پنج‌شنبه 24 شعبان 1447
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
12 فوریه 2026

(۵۹۴۹) آیا خوردن از ذبحی که انسان آن را به نیت تقرّب به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار می‌‌دهد جایز است؟

(۵۹۴۹) سوال: آیا خوردن از ذبحی که انسان آن را به نیت تقرّب به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار می‌‌دهد جایز است؟ کیفیت ذبح چگونه است؟

جواب:

ذبحی که انسان آن را به نیت تقرّب به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار می‌‌دهد، گاهی به عنوان فدیه است که انسان آن را در مقابل مرتکب شدن حرام یا ترک امری قرار می‌‌دهد که این مورد در حج و عمره است؛ لذا ذبحی که به این دلیل ذبح شده، جایز نیست که از آن بخورد، چون مانند صدقه و کفاره است و همه‌‌ی آن‌‌ها را به عنوان غذا به فقرا می‌‌دهد. اما آنچه از روی تقرّب در غیر این حالت صورت می‌‌گیرد، مانند هَدی در حج تمتع و قران (دو نوع از انواع حج) همچنین قربانی و عقیقه اشکالی ندارد که از آن بخورد بلکه بهتر این بوده که انسان خود از آن بخورد و هدیه و صدقه بدهد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}[الحج: ۲۸]: (پس از (گوشت) آن بخورید و بینوای فقیر را (نیز) غذا دهید) رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از هَدی خود در مکه هنگامی که صد شتر را ذبح کردند، خوردند و دستور دادند که قسمتی از گوشت هر شتر را در دیگی بریزند؛ لذا گوشت آن را خورده و آب آن را نوشیدند[۱]. در مورد قربانی فرمودند: «کلوا وادخروا وتصدقوا»[۲]: (بخورید، ذخیره کنید و صدقه بدهید) نتیجه این است که ذبحی که از آن خورده می‌‌شود، ذبحی است که به قصد تقرّب به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ذبح شده و سبب آن ترک واجب یا فعل حرامی نباشد.

پیرامون کیفیت ذبح آن می‌‌گوییم: کیفیت ذبح یا به صورت گفتاری و یا به صورت فعلی است؛ گفتاری به این‌‌صورت که انسان هنگام ذبح بگوید: (بسم الله) و در قربانی بگوید: بسم الله والله أکبر؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگام قربانی‌‌اش بسم الله و تکبیر گفتند. همچنین گفته می‌‌شود: “اللهم هذا منك ولك، اللهم هذا عني وعن أهل بيتي”: (بارالها! این از جانب تو و برای تو است، بارالها! این از جانب من و خانواده‌‌ام است) این صفت گفتاری است.

شیخ بزرگوار! در قربانی این‌‌گونه می‌‌گوید: (عني وعن أهل بيتي) اما در فدیه نمی‌‌گوید؟

جواب: بله، در فدیه و در عقیقه نمی‌‌گوید. اما اگر گفت: این عقیقه‌‌ی فلان پسر یا فلان دخترم است اشکالی ندارد.

کیفیت فعلی برای غیر شتر، ذبح و برای شتر نحر است و هر دو در گردن صورت می‌‌گرد. اما نحر در قسمت پایین گردن نزدیک به سینه و ذبح در قسمت بالا و نزدیک سر است و در ذبح باید خون جاری شود که به وسیله‌‌ی بریدن دو رگ ضخیم گردن در اطراف حلقوم است؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۳]: (هر چیزی که خون را جاری سازد -می‌‌توان به وسیله‌‌ی آن ذبح کرد- و اسم الله  بر آن بده شود از آن بخور) و از آنجا که باقی ماندن خون در حیوانی که ذبح می‌‌شود ضرر دارد، باید خون با بریدن دو رگ گردن خارج شود و این دو رگ همان‌‌طور که گفتم: دو رگ ضخیم اطراف حلقوم هستند. در مورد شتر که ذبح آن از طریق نحر صورت می‌‌گیرد و دیگر حیوانات ذبح آنها با گردن است، اگر بتواند شتر را ایستاده در حالی که دست چپش بسته شده و آن را از سمت چپ با نیزه یا چاقو بزند تا اینکه بیفتد و بمیرد، بهتر است ولی اگر نتوانست آن را در حالت نشسته نحر کند. اما سایر حیوانات در صورتی که ذبح کننده با دست راست ذبح می‌‌کند حیوان را بر پهلوی چپش می‌‌خواباند و ذبح می‌‌کند، زیرا این کار برای حیوان راحت‌‌تر است. اما اگر با دست چپ ذبح می‌‌کند حیوان را بر پهلوی راست می‌‌خواباند، زیرا این کار برای ذبح آسان‌‌تر و حیوان راحت‌‌تر است. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «ولیحد أحدکم شفرته ولیرح ذبیحته»[۴]: (و یکی از شما چاقوی خود را تیز کند و حیوان را به راحتی سر ببرد) اهل علم می‌‌گویند: پاهایش در این حالت شایسته است که رها باشد و آن را نگیرد و نبندد، زیرا برای حیوان راحت‌‌تر است از این جهت که آزاد است همچنین زیرا خون راحت‌‌تر از آن خارج می‌‌‌‌شود و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی قربانی خود را -دو گوسفند- ذبح نمود، از او وارد نشده که پاهای آنها را گرفته یا اینکه به کسی دستور دهد پایاهای آنها را بگیرد و فقط پای خود را بر گوشه‌‌ی گردن آنها گذاشته است تا اینکه بر آن‌‌ دو هنگام ذبح نمودن تسلط داشته باشد و این زمانی بود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دو گوسفند را قربانی کرد[۵].

شیخ بزرگوار! منظور از صفاح چیست؟

جواب: صفاح به معنای گردن است و (صفحة الرقبة) یعنی گوشه‌‌ی گردن.

شیخ بزرگوار! یعنی پای خود را بر گوشه‌‌ی گردنش می‌‌گذاشت؟

جواب: بله، بر گوشه‌‌ی گردن.


[۱] أبوداود: کتاب المناسک، باب صفة حج النبی صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، شماره­ی (۱۹۰۵)، الترمذی: کتاب الحج، باب ما جاء: کم حج النبی صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، شماره­ی (۸۱۵)، ابن ماجة: کتاب المناسک، باب حجة رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، شماره­ی (۳۰۷۴).

[۲] مسلم: کتاب الأضاحی، باب بیان ما کان من النهی عن أکل لحوم الأضاحی بعد ثلاث فی أول الاسلام، وبیان نسخه وأباحته ألی متی شاء، شماره­ی (۱۹۷۱).

[۳] تخریج آن گذشت.

[۴] مسلم: کتاب الصید والذبائح وما یؤکل من الحیوان، باب الآمر بإحسان الذبح والقتل وتحدید الشفرة، شماره­ی (۱۹۵۵).

[۵] بخاری: کتاب الأضاحی، باب من ذبح الأضاحی بیده، شماره­ی (۵۲۳۸)، و مسلم: کتاب الأضاحی، باب استحباب الضحیة وذبحها مباشرة بلا توکیل والتسمیة والتکبیر، شماره­ی (۱۹۶۶).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز الأكل من الذبيحة التي يجعلها الإنسان تقربا الله ؟ وما هي الكيفية التي تُذكر عند الذبح؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الذبيحة التي يجعلها الإنسان تقربا إلى الله تارَةً تكون فديةٌ يَفدي بها الإنسان نفسه من ارتكاب محظور أو ترك مأمور، وذلك في الحج والعمرة، فالذبيحة التي هذه سبيلها لا يجوز أن يأكل منها؛ لأنها بمنزلة الصدقة والكَفَّارة، فيطعمها كلها للفقراء، وأما ما يقع قربة في غير المتعة ا : والقِران وكذلك الأُضْحِيَّة وكذلك العقيقة فإنه لا هذه الحال كهدي بأس، بل الأفضل أن يأكل الإنسان منها ويُهدي ويتصدق؛ لأن الله يقول: ﴿فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَابِسَ الْفَقِيرَ﴾ [الحج: ۲۸]، وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يأكل من هديه صلى الله عليه وسلم كما أكل من هديه في مكة حين ذبح مائة بعير، فأمر من كُلِّ بَدَنَةٍ ببَضْعَةٍ فجعلت في قِدْرِ فطبِخَت فأكل من لحمها وشرب من مرقها، وقال في الأضحية: «كُلُوا وَادَّخِرُوا وتَصَدَّقُوا». فالحاصل أن الذبيحة التي يُؤكل منها كل ما كان قُربةً الله سبحانه وتعالى ليس سببه ترك واجب أو فعل محظور.

وأما كيف يُذبح فنقول: كيفية الذبح إما فعلية وإما قولية، فأما القولية فأن يقول الإنسان عند الذبح باسم الله، وفي الأُضْحِيَّة يقول: باسم الله والله أكبر؛ لأن الرسول صلى الله عليه وسلم سمى على أضحيته وكبر، فيقول عند ذلك: اللهم هذا منك ولك، اللهم هذا عني وعن أهل بيتي. هذه الصفة القولية.

فضيلة الشيخ: هذا في الأَضْحِيَّة أن يقول: عني وعن أهل بيتي، لكن في الفدية لا يقول؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم في الفدية لا يقول هكذا، وكذلك في العقيقة إن قال: هذه عقيقة ابني فلان أو بنتي فلانة فلا حَرَج. وأما الكيفية الفعلية فهي الذبح في غير الإبل، والنحر في الإبل، وكلاهما في الرقبة، لكن النحر في أسفلها مما يلي الصدر، والذبح في أعلاها مما يلي الرأس، ولا بد في الذبح من إنهار الدم، وذلك بقطع الوَدَجَيْنِ، وهما العرقان الغليظان المحيطان بالحلقوم؛ لأن النبي الله يقول: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ وَذُكِرَ اسْمُ الله عَلَيْهِ فَكُلْ». ولأن احتقان الدم في الذبيحة مُضر فلا بد من إخراجه بقطع الوَدَجَيْنِ، وهما كما قلت العرقان الغليظان المحيطان بالحلقوم، وإذا كان في الإبل نحرًا وفي غيرها ذبحًا فإنه إذا تمكن من أن ينحر الإبل قائمة معقولة يدها اليسرى فيأتيها من الجانب الأيمن ويطعنها بالحربة أو السكين حتى تسقط وتموت فهذا أولى، وإن لم يستطع فعل ذلك فإنه يَنْحَرُها باركةً، أما غير الإبل فإنه يذبح ويُضجعُ على الجنب الأيسر إذا كان الذابح يذبح باليمين؛ لأن ذلك أسهل للذبيحة، أما إذا كان لا يعرف أن يذبح باليمين وإنما يذبح باليسار فإنه يُضجِعُها على الجنب الأيمن؛ لأن ذلك أيسر لذبحه وأقرب إلى إراحة الذبيحة، وقد قال النبي عليه الصلاة والسلام: «وَلِيُحِدَّ أَحَدُكُم شَفْرَتَهُ وَلْيُرِحْ ذبيحته»، وقوائمها في هذه الحال قال أهل العلم: إنه ينبغي أن تكون طليقة، لا تمسك ولا تربط؛ لأن ذلك أريح لها، حيث تعطى حريتها، ولأن ذلك أبلغ في خروج الدم منها، والنبي عليه الصلاة والسلام- لما ذبح أضحيته الكبشين – لم يَرِدْ عنه أنه أمسك بقوائمها ولا أمر أحدا بإمساكهما، وإنما وضع رجله على صِفَاحِها؛ لأجل أن يتمكن من السيطرة عليهما عند الذبح، وذلك حينما ضحى بكبشين عليه الصلاة والسلام.

فضيلة الشيخ: ما المقصود بالصفاح؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الصفاح الرقبة، صفحة الرقبة يعني جانب الرقبة.

فضيلة الشيخ: يعني يضع رجله على صفحة الرقبة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم على صفحة الرقبة.

مطالب مرتبط:

(۵۹۶۱) حکم شرعی در نحوه‌ی کشتن حیوانات موذی در فروشگاه

می‌‌تواند آن‌‌ها را به آسان‌‌ترین ابزار بکشد، حال چه با چسب باشد اما اگر با چسب باشد باید توجه کند که از روی گرسنگی و تشنگی نمیرد....

ادامه مطلب …

(۵۹۶۸) حکم انداختن بقایای غذا در زباله

آنچه خورده می‌‌شود، مانند بقایای نان، خورشت و ... در مکان‌‌های آلوده انداخته نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۵۹۸۳) حکم شرعی ذبح بدون ذکر نام الله

خوردن از این ذبح‌‌ها اگر از ذبح‌‌هایی است که نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن برده شده، حلال است و اشکالی ندارد ولی اگر از ذبح‌‌هایی است که نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن برده نشده، حرام است...

ادامه مطلب …

(۵۹۷۸) حکم حرام بودن ذبح کسی که تارک نماز است

بنابر قول راجح که تارک نماز کافر بوده و از دین خارج می‌‌شود، ذبح او حلال نیست...

ادامه مطلب …

(۶۰۰۵) حکم تعطیلی کار برای شکار پرندگان

برای هیچ کسی جایز نیست که برای لذت بردن از تفریح، شکار یا هر چیز دیگر که او را از انجام وظیفه باز دارد، از کار واجب خود دست بردارد....

ادامه مطلب …

(۵۹۷۶) حکم خوردن ذبح قبرپرستان

ذبح مشرک خورده نمی‌‌شود، پشت سر او نماز خوانده‌‌ نمی‌‌شود، نماز، روزه و صدقه‌‌اش پذیرفته نمی‌‌شود، حلال نیست وارد مکه شود و بر او واجب بوده که قبل از مرگ، به خاطر شرکش به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه