جمعه 29 شوال 1447
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
17 آوریل 2026

(۲۳۵۳) حکم حرکات اضافی در نماز

(۲۳۵۳) سوال: بسیاری از مردم را دیده‌ام که در نماز خشوع کافی را ندارند و حرکات زیادی را بدون نیاز انجام می‌دهند مانند داخل کردن دستشان در جیب یا اصلاح عمامه یا اینکه ساعت به دست می‌کنند و به آن نگاه می‌کنند و مانند اینها از حرکت‌های زیادی، آیا این حرکت‌ها تأثیری در صحت نماز دارد؟ آیا تعداد حرکت‌های مشخصی است که نماز را باطل کند؟

جواب:

نماز‌گزار با پروردگارش مناجات می‌کند همانطور که در صحیحین از حدیث ابوهریرة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «قَالَ اللَّهُ تَعَالَى : قَسَمْتُ الصَّلَاةَ بَيْنِي وَبَيْنَ عَبْدِي نِصْفَيْنِ وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ، فَإِذَا قَالَ الْعَبْدُ : { الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى : حَمِدَنِي عَبْدِي. وَإِذَا قَالَ : { الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى : أَثْنَى عَلَيَّ عَبْدِي. وَإِذَا قَالَ : { مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }، قَالَ : مَجَّدَنِي عَبْدِي. وَقَالَ مَرَّةً : فَوَّضَ إِلَيَّ عَبْدِي. فَإِذَا قَالَ { إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ }، قَالَ : هَذَا بَيْنِي وَبَيْنَ عَبْدِي وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ. فَإِذَا قَالَ : { اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ } { صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ }، قَالَ : هَذَا لِعَبْدِي وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ» (خداوند بلندمرتبه می فرماید: نماز را میان خود و بنده‌ام دو قسمت کردم و بنده‌ی مرا است آن‌چه خواست، هرگاه بنده بگوید: {الْحَمْدٌ له رَب الْعَالّمِین} خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: بنده‌ام مرا ستود. چون بنده بگوید: {الرَخْمٌّن الرَحیم} خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: بنده‌ام مرا ثنا گفت. چون بنده بگوید: {مَالْکٍ یوم الدْین} خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: بنده‌ام مرا بزرگ داشت. – و می‌فرماید: بنده‌ام امر خود را به من واگذارد و چون بنده بگوید: {إياک نَعْبْدُ وإیاک نَستَعین}. خداوند بلند مرتبه می‌فرماید: این میان من و بنده‌ام است و برای بنده‌ی من است هر آن‌چه خواهد. چون بنده بگوید: {اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ} {صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ} می‌فرماید: این از آن بنده‌ی من است و به بنده‌ی من هرآن‌چه خواهد» عطا شود) و اینگونه فهمیدیم که انسان در نمازش با پرودگارش مناجات می‌کند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در فاتحه همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ذکر کردند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جواب می‌دهد و وقتی اینگونه است قطعا شایسته است که انسان ادب با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مناجات با او را رعایت کند و با ذکر دعا به او نزدیک شود.
و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرموده است: «أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ وَهُوَ سَاجِدٌ» (نزدیک‌ترین زمان قرب بنده نسبت به پروردگارش، زمانی است که به سجده می‌رود) و وقتی اینگونه است پس بسیار مهم است که در نمازس با قلب و بدنش خشوع داشته باشد تا جایی که بعضی از اهل علم گفته‌اند خشوع در نماز واجب است یعنی قلب حاضر باشد و بدن نیز بی حرکت باشد و حرکت با خشوع منافات دارد زیرا دلیلی بر عدم خشوع قلب است و اعضا تابع قلب هستند لذا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ» (بدانيد در بدن تكه گوشتى وجود دارد كه اگر اصلاح گرديد، كليه ى بدن اصلاح شده است، و اگر فاسد گرديد كليه بدن فاسد شده است، بدانيد كه آن قلب است) پس کسانی که سوال کننده در مورد آنها گفت که در نمازشان بدون نیاز حرکت می‌کنند شکی نیست که نمازشان نقض می‌شود و حرکت بدون نیاز در نماز مکروه است و اگر آن پی‌در پی‌ و زیاد باشد نمازش را باطل می‌کند بنابراین درست کردن ساعت و نگاه به ساعت و قلم و مشغول شدن به ریش و بینی و مانند آن، همه‌اش از حرکات مکروه است.
و در این مناسبت دوست دارم که واضح سازم که حرکات در نماز پنج نوع می‌باشد:
نوع اول: حرکت واجب که صحت نماز برآن معلق است لذا هر حرکتی که صحت نماز بر آن معلق باشد واجب است حال آن حرکت برای انجام فعلی یا ترک محظوری باشد، مثال برای انجام فعل: مردی رو به غیر قبله نماز می‌خواند و شخص دیگر می‌آید و به او می‌گوید که قبله در راست تو قرار دارد پس بر او واجب است جهتش را به راست تغییر دهد و این حرکت برای امری واجب که رو کردن به قبله می‌باشد است و در این صورتی است که در بیابانی از روی اجتهادش رو کرده باشد اما اگر در شهر قرار دارد و بدون این که دنبال قبله بگردد نماز بخواند و برایش واضح شد که در رو به قبله کردن اشتباه کرده است باید نماز را از اول بخواند.
و دلیل این مسئله این می‌باشد که مردی به سوی اهل قباء (و ایشان رو به بیت المقدس نماز می‌خوانند و قبله به سوی کعبه تغییر کرده بود و ایشان این را نمی‌دانستند و در نماز صبح بودند) پس ندا زد: «أَلَا إِنَّ الْقِبْلَةَ قَدْ حُوِّلَتْ، فَمَالُوا كَمَا هُمْ نَحْوَ الْقِبْلَةِ» (بدانید به یقین قبله تغییر کرده است سپس آنان در همان حال به سوی قبله چرخیدند) بنابراین این رو کردن واجب است زیرا که برای امری واجب که رو به قبله کردن باشد است.
و مثال برای ترک محظور: اگر انسان در اثنای نماز به یاد بیاورد که عبایش یا دستمال سر یا دستمالی که در جیبش قرار دارد نجس است لذا در این صورت واجب است که آن دفع کند و این حرکت برای از بین بردن امر محظوری می‌باشد.
و دلیل آن این است رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با اصحابش نماز می‌خواند که کفش نیز پوشیده بود سپس آن را در آورد پس مردم نیز کفش‌هایشان را در آوردن و هنگامی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سلام نماز را داد از ایشان سوال کرد که چرا کفش‌هایتان را در آوردید و ایشان گفتند: دیدیم که شما کفش‌تان در در آوردید پس ما نیز کفش‌مان را در آوردیم، پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «إن جبریل أتاني فأخبرني أن فیهما أذیً فخلعتهما» (جبرئیل نزد من آمد و ما را از پلیدی در آن با خبر ساخت پس آن را درآوردم) و مشخص است که بیرون آوردن کفش یا دستمال سر و مانند آن حرکت محسوب می‌شود ولی این حرکت برای خلاصی از محظور است که واجب می‌باشد.
نوع دوم: حرکت مستحب و آن حرکتی است که به مستحب در نماز منجر شود مثل: این که در صف جلوی انسان جای خالی باشد و او آن را پر کند تا صف به هم وصل شود و مثل: این که صف در سمت چپ امام باشد و امام به سمت راست رود و مثل: این که دو نفر صف بسته و نماز جماعتی می‌خوانند که نفر سومی نیز می‌آید پس مأموم به عقب بر می‌گردد تا با نفر سوم صف ببندد و همه‌ی این حرکات مستحب است چون برای بهتر شدن نماز و رسیدن به مستحبات آن است لذا مستحب می‌شود.
قسمت سوم: حرکاتی که حرام است و آن حرکاتی زیاد و بدون نیاز و پشت سرهم باشد مانند حرکات بیهوده زیاد که اگر کسی به آن شخص کند انگار در نماز نیست به خاطر زیاد بودن حرکات بیهوده و این نماز را باطل می‌کند زیرا نماز از موضع خودش خارج شده است و نظر صحیح این است که به سه حرکت یا مانند آن مقید نمی‌شود بلکه زیادن بودن آن به عرف برمی‌گردد و اگر پی‌در پی باشد نماز را باطل می‌کند چون که نماز از موضع خودش خارج شده است و آنچه شایسته است خاشع و بدون حرکت بودن در نماز است.
نوع چهارم: حرکت مباح که حرکت کمی است که برای نیاز باشد و حرکت زیاد برای چیزی که ضروری است و مثالی برای چیزی که ضروری است: انسان در نماز بلند می‌شود هنگامی که دشمنی در مقابلش قرار می‌گیرد و در این حالت با او درگیر می‌شود هرچند که در نماز است و این حرکات زیادی را در پی دارد و مثل: اینکه عقرب یا مار و مانند آن به او حمله‌ور شوند که با دفع کردن یا کشتن آن که موجب حرکات بسیاری در نماز می‌شود مشکلی ندارد زیرا که ضرورت است و دلیل آن قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که می‌فرماید: {فَإِنۡ خِفۡتُمۡ فَرِجَالًا أَوۡ رُكۡبَانࣰا} [سوره البقرة: ۲۳۹] (پس اگر (از دشمن و غیره) ترسیدید، در حال پیاده یا سواره (نماز را بجای آورید)) {رجالا} یعنی در حال حرکت با پای پیاده و {رکبانا} یعنی: بر سواره و همچنین قسمت مباح شامل حرکات کم که برای نیاز می‌باشد نیز می‌شود مثل: اینکه بدنش بخارد و او را از نمازش مشغول می‌سازد پس با خاراندن آن خودش را راحت می‌کند و این حرکتی کم است که برای نیازی می‌باشد و جایز است.
و مثل: اینکه ازارش شل شود و ولی به این حد نمی‌رسد که بخواهد عورتش کشف شود چون اگر موجب کشف عورتش شود این حرکت به واجب تغییر می‌کند ولی فقط می‌خواهد محکم‌تر ببندد یا مانند آن که در این نیز نیاز محسوب می‌گردد و سفت کردن آن جز حرکات مباح محسوب می‌شود.
نوع پنجم: حرکات مکروه است که آن حرکت‌هایی کم که نیازی به آن نمی‌باشد است مثل عمل بسیاری از مردم همانطور که سوال‌کننده ذکر کردند از حرکت بیهوده با ساعتش یا با قلمش یا با لباسش یا با چوبی که بر روی زمین است بازی کند و مانند آن که مکروه است.
با این پنج اقسام برای ما حکم حرکت در نماز واضح شد و از مهم‌ترین چیزی که انسان باید در نمازش آن را داشته باشد خشوع قلب است تا بداند آنچه می‌گوید و آنچه انجام می‌دهد. والله الموفق.
سوال کننده: شیخ بزرگوار حرکت‌های مکروه به درجه‌ی بطلان نماز نمی‌رسد؟
جواب: چه‌بسا به باطل شدن نماز نیز بکشدو آن زمانی است که زیاد و پی‌در‌پی باشد که با باطل شدن نماز منجر می‌شود؛ مثال آن: در هر رکعت سه حرکت انجام دهد که در نماز چهار رکعتی دوازده حرکت می‌شود ولی از پی‌در پی نیست بنابراین نماز باطل نمی‌شود زیرا نماز از هیئتش خارج نمی‌کند ولی اگر این حرکت‌ها در یک رکعت باشد نماز را باطل می‌کند چون که پی‌در‌پی بوده و نماز را از هیئت آن خارج می‌کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لاحظت الكثير من الناس في الصلاة لا يخشعون تماما، فهم يُكْثِرُون من الحركات بدون داع، كإدخال اليد في الجيب، أو تصليح العمامة، أو لبس الساعة والنظر فيها، ونحو ذلك من الحركات الزائدة، فهل تؤثر هذه الحركات على صحة الصلاة؟ وهل هناك عدد معين من الحركات يبطل الصلاة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: إنَّ المصلي يناجي ربه -سبحانه وتعالى-، كما ثبت به الحديث عن النبي صلى الله عليه وسلم، و في الصحيحين من حديث أبي هريرة أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: قال الله تعالى: «قَسَمْتُ الصلاة بيني وبين عبدي نصفين. فإذا قال: ﴿ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ ﴾ [الفاتحة: ٢] قال الله تعالى: حَمِدَنِي عَبْدِي. وإذا قال: ﴿ الرحمن الرحيمِ ﴾ [الفاتحة: ٣] قال الله: أثنى علي عبدي. وإذا قال: ﴿ مَلِكِ يَوْمِ الدين ﴾ [الفاتحة: ٤] قال الله تعالى: تَجدَني عبدي، وإذا قال: ﴿ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴾ [الفاتحة: ٥] قال الله تعالى: هذا بيني وبين عبدي نصفين، ولعبدي ما سأل، وإذا قال: ﴿ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴾ [الفاتحة: ٦] قال: هذا لعبدي ولعبدي ما سأل»، وبهذا نعرف أن الإنسان يناجي الله -عز وجل- في صلاته، وأن الله عز وجل – يجيبه في الفاتحة بما ذكره النبي صلى الله عليه وسلم، وإذا كان كذلك فإنه ينبغي التأدب مع الله عز وجل – إذا كنت واقفا بين يديه تناجيه بكلامه وتتقرب إليه بذكره ودعائه.

وقد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: أقرب ما يكون العبد من ربه وهو ساجد وإذا كان هذا هو الحاصل في هذه الصلاة العظيمة فإنه يتأكد جدا أن يكون الإنسان فيها خاشعا بقلبه وجوارحه، حتى إن بعض أهل العلم ذهب إلى وجوب الخشوع في الصلاة، وهو: حضور القلب الجوارح، والحركة تنافي الخشوع؛ لأنها دليل على عدم خشوع القلب، فإن سكون الأعضاء تابعة للقلب، قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «ألا وإن في الجسد مضغة إذا صلحت صلح الجسد كله، وإذا فسدت فَسَدَ الْجَسَد كله، ألا وهي القلب» فهؤلاء الذين ذكر السائل عنهم أنهم يعبثون في صلاتهم بما لا حاجة لهم فيه لا شك أنهم نَقَصُوا صلاتهم هذه، فإن الحركة بغير حاجة مكروهة في الصلاة، وإن كثرت وتوالت فإنها تبطلها، فإصلاح الساعة والنظر إليها، والنظر في القلم، والعبث باللحية أو بالأنف وما أشبه ذلك، كل هذا من الحركات المكروهة.

وبهذه المناسبة أود أن أبين أن الحركة في الصلاة خمسة أنواع:

النوع الأول حركة واجبة، وذلك فيما إذا توقف عليها صحة الصلاة، فكل حركة تتوقف عليها صحة الصلاة فإنها واجبة، سواء كانت تلك الحركة لفعل مأمور أو لترك محظور، مثال فعل المأمور : رجل يصلي إلى غير القبلة، فجاءه شخص فقال له: القبلة عن يمينك، فهنا يجب عليه أن يتجه إلى اليمين، وهذه الحركة للقيام بأمر واجب وهو استقبال القبلة، وهذا إنما يكون في البر في محل الاجتهاد، أما في البلد فإنه إذا صلى بغير اجتهاد فإنه يعيد الصلاة من جديد إذا بين له أنه ليس إلى القبلة.

ودليل هذه المسألة أن رجلاً جاء إلى أهل قباء – وهم يصلون متجهين إلى بيت المقدس، بعد أن حولت القبلة إلى الكعبة وهم لا يدرون ذلك، وكانوا في صلاة الفجر – فنادى: «ألا إن القبلة قد حولت، فالوا كما هم نحو القبلة» وهذا الانصراف واجب؛ لأنه لتحصيل واجب.

ومثال ما يكون لترك المحظور ما لو تذكر الإنسان في أثناء صلاته أن عباءته، أو غترته، أو منديله الذي في جيبه فيه نجاسة، فإنه في هذه الحال يجب أن يزيله في الحال، وهذه الحركة للتخلص من محظور.

ودليل ذلك أن النبي صلى الله عليه وسلم كان يصلي بأصحابه، وكان -عليه الصلاة والسلام- يصلي في نعليه، فخلعهما، فلما خلعهما خلع الناس نعالهم، فلما سَلَّمَ سألهم: «ما بالكم خلعتم نعالهم»؟ فقالوا رأيناك خلعت نعليك فخلعنا نعالنا. فقال صلى الله عليه وسلم: إن جبريل أتاني فذكر لي أن فيهما أذى أو قال: قذرًا فخلعتهما، ومعلوم أن خلع النعلين أو الغترة أو ما أشبهها حركة، لكنها حركة للتخلص من المحظور، فكانت واجبة.

والقسم الثاني: حركة مستحبة، وذلك فيما إذا كان يترتب عليها حصول مستحب في الصلاة، مثل: أن يتقدم الإنسان إلى فُرْجَةٍ في الصف الذي أمامه ليصل بها الصف، ومثل: أن يكون قد صف عن يسار الإمام فيحوله الإمام إلى يمينه، ومثل: أن يَصْطَفَ اثنان جماعة فيأتي ثالث، فيتأخر المأموم لكي يصف مع الثالث، كل هذه الحركات مستحبة؛ لأنها لتكميل الصلاة والحصول على مستحباتها، فتكون مستحبة.

القسم الثالث: محرمة، وهي الحركة الكثيرة المتوالية بدون ضرورة، كالعبث الكثير، بحيث يشعر من رأى هذا الرجل أنه لا يصلي، لكثرة عبثه وحركته، فهذه تبطل الصلاة؛ لأنه خرج بالصلاة عن موضوعها. والصحيح أنها لا تتقيد بثلاث حركات أو نحوها، بل ما كثر عرفا وتوالى فإنه مبطل للصلاة؛ لأنه يخرج الصلاة من موضوعها وما ينبغي أن تكون عليه من الخشوع والسكون.

القسم الرابع: حركة مباحة، وهي اليسيرة للحاجة والكثيرة للضرورة. أما الكثيرة للضرورة فمثل أن يقوم الإنسان في صلاته فإذا بعدو يُغيرُ عليه، : ففي هذه الحال له أن يهرب منه ولو كان يصلي، ولو حصل بذلك حركة كثيرة، ومثل: أن يهاجمه سبع أو حَيَّةٌ أو نحو ذلك، فيسعى في مدافعتها أو القضاء عليها بحركة كثيرة وهو في الصلاة، فلا حرج عليه في ذلك؛ لأنها ضرورة، ودليله قوله تعالى: ﴿ فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا ﴾ [البقرة: ٢٣٩] رجالا يعني: ماشين على أرجلكم أو ركبانًا على رواحلكم. وكذلك من القسم المباح الحركة اليسيرة للحاجة، مثل: أن يلتهب بعض جسمه بحكة ويشغله في صلاته، فيحكه من أجل أن يرتاح ويطمئن ، هذه حركة يسيرة لكنها للحاجة فتكون جائزة.

ومثل أن يسترخي عليه إزاره ولكنه لا يصل إلى انكشاف العورة؛ لأنه إذا أدى إلى انكشاف العورة صارت الحركة واجبة، لكنه يسترخي عليه فيُحُبُّ أن يشده أكثر، أو ما أشبه ذلك، فهذا أيضًا لحاجة، فتكون مباحة.

القسم الخامس: المكروهة، وهي اليسيرة لغير حاجة، مثل عمل كثير من الناس كما ذكره السائل من العبث في ساعته أو قلمه أو ثوبه، أو عود من الأرض يعبث به، أو ما أشبه ذلك، هذا مكروه.

وبهذه الأقسام الخمسة يتبين لنا حكم الحركة في الصلاة، وأهم شيء أن يكون الإنسان في صلاته حاضر القلب حتى يعلم ما يقول وما يفعل، والله الموفق.

يقول السائل: فضيلة الشيخ الحركات المكروهة لا تصل إلى درجة بطلان الصلاة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: ربما تصل إلى بطلان الصلاة، وذلك إذا كثرت وتوالت فإنها تصل إلى بطلان الصلاة. مثال ذلك: لو تحرك في ركعة واحدة ثلاث مرات، وفي الثانية ثلاث مرات، وفي الثالثة ثلاث مرات، وفي الرابعة ثلاث مرات هذه اثنتا عشرة حركة ، لكنها متفرقة فلا تبطل الصلاة؛ لأنها لا تخرجها عن هيئتها، لكن لو توالت هذه الحركات في ركعة واحدة فقد تكون مبطلة للصلاة؛ لأنها صارت متوالية، فأخرجت الصلاة عن هيئتها.

مطالب مرتبط:

(۲۳۵۶) حکم بالا بودن صدای مأمومین در نماز

برای ماموم جایز نیست که با بلند کردن صدایش بر اطرافیانش تشویش ایجاد کند....

ادامه مطلب …

(۲۳۷۲) حکم ورود به مسجد با بوی دخانیات

بله در مورد بوی دخانیات نیز شامل می‌شود.....

ادامه مطلب …

(۲۳۶۶) حکم نماز خواندن ما بین سایه و نور خوشید در نماز فرض و نفل

از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از نشستن بین سایه و نور خورشید نهی وارد شده است و این که مکان نشستن شیطان است....

ادامه مطلب …

(۲۳۵۹) حکم متابعت از قاری رادیو در نماز

ظاهر آن این است که جایز نیست ...

ادامه مطلب …

(۲۳۵۲) نصیحتی به برادران نمازگزار

این برادران را نصحیت می‌کنیم که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از نگاه به اطراف کردن در نماز برحذر داشته است ...

ادامه مطلب …

(۲۳۵۴) حکم حرکات غیرمناسب در نماز

اهل علم ذکر کرده‌اند که اگر حرکت در نماز زیاد و پی‌در ‌پی باشد نماز را باطل می‌کند یا حرکتی باشد که مطلقا مناسب نماز نباشد مانند قهقهه که نماز را باطل می‌کند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه