دوشنبه 21 محرم 1448
۱۵ تیر ۱۴۰۵
6 جولای 2026

(۳۷۳۱) آیا پرداخت زکات به خویشاوند جایز است؟

(۳۷۳۱) سوال: اگر اموال به حدّ نصاب برسد، آیا پرداخت زکات به نزدیکان و خویشاوندانی مانند پدر، مادر و برادر جایز است؟

جواب:

پرداخت زکات به خویشاوند جایز است و پرداخت آن به خویشاوندی که مستحق آن باشد، بهتر از افراد دور و غریبه است؛ زیرا بنا بر فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم صدقه دادن به خویشاوند: «صدقة وصلة»[۱] : (صدقه و صله‌ی رحم است). اگر کسی با دادن زکات به خویشاوندش بخواهد از مالش حفاظت کند، جایز نیست زکاتش را به وی بدهد؛ مثلا اگر تأمین نیازهای خویشاوندِ فقیر و نیازمند بر شخص ثروتمند، واجب باشد، جایز نیست زكاتش را به آن خویشاوند بدهد بلکه واجب است مخارجش را از اموال خویش که غیر از مبلغ زکات است بپردازد و در این مورد، بین والدین و دیگر خویشاوندان تفاوتی وجود ندارد.

در پاسخ به سؤال مطرح شده می‌گوییم: اگر این شخص، مادر فقیر و مستحق زکات دارد که توانایی تأمین مخارج وی را ندارد زیرا مال خودش می‌باشد اما مالش به حد نصاب رسیده است، جایز می‌باشد که زكاتش را به مادرش بدهد زیرا در این حالت، تأمین مخارج مادرش بر او واجب نیست زیرا وی اصلا توان این کار را ندارد لذا جایز است که زکاتش را به او بپردازد. همچنین اگر مادرش بدهکار باشد و نتواند بدهی را بپردازد، می‌تواند بدهی مادرش را از زکاتش بپردازد.

چنان که اشاره کردم، قاعده‌ چنین است که جایز است مسلمان زکاتش را به خویشاوندانش بپردازد بلکه پرداخت زکات به خویشاوندی که مستحق زکات باشد، بهتر از پرداخت آن به دیگران است اما به شرطی که با پرداخت زکات به خویشاوند، مالش را حفاظت نکند؛ یعنی اگر تأمین مخارج این خویشاوند بر او واجب است و زکاتش را به او می‌پردازد تا مالش را از تأمین مخارج وی حفظ کند، جایز نیست زیرا پرداخت زکات، نفقه و تأمین مخارجی که واجب است را ساقط نمی‌کند.


۱- تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: هل تحل الزكاة في الأقارب مثل الأم والإخوة إذا بلغت النصاب؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: الزكاة يجوز صَرْفها للقريب، وصرفها للقريب الذي هو من أهلها أفضل من صرفها للبعيد؛ لأن الصدقة على القريب «صَدَقة وصلة» كما قال ذلك رسول الله صلى الله عليه وسلم، لكن إذا كان الإنسان بدفعه زكاته لقريبه يحمِي به ماله فإن ذلك لا يجوز ، فمثلا: إذا كان هذا القريب تجب نفقته عليه لكونه واسع المال وهو فقير، فإنه لا يجوز أن يعطيه من زكاته، بل يجب عليه أن ينفق عليه من ماله نفقة غير الزكاة، ولا فرق في هذا بين الوالدين وغيرهما. فنقول في جواب السائلة: إذا كان لها أُمّ فقيرة من أهل الزكاة، ومالها – أي: مال البنت لا يتسع للإنفاق على أمها لكونه قليلًا، ولكنه يبلغ النصاب، فإنه يجوز أن تعطي زكاتها لأمها في هذه الحال؛ لأنها لا يلزمها الإنفاق على أمها؛ لأنها لا تستطيع ذلك، فيجوز أن تعطيها من زكاتها، وكذلك لو كان على أمها دين لا تستطيع وفاءه، فإن لها أن تقضي دين أمها من زكاتها. والقاعدة كما أشرت إليها : أنه يجوز للإنسان أن يدفع زكاته لأقاربه، ودفعها لأقاربه الذين يستحقون الزكاة أفضل من دفعها لمن ليس قريبا له، ولكن بشرط ألا يحمي بها ماله، فإن كان يحمي بها ماله بحيث تجب عليه النفقة على هذا القريب، فيعطيه من الزكاة من أجل أن يحمي ماله من الإنفاق عليه، فإن هذا لا يجوز؛ لأن النفقة الواجبة لا تُسقطها الزكاة.

مطالب مرتبط:

(۳۷۶۱) حکم استفاده از باقی‌مانده‌ی اموال اهدایی برای ساخت مسجد

جایز نیست، زیرا آن مبالغ را برای ساخت مسجد اهدا کرده‌اند....

ادامه مطلب …

(۳۷۱۸) حکم حکم خرید وسایل ضروری از مبلغ زکات

به نظر من پرداخت زکات برای خرید منزل برای فقیر جایز نیست؛ زیرا خرید منزل، هزینه‌ی زیادی می‌طلبد و اگر هدف، برطرف نمودن نیاز فقیر است، می‌توان با مبلغ زکات، جایی را برایش اجاره کرد. ....

ادامه مطلب …

(۳۷۳۰) حکم پرداخت زکات به خردسالان تحت سرپرست

به شرطی جایز است که تأمین مخارجشان بر تو واجب نباشد اما اگر تو مسئول تأمین مخارجشان باشی، جایز نیست که زکاتت را به آنان بدهی....

ادامه مطلب …

(۳۷۳۶) حکم پرداخت‌ زکات به خانواده

زکاتی که به مادرت داده‌ای پذیرفته نیست زیرا پرداخت نفقه‌‌ی او بر تو واجب است. زکاتی که به خواهرانت داده‌ای، اگر نفقه‌ی آنان نیز بر تو واجب است، آن زکات پذیرفته نیست...

ادامه مطلب …

(۳۷۲۶) حکم برداشت زکات طلا برای نیاز شخصی

شخص اجازه ندارد زکات را برای خودش بردارد؛ یعنی جایز نیست که زکات را به خودش بپردازد بلکه واجب است زکات را به مستحقان آن بپردازد...

ادامه مطلب …

(۳۷۴۳) حکم پرداخت زکات به خواهر نیازمند

اگر پذیرفت که خوب است اما اگر نپذیرفت، به او داده نمی‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه