد و هدیه و صدقه بدهد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}[الحج: ۲۸]: (پس از (گوشت) آن بخورید و بینوای فقیر را (نیز) غذا دهید) رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از هَدی خود در مکه هنگامی که صد شتر را ذبح کردند، خوردند و دستور دادند که قسمتی از گوشت هر شتر را در دیگی بریزند؛ لذا گوشت آن را خورده و آب آن را نوشیدند[۱]. در مورد قربانی فرمودند: «کلوا وادخروا وتصدقوا»[۲]: (بخورید، ذخیره کنید و صدقه بدهید) نتیجه این است که ذبحی که از آن خورده میشود، ذبحی است که به قصد تقرّب به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ ذبح شده و سبب آن ترک واجب یا فعل حرامی نباشد.
پیرامون کیفیت ذبح آن میگوییم: کیفیت ذبح یا به صورت گفتاری و یا به صورت فعلی است؛ گفتاری به اینصورت که انسان هنگام ذبح بگوید: (بسم الله) و در قربانی بگوید: بسم الله والله أکبر؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم هنگام قربانیاش بسم الله و تکبیر گفتند. همچنین گفته میشود: “اللهم هذا منك ولك، اللهم هذا عني وعن أهل بيتي”: (بارالها! این از جانب تو و برای تو است، بارالها! این از جانب من و خانوادهام است) این صفت گفتاری است.
شیخ بزرگوار! در قربانی اینگونه میگوید: (عني وعن أهل بيتي) اما در فدیه نمیگوید؟
جواب: بله، در فدیه و در عقیقه نمیگوید. اما اگر گفت: این عقیقهی فلان پسر یا فلان دخترم است اشکالی ندارد.
کیفیت فعلی برای غیر شتر، ذبح و برای شتر نحر است و هر دو در گردن صورت میگرد. اما نحر در قسمت پایین گردن نزدیک به سینه و ذبح در قسمت بالا و نزدیک سر است و در ذبح باید خون جاری شود که به وسیلهی بریدن دو رگ ضخیم گردن در اطراف حلقوم است؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۳]: (هر چیزی که خون را جاری سازد -میتوان به وسیلهی آن ذبح کرد- و اسم الله بر آن بده شود از آن بخور) و از آنجا که باقی ماندن خون در حیوانی که ذبح میشود ضرر دارد، باید خون با بریدن دو رگ گردن خارج شود و این دو رگ همانطور که گفتم: دو رگ ضخیم اطراف حلقوم هستند. در مورد شتر که ذبح آن از طریق نحر صورت میگیرد و دیگر حیوانات ذبح آنها با گردن است، اگر بتواند شتر را ایستاده در حالی که دست چپش بسته شده و آن را از سمت چپ با نیزه یا چاقو بزند تا اینکه بیفتد و بمیرد، بهتر است ولی اگر نتوانست آن را در حالت نشسته نحر کند. اما سایر حیوانات در صورتی که ذبح کننده با دست راست ذبح میکند حیوان را بر پهلوی چپش میخواباند و ذبح میکند، زیرا این کار برای حیوان راحتتر است. اما اگر با دست چپ ذبح میکند حیوان را بر پهلوی راست میخواباند، زیرا این کار برای ذبح آسانتر و حیوان راحتتر است. رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «ولیحد أحدکم شفرته ولیرح ذبیحته»[۴]: (و یکی از شما چاقوی خود را تیز کند و حیوان را به راحتی سر ببرد) اهل علم میگویند: پاهایش در این حالت شایسته است که رها باشد و آن را نگیرد و نبندد، زیرا برای حیوان راحتتر است از این جهت که آزاد است همچنین زیرا خون راحتتر از آن خارج میشود و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم هنگامی قربانی خود را -دو گوسفند- ذبح نمود، از او وارد نشده که پاهای آنها را گرفته یا اینکه به کسی دستور دهد پایاهای آنها را بگیرد و فقط پای خود را بر گوشهی گردن آنها گذاشته است تا اینکه بر آن دو هنگام ذبح نمودن تسلط داشته باشد و این زمانی بود که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دو گوسفند را قربانی کرد[۵].
شیخ بزرگوار! منظور از صفاح چیست؟
جواب: صفاح به معنای گردن است و (صفحة الرقبة) یعنی گوشهی گردن.
شیخ بزرگوار! یعنی پای خود را بر گوشهی گردنش میگذاشت؟
جواب: بله، بر گوشهی گردن.
[۱] أبوداود: کتاب المناسک، باب صفة حج النبی صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، شمارهی (۱۹۰۵)، الترمذی: کتاب الحج، باب ما جاء: کم حج النبی صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، شمارهی (۸۱۵)، ابن ماجة: کتاب المناسک، باب حجة رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، شمارهی (۳۰۷۴).
[۲] مسلم: کتاب الأضاحی، باب بیان ما کان من النهی عن أکل لحوم الأضاحی بعد ثلاث فی أول الاسلام، وبیان نسخه وأباحته ألی متی شاء، شمارهی (۱۹۷۱).
[۳] تخریج آن گذشت.
[۴] مسلم: کتاب الصید والذبائح وما یؤکل من الحیوان، باب الآمر بإحسان الذبح والقتل وتحدید الشفرة، شمارهی (۱۹۵۵).
[۵] بخاری: کتاب الأضاحی، باب من ذبح الأضاحی بیده، شمارهی (۵۲۳۸)، و مسلم: کتاب الأضاحی، باب استحباب الضحیة وذبحها مباشرة بلا توکیل والتسمیة والتکبیر، شمارهی (۱۹۶۶).